معرفی و دانلود کتاب مرثیه ابوعتا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مرثیه ابوعتاsubscriptionAvailable

کتاب مرثیه ابوعتا

نوع کتاب
۴.۶ امتیاز(از ۶۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
سعید محمدی
انتشارات: 
نشر معارف

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب مرثیه ابوعتا

کتاب مرثیه ابوعتا نوشته سعید محمدی است. کتاب مرثیه ابوعتا را انتشارات معارف چاپ کرده است و این کتاب درباره زندگی و احوال امام کاظم (ع) است.

درباره کتاب مرثیه ابوعتا

کتاب مرثیه ابوعتا داستان مردی به نام ابوعتا و عشق او را بیان می‌کند. ابوعتا جوان ایرانی تبار و شاعری چیره دست معاصر با امام کاظم (ع) بود که به سبب استعداد ذاتی ‌اش به دربار هارون راه یافت. او عاشق «نعیمه»، دختر یکی از امرای دربار شد، اما چون پول و مقامی نداشت نتوانست به معشوقش برسد.

ابوعتا قید و بندی نداشت و زبان تند و تلخی داشت؛ همین هم باعث شد مغضوب هارون شده و به زندان بیفتد. او در این زمان در زندان با امام کاظم علیه السلام آشنا می‌شود و اتفاقاتی برای او رخ می‌ دهد که زمینه‌ ساز تحول و دگرگونی روحی او می ‌شود. آشنایی با وجود مبارک امام کاظم (ع) و کراماتی که از حضرت می ‌بیند، زمینه دگرگونی فکری و روحی او را فراهم می ‌کند و این آغازی برای زندگی و تولدی دوباره است برای ابوعتا؛ چرا که عشق زمینی او در همراهی با امام (ع) و آشنایی با معارف اهل بیت (ع) به عشقی آسمانی بدل می‌شود.

خواندن کتاب مرثیه ابوعتا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های تاریخی و دینی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب مرثیه ابوعتا

- بانوی من! گاهی عشق در لحظه رخ می‌دهد؛ یک روز، یک عمر است از برای عاشقی که چشم‌انتظار معشوقش باشد.

مقبوله، پیشکار نعیمه، با شنیدن این حرف، جثهٔ کوتاه و چاقش را جلو کشید، ابرویش را در هم کشید و نگاهی با عصبانیت به ابوالعتاهیه انداخت. نعیمه کوزهٔ کوچکی را برداشت و برانداز کرد. دوباره سر جایش گذاشت. همان‌طور که به کوزهٔ دیگری نگاه می‌کرد گفت: «خُب، ببینم این عشق اثرش را در کارت نیز گذاشته؟ دیروز وعده‌ای کرده بودی. آمده‌ام سفارشم را ببینم.»

ابوالعتاهیه از پستوی مغازه، کوزهٔ نسبتاً بزرگی را بیرون آورد. کوزه، لعابی فیروزه‌ایِ خوش‌رنگی داشت. تنه‌ای خمره‌ای و گردنی کوتاه داشت. لبه‌های درش، با ظرافت نقش و نگار زیبایی گرفته بود و دستهٔ بلندی در دو طرفش قرار گرفته بود. لبه‌های دسته‌ها و لبه‌های درِ کوزه نیز با خطی قهوه‌ای‌رنگ تزیین شده بود. در شکم کوزه، صفحه‌ای بیضی‌شکلِ خاکی‌رنگی قرار داشت که با خطوط سیاه، شعری با خط خوش روی آن نقش بسته بود.

کوزه را جلوی پای نعیمه روی زمین گذاشت و دو - سه قدم عقب رفت. نعیمه چشمش که به کوزه افتاد، روی زمین نشست. گردنهٔ کوزه را گرفت و آن را چرخاند. چشمانش را گشاد کرد و با تکان دادن سر به بالا و پایین، رضایتش را از آن اعلام کرد. نگاهش به شعر افتاد:

از شوق چشم‌های تو

آتش به جان و قلبِ بی‌قرار شد

اگر جرئت گداختن نیست

از عشق حذر باید...

- کوزهٔ به این بزرگی، وبال سازنده‌اش است. بهتر است حمالی برای این کار اجیر کنی!

با چند سرفهٔ پدرش به خود آمد. پدر، قبای حریرِ قهوه‌ای‌رنگش را مرتب کرد. نفسش را بیرون داد و به سمت اتاق کناری که ابوالعتاهیه در آن بود، رفت. در را باز کرد و پرده را کنار زد و داخل شد. جواب سلام ابوالعتاهیه را با تکان دادن سری داد. نعیمه خودش را به پشت پرده رساند. با این برخورد پدر با ابوالعتاهیه، ضربان قلب نعیمه بالا رفت. ظاهراً از همان اول عزمش جزم بود که سر این جوان را بکوبد به طاق. از این‌که چطور جرئت کرده بود قدم به این خانه بگذارد، عصبانی‌تر بود. با التماس‌های نعیمه بود که خودش را کنترل کرده و راضی شده بود چند کلامی با او صحبت کند. 

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مرثیه ابوعتا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابمرثیه ابوعتا
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهسعید محمدی
انتشاراتنشر معارف
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۱/۳۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۲.۱۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۴۴۱۲۹۶۴
تعداد صفحه‌ها۱۲۴ صفحه
قیمت کتاب۱۲۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سلام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۲/۰۸

کتاب در مورد جوان شاعری است که دل باخته دختری عرب می شود و پدر دختر مانع ازدواج آن دو می شود... چرخ روزگار می چرخد تا پای جوانک به دربار هارون باز می شود، اما زبان سرخش سر سبز بر...بیشتر

۰
ahmad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۵

نسخه چاپی کتاب رو خوندم. از زاویه جدیدی به قربت امام کاظم علیه السلام نگاه کرده بود. جرات و جسارت ابوعتا قابل تحسین هست اگه از خواندن کتاب های (هادی،دعبل و زلفا،رویای نیمه شب)لذت بردید از این کتاب هم لذت میبرید.

۰
حنین‌سادات
۱۴۰۳/۰۱/۲۵

قلم‌هایی که دربارهٔ شما می‌نویسند بوسیدنی‌اند و کلماتی که در حق شما ادا می‌شوند خوشبخت، این رمان خیالِ کوتاهِ خواستنی‌ست و آرزویی‌ست که آنها که هم‌عصر امام حاضر بودند تجربه کردند، که حتی آوای شما که حتی نگاه شما برای...بیشتر

۰
کاربر ۲۶۹۹۷۵۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۱

جالب بود هرچند دوست داشتم بیشتر از امام بگوید

۰
mahboobeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۷

چقدر زیبا بود این کتاب. لحظات ناب خوندن این کتاب و از دست ندین. ابوعتای شاعر عاشق که ابتدا دل به عشق دختری عرب بست و سپس عشق موسی بن جعفر را بدست آورد و مرید ایشان شد. قصه ی زندانبان هایی که...بیشتر

۱
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۵

کتاب در مورد امامان شیعه کم است ،ماتا حدی از زندگی برخی از آنان خبر داریم ،این کتاب غنیمتی کوچک از زندگی امام کاظم است.

۰
فاطمه ثانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۰۸

کتابی خوشخوان و روان و مختصر و کم حجم برای اونهاییکه داستان های تاریخ اسلام رو دوست دارن💛👌

۰
💙جهادِ عماد💙
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۰۲

یه کتاب خیلی شیرین و دلچسب.... . ❤️السلام علیک یا موسی ابن جعفر❤️

۰
ketabjoo
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۴

قطعا از این نظر که به قسمتی از زندگی امام موسی کاظم علیه السلام پرداخته عالی هست.توصیفات نسبتا خوبی دارد اما برخلاف انتظار من بیشتر بر محور زندگی ابوعتا و عشق زمینی او بود.خیلی سریع و سطحی از کنار عشق...بیشتر

۰
مستاصل!
۱۴۰۱/۰۲/۱۷

تحت عنوان یک داستان با رویکرد مذهبی، شاید بشه گفت تقریبا خوب تونسته غربت امام شیعیان و همچنین صفات هارون در برابر رافضیان رو نشون بده.

۰
mahdieh1999
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۱

خیلی ضعیف بود

۰
مریم بانو
۱۴۰۳/۰۱/۰۵

کتاب مثل سبک کتاب های آقای مظفر سالاری بود همون حال و هوا و صحنه های عاشقانه رو داشت و مظلومیت و غریبی امام بزرگوارمون رو در حد مطلوبی بیان کرده بود ولی کاش ملاقات ابوعتا و امام (ع) رو...بیشتر

۱
kaito
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۸

با چند توصیف و تصویر کوتاه از امام بغض میکنید. همین‌.

۰
کاربر 4997468
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۷

اگه به شعر و شاعری علاقه دارید به شدت پیشنهاد میشه

۰
sms
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۶

خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

سلام
۱۴
«خورشید را به بند کشیده‌اند؛ اما او همچون خورشید گرما و روشنایی‌اش را از سرِ هیچ کسی، حتی آدم‌های بدی مثل من دریغ نمی‌کند!»
سلام
۹
«تحمل یک عمر تاریکی، ارزش دیدن یک لحظه روشنایی را دارد.»
سلام
۷
چسباندن هیچ‌وقت مثل همان اول نمی‌شد؛ چه دل باشد، چه سفال و کوزه. شاید این کوزه را بتوان با سریش چسباند و تکه‌هایش را کنار هم گذاشت، اما دلِ شکسته‌اش را چه باید کرد؟!
مستاصل!
۴
عشق، انسان را به دل طوفان می‌کشاند.
MaaM
۴
«به خدا جهالت مردمان، از زهرِ هارون کُشنده‌تر است! بی‌تفاوتی مردم است که عزیز خدا را به کنج زندان انداخت. ای مردمی که تمام فکر و ذکرتان گُرده‌ای نان و لباسی فاخر است! عبد صالح خدا در کنج زندان غریبانه شهید شد.»
dina
۳
منم آن عاشق خسته که از اعماق جانش به ماه حسرت می‌برد که راه به خانهٔ دلبر دارد و من بی‌نصیب و محرومم از دیدار... ای ماهِ سیمین‌پیکر! به نیابت از من، روی ماهش را ببوس آهای عاشق دل‌خسته! کجایی؟
سمیه جنگی
۲
مستیِ بهترین شراب‌های ناب هم به مستیِ یک شعر خوب نمی‌رسد.
N
۱
«فَهُو الَّذی بِهِ رَجائی وَ سَنَدی.» - تنها به او امید دارم و به او تکیه می‌کنم.
مستاصل!
۰
منم آن عاشق خسته که از اعماق جانش به ماه حسرت می‌برد که راه به خانهٔ دلبر دارد و من بی‌نصیب و محرومم از دیدار... ای ماهِ سیمین‌پیکر! به نیابت از من، روی ماهش را ببوس
مستاصل!
۰
عشق، دلِ دریایی می‌خواهد و زهرهٔ شیر.