معرفی و دانلود کتاب همه‌ی افق (مجموعه داستان) + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب همه‌ی افق (مجموعه داستان)
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب همه‌ی افق (مجموعه داستان)

نوع کتاب
۴.۱(از ۲۳ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فریبا وفی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همه‌ی افق (مجموعه داستان)

«همه‌ی افق» مجموعه هشت داستان از فریبا وفی، نویسنده موفق معاصر است. داستان‌های این کتاب بیشتر به دغدغه‌های زنان می‌پردازند به خشنونت‌های ناپیدا علیه آنان. به سوءتفاهم‌ها، رنج‌ها و ترس‌هایشان و عواقبی که از فقر فرهنگی و اقتصادی و... دامنشان را می‌گیرد. رواویان این داستان‌ها به دنبال شناختن دوباره خودشان، در موقعیتی که قرار دارند، می‌روند. همه داستان‌ها واقع‌گرایانه‌اند و هدفشان نشان دادن تغییرات درونی آدم‌های قصه است. زبان وفی هم کاملا ساده و بی‌تکلف است و این امتیاز اثر، خواننده را بیشتر به دنبال کردن داستان‌ها ترغیب می‌کند. داستان‌های فریبا وفی تاکنون به زبان‌های وسی، سوئدی، عربی، ترکی، ژاپنی، انگلیسی ترجمه شده‌اند و جوایز متعددی مثل جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره هوشنگ گلشیری در سال ۱۳۸۲ و جایزه پرمخاطب‌ترین نویسنده غیر‌آلمانی از موسسه ادبی لیت‌پروم را برایش به همراه داشته‌اند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همه‌ی افق (مجموعه داستان) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:همه‌ی افق (مجموعه داستان)
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:فریبا وفی
انتشارات:نشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۵/۱۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۳۵ مگابایت
تعداد صفحه‌ها:۹۹ صفحه
قیمت کتاب:۳۷۵۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی همه‌ی افق (مجموعه داستان)

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

alialef
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۲/۲۵

مثل همه داستانهای خانم وفی، تمرکز بر احوالات زنانه و شامل توصیفهای رسا... کتاب خوبیه. و البته داستان کوتاه نوشتن خیلی هم اسون نیست

۰
sumit
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۱/۱۳

چند داستان کوتاه که راوی و شخصیت اصلی آن ها یک زن هست. این مدت انقدر کتاب ترجمه شده خوندم که دلم برای یه همچین ادبیاتی تنگ شده بود. قصه ی آخرش را گرچه تلخ بود ولی دوست داشتم. حس می کنم اگر...بیشتر

۱
مهرسا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

داستانهایی ساده و روان ... آخرین داستان خیلی خوب بود

۰
سحر توحیدوند
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۱۹

خوب و مفید بود

۰
گل پری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۱

نویسنده واقعا قلم توانایی دارند در شناخت زنان و توصیف احوالات روحی زنان

۰
شیوا رمضانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۸

داستان های این مجموعه برش های کوتاهی بودند از زندگی ملموس زنان جامعه. روایت ها جامع و محکم و جذاب بودند؛ شخصیت ها قابل لمس و ماجراها قابل درک. 🌹🌹🌹

۰
shirin shakeri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۶/۰۶

مقدار زیادی صداقت و صراحت و البته فن نویسندگی. برش هایی ملموس از زندگی واقعی. مثل همه آثار خانم وفی برایم جالب بود. اگر علاقه مند به داستان کوتاه هستید، توصیه میکنم.

۰
کاربر ۵۹۴۰۷۰
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۸

کتاب جذابی بود. داستانهایی که به زندگی زنان و روایت زندگی آنها میپردازد و‌دغدغه های آنها را به نمایش میگذارد. با خواندن کتاب میفهمیم که زنان چه دنیای بزرگ و گسترده با دغدغه های متفاوتی دارند.

۰
Reera
۱۴۰۴/۱۲/۱۴

ضعیف ترین داستان های خانم وفی، فقط تکرار جزئیات و‌ روزمره که ان ها هم هیچ جذابیتی نداشتند، به جز یک داستان که متوسط رو به بالا بود باقی داستان ها ضعیف بودند

۰
M M
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۳

داستان آخر خیلی قشنگ بود.

۰
ایران آزاد
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۲

کتاب جالبی بود. داستان‌های کوتاه مجموعه با وجود نداشتن فراز و فرود و ماجراهای نفس‌گیر، جذاب و خواندنی بودند. داستان‌هایی از روزمرگی‌ها، غصه‌ها، دردها و دل‌نگرانی‌های زنان ایرانی

۰

بریده‌هایی از کتاب

مبرا
۱۲
هیچ‌وقت از تنهایی‌اش تراژدی نساخت، برعکس، تا می‌توانست لذت برد.
لیلی مهدوی
۸
در کتاب‌ها خوانده بودم که آدم‌ها بعد از چند سال همانی نیستند که قبلاً بودند.
مبرا
۶
خیلی مهم است که یک نفر، فقط یک نفر..." کمی مکث کرد. انگار بغض راه گلویش را گرفت، اما زود به خودش مسلط شد. "... یک نفر توی دنیا آدم را از ته دل دوست داشته باشد. می‌فهمی؟ حتا اگر بد دوست داشته باشد یعنی از طرز دوست داشتنش خوشت نیاید.
SaNaZ
۶
تو زندگی خوبی داری. شوهرت بهت علاقه دارد. خیلی مهم است که یک نفر، فقط یک نفر..." کمی مکث کرد. انگار بغض راه گلویش را گرفت، اما زود به خودش مسلط شد. "... یک نفر توی دنیا آدم را از ته دل دوست داشته باشد. می‌فهمی؟ حتا اگر بد دوست داشته باشد یعنی از طرز دوست داشتنش خوشت نیاید. توجهت را معطوف کن به زندگی‌ات."
مریم
۴
دوست دارد مردی پیدا بشود که با شنیدن خرابی‌های زندگی او و خانواده‌اش رم نکند.
Mobina
۴
هیچ‌وقت از تنهایی‌اش تراژدی نساخت، برعکس، تا می‌توانست لذت برد.
SaNaZ
۳
شاید این سختی‌ها همه ساختهٔ ذهنم بود و با حرف زدن مثل کوه یخ آب می‌شد و از بین می‌رفت. دلم می‌خواست مثل او ولو بشوم روی فرش و با چای و شعر حال کنم و بی‌خیال همه‌چیز بشوم.
Mobina
۳
در کتاب‌ها خوانده بودم که آدم‌ها بعد از چند سال همانی نیستند که قبلاً بودند. رابطه‌ها هم
sumit
۲
قاب عکس پلاستیکی ارزانی روی تاقچه بود
مبرا
۱
یک‌جور بیهودگی قلبم را پر کرد. بعد از یازده سال آمده بودم. می‌دانستم که نباید می‌آمدم. در کتاب‌ها خوانده بودم که آدم‌ها بعد از چند سال همانی نیستند که قبلاً بودند. رابطه‌ها هم. توی فیلم‌ها هم دیده بودم. ما از این داستان مستثنا نبودیم. نباید می‌آمدم.