کتاب هرگز انتظارش را نداشت شاری لاپنا + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب هرگز انتظارش را نداشت

کتاب هرگز انتظارش را نداشت

نویسنده:شاری لاپنا
انتشارات:سبزان
امتیاز
۳.۶از ۵ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب هرگز انتظارش را نداشت

کتاب هرگز انتظارش را نداشت (She Didn't See It Coming) نوشته شاری لاپنا، در مورد زنی جوان به نام برایدن فراست است که زندگی آرام و به‌ظاهر بی‌دغدغه‌ای دارد. اما روزی ناگهان برای همیشه ناپدید می‌شود و هیچ ردپایی از او به جا نمی‌ماند. گم‌شدن او خانواده را به چالش می‌کشد و لایه‌های پنهان روابط انسانی، رازهای خانوادگی گذشته و سوءظن‌ها را عیان می‌کند. این تریلر روان‌شناختی پرفروش را که وب‌سایت آمازون به عنوان بهترین کتاب سال ۲۰۲۵ انتخاب کرده بود، شهرزاد حسینی ترجمه کرده و نشر سبزان به انتشار رسانده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب هرگز انتظارش را نداشت

کتاب هرگز انتظارش را نداشت، رمانی معمایی و پرتعلیق از شاری لاپنا، حول محور ناپدیدشدن برایدن فراست، مادری جوان شکل می‌گیرد. روایت با جزئیات دقیق زندگی روزمره‌ی خانواده‌ی فراست آغاز می‌شود و به‌تدریج با ورود پلیس و کارآگاهان، فضای داستان به سمت رمزگشایی و کشف حقیقت پیش می‌رود. 

ساختار کتاب بر پایه‌ی روایت‌های متقاطع و زاویه‌ی دیدهای مختلف بنا شده است؛ گاهی از نگاه همسر برایدن، گاهی از دید خواهرش، همسایه‌ها یا کارآگاهان پلیس. این تنوع زاویه‌ی دید، به خواننده امکان می‌دهد تا با لایه‌های مختلف شخصیت‌ها و روابط‌شان آشنا شود و در عین حال، فضای تعلیق و ابهام را حفظ می‌کند. 

شاری لاپنا در کتاب هرگز انتظارش را نداشت با پرداختن به موضوعاتی چون اعتماد، شک، روابط خانوادگی و تأثیر یک حادثه‌ی ناگهانی بر زندگی جمعی، تصویری از اضطراب و ناامنی در جامعه‌ی مدرن ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان هرگز انتظارش را نداشت

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! 

هرگز انتظارش را نداشت در مورد برایدن فراست، زنی شاغل و مادر کودکی سه‌ساله است که به‌ همراه همسرش، سَم، در آپارتمانی مدرن زندگی می‌کنند. داستان از روزی شروع می‌شود که برایدن بعد از رساندن فرزندش به مهدکودک، برای کار به خانه بازمی‌گردد، اما در پایان روز برای بازگرداندن دخترش به مهد نمی‌رود و به تلفن‌‌ها هم جواب نمی‌دهد. با بازگشت سَم به خانه، مشخص می‌شود که برایدن ناپدید شده؛ در حالی که لوازم شخصی‌اش مثل کیف، تلفن همراه و ماشین در محل باقی مانده‌اند.

با ورود پلیس به پرونده، تحقیقات گسترده‌ای در ساختمان محل سکونت و محیط پیرامون آن صورت می‌گیرد. کارآگاه جین سالتر مسئولیت بررسی جزئیات زندگی برایدن، از جمله تراکنش‌های بانکی، تماس‌های اخیر و مناسبات خانوادگی را بر عهده می‌گیرد تا انگیزه‌ها یا عوامل احتمالی ناپدیدشدن او را شناسایی کند. در جریان این بازپرسی‌ها، ساکنان ساختمان و همسایگانی که دارای سوابق خاص هستند مورد بازجویی قرار می‌گیرند و لایه‌های پنهان روابط و سوءظن‌های قدیمی میان اهالی ساختمان بازخوانی می‌شود.

چرا باید کتاب هرگز انتظارش را نداشت را بخوانیم؟

این کتاب با فضاسازی دقیق و روایت چندلایه، تجربه‌ای متفاوت از یک معمای خانوادگی و اجتماعی را ارائه می‌دهد. روایت از زاویه‌ی دیدهای مختلف، امکان همذات‌پنداری با شخصیت‌های گوناگون را فراهم می‌کند و خواننده را درگیر پرسش‌های اخلاقی و روان‌شناختی می‌سازد. همچنین، پرداختن به جزئیات زندگی روزمره و روابط خانوادگی، داستان را ملموس و باورپذیر کرده است.

خواندن کتاب هرگز انتظارش را نداشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این داستان به علاقه‌مندان به رمان‌های معمایی، دوستداران تریلرهای روان‌شناختی و مشتاقان ادبیات معاصر آمریکا پیشنهاد می‌شود.

درباره شاری لاپنا

شاری لاپنا (Shari Lapena) (متولد ۱۹۶۰) نویسنده‌ی کانادایی ادبیات معمایی و تریلرهای روان‌شناختی است. او پیش از تمرکز بر نویسندگی، به شغل وکالت اشتغال داشت. لاپنا با انتشار رمان «زوج همسایه» در سال ۲۰۱۶ فعالیت خود را به عنوان نویسنده آغاز کرد که در سطح بین‌المللی مورد توجه قرار گرفت. محور اصلی داستان‌های او معمولاً بر پایه‌ی روابط خانوادگی، رازهای شخصی و امنیت محیط‌های خصوصی استوار است. آثار دیگر این نویسنده رمان‌هایی همچون «غریبه‌ای در خانه»، «مهمان ناخوانده» و «این‌جا همه دروغ می‌گویند» هستند که داستان‌هایی پرتعلیق ومعمایی‌اند. کتاب‌های لاپنا به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده و در فهرست آثار پرفروش نشریاتی چون نیویورک‌تایمز و ساندی‌تایمز قرار گرفته‌اند.

جوایز و افتخارات کتاب هرگز انتظارش را نداشت

  • بهترین کتاب آمازون در سال ۲۰۲۵
  • در لیست پرفروش‌ترین آثار نیویورک‌تایمز

چه نسخه‌های دیگری از کتاب هرگز انتظارش را نداشت منتشر شده است؟

  • کتاب هرگز انتظارش را نداشت، ترجمه‌ی شیما طاهری، نشر گویا

بخشی از کتاب هرگز انتظارش را نداشت

«تریسی کمپ بی‌صدا از تخت بلند می‌شود تا مبادا شوهر خفته‌اش را بیدار کند. از همان لحظه‌ای که کارآگاه درِ خانه‌شان را زد، اضطرابی سنگین بر دلش نشسته و هنوز رهایش نکرده است؛ برعکس، حالا بدتر هم شده و رنگی از ترس هم به خود گرفته است. مستقیم به آشپزخانه می‌رود، برای خودش یک فنجان چای بابونه دم می‌کند و پیش از آنکه کتری به صدا درآید، آن را خاموش می‌کند. فنجان گرم را به دست می‌گیرد و به اتاق نشیمن می‌رود. روبه‌روی پنجره می‌ایستد و بی‌آنکه چشمش چیزی را دنبال کند، در تاریکی به بیرون خیره می‌شود.

شوهرش برایش مثل معماست؛ گرهی بسته که هیچ‌وقت باز نشده است. کاش می‌توانست درِ ذهنش را باز کند و بداند راست می‌گوید یا نه. زمانی عاشقش بود، به او اعتماد داشت ... تا اینکه پای آن زن به میان آمد و همه‌چیز از هم پاشید. به همه گفته بود که حرف‌های شوهرش را باور دارد ـ و تا حد زیادی هم همین‌طور بود: شاید نود درصد ـ اما نه کامل. همیشه گوشه‌ای از دلش شک داشت؛ چون زن بود و همیشه باور داشت باید به سخن زنی که از تعرض می‌گوید، اعتماد کرد. خودش را فمینیست می‌دانست ... یا شاید روزگاری چنین بود. اما حالا؟ دوستان قدیمی‌اش دیگر این را قبول ندارند. آن‌ها طرف زن شاکی را گرفتند؛ همان کاری که خودش هم بی‌درنگ می‌کرد، اگر همسر مردی نبود که به ربودن و آزار آن زن متهم شده بود.»

نظرات کاربران

AS4438
۱۴۰۴/۰۹/۲۳

کتاب فوق العاده ای بود، جنائی،معمائی،عشق، تراژدی خانوادگی،پایان داستان به شکلی بازبود که انگارهنوزپرونده بسته نشده،درکل هیجان زیادی داشت وعالی بود.

بهنوش
۱۴۰۴/۱۱/۱۷

من همه کتابهای شاری لاپنارو میخونم و نویسنده ی خوبیه اما این کتابش ضعیفتر از بقیه اثارش بود اما به هر حال شاری لاپنا رو نمیشه نخوند

کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
۱۴۰۴/۰۹/۱۶

هرچه این کتابهارو میخونم به این نتیجه میرسم که اسلام دین کاملیه که جایی که میگه زنان خودرابپوشانن ومردها چشمهاشون رو ،چقدر جلوی این اتفاقات وحشتناک گرفته میشه،چه زندگی هایی که نابودمیشه با بچه کوچیک واون بچه چه انسانی خواهدشد

- بیشتر

بریده‌هایی از کتاب

میشل گوتیه هیچ‌جا برای زن‌ها امن نیست
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
وقتی میلیون‌ها نفر خیال رو جای واقعیت می‌ذارن، احساس رو جای عقل می‌شونن، جامعه خیلی سریع از هم فرومی‌پاشه. این بارها اتفاق افتاده.»
AS4438
آدم‌ها در فضای مجازی بدترین چهرهٔ خود را نشان می‌دهند، جایی که می‌توانند ناشناس بمانند.
میم الف
در همان لحظه به‌روشنی درمی‌یابد که باید با او محتاط‌تر رفتار کند. رابطه داشتن با بهترین دوست همسرش اشتباه بود ... اشتباهی سنگین و نابخشودنی.
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
وقتی دیگه فقط یه فرد نیست که از قواعد نانوشتهٔ جامعه پا بیرون می‌ذاره؛ وقتی جمعی از آدم‌ها هنجارهایی رو که همه پذیرفته بودیم، کنار می‌زنن، خیلی ترسناک‌تر و نگران‌کننده‌تر می‌شه.»
AS4438