
کتاب کودک خوب من
معرفی کتاب کودک خوب من
کتاب کودک خوب من (راهنمایی تبدیل شدن به پدر و مادری که آرزو دارید) نوشتهی بکی کندی و با ترجمهی نیلوفر گنجی، از سوی نشر کتابستانمعرفت منتشر شده است. این کتاب به موضوع فرزندپروری، رابطهی والد و کودک و شکلدادن به فضای عاطفی خانه میپردازد و تلاش میکند نگاه والدین را به رفتار و نیازهای کودکان دگرگون کند. نویسنده که روانشناس بالینی است، تجربهی کار درمانی با بزرگسالان و والدین را با مباحث دلبستگی، تنظیم هیجان و نظام خانواده ترکیب کرده است تا الگویی تازه برای تربیت و رابطه ارائه دهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کودک خوب من
کتاب کودک خوب من با تمرکز بر تجربههای بالینی بکی کندی، الگویی از فرزندپروری ارائه کرده است که همزمان بر رشد کودک و خودسازی والد تکیه دارد. نویسنده از نقطهای شروع میکند که بسیاری از والدین در آن گیر کردهاند: احساس خستگی، ناامیدی و این حس که «میدانم چهجور والدی میخواهم باشم، اما نمیدانم چطور». از دل همین سؤالها، ساختاری شکل گرفته که رفتار کودک را «نوک کوه یخ» میبیند و ریشهها را در نیازهای عاطفی، مهارتهای نیاموخته و مدارهای شکلگرفته در سالهای اولیه جستوجو میکند. در کتاب کودک خوب من ده فصل نخست به «اصول فرزندپروری دکتر بکی» اختصاص دارد؛ اصولی مثل باطن خوب، هر دو چیز درست است، وظیفهی خود را بشناس و اهمیت سالهای اول زندگی. در این بخشها نویسنده مفاهیمی مانند دلبستگی، تنظیم هیجان، نقش مرزبندی، تأیید و همدلی را توضیح داده و نشان داده است که چگونه تجربههای کودکی والد، واکنش او به رفتار فرزند را شکل میدهد. سپس در نیمهی دوم کتاب، تاکتیکهایی با عنوان «سرمایهی ارتباط» معرفی شده که برای افزایش صمیمیت و احساس امنیت در رابطهی والد و کودک طراحی شده است. کتاب کودک خوب من در ادامه به سراغ موقعیتهای مشخص و آشنا برای خانوادهها میرود؛ از رقابت خواهر و برادری و عصبانیت و دروغگفتن تا اضطراب، کمرویی و اعتمادبهنفسنداشتن. نویسنده در هر موضوع، هم به لایههای عاطفی و ریشههای درونی اشاره کرده است و هم نمونههایی از گفتوگو، نوع مرزبندی و شیوهی همراهی والد را نشان داده است تا خواننده بتواند میان «درک نظری» و «رفتار روزمره» پلی واقعی بزند.
خلاصه کتاب کودک خوب من
کتاب کودک خوب من بر این فرض استوار است که هم والد و هم کودک «باطن خوب» دارند و رفتارهای دشوار، نشانهی کشمکشهای درونی و نیازهای برآوردهنشده است؛ نه سند بدبودن شخصیت. نویسنده از والد میخواهد رفتار را از هویت جدا کند، بهجای تمرکز بر تنبیه و پاداش، به معنای پشت رفتار نگاه کند و سؤال کند: «بچهم با چی دستوپنجه نرم میکنه و من چطور میتوانم کمکش کنم؟» در این کتاب مفاهیمی مانند اصل «هر دو چیز درست است» توضیح داده شده است؛ یعنی هم والد حق دارد مرز بگذارد و هم کودک حق دارد ناراحت شود. کندی نقش والد را در سه محور تعریف کرده است: مرزبندی برای حفظ امنیت، تأیید تجربهی عاطفی کودک و همدلی. در کنار این، اهمیت سالهای اول زندگی، نظریهی دلبستگی و مدل نظام خانوادهی درونی شرح داده شده تا روشن شود چگونه واکنشهای امروز والد، مدارهای عاطفی فردای کودک را میسازد.
چرا باید کتاب کودک خوب من را بخوانیم؟
این کتاب زاویهی نگاه به فرزندپروری را از «اصلاح رفتار» به «رابطه و تنظیم هیجان» جابهجا میکند و نشان میدهد چگونه میتوان هم مقتدر بود و هم همدل. خواننده با مثالهای عینی، جملات پیشنهادی و تحلیل موقعیتها یاد میگیرد پشت رفتارهای آزاردهندهی کودک، نیاز و ترس را ببیند و همزمان مرزهای روشن و امن برقرار کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب به والدینی پیشنهاد میشود که با پرخاشگری، لجبازی، اضطراب یا رقابت خواهر و برادری فرزندان خود درگیرند و در عین حال نمیخواهند فقط به تنبیه و پاداش تکیه کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به تأثیر سالهای اولیهی زندگی و رابطهی والد و کودک بر سلامت روان در بزرگسالی علاقهمندند.
بخشی از کتاب کودک خوب من
«کار من کمک به والدین است تا از ناامیدی و تشویش به آرامش و امید و توانمندسازی خود و حتی خوداندیشی برسند و تمام اینها بدون تکیه بر راهبردهای متداول فرزندپروری است. هیچوقت از من توصیههایی مثل وقفهٔ کوتاه، برچسبهای جایزهای، تنبیه، پاداش یا بیتوجهی برای واکنش به رفتاری مشکلساز، نخواهید شنید. پس توصیهٔ من چیست؟ اول از همه این موضوع را درک کنید که رفتار کودکان مثل نوک کوه یخی است که زیر آن دنیای دیگری وجود دارد که فقط التماس میکند درک شود. بگذارید همین اول، فرضی را که دربارهٔ شما و کودکانتان دارم بیان کنم: همهٔ شما باطن خوبی دارید. حتی وقتی کودک خود را «بچهٔ بد» خطاب میکنید، بازهم باطن خوبی دارید. حتی وقتی کودکتان خرابکردنِ برج بلوکیِ خواهرش را انکار میکند (با اینکه خودتان شاهد صحنه بودهاید)، بازهم باطن خوبی دارد. منظور من از «باطن خوب» یعنی همهٔ ما ذاتاً، دلسوز و دوستداشتنی و بخشندهایم. اصل خوبیِ باطن راهنمای تمام کارهای من است. باور دارم کودکان و والدین باطن خوبی دارند و این باور به من اجازه میدهد دربارهٔ «چراییِ» رفتارهای بد آنها کنجکاو باشم. این کنجکاوی باعث میشود بتوانم چهارچوبها و تدبیرهایی بیندیشم که در ایجاد تغییر مؤثر است. در نظام خانواده، برخی از نقشها بر نقشهای دیگر اولویت دارد. امنیت بر خوشبختی و رضایت فرزندان از ما، اولویت دارد. اول از همه، وظیفهٔ ما این است که امنیت فرزندانمان را از نظر جسمی و روانی حفظ کنیم. هیچچیز برای کودک ترسناکتر از این نیست که متوجه شود والدینش از پس این کار برنمیآیند (بهخصوص وقتی والدین از ترس واکنش فرزندشان در این کار ناموفق باشند). کودک ناخودآگاه این پیام را دریافت میکند: وقتی کنترلم را از دست میدهم، هیچکس نمیتواند کاری کند و کمکم کند.»
حجم
۲۶۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۰۸ صفحه
حجم
۲۶۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۰۸ صفحه