معرفی و دانلود کتاب زیبای رانده شده + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب زیبای رانده شدهsubscriptionAvailable

کتاب زیبای رانده شده

نوع کتاب
۴.۹(از ۷۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سیدسعید هاشمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب زیبای رانده شده

«زیبای رانده شده» رمانی برای نوجوان نوشته سید سعید هاشمی، شاعر و نویسنده کتاب‌های کودک و نوجوان است. این اثر درباره زندگی برادر امام هادی(ع)، موسی مبرقع است که برای زیارت مزار عمه‌اش، حضرت معصومه (س) به شهر قم می‌آید. موسی بن محمد الجواد (ع) (۲۱۴-۲۹۶ هـ. ق)، فرزند امام جواد(ع) و برادر کوچک‌تر امام هادی(ع) است. او در چهل سالگی از مدینه به قم مهاجرت کرد و تا پایان عمر ساکن این شهر بود. وی در دوران حیات در قم مورد تکریم بزرگان و مردم شهر بود و پس از درگذشتش عباس بن عمرو غنوی، حاکم قم بر پیکر وی نماز خواند. مدفن این بزرگوار در قم است و به دلیل این که چهره‌اش را می‌پوشانید، مبرقع نام گرفته است. «نزدیک مغرب بود که کاروان به حوالی قم رسید. هوای قم گرم بود؛ اما نه به گرمی کوفه و بغداد و مدینه. از همان دور می‌شد سرسبزی باغ‌های اطراف قم را دید. قبلاً شنیده بود که قم شهری سرسبز است اما تابستان‌های گرمی دارد؛ اما وقتی نسیم لطیف قم به صورتش دست کشید، تفاوت هوای قم را با هوای کوفه که سال‌ها در آنجا زندگی کرده بود، احساس کرد. جلویشان کاروانسرای بزرگ و زیبایی نمایان شد. کاروان‌سالار به زبان فارسی فریاد زد: در همین کاروانسرا اتراق می‌کنیم. مسافران نفسی از روی راحتی کشیدند. از صبح زود که چشم از خواب باز کرده بودند تا حالا داشتند یکریز حرکت می‌کردند. تکان‌های اسب‌ها و شترها، دل‌ورودهٔ زن‌ها و بچه‌ها را حسابی تکانده بود. تعدادی از بچه‌ها در آغوش مادرانشان خوابیده بودند. چندلحظه بعد، فضای کاروان‌سرا پر از صدای زنگولهٔ شترها و سُم اسب‌ها شد. اسب‌ها و شترها بارهایشان که خالی شد، با خیال راحت و دل خوش رفتند سراغ علوفه‌ای که دستیاران کاروان‌سالار برای‌شان آماده کرده بودند. کاوه به آقاموسی گفت: اجازه بدهید اسب‌تان را ببرم تیمار کنم. نیازی نیست. من نمی‌خواهم در اینجا بمانم. می‌خواهم همین الآن وارد شهر شوم.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب زیبای رانده شده و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:زیبای رانده شده
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:سیدسعید هاشمی
انتشارات:انتشارات کتابستان معرفت
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۳/۱۳
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۲.۵۳ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۸۴۶۰۹۷۸
تعداد صفحه‌ها:۲۸۸ صفحه
قیمت کتاب:۱۰۵۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mohammad
۱۳۹۸/۰۶/۱۶

رمان خوبی بود ترکیبی از چند داستان بود هربار حال هواتو عوض می کرد و به یه جا دیگه میبرد

۶
NZ
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۱۵

عالی بود به نظرم اگر کسی این کتاب را بخواند به خوبی آشنا با زندگی اهل بیت میشود

۰
zahra sadat-87
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

درباره ی فرزند امام جواد (ع) هست که به موسی مبرقع معروف هستن من به شخصه خیلی خوشم اومد و به دیگران توصیه ش میکنم اینکه چند تا روایت هم توش بود و آدم رو از مدینه به قم و بعد...بیشتر

۰
مهربانو
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۲/۱۷

وای وای وای این کتاب محشره😍😍😍شب و روز برای من نذاشته بود نصفه شب بیدار میموندم تا کله سحر اینو میخوندم😅😍 واقعا پیشنهاد میکنم بخونینش نه تنها قشنگه و به دل میشینه بلکه کللللی اطلاعات آدم رو بالا میبره!!!حسابی توصیه میکنم👌

۰
مهرا
۱۳۹۸/۱۲/۱۸

روایت ساده اما جذاب

۰
گمنام
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۵

کتاب بسیاااااار جذاب، با متنی امروزی، دقیق و شیوا که بسیااااار زیبا زندگی امامان آخرمان را که بعضا بسیار کم از آنها می دانیم را برایمان به زیبایی و با زبان خودمانی برایمان شرح می دهد... شک ندارم عاشق شخصیت...بیشتر

۰
ema
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۲۳

عالییی بود؛ بعد خوندنش خیلی حس خوبی گرفتم، تا حالا اصلا نمی‌دونستم یه همچین شخصی ام هست

۰
ali aslani
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۱/۳۰

واقعا خیلی خوب بود ولی پایانش خیلی باز بود از نویسنده ی محترم درخواست می کنم زودتر جلد دو کتاب رو منتشر کنن

۰
کاربر
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۸

کتاب خیلی خوبی بود و سرگرم کننده و اموزنده

۰
نسیم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۱

این کتاب در مورد امامزاده موسی مبرقع برادر امام هادی علیه السلام و پسر امام جواد علیه السلام می باشد. در مورد ورود ایشان به سرزمین قم و البته در این کتاب با بخشی از زندگی حضرت معصومه سلام الله...بیشتر

۰
هه - نون
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۹

عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالییییییه. من نسخه چاپی شو دارم.

۰
سلما
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۲

بیشتر یک داستان خانوادگی بود حضرت معصومه سلام‌الله ، امام رضا💚 و بقیه با محوریت موسی مبرقع. ولی تاریخی و روان بود

۰
کاربر ۳۲۰۸۴۶۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۰۶

خیلی خوب بود بطورخلاصه سرگذشت چندامام درد استان آمده بود

۰
دختر ایران
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۹

این کتاب فوق العاده بود و خیلی من رو آگاه تر کرد.انشاءالله بار بعدی که زائر بانو و اقاموسی مرقع در قم بشم یک زیارت بهتری میشه به لطف این کتاب.این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی هست که برای...بیشتر

۰
melika
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۱

کتاب در مورد سفر پسر امام جواد علیه السلام (موسی مبرقع که اکنون مزارشان در قم قرار دارد) است و بخشی از زندگی ایشان پس از شهادت برادر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام را روایت می کند. به نوجوانان علاقه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

NZ
۲۰
خداوند فرمود: کلمه لااله‌الاالله قلعهٔ محکم من است. هرکس آن را برزبان آورد، وارد این قلعه شده و هرکس وارد این قلعه شود، من او را عذاب نمی‌کنم. تمام مردم این حدیث را شنیدند و هزاران نفر آن را نوشتند.
MMST
۱۷
وقتی ما اهل‌بیت هدیه‌ای به کسی بدهیم، آن را پس نمی‌گیریم
Mahtab
۱۶
با دیدن چهرهٔ زیبای او می‌پرسیدند: تو چرا این‌قدر زیبایی؟ و او خنده‌اش می‌گرفت. زیبایی که دست خودش نبود که بتواند دلیلی برای آن بیاورد.
Mahtab
۱۳
مولایم علی‌بن‌موسی‌الرضا فرموده‌اند: حمام مزاج آدم را معتدل می‌کند و پلیدی را برطرف می‌کند.
محمدرضا
۱۱
موسی گفت: ما خاندانی هستیم که وقتی هدیه‌ای می‌دهیم، آن را پس نمی‌گیریم.
محمدرضا
۹
بعضی از دوستانش هم از این بذل و بخشش او دل خوشی ندارند و قبل از ازدواج ما اجازه نمی‌دادند که هرکسی با او دیدار داشته باشد. حتی برای خانهٔ او در دیگری گذاشته بودند تا او از در اصلی رفت‌وآمد نکند، اما گویا علی‌بن‌موسی از این ماجرا باخبر شده بود و از خراسان، نامه‌ای به او نوشته بود. گفته بود: به حرف کسانی که به تو می‌گویند از در اصلی رفت‌وآمد نکن، گوش نده. این به دلیل خسیس بودن آن‌هاست. آن‌ها می‌ترسند از او خیری به دیگران برسد. در نامه‌اش نوشته بود: هروقت می‌خواهی از خانه خارج شوی، مقداری سکهٔ طلا و نقره با خودت داشته باش. هرکس از تو چیزی خواست، به او بده.
محمدرضا
۸
موسی‌بن‌خزرج حالا معنای پیش‌گویی امام صادق را می‌فهمید. حدیثی که سال‌ها بود فکر او را مشغول کرده بود: «بانویی از فرزندان من در قم از دنیا می‌رود که اسمش فاطمه، دختر موسی است و به شفاعت او همهٔ شیعیان من وارد بهشت می‌شوند.»
_.kowsar._
۷
چه سختی‌هایی کشیدی عمه‌جان! چقدر راه آمدی تا برادرت را ببینی و آخر هم ندیدی عمه جان! حالا دیگر تنها نیستی. حالا من هم آمدم اینجا کنارت. بمیرم برای آن روزهایی که تنها بودی. بمیرم برای آن روزهایی که آن‌همه راه آمدی!
Mahtab
۵
کمی روی قالی راه رفت و بعد پیش خودش گفت: باغ زنده‌ای که فقط ایرانی‌ها از عهدهٔ آن برمی‌آیند.
محمدرضا
۴
کاروانیان با دیدن چهرهٔ آقاموسی تعجب کردند. تاجر گفت: فتبارک‌الله احسن‌الخالقین! دیگری با حیرت گفت: بینداز برقع را. نکند بدچشم‌ها چشمت بزنند! عربی به این زیبایی تا حالا ندیده بودم! چهره‌اش هم مثل اخلاقش است.