جملات زیبا از متن کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب دختر ویولون‌زن در کوچه‌های برفی آذرماه

۳.۵(از ۲۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سیدعلی صالحی
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو

۷۴,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۳۷,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

مگر یک نفر چندبار باید کُشته شود، تا کُشته شود!
-Dny.͜.
۶۰
همین‌قدر که زن زاده شوی حتماً زیبا زاده شده‌ای تا اَبَد...!
دردونه
۳۸
تو باید یک جایی همین حوالی باشی. پس من تا کِی باید از این مرگِ بی‌معرفت فرصت بخواهم. بیا بی‌انصاف، یک وقتی دیدی کار از کار گذشت!
-Dny.͜.
۳۱
هی دخترِ آوازهای آذرماه در بارش این‌همه پروانه کسی پنجره‌اش را باز نخواهد کرد. برگرد انتهای کوچه بگو کلاهِ کاپشن‌اش را پس بزند، آن‌جا فقط فرهادِ مهراد مراقبِ توست. قدم روی چشم خانه گرم است چای هِل دارد دَم می‌کشد...!
ریـوان|'
۱۴
هر کسی سرانجام یک جایی خسته خواهد شد خاصه من خاصه تو.
یك رهگذر
۱۱
غیرِممکن است! این‌جا برای هر کسی حتماً چراغی هست، فقط خودش باید آن را روشن کند.
mina72
۱۱
هر وقت دیدی واقعاً از وحشتِ بی‌خوابی خوابت نمی‌آید، خُب... شعر بخوان شعرهای مرا بخوان، حتماً خداوند می‌آید برایت دَمنوشِ بابونه می‌آورد.
یك رهگذر
۱۰
او که برای بستنِ دست‌های من می‌آید بگو هیچ دستْ‌بندی با خود نیاورد، من دست‌هایم را به کودکانِ کوره‌پزخانه قرض داده‌ام. او که برای بستنِ چشم‌های من می‌آید بگو زحمت نکش من چشم‌هایم را به دوقلوهای نرگسِ محمدی داده‌ام تا دیگر از تنهاییِ بی‌مادرِ خود نترسند. او که برای کُشتنِ کلماتِ من می‌آید بگو کجای کاری تو ترانه‌های من سال‌هاست سینه‌به‌سینه از گزندِ تازیانه و قیچی گذشته‌اند. حالا خود دانید...!
دردونه
۹
می‌نویسم، می‌گویند چرا می‌نویسی. سکوت می‌کنم می‌گویند چرا سکوت کرده‌ای. زندگی می‌کنم می‌گویند چرا زنده‌ای هنوز. می‌میرم می‌پرسند اسمت چه بود...؟! بَه‌بَه... چه ایامِ فرخنده‌ای چه روزگار خوشی چه هولی... چه حسرتی!
the.simia
۹
شعر خوب است شراب هم در حَدِ کَم و بعضی کلماتِ رکیک...!
Ponyo_10
۶
غیرِممکن است! این‌جا برای هر کسی حتماً چراغی هست، فقط خودش باید آن را روشن کند.
the.simia
۵
من هم مثل همان عدهٔ عجیب در حیرتم مگر یک نفر چندبار باید کُشته شود، تا کُشته شود!
Sina Mahmoodi
۵
در جنگ به زخم‌های خود نگاه می‌کنیم. در صلح به جایِ زخم‌های خود نگاه می‌کنیم. پس کی زندگی خواهیم کرد...؟!
Ponyo_10
۵
مردم همه از دَم؛ اندوهگین، افسرده، ناامید همه از دَم آزرده، دلتنگ
the.simia
۴
او که برای بستنِ دست‌های من می‌آید بگو هیچ دستْ‌بندی با خود نیاورد، من دست‌هایم را به کودکانِ کوره‌پزخانه قرض داده‌ام.
مهران کاسب‌وطن
۳
او که برای کُشتنِ کلماتِ من می‌آید بگو کجای کاری تو ترانه‌های من سال‌هاست سینه‌به‌سینه از گزندِ تازیانه و قیچی گذشته‌اند. حالا خود دانید...!
maha :)
۳
چشم‌های‌تان را به نور عادت دهید تنهاییِ بزرگ تمام خواهد شد...!
Sina Mahmoodi
۳
خودتان را در آینه گاهی به خودتان نشان دهید
Ponyo_10
۳
خسته‌ام این روزها، و خسته‌ام از این روزها...!
یك رهگذر
۲
چای سرد می‌شود سکوت سرد می‌شود سرما سرد می‌شود دنیا از دهان می‌افتد.
leila tofighy
۲
خسته‌ام این روزها، و خسته‌ام از این روزها...!
leila tofighy
۲
وِل کن این حرف‌ها را دختر، دنیا خیلی سرد است در این سرزمین!
arghavan
۲
بعد از تو یک شب در خواب یک عده آمدند آهسته مرا کشتند رفتند گفتند خودش مُرده بود قبل از این اتفاق که شهریور...! عجیب نیست که من هنوز همین جا دارم برای تو مَسیج می‌زنم اعضای محترمِ فرهنگستانِ ادب و هنر مقصرند، بعد از تو اسمِ رسیدهٔ انگور چرا مرتب شبیهِ شهریور می‌شود. من هم مثل همان عدهٔ عجیب در حیرتم مگر یک نفر چندبار باید کُشته شود، تا کُشته شود!
دردونه
۱
او که برای کُشتنِ کلماتِ من می‌آید بگو کجای کاری تو ترانه‌های من سال‌هاست سینه‌به‌سینه از گزندِ تازیانه و قیچی گذشته‌اند. حالا خود دانید...!
soroush
۱
خودتان را در آینه گاهی به خودتان نشان دهید
leila tofighy
۱
سلام آقای رییس‌جمهور کلید... که بی‌کلید! احیاناً کبریت خدمت‌تان هست؟! می‌خواهم این چراغِ شکسته را روشن کنم، کوچه خیلی تاریک است!
مسلم عباسپور
۱
همین‌قدر که زن زاده شوی حتماً زیبا زاده شده‌ای تا اَبَد...!
arghavan
۱
من معمولاً در تاریکی فقط به تاریکی فکر می‌کنم، سپیده‌دم پیشکشِ بعضی پشیمانْ‌شدگانِ شریف!
Nima Rabiei
۱
خسته‌ام این روزها، و خسته‌ام از این روزها...!
Sina Mahmoodi
۱
تو باید یک جایی همین حوالی باشی. پس من تا کِی باید از این مرگِ بی‌معرفت فرصت بخواهم. بیا بی‌انصاف، یک وقتی دیدی کار از کار گذشت!
matbuat
۱