با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب ناطور دشت (ناتور دشت) اثر جی. دی. سلینجرoff

کتاب ناطور دشت (ناتور دشت)


سال انتشار۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها۲۲۲ صفحه

دسته‌بندی
معرفی نویسنده
عکس جی. دی. سلینجر
جی. دی. سلینجر
آمریکایی | تولد ۱۹۱۹ - درگذشت ۲۰۱۰

جِروم ديويد سلينجر، نويسنده تأثيرگذار آمريكایی در اول ژانويه سال ۱۹۱۹، در مَنهتن نيويورك به دنيا آمد. پدرش يهودی و مادرش مسيحی بود. پس از اتمام تحصيلات ابتدايی، ...

معرفی کتاب ناطور دشت (ناتور دشت)

ناطور دشت (ناتور دشت) رمانی به قلم نویسنده آمریکایی جروم دیوید سالینجر است. آراز بارسقیان مترجم این کتاب می‌گوید: ناطورِ دشت داستان آدمی است شبیه من و خودت. روایت زندگی پسر جوانی که سعی دارد تو این دنیای نکبتی، پیچ‌وخم‌های زندگی را از سر بگذراند و ببیند آخرسر کجای این دنیا باید وایستد.

بسیاری از منتقدان ادبی معتقدند سلینجر این اثر را در نقد به جامعه مدرن غرب، به‌ویژه آمریکا نوشته است.

خلاصه کتاب ناطور دشت (ناتور دشت)

ناطورِ دشت نوشته نویسنده آمریکایی دیوید سالینجر است و در آن داستان پسر جوانی روایت می‌شود که سعی دارد تو این دنیای نکبتی، مشکلات را پشت سر بگذارد و ببیند کجای این دنیا قرار دارد. پسر جوان داستان سلینجر، هولدن کالفیلد نام دارد. پس از انتشار ناطور دشت در سال ۱۹۵۱، هولدن کالفیلد به دومین شخصیت معروف داستانی جهان تبدیل شد. هولدن با جهان خود بیگانه است. او مظهر جوانانی است که در هر جای این دنیا ممکن است زندگی کنند. جوانانی که فشارها و تنش‌هایی از قبیل زندگی کردن مطابق قوانین، تلاش برای رهایی از ارتباطات بی‌معنای انسانی و محدود کردن شخصیتشان، آنان را از هر طرف احاطه کرده است.

باید خاطرنشان ساخت ناطور دشت با روایت شیرین سلینجر و ترجمه خاص آراز بارسقیان آنقدر دلنشین است که خواننده کاملا با شخصیت آن، که در جست‌وجوی مفهوم واقعی زندگی است هم‌دل و هم فکر می‌شود.

خواندن کتاب ناطور دشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

ناطور دشت از محبوب‌ترین و تاثیرگذارترین رمان‌های امریکایی است؛ بنابراین مطالعه آن را به همه کتاب‌خوان‌ها پیشنهاد می‌کنیم.

درباره جی. دی. سالینجر

جروم دیوید سالینجر، نویسنده معاصر آمریکایی در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی (که پس از ازدواج با پدرش به یهودیت گروید) به دنیا آمد. نخستین اثر سالینجر به نام جوانان در سال ۱۹۴۰ در مجله استوری چاپ شد. چند سال بعد (طی سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶)، داستان ناطور دشت به شکل دنباله‌دار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانه بازار کتابِ این کشور و بریتانیا شد. این کتاب در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای سالینجر به همراه آورد. البته این کتاب در مناطقی از آمریکا به‌عنوان کتاب غیراخلاقی معرفی شد و در فهرست کتاب‌های ممنوعه دهه ۱۹۹۰ منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانه‌های آمریکا» ــ قرار گرفت.

از دیگر آثار این نویسنده می‌توان به فرانی و زویی، نُه داستان (دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل و هشتم)، تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور، جنگل واژگون، نغمه غمگین، هفته‌ای یه بار آدمو نمی‌کشه و یادداشت‌های شخصی یک سرباز اشاره کرد.

جملاتی از کتاب ناطور دشت

اگر آمده‌ای بشنوی متولد کدام شهرم و کودکیِ نکبتم چطور گذشته و مامان بابام قبل از به‌دنیاآمدنم چه می‌کردند و چه می‌دانم از این دیویدکاپرفیلدبازی‌ها... بی‌خیال! اذیتت نمی‌کنم، راستش اعصابش نیست. تعارف نکرده باشم این‌ها هم خمیازه‌آورند، هم اگر به گوش مامان بابام برسد که از زندگی‌شان چیزی درز داده‌ام، بنده‌خداها بواسیرشان در می‌رود. آن‌قدر حساس‌اند که نگو و نپرس، به‌خصوص بابا. نمی‌گویم مهربان نیستند چون توش شک ندارم، ولی خب زیادی حساس‌اند. بعدش هم قرار نیست عین این پیرمردها بشینم برات از سرگذشتم بگویم. فقط برات از بلایی می‌گویم که دوروورِ کریسمس سال پیش سرم آمد و جان‌به‌لبم کرد و کارم را به علافیِ این‌جا کشاند. به برادرم دی‌بی هم این‌ها را گفته‌م. تو هالیوود کار می‌کند.

برای مطالعه‌ی جمله‌های بیشتری از کتاب ناطور دشت، بخش نمونه کتاب را رایگان دانلود کنید.

نظرات کاربران

Shafa Saheli
۱۳۹۹/۰۹/۱۰

این کتاب نظرات منفی زیاد داره و به نظرم دلیلش می‌تونه این باشه که قصدت از خوندن کتاب صرفاً یه داستان سرگرم‌کننده و مهیج و جذاب و البته مشهور باشه ولی داستان این کتاب جذابیت خاصی نداره و این تو

- بیشتر
saqar
۱۳۹۸/۱۲/۲۳

راستش من انتظار خوندن یه کتاب واو داشتم که بعدش بگم لنتی عجب چیزی بود، نسبت به همه تعریفایی که ازش شده و هر ادمیو که میدیدی یا این کتاب دستش بود یا بهت پیشنهادش میکرد. از زمانی که شروع

- بیشتر
kordelia
۱۳۹۸/۰۷/۲۲

با این همه تعریفی که ازش شنیده بودم انتظار کتاب فوق‌العاده‌ای داشتم اما متاسفانه اینطور نبود

"Shfar"
۱۳۹۸/۱۱/۱۵

مدت زیادیه که دارم این کتابو می خونم.. خیلی دوستش داشتم و باهاش وقت گذروندم 🤗💙 به نظرم، واقعا یه رمان خاصه... گرچه کمی تلخ بود، ولی خب با همینش خوب بود.. ترجمه شو من دوست داشتم چون خودمونی بود ولی شاید کسی دوست

- بیشتر
hezoorif
۱۳۹۹/۰۱/۱۲

از موقعی که این کتاب و خوندم فهمیدم هممون یک هولدن کالفیلد درون داریم😂

جواد
۱۳۹۹/۰۲/۲۵

سلام.کتاب خوبی بود و نکته های خوبی داشت امابیشترین نکته ای که ب درد من خورد این بود که از آدم جعلی دیگه حالم به هم میخوره.مخصوصا وقتی میبینم ی نفر داره ازلکی میخنده. و اینکه انسان وقتی هدف خلقت و

- بیشتر
مجتبی
۱۳۹۸/۱۰/۱۱

نمییدونم چرا اینقدر این کتاب تعریف کردن یا شاید هم تو اون زمان کتاب فوقع العاده ای باشه اما به نظر من بدترین کتاب که خوندم همش منتظر تغییر یه موضوع جدید بودم اما از اول تا آخر کتاب یه پسر 18 ساله

- بیشتر
vafa
۱۴۰۰/۰۸/۱۴

هولدن... چیکار کردی؟!:) نمی‌دونم الف شبیه توئه یا تو شبیه الف. نه، کسی شبیه تو نیست، تو شبیه همه‌ی مایی! تو خودِ مایی. تو داشتی داستان ما رو روایت می‌کردی... مایی که از آدمای "جعلیِ" دور و برمون خسته‌ایم... و اما ناطوردشت: همونطور

- بیشتر
kimia
۱۳۹۸/۰۱/۱۱

یکی از مسخره ترین کتاب هایی که خوندم..البته این ترجمه رو نخوندم ولی به طور کلی نه داستان داشت نه جذابیت و نه کشش، و تموم کردنش فقط به این علت بود که در تمام طول کتاب منتظر بودم با

- بیشتر
Rasta (:
۱۳۹۹/۰۹/۰۶

کتابه خیلی جالبی بود من به شخصه رفتار ها و افکار شخصیت اصلی داستان رو درک میکردم این کتاب در مورد پسری به اسم هولدن که در سن حساسی قرار داره(بین نوجوانی و جوانی) و ما ۳ روز با اتفاقات عجیب ،

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۴۱۰)
هیچ‌وقت به هیچ‌کی هیچی نگو. اگر بگویی، دیگر گفتی و رهاشان کردی. آن‌وقت دلت براشان تنگ می‌شود.
˓𝗆𝗂𝗌𝗌𝗂𝗇𝗀 𝗇𝗂𝗅𝗈˒
با کتاب‌هایی بیش‌تر حال می‌کنم که وقتی خواندش تمام می‌شود، آرزو کنی نویسنده‌اش رفیق فابریکت باشد و هر وقت دلت خواست بهش زنگ بزنی.
"Shfar"
آدم بی‌سوادی هستم ولی کتاب زیاد می‌خوانم.
misbeliever
«می‌دونم مُرده! خیال می‌کنی حواسم نیست؟ ولی هنوزم می‌تونم دوسِش داشته باشم، نمی‌تونم؟ چون یکی مُرده دلیل نمی‌شه که دیگه دوسش نداشته باشی... مخصوصاً اگه هزار بار از جماعتِ زنده بهتر باشه.»
sarvenaz
همه هم مدام بهم تذکر می‌دهند، بیش‌تر از همه بابام. حرف‌شان درست است ولی درستِ درست هم نیست. آدم‌ها همیشه فکر می‌کنند هرچه می‌گویند درستِ درست است. برام مهم نیست. فقط گاهی دیگر این‌قدر تکرار می‌کنند که کفری می‌شوم. گاهی هم خیلی بزرگ‌تر از سنم رفتار می‌کنم، خیلی بیش‌تر، ولی آدم‌ها اصلاً متوجه نمی‌شوند. آدم‌ها هیچ‌وقت متوجهٔ هیچی نمی‌شوند.
misbeliever
هرچی می‌خوای به خودم بگی بگو، ولی به اعتقاداتم توهین نکن که بد می‌بینی...»
ᶜʳᶻ
با کتاب‌هایی بیش‌تر حال می‌کنم که وقتی خواندش تمام می‌شود، آرزو کنی نویسنده‌اش رفیق فابریکت باشد و هر وقت دلت خواست بهش زنگ بزنی
ᶜʳᶻ
اگر حال کاری نداشته باشی،‌ درست هم انجامش نمی‌دهی.
"Shfar"
ولی آدم‌ها اصلاً متوجه نمی‌شوند. آدم‌ها هیچ‌وقت متوجهٔ هیچی نمی‌شوند.
"Shfar"
«یعنی تو واسه آینده‌ت هیچ برنامه‌ریزی‌یی نکردی پسرجون؟!» «چرا چرا، به فکر آینده‌م هستم.» لحظه‌ای به آینده‌ام فکر کردم. «ولی گمونم خیلی به فکرش نباشم. اون‌قدرا واسم مهم نیس.»
Raya