کتاب هزار و یک شب (جلد سوم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هزار و یک شب (جلد سوم)

کتاب هزار و یک شب (جلد سوم)

معرفی کتاب هزار و یک شب (جلد سوم)

کتاب هزار و یک شب (جلد سوم) ترجمه‌ی عبداللطیف طسوجی تبریزی اثری است که نشر باران خرد آن را منتشر کرده است و ادامه‌ی همان مجموعه‌ی مشهور قصه‌های شهرزاد و شهریار به زبان فارسی است. در این جلد نیز ساختار آشنا و تکرارشونده‌ی «چون شب فلان برآمد… گفت: ای ملک جوانبخت!» ادامه یافته و شهرزاد هر شب بخشی از حکایت‌های درهم‌تنیده را برای نجات جان خود روایت می‌کند. متن کتاب بر پایه‌ی ترجمه‌ی کلاسیک طسوجی است که نثر آن آمیخته‌ای از فارسی کهن، تعبیرهای عربی و لحن قصه‌گویانه‌ی مجلسی است و خواندنش حال‌وهوای حکایت‌شنیدن در شب‌های طولانی را زنده می‌کند. در این جلد، هم دنباله‌ی برخی حکایت‌های پیشین روایت شده و هم قصه‌های تازه‌ای مانند سرگذشت نعمت و نعم و آغاز حکایت علاءالدین ابوالشامات شکل می‌گیرد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب هزار و یک شب (جلد سوم)

کتاب هزار و یک شب (جلد سوم) ادامه‌ی زنجیره‌ی شب‌های پیاپی شهرزاد است که در آن عبداللطیف طسوجی تبریزی حکایت‌های عربی الف لیله و لیله را به فارسی برگردانده است. این جلد از جایی آغاز می‌شود که شماره‌ی شب‌ها به حدود دویست‌وسی‌ونه رسیده و تا شب‌های سیصد و بالاتر و سپس تا شب‌های پانصد و هفتاد و چندم پیش می‌رود. در بخش‌هایی از کتاب، شهرزاد هنوز مشغول به پایان‌بردن حکایت‌های طولانی جلدهای پیشین است؛ برای نمونه «باقی حکایت قمرالزمان» در همین جلد ادامه می‌یابد و سرنوشت امجد و اسعد، قمرالزمان، ملکه بدور، ملک غیور و ملک شهرمان به نقطه‌ای تازه می‌رسد. در کنار این خط داستانی، حکایت نعمت بن ربیع و کنیزش نعم در شهرهایی چون کوفه، بصره و دمشق روایت شده است؛ قصه‌ای که در آن عشق، حیله‌ی عجوز محتاله، دخالت حجاج، نقش طبیب عجم و حضور خلیفه عبدالملک بن مروان درهم می‌آمیزد. ساختار کتاب همچنان بر پایه‌ی فصل‌بندی شب‌هاست: «چون شب دویست و چهلم برآمد»، «چون شب دویست و چهل و یکم برآمد» و… که هرکدام آغاز بخشی تازه از روایت یا ادامه‌ی بخش پیشین است. کتاب هزار و یک شب (جلد سوم) در نیمه‌ی دوم خود به‌تدریج از حکایت قمرالزمان عبور کرده و به حکایت مفصل دیگری می‌رسد که با عنوان «حکایت علاءالدین ابوالشامات» معرفی شده است. در این حکایت، ابتدا زندگی شمس‌الدین شاه‌بندر، بازرگان توانگر مصری، و همسرش روایت شده و سپس تولد پسری به نام علاءالدین ابوالشامات و بزرگ‌شدن او در سردابه‌ای پنهان از چشم مردم شرح داده شده است. در ادامه، ماجرا به فضای بازار، بازرگانان، سفرهای تجاری به شهرهایی چون شام، حلب و بغداد و خطرهایی مانند راهزنان عرب و بیشه‌ی شیر کشیده می‌شود. در سراسر کتاب، شهرزاد هر بار در لحظه‌ای حساس سخن را قطع می‌کند: «چون قصه بدین جا رسید، بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فروبست»، و شب بعد با جمله‌ی تکرارشونده‌ی «گفت: ای ملک جوانبخت!» ادامه می‌دهد. این شگرد باعث شده است که جلد سوم نیز مانند جلدهای دیگر، از رشته‌ای بلند از تعلیق‌ها، گسست‌ها و پیوندهای روایی تشکیل شود و خواننده را از شهری به شهر دیگر، از دربار به بازار و از قصر خلیفه تا دکان طبیب و کاروان بازرگانان ببرد.

خلاصه داستان هزار و یک شب (جلد سوم)

در هزار و یک شب (جلد سوم) چند خط اصلی روایت درهم تنیده شده است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها سرگذشت نعمت بن ربیع کوفی و کنیزش نعم است. نعمت، جوانی چهارده‌ساله از خانواده‌ای سرشناس در کوفه است که دلبسته‌ی کنیزی به نام نعم شده و او را چون جان دوست می‌دارد. عجوزی حیله‌گر به اشاره‌ی حجاج، کنیز را با نیرنگ از خانه بیرون می‌برد و سرانجام سر از قصر خلیفه عبدالملک بن مروان در دمشق درمی‌آورد. نعم در قصر خلیفه بیمار می‌شود و طبیبان از درمانش درمی‌مانند، زیرا ریشه‌ی بیماری او عشق و دوری از نعمت است. در کوفه نیز نعمت از فراق نعم بیمار و رنجور می‌شود و طبیبان می‌گویند داروی او جز دیدار کنیز نیست. طبیبی عجم که در طب و نجوم شهره است، با رمل و نبض و حدس درمی‌یابد که کنیز در بصره یا دمشق است و پیشنهاد می‌کند نعمت همراه او به سفر برود. آن دو به حلب و سپس به دمشق می‌رسند. طبیب در دمشق دکانی آراسته برپا می‌کند، خود را حکیمی دانا می‌نمایاند و نعمت را چون فرزند در کنار خود می‌نشاند. آوازه‌ی او در شهر می‌پیچد تا اینکه عجوزی که واسطه‌ی ربوده‌شدن نعم بوده است، برای گرفتن دارو نزد او می‌آید و از کنیزی به نام نعم سخن می‌گوید. طبیب و نعمت از نام و نشانی درمی‌یابند که همان کنیز ربوده‌شده است. طبیب دارو و کیسه‌ای مهرشده می‌فرستد که در آن ورقه‌ای با نام نعمت بن ربیع و بیتی عاشقانه پنهان شده است. نعم با دیدن خط و نام، درمی‌یابد که خواجه‌اش به دمشق آمده و شاد می‌شود. در رفت‌وآمدهای بعد، طبیب راز را برای عجوز آشکار می‌کند و از او می‌خواهد میان دو دلداده پیوند برقرار کند. عجوز که از شدت عشق هر دو آگاه شده است، نقشه‌ای می‌چیند: نعمت را با جامه‌ی زنانه و آرایش کامل به صورت کنیزی درمی‌آورد و او را به قصر خلیفه می‌برد تا به بهانه‌ی خدمت، به نزد نعم راه یابد. اشتباه در شمردن درها باعث می‌شود نعمت به جای اتاق نعم به غرفه‌ی خواهر خلیفه برسد. خواهر خلیفه با کنجکاوی و تندی، هویت او را کشف می‌کند اما پس از شنیدن حکایت عشق نعمت و نعم، به یاری‌شان برمی‌خیزد، نعم را فرا می‌خواند و دو عاشق را در خلوتی امن به هم می‌رساند. سپس با داستان‌پردازی و طرح سؤالاتی درباره‌ی انصاف پادشاهان، خلیفه را به عفو و بخشش وادار می‌کند تا در نهایت نعمت و نعم به یکدیگر بخشیده شوند و پس از مدتی به کوفه بازگردند. در بخش دیگر کتاب، «باقی حکایت قمرالزمان» روایت می‌شود. امجد و اسعد، دو شاهزاده، پس از ماجراهای بسیار در غربت، با لشکرهایی روبه‌رو می‌شوند که هرکدام به‌دنبال گمشده‌ای هستند: ملکه مرجانه در پی مملوکی به نام اسعد است، ملک غیور در جست‌وجوی دخترش ملکه بدور و دامادش قمرالزمان است و ملک شهرمان، پدر قمرالزمان، سال‌هاست پسرش را گم کرده است. با گره‌گشایی‌های پیاپی، خویشاوندی‌ها آشکار می‌شود، پدران و فرزندان همدیگر را بازمی‌یابند، قمرالزمان از کرده‌ی خود در حق امجد و اسعد پشیمان می‌شود و پیوندهای تازه‌ای مانند ازدواج اسعد با ملکه مرجانه و امجد با بستان دختر بهرام شکل می‌گیرد. در پایان این خط داستانی، هر پادشاه به شهر خود بازمی‌گردد و قمرالزمان و فرزندانش هر یک بر سرزمینی می‌نشینند تا سرانجام مرگ، «برهم زننده‌ی لذت‌ها و پراکنده‌کننده‌ی جماعت‌ها»، به سراغشان بیاید. پس از پایان این حکایت، شهرزاد حکایت تازه‌ای را آغاز می‌کند: «حکایت علاءالدین ابوالشامات». در آغاز این قصه، شمس‌الدین شاه‌بندر، بازرگان توانگر مصری، سال‌هاست که فرزندی ندارد و با همسرش در مهر و صمیمیت زندگی می‌کند. پس از گفت‌وگویی تلخ درباره‌ی نازایی، شمس‌الدین با راهنمایی شیخ محمد سمسم، معجونی می‌گیرد و همسرش آبستن می‌شود. پسری به دنیا می‌آید که او را علاءالدین ابوالشامات می‌نامند. کودک در سردابه‌ای دور از چشم مردم بزرگ می‌شود تا از چشم بد در امان بماند. در هفت‌سالگی، حضورش در خانه آشکار می‌شود و بعدها با اصرار خود، از پدر می‌خواهد او را به بازار ببرد و دکان‌داری و تجارت بیاموزد. شمس‌الدین او را به بازار می‌برد و بازرگانان از دیدن پسر شاه‌بندر شگفت‌زده می‌شوند. در ضیافتی در باغ، پسران بازرگانان از سفرهای تجاری خود به شام، بغداد و دیگر شهرها می‌گویند و علاءالدین که تا آن زمان جز سردابه و خانه ندیده است، از سر غیرت و رقابت تصمیم می‌گیرد به بغداد سفر کند. پدر با وجود هشدار درباره‌ی خطر بیشه‌ی شیر و بادیه‌ی سگان، سرانجام چهل بار متاع و زر نقد در اختیار او می‌گذارد و او را به قافله‌سالاری به نام کمال‌الدین عکام می‌سپارد. در مسیر، بازرگانی به نام محمود بلخی که در باطن مجوس است، با مهمانی‌ها و مهربانی‌های ظاهری به علاءالدین نزدیک می‌شود. در نزدیکی بغداد، عکام از همراهی با محمود برحذر می‌دارد و پیشنهاد می‌کند شبانه به شهر برسند، اما علاءالدین که بیشتر به نمایش ثروت و ورود نمایان به بغداد می‌اندیشد، بر ماندن در بیابان اصرار می‌کند. همان شب، سواران عرب به سرکردگی شیخ عجلان بر کاروان می‌تازند، عکام و سقا را می‌کشند و همه‌ی بارها را می‌برند و علاءالدین در میانه‌ی این فاجعه تنها می‌ماند؛ جایی که شهرزاد باز هم قصه را در نقطه‌ای پرتعلیق رها می‌کند.

چرا باید کتاب هزار و یک شب (جلد سوم) را بخوانیم؟

خواندن هزار و یک شب (جلد سوم) فرصتی است برای همراه‌شدن با لایه‌هایی از روایت که در آن عشق، سیاست، سفر، حیله و قضا و قدر در کنار هم قرار گرفته‌اند. در حکایت نعمت و نعم، کتاب نشان می‌دهد چگونه عشق دو نوجوان می‌تواند در برابر قدرت حجاج و خلیفه و نیرنگ عجوز محتاله دوام بیاورد و در نهایت با دخالت خواهر خلیفه به سرانجامی امن برسد. در باقی حکایت قمرالزمان، موضوعاتی مانند آشتی، بازشناسی خویشاوندان گمشده، پشیمانی پادشاه از حکم شتاب‌زده و پیوند دوباره‌ی نسل‌ها برجسته شده است. این بخش‌ها تصویری از جهان پادشاهان، لشکرها و مناسبات خانوادگی در قالب قصه ارائه می‌دهند. از سوی دیگر، آغاز حکایت علاءالدین ابوالشامات خواننده را به فضای بازار، تجارت و سفرهای طولانی می‌برد. در این بخش، تضاد میان آسایش خانه و خطر سفر، میان اعتماد ساده‌دلانه و فریب‌کاری پنهان، و میان ثروت انباشته و ناامنی راه‌ها به‌خوبی دیده می‌شود. نثر طسوجی با ترکیب آیات، احادیث، امثال و ابیات، حال‌وهوای فرهنگی دوره‌ای را که این ترجمه در آن شکل گرفته است منعکس می‌کند و برای کسانی که به زبان و سبک فارسی قدیم علاقه‌مند هستند، خواندن این جلد تجربه‌ای زنده از مواجهه با آن لحن است. تکرار ساختار شب‌ها، قطع‌کردن قصه در اوج تعلیق و پیوند دادن حکایت‌ها به یکدیگر، این جلد را به متنی تبدیل کرده است که هم برای دنبال‌کردن سرنوشت شخصیت‌های آشنا جذاب است و هم برای کشف قصه‌های تازه‌ای که در دل همان جهان رخ می‌دهد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن هزار و یک شب (جلد سوم) به کسانی پیشنهاد می‌شود که به قصه‌های طولانی شرقی، فضاهای درباری و بازاری، و روایت‌های درهم‌تنیده‌ی عاشقانه و ماجراجویانه علاقه‌مند هستند. همچنین به دوست‌داران نثر فارسی قدیم، پژوهشگران و دانشجویان ادبیات و فرهنگ اسلامی، و کسانی که جلدهای پیشین هزار و یک شب را خوانده‌اند و می‌خواهند ادامه‌ی حکایت قمرالزمان و آغاز داستان علاءالدین ابوالشامات را دنبال کنند، پیشنهاد می‌شود.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

حجم

۱٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۴۰۸ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان