معرفی و دانلود کتاب آدمکش کور + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب آدمکش کورsubscriptionAvailable

کتاب آدمکش کور

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آدمکش کور

کتاب آدمکش کور نوشتهٔ مارگارت اتوود و ترجمهٔ مینا امیری است. انتشارات باران خرد این کتاب را روانهٔ بازار کرده است. این رمان کانادایی برندهٔ جایزهٔ من بوکر در سال ۲۰۰۰ و جایزهٔ همت در سال ۲۰۰۱ بوده است.

درباره کتاب آدمکش کور

در کتاب آدمکش کور می‌خوانیم که «آیریس چیس» و خواهرش «لورا» در شهری کوچک در جنوب انتاریو و بدون مادر بزرگ شده‌اند. در بخشی از این رمان، آیریس به‌عنوان یک پیرزن، وقایع و روابط دوران کودکی، جوانی و میانسالی خود را به یاد می‌آورد؛ از جمله ازدواج ناخوشایند خود با یک تاجر در تورنتو به نام «ریچارد گریفن». بخش دوم کتاب دربارهٔ «الکس توماس»، نویسندهٔ داستان‌های علمی و تخیلی است که رابطه‌ای مبهم با خواهران دارد. این رمان، روایت دیگری را هم در دل خود دارد؛ یک داستان علمی - تخیلی که توسط همتای تخیلی الکس روایت می‌شود. این رمان به‌شکل مکاشفه‌ای تدریجی نوشته شده است که هم جوانی و هم پیری آیریس را روشن می‌کند و هم اتفاقات زندگی آن‌ها قبل از جنگ جهانی دوم را تعریف می‌کند. لورا و آیریس در خانه‌ای به نام «آویلیون» زندگی می‌کنند. مادر آن‌ها در جوانی می‌میرد و «رنی»، سرپرستشان، مسئولیت کامل دختران را بر عهده می‌گیرد. این رمان از حوادث واقعی الهام گرفته است و داستان قتل و ارتباط خارج از خانواده و خودکشی‌ را روایت می‌کند و خواننده را مرحله‌به‌مرحله به کشف معما می‌برد.

جایزهٔ بین‌المللی بوکر که پیش‌تر به نام «من بوکر» شناخته می‌شد، یک جایزهٔ ادبی به‌میزبانی کشور انگلستان است که هر ۲ سال یک‌بار به یک نویسندهٔ زنده از هر ملیتی تعلق می‌گیرد؛ نویسنده‌ای که آثارش به انگلیسی یا ترجمه‌شده به انگلیسی باشد. این جایزه برای خلاقیت، توسعه و مشارکت کلی یک نویسنده در صحنهٔ جهانی و به‌نوعی برای به‌رسمیت‌شناختن آن نویسنده و مجموعهٔ آثار اوست که اهدا می‌شود. جایزهٔ نقدیِ بوکر، به‌طور مساوی، میان نویسنده و مترجم تقسیم می‌شود. رمان کانادایی آدمکش کور به قلم مارگارت توود، برندهٔ جایزهٔ من بوکر در سال ۲۰۰۰ و جایزهٔ همت در سال ۲۰۰۱ بوده است.

خواندن کتاب آدمکش کور را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر کانادا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره مارگارت اتوود

مارگارت اِلنور اتوود در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹ در اتاوا در ایالت اونتاریوی کانادا به دنیا آمد. او شاعر، داستان‌نویس، منتقد ادبی، فعال سیاسی و فمینیست سرشناس کانادایی است. مارگارت اتوود بارها برای دریافت جوایز ادبی متعدد نامزد شده و بارها نیز جوایزی را دریافت کرده است؛ همچنین یکی از بنیان‌گذاران بنیاد نویسندگان کانادا و نیز از متولی‌های بنیان‌گذاری جایزهٔ شعر گریفین است. اتوود دانش‌آموختهٔ رشتهٔ ادبیات انگلیسی، فلسفه و زبان فرانسوی است. از نوجوانی دریافت که به نویسندگی علاقه دارد. در بیشتر آثارش، زنانی را نمایش می‌دهد که مقهور پدرسالاری هستند؛ همچنین می‌کوشد توجه‌ها را به‌سمت فشار اجتماعی ناشی از ایدئولوژی پدرسالار جلب کند. برخی از آثار مارگارت اتوود عبارتند از:

رمان:‌ «زن خوراکی»، «سرگذشت ندیمه»، «آدمکش کور»، «اوریکس و کریک» و «سال سیلاب».

مجموعه داستان کوتاه: «دختران رقاص»، «جنایت در تاریکی» و «استخوان‌های خوب و جنایت‌های ساده».

مارگارت اتوود کتاب‌هایی نیز به‌عنوان شعر («گفتارهایی برای دکتر فرانکشتاین»)، کتاب‌هایی در زمینهٔ ادبیات کودکان («حیوان خانگی آنا») و کتاب‌های غیرداستانی («در دنیاهای دیگر: علمی - تخیلی و تخیل انسان») نوشته و منتشر کرده است. از رمان «سرگذشت ندیمه» نوشتهٔ اتوود برای تولید فیلم سینمایی اقتباس شده است. فیلم سینمایی «سرگذشت ندیمه» (The Handmaid's Tale) در ژانر علمی - تخیلی و به‌کارگردانی «فولکر اشلوندورف» در سال ۱۹۹۰ میلادی منتشر شد. فیلم‌نامهٔ این فیلم را هارولد پینتر، نمایشنامه‌نویس مشهور انگلیسی از رمان مارگارت اتوود اقتباس کرد و نوشت. مجموعهٔ تلویزیونی (سریال) آمریکایی «سرگذشت ندیمه» یا «قصهٔ ندیمه» در ژانر تراژدی و پادآرمان‌شهری از اواخر سال ۲۰۱۶ میلادی، تولید خود را آغاز کرد. سازندهٔ این سریال اقتباسی «بروس میلر» بوده است.

بخشی از کتاب آدمکش کور

«امروز صبحانهٔ متفاوتی خوردم. ترکیبی از غلات که مایرا برایم آورده بود تا به قول خودش قوت بگیرم. او نوشته‌های روی پاکت‌ها را به‌شدت باور می‌کند. روی شیشه با حروف برجسته رنگی نوشته شده است. این غلات از بهترین ذرت و گندم تهیه شده و با غلات دیگری ترکیب شده‌اند. اسم غلات را نوشته است. ولی چه تلفظ‌های سختی دارند. آدم را به یاد ایام قدیم و کارهای صوفیانه می‌اندازد. دانه‌هایی که در قبرهای مردمان ما قبل تاریخ در اهرام مصر کشف شده‌اند و اینک دوباره به کشت آن‌ها پرداخته‌اند. شاید بعضی از نهادها آن‌ها را تأیید کنند ولی از نظر من هرگز قابل اعتماد نیستند. پشت جعبه تصویری از یک رودهٔ نرم صورتی رنگ چاپ شده است و حکایت از این دارد که با خوردن آن سمومی که در بدنتان است، به‌راحتی دفع می‌شوند. روی جعبه نیز یک صورتک نقش و نگاردار سبز رنگ است. حتم دارم کسانی که این تصویر را برای چاپ انتخاب کرده‌اند. نمی‌دانسته‌اند که این تصویر ماسکی است که سرخ‌پوستان ازتک، به‌صورت مردگانشان می‌زدند و با آن مرده را خاک می‌کردند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آدمکش کور و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآدمکش کور
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهمارگارت اتوود
مترجممینا امیری
انتشاراتانتشارات باران خرد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۰۷/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۷.۸۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۶۱۹۹۷۵۹
تعداد صفحه‌ها۵۵۷ صفحه
قیمت کتاب۱۲۰۰۰۰ تومان
برچسبجایزه سروانتس، جایزه کافکا، ادبیات کانادا

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

mp
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۴

قبلا نظر داده ام

۰

بریده‌هایی از کتاب

تقریبا مرده
۱
رفته‌رفته خانواده‌های اشرافی حتی زحمت بزرگ کردن این دختران را هم به خود ندادند. آن‌ها بابت نگهداری و فرستادن این بچه‌ها به معبد الهه پول قابل‌توجهی را می‌پرداختند. دختری که قربانی می‌شد تحت عنوان نام خانوادهٔ آن‌ها بود و این مسئله باعث اعتبار و آبروی آن خانواده می‌شد.
تقریبا مرده
۱
روزها می‌گذشت و مردم شهر دیگر وجود خدایان را جدی نمی‌شمردند و هر کسی که به خدایان اعتقاد داشت و مقدس‌مآب می‌نمود از دید مردم دیوانه به شمار می‌آمد، بااین‌حال هنوز هم رسم و رسومات شهر ثابت و برقرار بود. اگرچه این مراسم سال‌ها بود که دیگر جزو دغدغه‌های ساکنان شهر محسوب نمی‌شد.
تقریبا مرده
۰
بچه‌ها بافندگان اصلی فرش‌ها هستند. بچه‌ها به خاطر داشتن دستانی شریف و انگشتانی باریک برای این کار مناسب بودند، اما مسئله این‌جاست که کار مداوم و چشم گذاشتن روی تاروپودهای فرش آن هم مرتب و مستمر باعث می‌شد که بچه‌ها در سن هشت، نه سالگی بینایی خود را از دست بدهند. کوری این بچه‌ها ملاکی بود برای قیمت‌گذاری و سنجش فرش و ارزش فرش بسته به تعداد کودکانی که پای دار قالی دید خود را از دست داده و کور شده بودند، مشخص می‌شد. مثلاً می‌گفتند: «پای این فرش ده بچه کور شده‌اند، این یکی پانزده بچه را کور کرده است و آن بیست تا.
تقریبا مرده
۰
بچه‌هایی که دید چشم‌های خود را در راه بافتن فرش‌ها از دست می‌دادند به‌محض کور شدن به فاحشه‌خانه‌ها فروخته می‌شدند، هیچ فرقی هم نداشت که پسر باشند یا دختر. دسترنج این کودکان که چشمان خود را پای آن گذاشته بودند به قیمت گزافی فروخته می‌شد. چنان نقش‌های ظریف و ماهرانه‌ای می‌زدند که می‌توانستی عطر و طراوت شکوفه‌های فرش و آب روان را زیر انگشتانت حس کنی.
تقریبا مرده
۰
امّا انگشتان ظریف و هنرمند این بچه‌ها مهارت دیگری را نیز آموخته بود. آن‌ها در باز کردن انواع قفل‌ها نیز تبحر خاصی داشتند. از میان این بچه‌ها افرادی که می‌توانستند فرار کنند یا به سراغ چاقوکشی در تاریکی خیابان‌ها می‌رفتند و یا توسط دیگران برای آدمکشی اجیر می‌شدند. آن‌ها حس شنوایی قوی هم داشتند و می‌توانستند آرام و بی‌سروصدا راه بروند و از تنگ‌ترین معابر عبور کنند.
تقریبا مرده
۰
این بچه‌ها وقتی‌که هنوز بینایی خود را از دست نداده بودند، هنگام بافتن تاروپود فرش‌ها با یکدیگر نجوا می‌کردند و قصه‌هایی خیالی از زندگی آینده‌ای که در انتظارشان بود می‌گفتند. بین آن‌ها مثلی رواج یافته بود که می‌گفتند. «فقط کورها آزاد هستند.»
تقریبا مرده
۰
ساکنان ساکیل نورن ثروت خود را از برده‌داری به دست می‌آوردند به‌خصوص بچه‌های برده‌ای که به بافت فرش مشغول بودند این شهر را به اوج شهرت رسانده بودند، اما این شهرت چندان هم خوش‌یمن نبود. اسنیلفاردها عقیده داشتند که تمام این ثروت و سرمایه از برکت اعمال خوب و رفتار درست آن‌ها و قربانیانی است که در راه خداوند اهدا می‌کنند.
تقریبا مرده
۰
سر پسربچه‌ها را در محراب می‌گذاشتند و بعد آن را با یک گرز متلاشی می‌کردند و مغز آن را به دهان خدا که به کوره‌ای از آتش منتهی می‌شد، پرتاب می‌کردند؛ گلوی قربانیان دختر را نیز می‌بریدند و با خون آن پنج ماه رنگ‌پریده را گلگون می‌کردند تا رنگ‌پریده نباشند و نتوانند در آسمان ناپدید شوند.
تقریبا مرده
۰
طبق آن‌چه که در قانون آمده بود هر خانوادهٔ اشرافی باید حداقل یکی از دختران خود را برای خدایان قربانی می‌کردند. از آن‌جا که قربانی کردن دختران ناقص و معلول توهینی به خدایان به شمار می‌رفت خانواده‌های اسنیلفارد با گذشت زمان به این صرافت افتادند که دختران خود را ناقص کنند تا مجبور به قربانی کردن آن‌ها نشوند. پس شروع کردند به بریدن انگشت یا لالهٔ گوش یا ...، خیلی زود این نقص و قطع عضو به‌صورت نمادی برای افراد اسنیلفارد درآمد.
تقریبا مرده
۰
زنان اسنیلفارد روی جناق سینهٔ خود یک خالکوبی به رنگ آبی می‌کردند. وجود چنین خالکوبی برای فردی که جزو طبقهٔ اسنیلفارد نبود گناه بزرگی به شمار می‌آمد، اما همین امر باعث شده بود که صاحبان فاحشه‌خانه‌ها با افتخار روی جوان‌ترین زن روسپی خود این خالکوبی را انجام بدهند چرا که بسیاری از مردانی که به این خانه‌ها می‌آمدند از این‌که به یک نجیب‌زاده اسنیلفاردی که خونش از خون آن‌ها رنگین‌تر است، تجاوز کنند، غرق در لذت می‌شدند.