معرفی و دانلود کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۲۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدعلی صالحی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه

کتاب دختر ویولون زن در کوچه‌های برفی آذرماه نوشته سید علی صالحی است که توسط نشر چشمه منتشر شده است. این کتاب شامل شعرهای این شاعر نام‌آشنا است. از اینم شاعر از سید علی صالحی، کتاب‌های شبانه ها در غیاب احمد شاملو، دعوت به دعای عهد زنان، زن در سایه چهره اش را نشان خواهد داد، مجموعه اشعار سیدعلی صالحی نیز منتشر شده است.

درباره کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه

در این کتاب شما در دنیای شاعر غرق می‌شوید و او شما را با خود به میان کلماتی می‌برد که هرکدام تعبیر تازه‌ای را ساخته است. زبان کتاب سرشار احساسات است و استحکام خودش را دارد. کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه پر از لحظه‌های ناب احساسی است که در شعر شاعران دیگر به سختی پیدا می‌کنید. سید علی صالحی زبان فارسی را به خوبی می‌شناسد و می‌تواند به بهترین شکل ممکن از آن استفاده کند.

خواندن کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به شعر معاصر پیشنهاد می‌کنیم

شعری از کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه

یک شب

یک آدمِ تقریباً شاعری

معلوم نشد ناگهان

از کجا پیدایش شد،

آمد رفت پرده را کنار کشید

(ازقضا پنجره باز بود)

بعد همان تقریباً تا حدودی شاعر،

اشاره کرد رو به شب،

گفت شب است،

من هم گفتم بله... شب است.

مردم

همه

از دَم؛

اندوهگین، افسرده، ناامید

همه از دَم آزرده، دلتنگ، بی‌دلیل...

(حالا بی‌دلیل آمده بودند این‌جا که چه بی‌دلیل؟!)

کوچه

از پشتِ همین میز کهنه هم پیدا بود.

برف می‌آمد یا نمی‌آمد

مردم از دَم صف کشیده مقابل مغازهٔ یک آقایی

که می‌گفتند گاهی حدوداً شبیه بعضی شاعران،

شب‌ها به روشناییِ روز فکر می‌کند

و روزها به تاریکیِ شَب.

شما اصلاً می‌دانید سه‌نقطهْ شعر...

شغلِ شریفِ بعضی از همین مردمِ به‌تقریب است!

امداد... امداد

الف. بامداد را خبر کنید!

خبر هم نکردید

نکردید...!

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه
موضوعشعر نو
نویسندهسیدعلی صالحی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۱۱/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۶۲ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۲۲۹-۸۳۲-۴
تعداد صفحه‌ها۱۱۱ صفحه
قیمت کتاب۳۷۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه جهان تازه‌ی شعر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ایران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۹

از طاقچه خواهشمندم کتاب‌های علی صالحی عزیز رو صوتی کنند تا بقیه هم که وقت کمتری برای مطالعه دارند حداقل گوش بدن...

۰

بریده‌هایی از کتاب

-Dny.͜.
۵۸
مگر یک نفر چندبار باید کُشته شود، تا کُشته شود!
دردونه
۳۸
همین‌قدر که زن زاده شوی حتماً زیبا زاده شده‌ای تا اَبَد...!
-Dny.͜.
۳۰
تو باید یک جایی همین حوالی باشی. پس من تا کِی باید از این مرگِ بی‌معرفت فرصت بخواهم. بیا بی‌انصاف، یک وقتی دیدی کار از کار گذشت!
ریـوان|'
۱۴
هی دخترِ آوازهای آذرماه در بارش این‌همه پروانه کسی پنجره‌اش را باز نخواهد کرد. برگرد انتهای کوچه بگو کلاهِ کاپشن‌اش را پس بزند، آن‌جا فقط فرهادِ مهراد مراقبِ توست. قدم روی چشم خانه گرم است چای هِل دارد دَم می‌کشد...!
یك رهگذر
۱۱
هر کسی سرانجام یک جایی خسته خواهد شد خاصه من خاصه تو.
mina72
۱۱
غیرِممکن است! این‌جا برای هر کسی حتماً چراغی هست، فقط خودش باید آن را روشن کند.
دردونه
۹
او که برای بستنِ دست‌های من می‌آید بگو هیچ دستْ‌بندی با خود نیاورد، من دست‌هایم را به کودکانِ کوره‌پزخانه قرض داده‌ام. او که برای بستنِ چشم‌های من می‌آید بگو زحمت نکش من چشم‌هایم را به دوقلوهای نرگسِ محمدی داده‌ام تا دیگر از تنهاییِ بی‌مادرِ خود نترسند. او که برای کُشتنِ کلماتِ من می‌آید بگو کجای کاری تو ترانه‌های من سال‌هاست سینه‌به‌سینه از گزندِ تازیانه و قیچی گذشته‌اند. حالا خود دانید...!
یك رهگذر
۹
هر وقت دیدی واقعاً از وحشتِ بی‌خوابی خوابت نمی‌آید، خُب... شعر بخوان شعرهای مرا بخوان، حتماً خداوند می‌آید برایت دَمنوشِ بابونه می‌آورد.
the.simia
۸
می‌نویسم، می‌گویند چرا می‌نویسی. سکوت می‌کنم می‌گویند چرا سکوت کرده‌ای. زندگی می‌کنم می‌گویند چرا زنده‌ای هنوز. می‌میرم می‌پرسند اسمت چه بود...؟! بَه‌بَه... چه ایامِ فرخنده‌ای چه روزگار خوشی چه هولی... چه حسرتی!
the.simia
۵
غیرِممکن است! این‌جا برای هر کسی حتماً چراغی هست، فقط خودش باید آن را روشن کند.