معرفی کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند
دونا لئون آمریکایی، نویسندهٔ مجموعهای از رمانهای جنایی با قهرمانی کمیساریو برونتی، کارآگاه مشهور ایتالیایی است. رمانهای پلیسی او همگی در ونیز یا در نزدیکی آن رخ میدهند. دونالئون همهٔ این رمانها را به زبان انگلیسی نوشته است و با اینکه رمانهایش به سی و پنج زبان مختلف ترجمه شده و در سراسر دنیا به چاپ رسیدهاند، به خواست خود او هیچیک از آنها به زبان ایتالیایی راه نیافتهاند.
لئون در سال ۲۰۰۰ موفق به کسب جایزهٔ ادبی خنجر نقرهای از سوی انجمن نویسندگان جنایی شد. تایمز او را یکی از پنجاه جنایینویس برتر دنیا معرفی کرده است.
مجموعهٔ رمانهای پرفروش کارآگاه برونتی از لئون نویسندهای نامدار ساخته است، کارآگاهی که به گفتهٔ برخی از منتقدان بینظیر است و از زمان کارآگاه مگرهٔ سیمنون به بعد، کارآگاهی تا این حد شیفتهٔ حقیقت و پیچیدگیهای زندگی روزمره آفریده نشده است.
چند کتاب ارزشمند از کتاخانه معتبری در ونیز ناپدید میشوند. کارکنان بر این باورند که یک محقق آمریکایی آنها را دزدیده است. اما برونتی عقیده دارد که او به تنهایی نمیتوانسته این کار را کرده باشد. در بازجویی از برخی مراجعان مرموز کتابخانه، برونتی به دام رازهای شوم بازارسیاه کتابهای عتیقه میافتد و وقتی پرونده وارد مرحله تازهای میشود، او چارهای جز زیرو کردن صفحاتی از گذشته برای برملا کردن حقیقتی مخوف ندارد:
«دوتورسا کنار دستهٔ اول کتابها ایستاد. کتاب رویی را برداشت و بازش کرد. برونتی نزدیکتر رفت و صفحهٔ سفید اول کتاب را دید. بعد دوتورسا کتاب را ورق زد و او سمت راست، چشمش به صفحهٔ عنوان افتاد. صفحهٔ پیشگفتار که حالا سر جایش نبود، به شکل باریکهای سربههوا خودنمایی میکرد. هرچند که این تکهکاغذ کوچک به هرچیزی به جز زخم و جراحت شباهت داشت، برونتی بیاختیار با خودش فکر کرد کتاب درد کشیده است.»
در داستانهای لئون چیز زیادی از کشتوکشتار دیده نمیشود. تا وقتی که برونتی برسد، صحنهٔ جرم با نوارهای زردرنگ محصور شده است. خودش میگوید: «دراین باره ارسطویی فکر میکنم. خون و خونریزیها پشت پرده انجام میگیرند و بعد فرستادهای برای توضیحشان وارد عمل میشود.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
کمیسر برونتی یاد می گیرد که هیچ کتابی را از روی جلد قضاوت نکند
یک داستان پلیسی کلاسیک با یک کارآگاه دوست داشتنی که شبیه کارآگاه مگره با تامل در روان آدمها، معمای جنایت را حل می کند فقط به جای پاریس در معماری بی همتای ونیز به این سو و آن سو می...بیشتر
۱
مثل ماه آسمان
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۲/۲۳
یک کتاب معمایی ارام و خوب که البته داستان خوبی هم داشت اما نمیشه گفت خیلی عالی و شگفت انگیز
شاید چون این یک داستان از مجموعه داستان های شخصیت کمیسر برونتی است و ما زیاد باهاش آشنا نمیشیم.
اما نکته ی...بیشتر
۱
Z.S
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۶
اون طور که ازش تعریف شده انتظار یه کتاب جذاب تر و داشتم ولی از خیلی صفحاتش رد شدم چون واقعا از حوصله خارج بود
۰
faezeh.k
۱۴۰۱/۰۶/۳۰
یک کتاب با موضوعی کاملا معمولی من اصلا دوستش نداشتم
۱
saeed ghorbani
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۰۳/۰۵
همانطور که در مقدمه نوشته شده، خیلی به سری کتابهای مگره نزدیکه. با همون لختی و روزمرگی شما رو همراه می کنه. یعنی دیگه فقط خود معما مهم نیست، درگیر روزمره ترین بخشهای زندگی کارآگاه داستان هم می شین
۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
توصیه میکنم.
۱۴۰۲/۰۸/۰۸
داستان هیجان نداشت
۰
وحیده
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۲/۰۵/۱۶
کتاب دوستان دم کلفت از این نویسنده رو خونده بودم آن کتاب بسیار جذاب تر بود
۰
ایران آزاد
توصیه نمیکنم.
۱۴۰۳/۰۸/۰۶
ریتم خیلی کند و بدون هیجان لازم برای کتابهای معمایی و پلیسی
«این هم برام عجیبه که مردم با حرفهایی که میزنن قدیس میشن؛ در صورتی که کارهایی که انجام میدیم، خیلی مهمتره.»
hamtaf
۴
برونتی گفت: «اگه از شر هرچی کتابه خلاص بشی، از شر تمام خاطرات هم خلاص میشی.»
پائولا انگار که از روی فهرستی بخواند، جواب داد: «همینطور از شر فرهنگ و اخلاقیات و تنوع عقاید و هر بحثی که با نظر فعلیت مغایر باشه.»
hamtaf
۲
کتابهای قدیمی همیشه برونتی را از نوستالژی قرنهایی میانباشت که در آنها نزیسته بود. کاغذشان از جنس پارچههای کهنهای بود که تکهتکه و کوبیده و خیسانده شده بودند. بعد، پس از دوباره کوبیدن، با دست به شکل صفحاتی بزرگ و آمادهٔ چاپ درآمده بودند. سپس بارهاوبارها تا شده بودند و با دست به هم دوخته و صحافی شده بودند. برونتی با خود فکر کرد اینهمه زحمت فقط برای ثبت و یادآوری اینکه چه کسی هستیم و چطور فکر میکنیم.
hamtaf
۱
اظهارنظرهای توریستها همیشه میتواند دریچهای رو به دنیای حقیقی باشد.
شهرزاد
۱
همهچیز همانجا بود، پیش چشمانش. تنها باید به قدر کافی تمرکز میکرد تا بتواند آنها را از جایی که برونتی نمیدانست کجاست، بیرون بکشد. اگر کتاب را خوانده بود، موضوع و مفهوم کلیاش را به یاد میآورد. اگر با دقت آن را خوانده بود، متنش را هم به خاطر میآورد. با این حال، در یادآوری چهرهها بیاستعداد بود و هیچوقت یادش نمیماند که قبلاً کسی را دیدهاست؛ اما مکالماتش با آنها را به یاد میآورد.
hamtaf
۰
مردم همهچیز را به خاطر ارزشش میدزدند؛ اما برونتی میدانست که ارزش واژهای است کاملاً نسبی؛ مگر اینکه دزدی پول بردارد. ارزش شیء ممکن است عاطفی باشد یا بر اساس قیمت بازار تعیین شود. در این صورت کمیابی، کیفیت و میزان مطلوبیت میتوانند تعیینکننده باشند.
hamtaf
۰
برونتی با تجربهٔ درازی که داشت، میدانست مردان خوب نه لزوماً شجاع هستند و نه لزوماً دوست دارند خودشان را درگیر زندگی دیگران کنند.
hamtaf
۰
برونتی مأمور دولت بود و میتوانست تصور کند که مطبوعات چگونه با ماجرا برخورد میکنند؛ بنابراین دلیلی نمیدید از سرقتها مطلع شوند. مسئولان در جریان بودند، رسانهها به جهنم.
hamtaf
۰
«به قول مادربزرگم لطف خدا همهجا هست.»
hamtaf
۰
«چرا؟»
برونتی دستش را دراز کرد و کتاب را از ویانلو گرفت. جواب داد: «فکر کنم چون از گذشته خوشم میاد. خوندن از گذشته بهمون نشون میده که بعد از اینهمه قرن، هنوز تغییر چندانی نکردیم.»
پوچتی پرسید: «چرا باید تغییر کنیم؟»
ویانلو وسط حرفشان پرید و گفت: «شاید خوب باشه بعضی چیزهای بد رو بریزیم دور.»
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
یک داستان پلیسی کلاسیک با یک کارآگاه دوست داشتنی که شبیه کارآگاه مگره با تامل در روان آدمها، معمای جنایت را حل می کند فقط به جای پاریس در معماری بی همتای ونیز به این سو و آن سو می...بیشتر
یک کتاب معمایی ارام و خوب که البته داستان خوبی هم داشت اما نمیشه گفت خیلی عالی و شگفت انگیز شاید چون این یک داستان از مجموعه داستان های شخصیت کمیسر برونتی است و ما زیاد باهاش آشنا نمیشیم. اما نکته ی...بیشتر
اون طور که ازش تعریف شده انتظار یه کتاب جذاب تر و داشتم ولی از خیلی صفحاتش رد شدم چون واقعا از حوصله خارج بود
یک کتاب با موضوعی کاملا معمولی من اصلا دوستش نداشتم
همانطور که در مقدمه نوشته شده، خیلی به سری کتابهای مگره نزدیکه. با همون لختی و روزمرگی شما رو همراه می کنه. یعنی دیگه فقط خود معما مهم نیست، درگیر روزمره ترین بخشهای زندگی کارآگاه داستان هم می شین
داستان هیجان نداشت
کتاب دوستان دم کلفت از این نویسنده رو خونده بودم آن کتاب بسیار جذاب تر بود
ریتم خیلی کند و بدون هیجان لازم برای کتابهای معمایی و پلیسی