کتاب اربعین طوبی سیدمحسن امامیان + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اربعین طوبی

کتاب اربعین طوبی

معرفی کتاب اربعین طوبی

«اربعین طوبی» نام اثری از سیدمحسن امامیان (-۱۳۵۹) است که داستانی واقعی از زندگی زنی را بازگو می‌کند که بخش عمده‌ای از تاریخ معاصر ایران و عراق را به چشم دیده‌است. زنی به نام بتول که زاده تهران و ایرانی‌الاصل است اما در نوجوانی همسر مردی عراقی شده و راهی این کشور می‌شود و باقی عمرش را در بصره زندگی می کند. این زن که سختی‌های زیادی در زندگی کشیده‌است اکنون سال‌ها است که چشم به راه پسر مفقودالاثرش است. پسری که همگان از آمدنش مأیوس شده و نام او را با عنوان شهید بر سینه دیوار زده‌اند،اما حسی مادرانه بتول را همچنان امیدوار به بازگشت او نگاه داشته‌است. زندگی پر فراز و نشیب این زن بستر مناسبی است برای روایت شادی‌ها و تلخ‌کامی‌های گذشته و حال این دو سرزمین. کشورهایی که در گذشته ملتی واحد بودند و برخلاف گسست‌های اعتباری، مشترکات اعتقادی و فرهنگی خود را حفظ نموده اند. بی‌شک مهم‌ترین عامل این پیوند، جایگاه عتبات عالیات در آن سرزمین و دل‌های مشتاق در این سرزمین بوده و هست. حبّ اهل‌بیت علیهم السلام حبل‌المتینی است که حتا جنگی نابرابر، طولانی و تحمیلی نتوانسته خدشه‌ای بر این پیوند ایجادکند. شاهد این ادعا، کنگره عظیم پیاده روی اربعین و سفره داری مردم شیعه و محب عراق، برای زوار ایرانی و دیگران است. رمان اربعین طوبی با دستمایه قراردادن ماجرای زندگی این شیرزن ایرانی، قصد دارد به مسائلی همچون محبت اهل‌بیت علیهم السلام جایگاه خانواده، سبک زندگی ایرانی اسلامی، تاریخ معاصر، مشترکات دو کشور ایران و عراق و... اشاراتی مختصر داشته‌باشد و علاوه بر آن، بهانه‌ای شود برای پیداشدن ردی از فرزند گم‌شدۀ خاله بتول و مرهمی بر زخم هجران وی. در بخشی از داستان می‌خوانید: هر چهل‌روز، یک گره باید بیفتد توی زندگی ما؛ که اگر نیفتد شک می‌کنم به ایمانم و می‌ترسم از اینکه نکند به حال خودمان رهایمان کرده باشد. منتظرم که همین روزها یک بلای کوچک در حد و اندازه من گیس‌سپید، سرم بیاید تا یک‌بار دیگر دست به زانویم بزنم و عبا سرم بگیرم و یک یاعلی بگویم و یک پله بالاتر بروم. طوبی سال‌هاست با خودش حرف می‌زند. گاهی گل‌ها و درخت نارنج وسط حیاط مخاطب او می‌شود اما همدمی نزدیک‌تر از خودش ندارد. توی خانه بی کار نمی ماند. دست به کار و دل به یار و گوش به زنگ دارد. زنگ در، ممتد و خش‌دار به صدا درمی‌آید و دلش هورری می‌ریزد.

نظرات کاربران

میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۷/۰۷/۰۳

داستان ، داستان زنی ایرانی به نام طوبی هست که با مردی اهل عراق به نام عبدالله ازدواج کرده و درکربلا زائرسرایی به نام فدک داره، طوبی، نوه اش صفیه و حمود نامزد صفیه راهی پیاده روی اربعین می شن

- بیشتر
سپیده
۱۳۹۷/۰۸/۱۲

نمونه ی این کتاب رو خوندم.فوق العاده جذاب و پر کشش.ممنونم دوست خوبم بابت معرفی کتاب اربعین طوبی

سعید سعادت
۱۳۹۶/۰۹/۰۵

این کتاب عالی بود. عشق پاک، اعتقاد راسخ و عواطف عالی مسلمان‌های ایران و عراق در کنار روایتی زیبا از تاریخ. از عاشقانه‌ترین داستان‌هایی که موضوع مذهبی داشتند بود برام.

BARAKAH
۱۳۹۷/۰۱/۰۵

خیلی عالیه

هامان
۱۳۹۸/۱۲/۱۴

کتاب جنبه های مختلفی رو پوشش میده ... سیاست ، مذهب ، تاریخ ، حتی روانشناسی زوجین و بچه داری ... اطلاعاتتون بالا میره با خوندنش در کنار قلم ساده و زیباش ... یه مقدار میتونست انسجام بیشتری در داستان

- بیشتر
🍁زِینَبّ🍁
۱۳۹۶/۰۸/۱۷

می تونم بگم بهترین کتاب رمان درباره اربعین هستش پیشنهاد میکنم حتما بخونید

ز.م
۱۳۹۷/۰۸/۰۶

یکی لز زیباترین و بهترین کتاب هایی که خوندم

s.latifi
۱۳۹۶/۰۸/۱۸

خیلی ممنون که این کتاب رو گذاشتید.

sh.j
۱۴۰۱/۰۴/۲۶

کتاب درجه یکی بود که خواننده را جذب می کرد.

شکوفه صبح
۱۴۰۰/۰۶/۲۷

این کتاب رو دوبار خوندم، آدم دوست داره طوبی مادربزرگش باشه و همراهش بشه تا خود کربلا از قصه ‌های زندگیش بگه، طوبی از نمونه‌های ناب یک زنان اصیل ایرانی است، علیرغم زندگی سخت و پرفرازونشیبی که داشته اما ذره‌ای

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

هر چهل‌روز، یک گره باید بیفتد توی زندگی ما؛ که اگر نیفتد شک می‌کنم به ایمانم و می‌ترسم از اینکه نکند به حال خودمان رهایمان کرده باشد
میـمْ.سَتّـ'ارے
بشکند دستی که بخواهد سمت بچه های فاطمه دراز شود.
میـمْ.سَتّـ'ارے
رمان اربعین طوبی که چند قسمت آن در مجله پیام‌زن، در سال گذشته منتشر شده بود، با دستمایه قرار دادن ماجرای زندگی این شیرزن ایرانی، قصد دارد به مسائلی همچون محبت اهل‌بیت علیهم السلام جایگاه خانواده، سبک زندگی ایرانی اسلامی، تاریخ معاصر، مشترکات دو کشور ایران و عراق و... اشاراتی مختصر داشته باشد و علاوه بر آن، بهانه ای شود برای پیدا شدن ردی از فرزند گم‌شدۀ خاله بتول و مرهمی بر زخم هجران وی.
S
زندگی جایی است که در آن آرامش داشته باشی.
میـمْ.سَتّـ'ارے
مسافر از ری‌آمده که مرد رندی بود و برای حمود، خودش را میان‌دار هیئات جنوب تهران معرفی کرده بود، فهمید درد حمود چیست. با ایماء و اشاره از حمود خواست، همراه او جملاتی را تکرار کند که جای زیارتنامه را بگیرد. میان‌دار دستش را بلند کرد سمت ضریح مختار و سه بار گفت: دمت گرم!... دمت گرم... دمت گرم. و حمود با تشدید میم تکرار کرد: دَمّت گرم!... دمّت گرم... دمّت گرم. چه زیارتنامه کوتاه و وجدآوری
میـمْ.سَتّـ'ارے
نه اسم عربی نه اسم فارسی، اسم اهل‌بیت را بگذارید روی بچه هایتان که خانه تان همیشه پر از نور باشد. دقت که کردم دیدم راست می‌گوید. عرب‌ها همآن قدر روی اسم‌های مالک و خالد و حارث و... تأکید و تعصب داشتند که بعضی فامیل‌ها و در همسایه ما روی اینکه یک اسم حتماً ایرانی روی بچه هایشان بگذارند.
میـمْ.سَتّـ'ارے
تا آمدم جم بخورم، دایی نشست و بغلم کرد. بوی بابا را نمی‌داد اما بوی آشنا داشت. آشنایی که می‌شد بهش تکیه کرد. دلم قرص شد که یک مرد پیشمان هست.
میـمْ.سَتّـ'ارے
کودکانه و سریع، دست طوبی را که پس کشیده می‌گیرند و می‌بوسند و بدو می‌روند توی خانه
میـمْ.سَتّـ'ارے
چند سال پیش، توفیق رفیقمان شد و همراه جمعی از محبان آل‌الله راهی سفر اربعین حسینی شدیم.
سپیده
می‌ترسم. می‌ترسم تو را از دست بدهم. آن‌وقت خانه ام بی‌طوبی شود. خانه بی‌طوبی نور ندارد.
میـمْ.سَتّـ'ارے

حجم

۲۰۱٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۲۹۶ صفحه

حجم

۲۰۱٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها

۲۹۶ صفحه

قیمت:
۴۰,۰۰۰
تومان