«هیچ یک از آنها باز نمیگردد» نوشته آلبا دِسس پِدِس ( ۱۹۹۷– ۱۹۱۱)، نویسنده ایتالیایی کوباییتبار است.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
«ـ چرا این قدر عجله داری؟ تو هنوز بیست سال هم نداری.
ـ به خاطر سنم نیست. من، دختر فقیری هستم و مسئولیت مادرم نیز به دوش من است. نمیتوانم او را ترک کنم و با این وضع فعلی هم چه کسی مرا میگیرد؟ هیچ کس. دخترانی که در طفولیت همبازیام بودند همه دارند ازدواج میکنند، بقیه نامزد میکنند... به دیدنم میآیند و همه با لحنی پیروزمندانه این چیزها را برایم تعریف میکنند و در همان حال، با تبسمی به روی لب به من خیره میشوند انگار میخواهند بگویند: و تو هنوز در خانه ماندهای؟ و بعد اگر هم در باره ازدواج یا نامزدی خودشان حرفی نزنند میآیند و به من در باره سایر دوستان یا اقوام میگویند: «راستی میدانی فلانی هم ازدواج کرد. نمیدانی چه جشن عروسی گرفته بودند! » شاید هم این چیزها را از خودشان درمیآورند یا مبالغه میکنند. و من، میخکوب در این جا. نمیدانی محیط این خانه چه چیزی است. آن دو تا برادر مدام سیگار برگ میکشند که هوا را خفه میکند. و ما دو نفر که مدام آشپزی میکنیم. سر میز از آنها پذیرایی میکنیم، ظرف میشوریم. صبح، وقتی از خواب بیدار میشوند، بوی شرابی که شب قبل در میکده نوشیدهاند فضای اتاق را آکنده کرده است و بعد از خانه خارج میشوند و ما باید رختخوابشان را جمع کنیم، مرتب کنیم، لباس آنها را بشوریم، به کارهای خانه برسیم... راستی شنیدی که لیندا هم دارد عروسی میکند؟»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب هیچ یک از آنها باز نمیگردد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
حدود صد سال پیش
زندگی تو یه خوابگاه دختران رو توصیف میکنه
راستش به دلیل داشتن شخصیت های زیاد آدم گیج میشد
و یه اشکالی هم که داشت از پاراگرافی به پاراگراف دیگه نشانه گذاری ویراستاری انجام نشده بود چون پرش شخصیت هاش...بیشتر
۱۲
Dentist
۱۳۹۵/۰۶/۰۷
بنظر من ریتمش خیلی کند و یکنواخت و خسته کننده بود. نتونست منو جذب کنه.
۰
Sharareh Haghgooei
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۷/۰۷
یک دوره ای عاشق کتابهای این نویسنده بودم و با کتاب دفترچه ممنوعه اش همزاد پنداری خاصی داشتم. اما این اثر نویسنده برایم خیلی جالب نبود.شاید چون کتاب نه از نظر تاریخ وقوع و نه گروه سنی بهم نمیخورد.مشکلات و...بیشتر
۰
سارا
۱۳۹۷/۱۰/۲۷
زیادی کسل کننده بود ولی من عادت دارم کتابی که شروع کردم رو تا اخر بخونم و خیلی اذیت شدم
۰
سبا جهانگیری
۱۴۰۴/۱۱/۰۵
بشر از بس دو نفره بوده دیگر فراموش کرده ایت یک نفره هم میتوان خوشحال و خوشبخت بود. تقدیر ما بستگی به برخوردهای غیرمنتظره دارد.
بعضی ها باید جان بکنند وپول دربیاورند . بعضی ها رو مغز و عقل خود حساب...بیشتر
آنها به من خیلی مهربانی میکنند. برایم جوشانده گل بابونه درست میکنند، سوپ داغ میآورند. چقدر عجیب است، وقتی روح ما صدمهای میبیند، بقیه همه سعی دارند از جسم ما مراقبت کنند. سعی دارند تنها چیزی را که قابل معالجه است، معالجه کنند.
بلاتریکس لسترنج
۹
تنها قدرت، در دست ثروتمندان است و بس. با پول، نجابت و شرف را هم میشود خرید.
بلاتریکس لسترنج
۷
واندینا از فرصت استفاده کرده و زیر لبی گفته بود: بارکالله،
بلاتریکس لسترنج
۴
والنتینا هم سخت غرق در رؤیاست. او هرگز شوهر پیدا نخواهد کرد، چون بیپول است. گرچه دختر بسیار نجیبی است. ولی نجیب بودن فقط به اندازه بخور و نمیر در اختیار تو پولی میگذارد و بس.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
حدود صد سال پیش زندگی تو یه خوابگاه دختران رو توصیف میکنه راستش به دلیل داشتن شخصیت های زیاد آدم گیج میشد و یه اشکالی هم که داشت از پاراگرافی به پاراگراف دیگه نشانه گذاری ویراستاری انجام نشده بود چون پرش شخصیت هاش...بیشتر
بنظر من ریتمش خیلی کند و یکنواخت و خسته کننده بود. نتونست منو جذب کنه.
یک دوره ای عاشق کتابهای این نویسنده بودم و با کتاب دفترچه ممنوعه اش همزاد پنداری خاصی داشتم. اما این اثر نویسنده برایم خیلی جالب نبود.شاید چون کتاب نه از نظر تاریخ وقوع و نه گروه سنی بهم نمیخورد.مشکلات و...بیشتر
زیادی کسل کننده بود ولی من عادت دارم کتابی که شروع کردم رو تا اخر بخونم و خیلی اذیت شدم
بشر از بس دو نفره بوده دیگر فراموش کرده ایت یک نفره هم میتوان خوشحال و خوشبخت بود. تقدیر ما بستگی به برخوردهای غیرمنتظره دارد. بعضی ها باید جان بکنند وپول دربیاورند . بعضی ها رو مغز و عقل خود حساب...بیشتر
عالیه