با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
هزار خورشید تابان

دانلود و خرید کتاب هزار خورشید تابان

۴٫۶ از ۱۳۸ نظر
۴٫۶ از ۱۳۸ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب هزار خورشید تابان  نوشته  خالد حسینی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب هزار خورشید تابان

«هزار خورشید تابان» دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغان است که به زبان انگلیسی نوشته‌شده و به ده‌ها زبان زنده ترجمه شده‌است. این اثر در ژوئن ۲۰۰۷ برای سه هفته، پرفروش‌ترین رمان امریکای شمالی شد.

حسینی در این اثر از دل فرازوفرودهای تاریخ سیاسی افغانستان، روایتی دردناک از زندگی دو زن هموطنش دارد که به گفته‌ی خود، تنها گوشه‌ای از دردهای بی‌پایان زنان افغان است. زنان توانا و پاک‌دامنی که در دام دنیایی خشن، نازیبا و ضد زن گرفتار شده‌اند. دنیایی که حتی فرصتی اندک برای لذت بردن از زندگی را از آنان دریغ کرده‌است. دنیایی که در آن مجالی برای نشان‌دادن توانایی‌هایشان نمی‌یابند....

دنیایی که در آن، زن تنهاترین و مظلوم‌ترین موجود جهان است...

بریده ای از کتاب:

رشید جلوتر می‌آمد و دم در می‌نشست، مریم از همان جا، اندام درشت، پاهای دراز و دود سیگارش را می‌دید. رشید از کارهای روزانه برایش تعریف می‌کرد. مثلاً می‌گفت برای وزیر خارجه، یک جفت کفش راحتی دوخته و یک سفارش صندل از دیپلمات لهستانی برای خودش و همسرش داشته.

رشید از خرافاتی که مردم دربارهٔ کفش داشتند، برایش تعریف می‌کرد. می‌گفت بعضی‌ها معتقدند که اگر در رختخواب کفش پایت باشد، باعث مرگ و میر خانواده‌اش خواهد شد و یا اگر اول کفش پای چپ را بپوشی، دعوایت می‌شود. راستی می‌دانستی که می‌گویند اگر بندهای کفش را به هم گره بزنی و به میخ آویزان کنی، شوم است.

رشید هیچ کدام از این حرف‌ها را قبول نداشت و معتقد بود که این خرافات یک نوع سرگرمی برای خانم‌ها است.

رشید حرف‌هایی که در کوچه و خیابان شنیده بود را برایش تعریف می‌کرد. مثلاً گفت که ریچارد نیکسون، رییس جمهور آمریکا، مجبور شد سر یک رسوایی، استعفا بدهد.

مریم که اسم نیکسون و رسوایی‌اش را تا آن موقع اصلاً نشنیده بود، هیچ حرفی نزد. فقط دلواپس منتظر بود که حرف رشید تمام شود، سیگارش را خاموش کند و برود، و موقعی که صدای در اتاق خواب رشید را می‌شنید، دلشوره اش پایان می‌گرفت.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹۷)
نهال
۱۳۹۷/۰۲/۱۲

فقط با خوندن کتاب های خالد حسینی که می شه به مظلومیت ملت افغانستان پی برد ، واقعا ملت افغان باید به خالد حسینی افتخار کنن ...کتاب های خالد حسینی همشون بی نظیرن ،قلم ساده و روان داستان ، از

- بیشتر
چه نزدیک است جان تو به جانم🌺
۱۳۹۹/۰۷/۰۱

خالد حسینی نویسنده افغانی - آمریکایی، با قلم بسیار تاثیر گذار این رمان بسیار زیبا رو نوشته. داستان روایتگر رنج و سختی زنان و دختران افغان، خسته و رنجور از ستم طالبان و فضای بسته افغانستان است که قسمت بسیار کوچکی

- بیشتر
عماد
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

از اون کتاباس که دوست نداشتم تموم شه! فضا سازی و توصیف شخصیت‌ها عالیه👌🏼👌🏼

فرزانه
۱۳۹۷/۰۲/۱۳

این کتاب و کتاب بادبادک باز رو بخونید تا ملت افغان رو بیشتر درک کنید. خیلی عالیه.البته غمگینه ولی لازمه

زهرا
۱۳۹۹/۰۳/۰۹

من به پایش اشکها ریختم. باور نمیشه در دنیایی هستیم که انقدر به جنس ضعیف با روح لطیف ظلم میکنیم و تاریخ تکرار رنج زنانه است.

ساجده
۱۳۹۷/۰۲/۲۲

واقعا عالی بود.ومیشد درد ورنج زنان افغان رو احساس کرد. به امید روزی که جنگ و خونریزی در این کشور و درتمام جهان به پایان برسه.

Soheyla
۱۳۹۷/۰۵/۰۳

کتاب خیلی خوب و تاثیر گذاری بود و داستان پر کششی هم اشت من این کتابو در عرض دوروز تمام کردم بسیار از خوندنش لذت بردم

بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۰۷/۲۵

به اینکه یه فارسی زبانی افتخار میکنم

zeynab_m91
۱۳۹۷/۰۷/۲۶

جنگ! و مرگ بر جنگ! کتاب فوق العاده تاثیرگذاری بود...

s&N
۱۳۹۷/۰۹/۱۱

نخوندمش باهاش زندگی کردم.لعنت به جنگ.لعنت به خشونت.چقدر تلخ بود جنگ.فقر.تروریست.پناهندگی.اما متاسفانه واقعی😔

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۶)
هیچ چیزی به اندازهٔ انتظار کشیدن، سخت نیست.
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛
«دخترم، همیشه این حرفم را آویزان گوشت کن، همان‌طور که همیشه عقربهٔ قطب‌نما سمت شمال را نشان می‌دهد، انگشت اتهام مردها هم همیشه به سمت زن‌هاست، مریم این را همیشه یادت باشد.»
ونوشه
او پسر است، می‌فهمی؟ و به همین خاطر آبرویش در خطر نیست، ولی تو چی؟ آبروی دختری به خوشگلی تو در خطر است. لیلا، این چیز ظریفی است. او مثل یک مرغ مینا در دست‌هایت است. همین که دستت را آزاد کنی، پرواز کرده و رفته.
ونوشه
لیلا، تو دختر خیلی باهوشی هستی و می‌توانی به هر چیزی که بخواهی، برسی. من مطمئنم موقعی که جنگ تمام شود، افغانستان مثل مردهایش به تو هم نیاز دارد یا حتی بیشتر از آن. چون اگر در یک جامعه زن‌هایش تحصیل نکنند، شانس موفقیت ندارد
🌟 najme🌟
«رازت را به باد بگو، ولی ملامتش نکن که چرا با درخت‌ها در میان می‌گذارد.»
ونوشه
«تو فقط باید یک چیز یاد بگیری، آن هم این است؛ تحمل کردن...» مریم گفت: «ننه، چی را تحمل کنم؟» ننه گفت: «نمی‌خواهد دلواپس این بشوی، خیالت راحت، از نظر گرفتاری چیزی کم و کسر نخواهی داشت.»
maryam_z
می‌شود ازدواج را عقب انداخت ولی تحصیل را نه. لیلا، تو دختر خیلی باهوشی هستی و می‌توانی به هر چیزی که بخواهی، برسی. من مطمئنم موقعی که جنگ تمام شود، افغانستان مثل مردهایش به تو هم نیاز دارد یا حتی بیشتر از آن. چون اگر در یک جامعه زن‌هایش تحصیل نکنند، شانس موفقیت ندارد.»
maryam_z
هر دانهٔ برف آه پر غم و غصهٔ زنی در گوشه‌ای از دنیاست و هر آهی به آسمان می‌رود و ابر می‌شود و بعد به صورت دانه‌های کوچک روی سر مردم می‌آید.
Pariya
لی لی، لی لی حوضک، ماهی کوچولو قل خورد تو حوضک، قلوپ قلوپ خورده آب، سنگین شده، رفته خواب.
مریم محسن زاده
خداوند مشرق و مغرب است. پس به هر طرف رو بیاوری مقصد، خود اوست .....
𝑬𝒍𝒏𝒂𝒛

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۴۴۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۴۴۳-۳۰-۰
تعداد صفحات۴۴۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۷۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۰۷/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۶۴۴۳-۳۰-۰