معرفی و دانلود کتاب آموزگار + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آموزگار
off
٪۷۰

کتاب آموزگار

نوع کتاب
۳.۴(از ۱۱۰ امتیاز)
انتشارات: 
نشر نون
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آموزگار

کتاب آموزگار نوشتهٔ فریدا مک فادن و ترجمهٔ نشاط رحمانی نژاد است. نشر نون این رمان معاصر آمریکایی را منتشر کرده است.

درباره کتاب آموزگار

کتاب آموزگار دربردارندهٔ یک رمان معاصر و آمریکایی است که سه بخش و ۸۰ فصل دارد. این رمان که جلد ۲۵۴ از مجموعهٔ «منظومهٔ داستان ترجمه» است، با این جمله که قبرکندن کار سختی است، آغاز شده است. این اثر یک راوی اول‌شخص دارد. در ابتدای این اثر، راوی می‌گوید که تمام بدنش درد می‌کند؛ ماهیچه‌هایی که حتی نمی‌دانست دارد هم از درد فریاد می‌زند. او گفته است که هر بار که بیل را بلند می‌کند و کمی خاک بیشتر بیرون می‌کشد، حس می‌کند چاقویی در عضله‌ای بین شانه‌هایش فرو می‌رود. فکر می‌کرد درد استخوانی است، اما اشتباه می‌کرد. او کیست و داستان چیست؟ این رمان به قلم فریدا مک فادن را بخوانید تا بدانید.

خواندن کتاب آموزگار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر آمریکا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره فریدا مک‌فادن

«فریدا مک‌فادن» (Freida McFadden)، نویسندهٔ آمریکایی و پزشک متخصص در زمینهٔ آسیب‌های مغزی، در نخستین روز ماه مه ۱۹۸۰ به دنیا آمد. او به‌خاطر نگارش رمان‌های پرکشش در ژانر تریلر روان‌شناختی شناخته می‌شود و علاوه‌بر آن، تجربه‌اش در پزشکی را نیز در قالب داستان‌های طنزآمیز پزشکی به کار گرفته است.

از میان آثار او می‌توان به رمان‌هایی چون «آسیب مغزی»، «راز دروغین همسر یک بیوه»، «هیچ‌وقت دروغ نگو»، «بانوی طبقهٔ بالا»، «رمان خدمتکار»، «در قفل‌شده» و «می‌خوای یه راز رو بدونی؟» اشاره کرد؛ آثاری که ترکیبی از تعلیق، هیجان و پیچیدگی‌های روانی شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشند.

بخشی از کتاب آموزگار

«من را بدون هیچ کفشی دفن کرده‌اند.

اگر پیش از آنکه توی آشپزخانه با اَدی روبه‌رو شوم، آن چند ثانیه را وقت گذاشته بودم و کفش‌های ورزشی‌ام را می‌پوشیدم، بازگشتم به جاده بسیار آسان‌تر می‌شد. درعوض، با احتیاط راهم را از روی خاک ناهموار و شاخه‌هایی که در کف پاهایم فرو می‌روند، انتخاب می‌کنم. از آن بدتر اینکه دارم یخ می‌زنم. ملحفه را با خودم آورده‌ام و در تلاش برای گرم نگه داشتن خودم، آن را مثل شالی تا کرده‌ام. هرچند احتمالاً باید هوا زیر صفر درجه باشد.

بعد از حدود نیم‌ساعت پیاده‌روی، به جادهٔ اصلی می‌رسم که شبیه یک خیابان کوچک است. تلفنم را از داخل کیفم بیرون می‌آورم... خدا را شکر. آنتن تلفن همراه دارم. یک خط. این یک معجزه است.

می‌خواهم با نهصد و یازده تماس بگیرم. اما بعد جلوی خودم را می‌گیرم.

می‌توانم با پلیس تماس بگیرم و شوهرم را به‌خاطر کاری که با من کرده است به زندان بیندازم. اما او وکیل می‌گیرد و چند روز بعد به قید وثیقه آزاد می‌شود. بیا منصف باشیم؛ اگر فقط چند زن در هیئت‌منصفه بگذارند، او درنهایت با یک گوشمال کوچک آزاد می‌شود. تازه، اگر اصلاً کارش به دادگاه بکشد. نات راهی برای رهایی از همه‌چیز دارد.

نه، باید مطمئن شوم که برای تمام کارهایی که کرده است، تاوان می‌دهد. بنابراین، درعوض به تنها کسی که فکر می‌کنم ممکن است نیمه‌شب دنبالم بیاید، پیام می‌فرستم.

بیست دقیقه طول می‌کشد تا جی در اسنپ‌فلش جوابم را بدهد. بیست دقیقه در کنار جاده می‌لرزیدم و فکر می‌کردم آیا صدای پیام برای بیدار کردنش کافی است یا خیر... شماره‌اش را دارم ولی تماس گرفتن با او خیلی خطرناک است. درست زمانی که به تسلیم شدن فکر می‌کنم و می‌خواهم با پلیس تماس بگیرم، اسمش روی صفحهٔ تلفنم چشمک می‌زند. تقریباً هیچ‌وقت با من تماس نمی‌گیرد. تصور می‌کنم که حالا توی حمام خانه‌اش پنهان شده تا همسرش صدایش را نشنود و نوزاد کولیکی‌اش۹۰ را بیدار نکند.

«ایو؟ چی شده؟» صدایش کاملاً هراسان است.

به او می‌گویم: «نیاز دارم بیای دنبالم. ب...ببخشید. می‌دونم صبح خیلی زوده.» ساعتم تقریباً پنج صبح را نشان می‌دهد.

«کجایی؟»

می‌آید دنبالم. خدا را شکر.

کنار جاده منتظرش می‌مانم و زیر ملحفه‌ام می‌لرزم. امیدوارم سینه‌پهلو نکنم. وقتی بالاخره ماشین او را می‌بینم که کنار خیابان می‌ایستد، زیر گریه می‌زنم. وقتی سوار ماشین می‌شوم و کنارش می‌نشینم، آب شور از صورتم جاری است. به‌خاطر ظاهرم گیج و حیران شده است.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۲ دی ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آموزگار و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:آموزگار
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:فریدا مک فادن
مترجم:نشاط رحمانی نژاد
انتشارات:نشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۱۲/۲۹
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۸.۲۷ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۸۱۷۲۱۴۹
تعداد صفحه‌ها:۳۲۴ صفحه
قیمت کتاب:۳۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه منظومه داستان ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۹

👩🏻‍🏫 👔 خانم و آقای بنت، زوج آموزگاری هستن که در یک دبیرستان مشترک تدریس میکنن اما روش کارشون چندان شبیه به همدیگه نیست، "ایو" معلم ریاضی سخت‌گیریه که ارتباط چندان نزدیکی با شاگردانش نداره و همسرِ خوش‌پوش و جذابش،...بیشتر

۴۲
Zhra
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۱/۰۳

این کتابش به اندازه بقیه کتاباش خوب نبودن و با توجه به پایانش به نظر من اصلا ارزش خوندن نداره. ۲۰۰ صفحه اول کتاب بسیار خسته کننده و یکنواخته و اخراش یکم جالب میشه که دوباره پایان مسخره ایو میگیره. اسپویل❌ پایانش...بیشتر

۰
به دنبال آلاسکا
۱۴۰۳/۰۸/۲۳

توی ژانر جنایی مهم ترین فاکتور باور پذیر بودن داستانه که متاسفانه تو این کتاب خیلی همه چی هندی وار پیش میره ولی بخوام منصف باشم شخصیت پردازی ها خوب بود چه حیف که که درگیر پلات توییست های دور از...بیشتر

۰
SARA
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۱۰/۰۳

برای سرگرمی خوب بود ولی نسبت به بقیه کتاب های این نویسنده ضعیف تر بود.

۰
ققنوس
۱۴۰۳/۰۷/۲۰

به نظر من این کتاب از بقیه کتابهای مک فادن ضعیف تر بود،نه سوژه ی منحصر به فردی داشت نه روال داستان اونقدر جذاب بود که نشه کتاب رو زمین گذاشت،صرفا خوندنش رو ادامه دادم تا تمام بشه

۱
Samin
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۱

کتاب خوبی بود اما ... اول اینکه نسبت به کار های دیگه فریدا مک فادن که خیلی جذاب و پر کشش و پر از پلات توییست هست این یکی فقط پلات توییست های جالبی داشت که بعضی هاش اصن منطقی نبود اگر...بیشتر

۰
فاطمه باقری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۸/۲۸

داستان در برای یک زوج معلم هست که تقریبا تفاهمی باهم ندارن داستان روندی معمولی دارد تا اینکه پای یک دانش آموز دردسر ساز، به مدرسه باز میشود و زندگی این زوج را تحت شعاع خودش قرار می دهد😳 معمولاً کتاب...بیشتر

۰
AS4438
۱۴۰۳/۰۷/۲۴

بنظرم این کتاب ضعیف ترین کتاب نویسنده بود، تا نصف کتاب که ازهیجان ومعما وچیزی دیگرجز خیانت خبری نبود، اواخرکتاب کمی بهترشد، ویکی ازشخصیت ها که هم دانش آموز بود و هم.......( وقتی تا آخربخوانید متوجه میشوید) ایشون درهمه ماجراها...بیشتر

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۳/۰۸/۰۵

اولین رمان هایی که از فریدا مک فادن خوندم خدمتکار و بخش دی بود به جرات می‌تونم بگم این رمان از رمان های زرد و ضعیف این نویسنده است. بسیار پوچ و تو خالی. داستان بیخود شخصیت پردازی بد

۰
bahareh.d
۱۴۰۴/۰۵/۲۴

اخرِ اخرش خیلی شوکه کننده بود عاشق اینم که شخصیتهای کتاب فریدا هیچکدوم بی گناه و معصوم نیستن درواقع یا بد هستن یا خاکستری ادم خوب یا نداریم یا نیست😂

۰
nafise7931
۱۴۰۴/۰۷/۰۸

خیلی سعی کردم دلیل‌هامو درست و واضح بگم برای اینکه از این کتاب خوشم نیاد…ولی واقعا نمیشه!!! فقط میدونم که دوستش نداشتم ‌و حس باور پذیری یا منطقی بودن ازش نمیگرفتم!!!

۰
ghazal
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۱۸

کتاب های فریدا مک فادن را نمیشود زمین گذاشت و این نه به خاطر داستان های جنایی بی نقص بلکه به علت قلم جذاب و گیرا اوست. علی رغم این ویژگی گاهی پس از خواندن آثار مک فادن حس بدی...بیشتر

۰
🍁🍂دخترFaEzEhپائیز🍂🍁
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۱

این نوشته ی مک فادن در مورد زوج معلمی هست بنام ایو و نات که چندان تفاهمی باهم ندارن اولش زیادی کشدار و آخر داستان مصنوعی و غیر واقعی تموم شد انگار یه داستان خیالیه.. برای سرگرمی بنظرم بد نیست... در اینجام...بیشتر

۰
⟭⟬Foroozjin1997⟬⟭
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۲

داستانش برای من کشش داشت و توی یک روز خوندمش ولی خب وسط های کتاب کاملا مشخص بود که خیلی سانسور شده داستان جوری که مجبور شدم برای فهمیدن داستان برم سراغ کتاب زبان اصلی ولی اگه از این ها...بیشتر

۰
خانم مسلمی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۱

پایان کتاب شوکه م کرد!!! دیدگاه آدم رو نسبت به شغل شریف آموزگاری عوض میکنه

۰

بریده‌هایی از کتاب

پریسا همانی
۱۰
وقتی حتی بستنی هم کمکی نمی‌کند، می‌فهمی که اوضاع جداً بد است.
sorena10077
۱۰
دههٔ بیست‌سالگی‌ام به پایان رسیده است. در یک چشم به‌هم زدنِ دیگر چهل‌ساله می‌شوم و سی‌سالگی‌ام هم می‌گذرد. سپس روزی منِ نودساله روی این تخت دراز می‌کشم و به این فکر می‌کنم که کل زندگی‌ام کجا رفت.
AS4438
۹
احساسم این است که وقتی مُردی، دیگر مرده‌ای و بعد از مرگ هیچ‌چیزی نیست. مرگ چیزی جز پرتگاهی نیست که پس از آن بازگشتی در کار نیست.
Kim.m
۹
ایستادن در قبر بدشگون است. همه درنهایت توی یکی از این گودال‌ها قرار می‌گیریم، اما مجبور نیستی سرنوشت را وسوسه کنی.
لیموی‌سبز.
۹
کنجکاوم که آیا او هم به همان اندازه‌ای که من دلتنگش هستم، دلش برای من تنگ شده است یا نه. اما دیگر هرگز نمی‌توانیم با هم دوست باشیم. دیگر بین ما دو نفر هیچ‌چیز مثل قبل نمی‌شود.
کاربر 0084
۶
حقیقت از هر چیز دیگری وحشتناک‌تر است.
پریسا همانی
۳
هرچقدر اوضاع همین حالا بد است، همیشه می‌تواند بدتر هم بشود.
AS4438
۲
علاوه بر زیبا و محبوب بودن، از بسیاری از بچه‌های مدرسه ثروتمندتر هم هست. گاهی‌اوقات حس می‌کنی که زندگی منصفانه نیست،
لیموی‌سبز.
۲
ای کاش می‌توانستم به او بگویم و او هم می‌توانست درکم کند و به من می‌گفت که بعدش دقیقاً باید چه‌کار کنم. قبلاً چنین رفاقتی با هم داشتیم... رفاقتی که او برای من هر کاری انجام می‌داد. اما بااینکه او کاملاً برایم هر کاری می‌کرد، حالا دیگر با هم دوست نیستیم.
کاربر ۷۴۹۰۸۴۵
۰
اگر فقط خانم بنت نبود، همه‌چیز خیلی بهتر می‌شد