معرفی و دانلود کتاب حمله دوم به نانوایی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب حمله دوم به نانوایی
off
٪۴۰
subscriptionAvailable

کتاب حمله دوم به نانوایی

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۲۹ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب حمله دوم به نانوایی

«حملهٔ دوم به نانوایی» اثر هاروکی موراکامی (-۱۹۴۹) سه داستان کوتاه دارد که دومین و سومین داستان آن خلیج هانالی و پای عسلی نام دارند. داستان اول «حمله دوم به نانوایی»، تا کنون موضوع چهار فیلم کوتاه در ژاپن و آلمان و آمریکا بوده است و فیلمی که «ولف پشونگ» بر اساس آن ساخته، برنده جایزه «فیلم کوتاه نیویورک» در سال ۱۹۹۸ شده است: توی یخچالمان چیزی پیدا نمی‌شد که بشود غذا نامید. یک شیشه سس فرانسوی، شش قوطی آبجو، دو تکه پیاز پلاسیده، یک تکه کره و یک بسته بوگیر یخچال. فقط دو هفته از زندگی مشترکمان می‌گذشت و هنوز از عادت‌های غذایی یکدیگر شناخت دقیقی نداشتیم. البته بماند که دربارهٔ موضوعات دیگر هم وضع به همین منوال بود. آن زمان، من در یک شرکت حقوقی کار می‌کردم و همسرم منشی یک آموزشگاه طراحی بود. من بیست‌وهشت یا بیست‌ونه ساله بودم - چرا یادم نمی‌آید که دقیقاً چه سالی ازدواج کردیم؟ - و او دو سال و هشت ماه از من کوچک‌تر بود. خرید مواد غذایی هیچ‌وقت جزء اولویت‌هایمان نبود. هر دو آن‌قدر گرسنه بودیم که دوباره خوابمان نمی‌برد و همان‌جا دراز کشیده بودیم. از شدت گرسنگی، کاری از دستمان بر نمی‌آمد. از تخت پایین آمدیم و به آشپزخانه رفتیم و پشت میز، روبه‌روی هم نشستیم. دلیل این گرسنگی شدید چه بود؟ به‌نوبت و با امیدواری در یخچال را باز کردیم، اما اگر صد بار هم این کار را می‌کردیم، باز فایده‌ای نداشت. مواد توی یخچال عوض نمی‌شدند. آبجو، پیاز، کره، سس و بوگیر یخچال. می‌شد پیاز را توی کره سرخ کرد و خورد، اما این دو تا پیاز پلاسیده به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست شکم‌های خالی ما را پر کند. پیاز را باید با چیز دیگری خورد؛ پیاز خالی اصلاً اشتهابرانگیز نیست. - مادام، سس فرانسوی سرخ‌شده توی بوگیر یخچال میل می‌کنید؟

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حمله دوم به نانوایی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابحمله دوم به نانوایی
موضوعداستان کوتاه، داستان خارجی
نویسندههاروکی موراکامی
مترجممریم حسین‌نژاد
انتشاراتکتاب کوله پشتی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۱۱/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۱۳ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۶۱-۰۶۰-۵
تعداد صفحه‌ها۷۲ صفحه
قیمت کتاب۱۹۸۰۰ تومان
برچسبداستان ژاپنی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Bahar
۱۳۹۹/۰۲/۱۴

توصیفات متفاوت از صحنه هاش و نثر بی نهایت جذاب و شخصیت پردازی خلاقانه به موراکامی در تعریف روایت هایی از انفجار معنای انسان در سکوتش دربرار جهان اطرافش کمک کرده بود به شدت پیشنهادش میکنم

۰
شاپرک
۱۳۹۸/۰۲/۳۱

اتفاقا منم فکر میکردم ژاپنی بودن اسمها یا فضای غریب اش رو دوست نداشته باشم، چون اصولا شخصیت های زیاد رو در داستان نمیپسندم، اما در مورد این کتاب اصلا این طور نبود. شما اول اروم اورم با شخصیت ها...بیشتر

۱
نگاه
۱۳۹۷/۰۸/۱۴

سه تا داستان که فقط پر بود از اسامی حوصله سربر و بی معنا. داستان آخری هم که دیگه افتضاح بود، هیچ سنخیتی با فرهنگ ما نداشت بیشتر شبیه سریالهای ترکیه ای بود البته از نوع ژاپنیش. من از موراکامی...بیشتر

۲
شب‌ناز شمس
۱۳۹۷/۰۶/۲۵

نمی تونم بگم کتاب خوبی نبود؛ ولی می تونم بگم که اگه عضو کتابخانه همگانی نشده بودم و خریده بودمش الآن خیییلی ناراضی بودم از خریدم... کلا باید بدونیم که داستان های شرقی و ژاپنی کند و کشدار و کم...بیشتر

۱
Shiva
۱۳۹۷/۰۴/۲۴

جالب نبود سه تا داستان کوتاه که اصلا جذاب نبود

۰
بهزاد
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۲۶

سه داستان کوتاه جذاب و روان و پر از احساس، حتما توصیه میکنم بخوانید، ترجمه خوب بود...

۰
امیلی برد استار
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۰۹

اولین کتابی بود که از موراکامی خوندم بعضی داستان هاش واقعا جذاب بود موندم این ایده ها رو از کجا میاره😅

۱
i._.shayan
۱۳۹۸/۰۶/۲۸

داستان اصلی یعنی حمله دوم به نانوایی رو خیلی خیلی دوست داشتم با این که هیچ معنی خاصی نداشت ولی حس فوق‌العاده عجیب و جذابی برام داشت اون فضای سورئال و نئونوآر ژاپنیش با اون تابلو های نئونی و تفنگ و...بیشتر

۰
mahsa
۱۳۹۷/۰۲/۰۳

خوب بود

۰
majid
۱۳۹۶/۱۲/۲۴

چقدر خوبه که این کتاب تو بخش اشتراکی هست. کاش تعداد کتاب‌های این بخش بیشتر می شد.

۰
atefeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۶

کتاب شامل سه داستان کوتاهه. داستان دوم را خیلی پسندیدم. ارتباط با آن راحتتر از داستان اول بود. امضای موراکامی پاش بود.

۰
✴⋆ 🎀 𝐸𝓁𝒶𝒽𝑒 🎀 ⋆✴
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۵

کتاب رو بخاطر نویسندش خوندم . رمان های طولانی موراکامی و بیشتر از داستان کوتاهاش میپسندم. موراکامی خیلی تحت تاثیر فرهنگ غربیه و اینو کاملا تو کتاباش میشه فهمید. این کتابم ازین ویژگی مستثنی نیست. کتاب پیش رو ارزش یبار...بیشتر

۰
به یاد خسرو
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۲۲

داستان پردازی دومین داستان خیلی خوب بود

۰
نازبانو
۱۳۹۷/۰۶/۰۸

خیلی حوصله بر بود، تا انتها نخوندم

۴

بریده‌هایی از کتاب

ツAlirezaツ
۱۲
کوسه‌ها از گوشت انسان خیلی خوششان نمی‌آید و بیشتر وقت‌ها با نخستین حمله با دندان‌هایشان، ناامید و دور می‌شوند. به خاطر همین، در بیشتر موارد اگر شخص دچار وحشت نشود، نهایتاً یک دست یا پایش را از دست می‌دهد ولی زنده می‌ماند.
Dexter
۵
گاهی یک تصمیم غلط منجر به نتیجهٔ درستی می‌شود و همچنین برعکس.
Mary gholami
۵
گاهی یک تصمیم غلط منجر به نتیجهٔ درستی می‌شود و همچنین برعکس.
ツAlirezaツ
۴
برای همین همه‌چیز را می‌نویسم. شنیدم که آنیشتَین هم همین کار را می‌کرد.
Dexter
۳
به‌نوبت و با امیدواری در یخچال را باز کردیم، اما اگر صد بار هم این کار را می‌کردیم، باز فایده‌ای نداشت. مواد توی یخچال عوض نمی‌شدند. آبجو، پیاز، کره، سس و بوگیر یخچال. می‌شد پیاز را توی کره سرخ کرد و خورد، اما این دو تا پیاز پلاسیده به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست شکم‌های خالی ما را پر کند. پیاز را باید با چیز دیگری خورد؛ پیاز خالی اصلاً اشتهابرانگیز نیست.
Dexter
۱
توی یخچالمان چیزی پیدا نمی‌شد که بشود غذا نامید. یک شیشه سس فرانسوی، شش قوطی آبجو، دو تکه پیاز پلاسیده، یک تکه کره و یک بسته بوگیر یخچال.
شب‌ناز شمس
۱
هنوز این احتمال وجود داشت که قربانی، پسر او نباشد. به‌خاطر تعطیلات، تمام صندلی‌های پروازِ آن روز و فردایش پر بودند. به هر آژانسی که زنگ می‌زد، همین را به او می‌گفتند. اما وقتی شرایطش را توضیح داد، مسئول رزرو بلیت ایالات متحده به او گفت: «در اولین فرصت به فرودگاه بیایید؛ برایتان یک صندلی پیدا خواهیم کرد.»
-؟!.شبح.!؟-
۱
نانوا به‌طرز عجیب و غریبی طرفدار موسیقی کلاسیک بود و وقتی ما وارد شدیم، داشت به آلبومی از پیش‌درآمد واگنر گوش می‌داد. برای همین با ما قرار گذاشت که اگر به تمام قطعه‌های موسیقی گوش بدهیم، می‌توانیم هر اندازه که بخواهیم نان برداریم. با دوستم صحبت کردم و هر دو شرطش را قبول کردیم.
-؟!.شبح.!؟-
۱
او توضیحی نداد و من هم چیزی نپرسیدم. حس کردم که زندگی مشترک کلاً عجیب است.
ツAlirezaツ
۰
یک‌بار پیش از این نیز تجربه‌اش کرده بودم. معده‌ام همین‌قدر خالی و گرسنه بود. کیِ؟... اوه، یادم آمد. صدای خودم را شنیدم که گفتم: «زمان حمله به نانوایی.»