«حالا این هم از زندگی ما» مجموعه داستانهای کوتاهی از نویسندگان گوناگون مطرح در عرصه کوتاهنویسی دارد.
«حالا این هم از زندگی ما / سوزان سانتاگ» ،« رقصهای جنگ/ شرمن الکسی»، «خدای داستاننویسی/ هنری راث»، «جهنم بزرگ/ گیرمو مارتینز»، «کاغذ دیواری زرد /شارلوت پرکینز گیلمان»، «گشتی با ایلیزن/ جان آپدایک»، «تلویزیون/ بن لوری»، «خود زندگینامهٔ جِی. جی. ب./ جِی. جی. بالارد» و «زندگی نو/ اَلِگرا گودمن» داستانهایی هستند که در این اثر میخوانید.
بخشی از داستان «جهنم بزرگ» نوشته گیرمو مارتینز را میخوانید:
«از اقامت سروینیو و همسرش در پوئنته ویهخو هنوز یک سال نگذشته بود و ما چیز زیادی دربارهشان نمیدانستیم. اهل معاشرت نبودند و همهٔ مردم شهر به این ویژگیشان با عصبانیت اشاره میکردند. حقیقت این است که در مورد سروینیوی بیچاره مشکل بیشتر خجالت بود، اما زن فرانسوی به وضوح خودش را بالاتر از دیگران میدانست. آنان تابستان گذشته، درست در آغاز فصل، از پایتخت آمده بودند و روزی که سروینیو مغازهاش را باز کرد، به یاد دارم که فکر میکردم به زودی کار ملکور پیر را کساد خواهد کرد، چون دیپلم آرایشگری داشت و در مسابقهٔ بینِ سلمانیها جایزه برده بود. ماشین اصلاح برقی، سشوار، و صندلی چرخان داشت، حتی اسانسهای گیاهی به پوست سرت میمالید و اگر مانعش نمیشدی، از لوسیون مالیدن به پوستت هم دریغ نمیکرد؛ به علاوه، در مغازهٔ سروینیو همیشه آخرین شمارههای مجلههای ورزشی پیدا میشد. و مهمتر از همهٔ اینها زن فرانسوی بود. هیچ وقت درست نفهمیدم چرا مردم زن فرانسوی صدایش میزدند.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب حالا این هم از زندگی ما و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
شاعری زمانی نوشت: « رنج به رنج اضافه نمیشود. رنج در رنج ضرب میشود. » در کمتر از ۲۵ کلمه به ما بگویید همهٔ ما دقیقاً تا چه حد از تهدیدهای ریاضیاتی متنفرایم؟
پسر شما این شعر را نوشت تا مهمترین شب زندگیاش را وصف کند:
ارسطو
۰
من تو بیمارستان دنبال سرخپوست میگشتم چون فکر میکردم ... خب، حدس زدم اگه یه سرخپوست پیدا کنم، ممکنه پتوی خوب تو دست و بالش باشه ».
مرد پرسید: « یعنی میخوای از ما پتو قرض بگیری؟ »
« آره ».
« خیلی احمقانهست ».
« میدونم ».
« نژادپرستانهست ».
« میدونم ».
« تو نمونهٔ یه سرخپوست کاملی ».
« میدونم ».
« نکنه فکر کردی ما یه اتاق پر از پتوی پندلتون داریم، همه هم نو. خدای من! نکنه فکر کردی خواهرم دوازده قلو زاییده؟ »
نظر شما دربارهٔ این کتاب