معرفی و دانلود کتاب اتوبوس سرگردان + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اتوبوس سرگردانsubscriptionAvailable

کتاب اتوبوس سرگردان

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۶ رأی)
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اتوبوس سرگردان

«اتوبوس سرگردان» اثر دیگری از نویسنده رمان محبوب و ماندگار «خوشه‌های خشم» است. جان اشتاین بک در این کتاب هم با نگاه انسان‌دوستانه خود، تابلویی دیگر از زندگی مردم آمریکا را تصویر می‌کند. این اثر نیز مانند دیگر آثار او بیانگر حال و روزگار طبقه فرودست امریکا پس از بحران‌های داخلی است. شخصیت‌های این اثر براساس واقعیت خلق شده‌اند. روسپیان و مهاجرانی که در پی رکود اقتصادی و بیکاری سراسری با فقر دست به گریبانند و اتوبوسی که نماد این سرگردانی و زوال است. اتوبوس در جاده‌های خراب متروک و پر از آب کالیفرنیا سرگردان مانده است. راننده مردی خوش‌بنیه، خونگرم و بی‌اراده است. مسافران از طیف‌های گوناگونند، دختری‌ که در کاباره‌ها می‌رقصد، فروشندهٔ دوره‌گردی‌ که دنبال چیزهای خنده‌دار می‌گردد و پسری که می‌خواهد ادای مردها را درآورد، همچنین یک دختر دانشگاهی که در پی ارضای هوس‌های پنهانی خویش است و پدر و مادر این دختر. جان اشتاین‌بک در این کتاب با صداقت تمام، جدال‌ها، هیجان‌ها و هوس‌های مردان و زنان را تشریح می‌کند. این اثر که در سال ۱۹۴۷ منتشر شد، مورد تحسین و ستایش همان منتقدانی قرار گرفت که او را به جانب‌داری از جنگ متهم کرده بودند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اتوبوس سرگردان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباتوبوس سرگردان
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهجان اشتاین‌بک
مترجمسعید ایمانی
انتشاراتانتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۰۱/۰۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۴.۵۸ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۳۷۶۴۰۲۶
تعداد صفحه‌ها۳۸۳ صفحه
قیمت کتاب۱۹۷۰۰۰ تومان
برچسببرنده نوبل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

یوسف
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۶

از اون دست کتاب هایی نیست که موقع خواندن عجله داشته باشی که ببینی بعدش چه می‌شود! ولی در کل بد نیست. داستانی در مورد افرادی که با انگیزه‌های مختلف، در سفری نه چندان طولانی با هم‌ همسفرند. شخصیت پردازی...بیشتر

۰
ژاله
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۷/۲۱

رمانی زیبا ودر خور تحسین بود که به خواننده می آموخت همکاری وهمدردی درهر مکانی خوشایند و امکان پذیر است و در ضمن باید هر کس وجدانی بیداروهوشیار داشته باشد و به ندای درونیش پاسخ مثبت بدهد با سپاس فراوان

۰
helen
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۴

از اون دسته کتابهایی هست که شاید هرکسی از اون لذت نبره . موضوع خاصی رو دنبال نمیکنه و من بخاطر نویسندش خوندم ولی زیاد خوشم نیومد

۰
النازم
۱۳۹۹/۰۶/۰۹

عالی بود ، جان اشتاین بک فوق العاده اس ، این اثرش عالیه

۰

بریده‌هایی از کتاب

mohsen
۵
جان استن‌بک مردی‌ست که از سیاهی و نفرت راه باز می‌کند. او برای گشودن این راه از هزاران بحران و بدبختی می‌گذرد، بیکاری‌ها و دربه‌دری‌های مردم و ستم سرمایه‌داران و بهره‌کشی آنها را دیده و فقر و گرسنگی کسانی را احساس کرده است که زیر دنده‌های غول‌پیکر سرمایه جان کنده‌اند.
پویا پانا
۵
آدمی در عرض چند روز به یک قصر هم عادت می‌کند و بعد طالب چیزهای دیگری می‌شود.
پویا پانا
۳
تنها چیزی که در دنیا ارزش دارد جوانی‌ست و کسی که جوانی‌اش را از دست بدهد تقریباً مرده است.
پویا پانا
۲
بلانکن‌ها و دامادهایشان از اهالی فقیر، نادان، مغرور و خشن کنتاکی بودند. آنها بدون اثاثیه و بی‌هیچ‌گونه وسایل زندگی از مشرق آمدند و تنها چیزی که همراه داشتند تعصب و عقاید سیاسی‌شان بود.
پویا پانا
۲
یک مرد یا زن عاشق پنجاه ساله احساس ناهنجاری در آدم به‌وجود می‌آورد.
پویا پانا
۲
هیچ‌چیز مثل حق‌نشناسی آدم را به شرارت نمی‌کشاند.
پویا پانا
۱
فکر می‌کردم نمی‌خواهید با ما بیایید. _ مگر حق ندارم فکر خودم را عوض کنم؟
helen
۱
آقای پریچارد برای روبه‌رو شدن با مردم تاکتیک‌های به‌خصوصی داشت. او هیچ‌وقت اسامی اشخاصی با قدرت‌تر و ثروتمندتر از خود را فراموش نمی‌کرد و هیچ‌وقت نام اشخاص کوچک‌تر از خود را به خاطر نمی‌آورد. او می‌گفت که واداشتن شخصی به گفتن اسمش او را در وضع و موقعیت نامساعدی قرار می‌دهد. معرفی یک مرد به‌وسیلهٔ خودش او را خلع سلاح می‌کند.
پویا پانا
۰
سعی می‌کنم بی‌هیچ دردسری زندگی خودم را بگذرانم.
پویا پانا
۰
لویی در یک مجله خوانده بود که چشم‌های درشت نمایانندهٔ جذابیت صاحبش هستند