
کتاب زشت زیبا
معرفی کتاب زشت زیبا
کتاب زشت زیبا نوشتهی آلیس فینی با ترجمهی نیما جوادی، اثری معمایی و پرتعلیق است که نشر پرتقال آن را منتشر کرده است. این کتاب با ترکیب ژانرهای معمایی، وحشت و فانتزی، داستانی چندلایه و پر از پیچشهای غیرمنتظره را روایت میکند. محوریت داستان بر زندگی نویسندهای به نام گریدی گرین است که پس از ناپدید شدن همسرش، ابی، درگیر بحرانی عمیق میشود و برای بازیابی خود و نوشتن کتابی جدید، به جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند پناه میبرد. روایت کتاب با فضاسازی وهمآلود و شخصیتپردازی دقیق، خواننده را به دنیایی میبرد که مرز واقعیت و خیال در آن محو شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب زشت زیبا
کتاب زشت زیبا اثر آلیس فینی، داستانی معمایی و روانشناختی است که با روایتی پرکشش، زندگی گریدی گرین را دنبال میکند؛ نویسندهای که پس از ناپدید شدن همسرش، ابی، درگیر سوگواری، تردید و بحران هویت میشود. این کتاب با فضاسازی خاص و توصیفهای دقیق، فضای جزیرهای دورافتاده را به بستری برای کشف رازها و مواجهه با ترسهای درونی تبدیل کرده است. روایت با لحن اولشخص، ذهنیت آشفته و خاطرات گریدی را به تصویر میکشد و همزمان با پیشروی داستان، لایههای پنهان روابط، گذشته و رازهای شخصیتها را آشکار میکند. زشت زیبا با بهرهگیری از عناصر ژانر معمایی و وحشت، مرز میان واقعیت و توهم را بارها جابهجا میکند و مخاطب را در تعلیقی دائمی نگه میدارد. نویسنده با پرداختن به موضوعاتی چون فقدان، سوگواری، نویسندگی و بازسازی خود، اثری خلق کرده که نهتنها یک معمای جنایی، بلکه سفری درونی به اعماق ذهن و احساسات انسان است.
خلاصه داستان زشت زیبا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان زشت زیبا با معرفی گریدی گرین، نویسندهای موفق اما آسیبدیده، آغاز میشود که پس از ناپدید شدن مرموز همسرش ابی، زندگیاش دچار فروپاشی میشود. گریدی که درگیر سوگواری و احساس گناه است، با پیشنهاد کارگزارش، کیتی، به جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند میرود تا شاید بتواند دوباره بنویسد و خود را بازیابد. جزیره امبرلی با طبیعتی بکر، ساکنان اندک و فضایی رازآلود، به محلی برای مواجهه گریدی با خاطرات، ترسها و توهماتش تبدیل میشود. او بارها تصور میکند همسرش را در میان ساکنان جزیره یا حتی در سایهها و خاطرات میبیند. همزمان با تلاش برای شروع دوباره، گریدی با شخصیتهای محلی، قوانین عجیب جزیره و نشانههایی از گذشته ابی روبهرو میشود. روایت با رفتوبرگشت میان گذشته و حال، لایههای پنهان رابطه گریدی و ابی، بحرانهای شخصی و رازهای جزیره را بهتدریج آشکار میکند. تعلیق داستان با حضور اشیای مرموز، نشانههای گمشده و رفتارهای غیرمنتظره ساکنان، تا مدتها ذهن خواننده را درگیر نگه میدارد و مرز میان واقعیت و خیال را بارها به چالش میکشد.
چرا باید کتاب زشت زیبا را بخوانیم؟
زشت زیبا با فضاسازی منحصربهفرد و روایت چندلایه، تجربهای متفاوت از داستانهای معمایی و روانشناختی ارائه میدهد. این کتاب نهتنها به معمای ناپدید شدن یک فرد میپردازد، بلکه با پرداختن به سوگواری، بحران هویت و بازسازی خود، جنبههای عمیقتری از روان انسان را کاوش میکند. شخصیتپردازی دقیق، توصیفهای زنده از طبیعت و فضای جزیره، و تعلیق مداوم، خواننده را تا پایان با خود همراه میکند. همچنین، ترکیب عناصر فانتزی، وحشت و معما، اثری خلق کرده که برای علاقهمندان به داستانهای پررمزوراز و پیچیده، جذابیت ویژهای دارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان داستانهای معمایی، روانشناختی و عاشقانه، کسانی که به موضوعاتی چون سوگواری، بحرانهای شخصی و بازسازی خود علاقه دارند، و دوستداران فضاهای وهمآلود و رازآلود پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که از روایتهای چندلایه و شخصیتپردازی عمیق لذت میبرند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب زشت زیبا
«ازدواج از میلیونها لحظهٔ زیبا و زشت تشکیل شده که در کنار هم، فرشی از خاطرات مشترک میبافند، خاطراتی که هریک از ما کمی متفاوت به آنها نگاه میکنیم، مثل دو نفر که از دو طرف یک اتاق به یک نقاشی نگاه میکنند. وقتی جوانتر بودم به عشق باور نداشتم. در خانهای که در آن بزرگ میشدم آنقدر عشق وجود نداشت که برای همه کافی باشد، پس تمام کودکیام را در کتابها پنهان شدم و رؤیای نوشتن داستانهای خودم را در سر پروراندم. ازدواج موفق براساس رابطهٔ والدینم یک تناقض بود، برای همین ازدواج چیزی بود که هرگز به آن ایمان نداشتم. تا اینکه ابی را دیدم. او نگاهم به دنیا را تغییر داد، باورم نسبت به عشق را عوض کرد. باعث شد چیزهایی را احساس کنم که حتی فکر نمیکردم احساس کردنشان برایم ممکن باشد، و من هرگز نمیتوانم کسی را به اندازهٔ همسرم دوست داشته باشم. اوایل رابطهمان جداییناپذیر بودیم. اگر چشمهایم را ببندم و تمرکز کنم، هنوز هم میتوانم اولین باری را که اجازه داد لمسش کنم به یاد بیاورم. چهرهٔ بینقصش، نرمی پوستش، عطر ملایم و گلی موهای تیره و درخشانش و نفسش که از هیجان بند آمد. شبها گاهی فقط برای اینکه حرف بزنیم و داستانهای زندگیمان را برای هم تعریف کنیم، بیدار میماندیم. حفظ شعلهٔ عشق بعد از سالها ازدواج آسان نیست. من تلاش میکنم، اما اولویتها به مرور زمان که سنمان بالا میرود تغییر میکنند. حداقل برای من اینطور بود. چیزی که حالا بین ما هست، تمام چیزی است که همیشه میخواستم.»
حجم
۳۹۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه
حجم
۳۹۷٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۲۸ صفحه