معرفی و دانلود کتاب باد ویرانگر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب باد ویرانگرsubscriptionAvailable

کتاب باد ویرانگر

نوع کتاب
۲.۴ امتیاز(از ۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
سلوا آلمادا، مهدی غبرایی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب باد ویرانگر

کتاب باد ویرانگر نوشتهٔ سلوا آلمادا و ترجمهٔ مهدی غبرایی است. نشر چشمه این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این اثر در سال ۲۰۱۲ شهرت چشم‌گیری برای نویسنده به ارمغان آورد و تقدیر و تحسین منتقدان ادبی برجستهٔ جهان را در پی داشت.

درباره کتاب باد ویرانگر

رمان باد ویرانگر سرشار از مضامین مرتبط با ارتباط میان انسان‎‌ها است. سلوا آلمادا در این اثر روایتی تغزلی از تقابل‌ها و واکنش‌های میان انسان‌ها ارائه می‌دهد و در پی این است که نشان دهد چگونه آدم‌ها با خصیصه‌ها و باورهای متناقض در موقعیتی فرضی، کمابیش رفتارهای یکسانی دارند. او در تلاش است به آرامی از دل واقعیت‌های روزمره به جادو دست پیدا کند. این نویسندهٔ آرژانتینی کلمات رمانش را در راستای ایجاد ایماژها و تصاویر شاعرانه در ذهن مخاطب به‌ کار می‌گیرد و رمانی خلاقانه می‌نویسد که در شکل‌دادن تصور و خلق فضاسازی حرفی‌ برای گفتن دارد. سلوا آلمادا در این رمان، مانند بسیاری از هنرمندان آرژانتینی گرایش به تلفیق امر واقع و امر خیالی دارد و نگاه جالبش نسبت به کشور آرژانتین و جغرافیای آن به‌راحتی احساس می‌شود. مجلهٔ معتبر «کلارین» این رمان را به‌عنوان بهترین رمان سال آرژانتین معرفی کرد. ترجمهٔ کتاب به زبان‌های فرانسوی، پرتغالی، هلندی، انگلیسی، آلمانی، سوئدی و ترکی بارها تجدید چاپ شده است. آلمادا در سال ۲۰۱۹ برای «باد ویرانگر» برندهٔ جایزهٔ کتابِ اول جشنوارهٔ بین‌المللی کتاب ادینبورگ شد. روزنامهٔ اسپانیاییِ «ال‌پائیس» از سلوا آلمادا به‌عنوان یکی از امیدوارکننده‌ترین صداها در ادبیات معاصر آمریکای لاتین یاد می‌کند و «سالومه کینر» در مجلهٔ ادبی «لو تمپس» هیجان اتفاقات غیرمترقبه را در داستان‌های آلمادا یکی از شاخص‌ترین خصوصیات سبک او دانسته است.

خواندن کتاب باد ویرانگر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات آرژانتین پیشنهاد می‌کنیم.

درباره سلوا آلمادا

سلوا آلمادا در سال ۱۹۷۳ میلادی در آرژانتین به دنیا آمد و تا ۱۷سالگی همان‌جا زندگی کرد. در ۱۹۹۱ به پارانا رفت و تحصیلات خود را در رشتهٔ ارتباطات اجتماعی آغاز کرد و در دکترای ادبیات ادامه داد. اولین داستان‌های خود را در نشریه‌ای محلی در پارانا به انتشار رساند و ازآنجاکه علاقه‌اش به ادبیات کاملاً جدی بود، به بوئنوس آیرس رفت و در کارگاه‌های داستان‌نویسی «آلبرتو لاسکا» شرکت کرد. به‌سرعت به نویسنده‌ای مطرح تبدیل شد که خلاقیت داستانی‌اش مورد اشارهٔ نویسندگان برجسته‌ای چون «دیه‌گو زونیگا» و روزنامه‌نگاری همچون «بئاتریس سارلو» قرار گرفت. آثار آلمادا را متأثر از سنت داستان‌نویسی «ویلیام فاکنر» می‌دانند. نثر او به‌گواه بسیاری، قوت داستان‌پردازیِ اهالی آمریکای لاتین را با خشونت تلفیق می‌کند تا پای مخاطب را به دخالت در گفت‌وگوی شخصیت‌ها بکشاند و به تصمیم‌گیری وادارد.

بخشی از کتاب باد ویرانگر

«کشیش پیرسون خطیب برجسته‌ای است. موعظه‌هایش همیشه به یاد می‌ماند و در کلیسایش از احترام فراوانی برخوردار است. هر وقت پشت سکوی وعظ می‌رود ــ همیشه هم یکهو سروکله‌اش پیدا می‌شود، انگار با شیطان که زور می‌زند سد راهش شود گلاویز شده باشد ــ همه سکوت می‌کنند. سر خم می‌کند و دست‌ها را کمی از هم باز می‌کند و کف دو دست را رو به جلو و بعد رو به بالا می‌گیرد. لحظه‌ای به همین حال می‌ماند و کلهٔ تاسش را که قطره‌های عرق بر آن نشسته به مؤمنان نشان می‌دهد. سر که برمی‌دارد، دو قدم پیش می‌رود و شنوندگان را ورانداز می‌کند. طوری نگاهت می‌کند که متوجه نگاهش شوی، حتی اگر در ردیف عقب نشسته باشی. (این مسیح است که چشم به تو دوخته!) آن وقت بنا می‌کند به سخنرانی. (زبان مسیح است که در دهانش می‌چرخد!) از بازو تا سرانگشتانش رشته‌ای حرکات موزون می‌کنند؛ اول فقط دست‌ها آرام حرکتی می‌کنند، انگار دارند پیشانی خستهٔ شنوندگان را نوازش می‌دهند. (نوک انگشتان مسیح بر شقیقه‌های من!) رفته‌رفته آرنج‌ها و از بازوهایش نیز شروع به حرکت می‌کنند. بالاتنه بی‌حرکت می‌ماند، بااین‌حال می‌توان جنبیدن شکمش را حس کرد. (شعلهٔ مسیح در درونش می‌سوزد!) به یک سو می‌لغزد، یک، دو، سه قدم، و انگشت اشاره را به سوی همه‌کس و هیچ‌کس دراز می‌کند. برمی‌گردد وسط: چهار، پنج، شش. و حالا به سوی دیگر می‌لغزد: هفت، هشت، نُه. انگشت اشاره‌اش به سوی همه‌کس است و هیچ‌کس. (انگشت مسیح است که به تو اشاره می‌کند!) بعد باز برمی‌گردد وسط و از راهروِ میان جمعیت به پیش می‌رود. حالا پاهایش نیز به این حرکات موزون پیوسته‌اند. همهٔ تنش در جنب‌وجوش است، حتی پنجهٔ پایش در کفش چرمی. کت و پاپیونش را درمی‌آورد. همهٔ این کارها را در حال حرف زدن می‌کند. چون از لحظه‌ای که سر برداشته و به جماعت نگاه کرده زبان مسیح در دهانش چرخیده و از حرکت هم بازنخواهد ماند. در میان جمعیت بالاوپایین می‌رود و بعد می‌رود دم‌در و راه رفته را برمی‌گردد؛ چشم‌هایش بسته و بازوهایش باز می‌شوند و دست‌هایش عین رادار رنجورترین فرد را می‌جویند. کشیش نیازی به دیدن ندارد. وقتش که برسد مسیح به او خواهد گفت چه کسی را روی صحنه ببرد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب باد ویرانگر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابباد ویرانگر
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهسلوا آلمادا
مترجممهدی غبرایی
انتشاراتنشر چشمه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۱۱/۰۹
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۶ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۰۱۱۰۶۳۷
تعداد صفحه‌ها۱۵۶ صفحه
قیمت کتاب۱۳۱۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه برج بابل
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی باد ویرانگر

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

@kayvan71
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۲

کتاب داستانی است کاملا واقع گرایانه و خواندنی شخصیت پردازی ها درست و واقعی است وما را به درک ک دگ وهمدلی وامی دارد

۰
susan_t
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۶

این کتاب رو دوست نداشتم. کشیش رو درک نکردم و نمی‌کنم. فکر می‌کردم غبرایی کتاب های درست درمون ترجمه میکنه.

۰
کاربر 2992096
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۸

کتاب در مورد ۴ نفر با عقاید متفاوت است که بنا بر شرایطی کنار هم قرار گرفتند و مجبور بودند چند روزی کنار هم باشند ...

۰

بریده‌هایی از کتاب

سپیده اسکندری
۴
آدمیزاد می‌تواند با تماشای عملکرد طبیعت هر چه نیاز دارد بداند، یاد بگیرد. همه‌چیز در طبیعت مدام مکتوب می‌شود، انگار در کتابی از حکمت‌های لایزال یا راز و مکاشفه. همه‌چیز؛ البته اگر بتوانی یاد بگیری شنیدن و دیدن چیزهایی را که طبیعت به تو می‌گوید و نشان می‌دهد.
سپیده اسکندری
۲
دین مال زن‌ها بود و ضُعفا. خیر و شر امور روزمره بودند، چیزهایی که توی این دنیا به دست می‌آمدند و تجربه می‌شوند. دین از نظر او صرفاً راهی برای سر باز زدن از مسئولیت‌ها بود. پنهان شدن پشت‌سر خدا، منتظر رستگاری ماندن یا ملامت کردن شیطان بابت کارهای زشت خودت.
littllib
۱
دین از نظر او صرفاً راهی برای سر باز زدن از مسئولیت‌ها بود. پنهان شدن پشت‌سر خدا، منتظر رستگاری ماندن یا ملامت کردن شیطان بابت کارهای زشت خودت.
littllib
۱
شب‌ها همه‌مان خوش‌بین‌ایم. خیال می‌کنیم وقتی آسمان را روشنایی روزِ نو پُر کند، می‌توانیم همه‌چیز را تغییر دهیم و سرزنده و سرحال از نو شروع کنیم. اما صبح روز بعد خسته‌وکوفته از خواب بیدار می‌شویم، حتی پیش از شروع روز خسته‌ایم و باز همه‌چیز را موکول می‌کنیم به فردا و فردا
سپیده اسکندری
۰
مگر مرگ، فارغ از این‌که چه کسی موجبش شده، چیزی جز همان هیچِ تاریک و تهی است؟
littllib
۰
مگر مرگ، فارغ از این‌که چه کسی موجبش شده، چیزی جز همان هیچِ تاریک و تهی است؟