کتاب هزار و یک شب (جلد دوم) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هزار و یک شب (جلد دوم)

کتاب هزار و یک شب (جلد دوم)

معرفی کتاب هزار و یک شب (جلد دوم)

کتاب هزار و یک شب (جلد دوم) ترجمه‌ی عبداللطیف طسوجی تبریزی روایتی ادامه‌دار از ماجراهای شهرزاد و ملک‌شهرayar است که نشر باران خرد آن را منتشر کرده است. این جلد از دل همان چارچوب آشنای قصه‌گویی شبانه بیرون می‌آید، اما وارد سلسله‌ای تازه از حکایت‌ها، عشق‌ها، سفرها و دسیسه‌ها می‌شود که در دل شب‌های یکصد و اندی تا دویستم روایت شده‌اند. در این کتاب همچنان صدای شهرزاد است که هر شب، درست در لحظه‌ای حساس، قصه را ناتمام می‌گذارد تا هم جان خود را حفظ کند و هم خواننده را در تعلیقی مداوم نگه دارد. در جلد دوم، قصه‌ی اصلی ضوءالمکان، وزیردندان و یاد برادر از دست‌رفته‌اش ملک‌شرکان، بهانه‌ای می‌شود برای گشودن دری تازه به جهان حکایت‌ها؛ جایی که وزیر برای رهایی ملک از اندوه، سراغ داستان‌های ملوک و عاشقان می‌رود و از دل همین تصمیم، حکایت مفصل تاج‌الملوک، عزیز و عزیزه و دیگر شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. فضای کتاب آمیخته‌ای‌ست از سوگ و شادی، عشق و حیله، سفر و بازگشت، و پیوسته میان میدان جنگ، مجلس بزم، قصرهای باشکوه و کوچه‌های گمنام شهرها در رفت‌وآمد است. نثر فارسی طسوجی با واژگان کهن، ابیات فراوان و توصیف‌های پرجزئیات، حال‌وهوای خاصی به این نسخه داده است که آن را از بازنویسی‌های ساده‌ی معاصر جدا می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب هزار و یک شب (جلد دوم)

کتاب هزار و یک شب (جلد دوم) با همان جمله‌ی آشنای «گفت: ای ملک جوانبخت!» آغاز می‌شود و از همان ابتدا خواننده را در میانه‌ی ماجرایی تازه قرار می‌دهد. در آغاز این جلد، ضوءالمکان پس از آگاهی از مضمون نامه‌ای که خبر مرگ برادرش ملک‌شرکان را تأیید کرده است، در اندوهی عمیق فرو می‌رود. صحنه‌ی برپایی خیمه بر سر قبر شرکان، گردآمدن قاریان قرآن، تلاوت‌ها، تسبیح و تهلیل، و سپس مرثیه‌خوانی ضوءالمکان، وزیردندان و ندیم شرکان، فضای کتاب را با سوگ و شعر درمی‌آمیزد. همین مجلس عزاداری است که به‌تدریج به مجلسی برای شنیدن حکایت‌ها بدل می‌شود؛ جایی که ضوءالمکان از وزیر می‌خواهد با گفتن اخبار ملوک و حدیث عشاق، اندوه را از دل او دور کند و وزیردندان وعده‌ی حکایتی می‌دهد که «اندوه از دل‌ها ببرد». از این‌جا به بعد، ساختار آشنای هزار و یک شب دوباره جان می‌گیرد: شهرزاد قصه‌ی وزیر را برای ملک‌شهرayar نقل می‌کند و هر شب در لحظه‌ای حساس، روایت را نیمه‌کاره می‌گذارد. در ادامه‌ی کتاب هزار و یک شب (جلد دوم) چندین حکایت تو در تو و پیوسته روایت شده است. یکی از محورهای اصلی این جلد، حکایت تاج‌الملوک است؛ فرزند سلیمان‌شاه که از پی ازدواج پدرش با دختر ملک‌زهرشاه به دنیا می‌آید. کتاب با جزئیات بسیار از خواستگاری رسمی، فرستادن وزیر با صندوق‌های هدایا، استقبال باشکوه ملک‌زهرشاه، عقد دختر، تجهیز عروس، حرکت کاروان جهیزیه، ورود ملکه به شهر سلیمان‌شاه، و سپس تولد تاج‌الملوک سخن گفته است. رشد او از کودکی تا جوانی، آموختن علم و حکمت، سواری و تیراندازی، و وصف جمالش با ابیات متعدد، بخش مهمی از این جلد را تشکیل می‌دهد. سپس ماجرای نخجیر رفتن تاج‌الملوک، برخورد او با کاروان بازرگانان و آشنایی‌اش با جوانی غم‌زده، دروازه‌ی حکایت دیگری را می‌گشاید: حکایت عزیز و عزیزه. از این‌جا به بعد، کتاب وارد لایه‌ای عاطفی‌تر می‌شود؛ داستان بازرگان جوانی که عاشق دختری ناشناس می‌شود، با اشارات رمزی او را می‌جوید، با یاری دخترعم خود عزیزه به وصال می‌رسد و در عین حال، بی‌صبری و سستی‌اش در برابر خواب و خوردن، بارها او را از دیدار محبوب محروم می‌کند. این حکایت در ده‌ها شب پیاپی، با سلسله‌ای از اشارات نمادین (دستارچه، آیینه، قندیل، نمک، پوست، تخم خرما، کارد و درم) و تفسیرهای دقیق عزیزه، پیش می‌رود و هم‌زمان از وفاداری، فداکاری و سرانجام تلخ او پرده برمی‌دارد.

خلاصه داستان هزار و یک شب (جلد دوم)

در این جلد، پیام و هسته‌ی محتوایی کتاب هزار و یک شب (جلد دوم) در چند محور اصلی می‌چرخد: قدرت قصه برای تسکین اندوه، پیچیدگی عشق و وفاداری، و بازی ظریف میان مکر و صداقت. در سطح بیرونی، ضوءالمکان پس از سوگواری برای برادرش، از وزیردندان می‌خواهد با حکایت‌های ملوک و عشاق، او را از حزن بیرون آورد. وزیر نیز حکایت تاج‌الملوک را آغاز می‌کند؛ روایتی که از دغدغه‌ی سلیمان‌شاه برای داشتن فرزند شروع می‌شود، به خواستگاری از دختر ملک‌زهرشاه می‌رسد، سپس جشن عروسی، تولد تاج‌الملوک و تربیت او را دنبال می‌کند. تاج‌الملوک جوانی می‌شود زیباروی و دلاور که دل به نخجیر می‌بندد و در یکی از شکارها، به کاروانی از بازرگانان برمی‌خورد. در میان آنان جوانی می‌بیند زردروی و گریان که ابیاتی سوزناک می‌خواند و بیهوش می‌شود. تاج‌الملوک از حال او می‌پرسد و جوان، حکایت خود را بازمی‌گوید: حکایت عزیز. داستان عزیز با یک دستارچه‌ی خوشبو و چند اشاره‌ی خاموش آغاز می‌شود. او در کوچه‌ای ناشناس، دستارچه‌ای را می‌گیرد که از بالای سرش افتاده و با دیدن صاحب آن، دلباخته می‌شود. دختر ناشناس با انگشت بر لب و سینه، وعده‌ی دیدار می‌دهد و در دستارچه، دوبیتی‌هایی از شوق و بندگی نوشته است. عزیز که در آستانه‌ی عقد با دخترعم خود عزیزه است، همه‌چیز را فراموش می‌کند. مجلس عقد به‌هم می‌خورد، پدر خشمگین می‌شود و عزیز، ماجرا را با عزیزه در میان می‌گذارد. از این‌جا نقش عزیزه پررنگ می‌شود: او اشارات دختر ناشناس را یک‌به‌یک تفسیر می‌کند، زمان و مکان دیدارها را می‌خواند و با وجود عشق خود به عزیز، تمام توانش را برای رساندن او به معشوقه‌اش می‌گذارد. اما عزیز، گرفتار ضعف و بی‌صبری است. هر بار که باید شب را بیدار بماند و در باغ منتظر محبوب باشد، گرسنگی و خواب بر او غلبه می‌کند. هر بار که می‌خوابد، صبح که بیدار می‌شود نشانه‌ای تازه بر شکمش می‌یابد: نمک، حبّه‌ی زغال، پوست، استخوان، تخم خرما، کارد تیز و درم آهنین. هر نشانه معنایی دارد و عزیزه با دقت آنها را تعبیر می‌کند: از بی‌مزه بودن و کودکی عزیز، تا تهدید محبوبه که اگر بار دیگر بخوابد، سرش را خواهد برید. با وجود همه‌ی این هشدارها، عزیز چندبار دیگر نیز تسلیم خوردن و خواب می‌شود تا سرانجام با تدبیر عزیزه، شبی را تا سحر بیدار می‌ماند، محبوبه نزد او می‌آید و وصال کامل رخ می‌دهد. دختر، پارچه‌ی حریری با نقش دو غزال به او می‌دهد؛ همان پارچه‌ای که بعدتر در کاروان همراه عزیز است. در پس‌زمینه‌ی این وصال، تراژدی عزیزه شکل می‌گیرد. او که همه‌ی اشارات را برای عزیز خوانده، شعرها را به او سپرده و حتی بیت‌هایی را برای رساندن پیام خود به محبوبه‌ی عزیز ساخته است، از فرط عشق و رنج، بیمار می‌شود. در واپسین لحظات، به مادر عزیز وصیت می‌کند که پیغامی به او برساند و چیزی را تنها زمانی به او بدهد که از سر اندوه برایش بگرید. عزیز اما در آغاز، مرگ او را جدی نمی‌گیرد و همچنان به دیدار محبوبه می‌رود. وقتی سرانجام از زبان مادر می‌شنود که عزیزه خون خود را بر او حلال کرده و در آخرین نفس نیز برای نجات او از مکر معشوقه‌اش پیغامی گذاشته، تازه عمق فداکاری او را درمی‌یابد. محبوبه نیز وقتی از وجود عزیزه و نقش او در این عشق باخبر می‌شود، می‌گوید اگر زنده بود، هرگز نمی‌گذاشت عزیز بی‌پاداش بماند و اعتراف می‌کند که خود قصد داشته روزی آسیبی به عزیز برساند. در پایان بخشی که در متن آمده، او از عزیز می‌خواهد قبر عزیزه را به او نشان دهد تا زیارتش کند و بر مزارش شعر بنویسد. در لایه‌ی درونی‌تر، این جلد بر چند نکته تأکید کرده است: عشق بدون صبر و وفا، به‌سادگی به خودویرانگری می‌رسد؛ زنان در این حکایت‌ها هم می‌توانند سرچشمه‌ی مکر و خطر باشند و هم اوج وفاداری و فداکاری را نمایندگی کنند؛ و در نهایت، قصه‌گویی خود ابزاری‌ست برای فهمیدن، تسکین‌دادن و داوری‌کردن درباره‌ی این رفتارها.

چرا باید کتاب هزار و یک شب (جلد دوم) را بخوانیم؟

خواندن هزار و یک شب (جلد دوم) فرصتی‌ست برای ورود به لایه‌ای عمیق‌تر از جهان شهرزاد؛ جایی که قصه‌ها فقط برای سرگرمی گفته نشده‌اند، بلکه هرکدام آینه‌ای از روابط انسانی، قدرت، عشق و فداکاری‌اند. در این جلد، ساختار تو در توی حکایت‌ها به‌خوبی دیده می‌شود: قصه‌ی ضوءالمکان و وزیردندان، قصه‌ی تاج‌الملوک را در دل خود دارد و قصه‌ی تاج‌الملوک، حکایت عزیز و عزیزه را. این درهم‌تنیدگی، نوعی بازی با زمان و روایت می‌سازد که برای خواننده‌ی امروز هم جذاب است. یکی از ویژگی‌های شاخص این جلد، حضور پررنگ شعر در متن است. تقریباً هر گره عاطفی مهم با چند بیت همراه شده است: مرثیه‌های بر مزار شرکان، وصف جمال تاج‌الملوک، ناله‌های جوان بازرگان، دوبیتی‌های معشوقه‌ی ناشناس، و سوگ‌سروده‌های عزیزه. این پیوند نثر و شعر، هم حال‌وهوای عاطفی صحنه‌ها را تشدید کرده و هم زبان کتاب را چندلایه‌تر ساخته است. در کنار آن، اشارات رمزی و نشانه‌هایی که در حکایت عزیز و عزیزه به‌کار رفته (از دستارچه و آیینه تا نمک، پوست، تخم خرما و کارد) نوعی رمزگشایی مداوم می‌طلبد و خواننده را درگیر تفسیر می‌کند. برای کسانی که به نثر کهن فارسی علاقه دارند، ترجمه‌ی طسوجی نمونه‌ی جالبی از برگردان متنی عربی به فارسی در دوره‌ای قدیمی است؛ نثری که پر از ترکیب‌های خاص، تعبیرهای دینی، سوگندها و ساختارهای نحوی متفاوت با فارسی امروز است. در عین حال، مضمون‌ها بسیار انسانی و قابل لمس‌اند: حسادت، بی‌صبری، وفاداری، ترس از مکر، و تلاش برای رهایی از اندوه. این جلد همچنین نشان می‌دهد که چگونه خودِ قصه‌گویی می‌تواند نقش درمان‌گر داشته باشد؛ همان‌طور که وزیردندان برای تسکین دل ضوءالمکان به حکایت عاشقان پناه می‌برد و شهرزاد برای نجات جان خود، هر شب قصه‌ای تازه می‌گشاید. نسخه‌ی الکترونیکی این جلد، به‌دلیل حجم و تعدد شب‌ها و حکایت‌ها، برای خواندن تدریجی بسیار مناسب است؛ می‌توان هر بار یک «شب» یا یک برش از حکایت را خواند و در همان تعلیقی ماند که شهرزاد برای ملک‌شهرayar ساخته است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن هزار و یک شب (جلد دوم) به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات کلاسیک و قصه‌های بلند و تو در تو علاقه‌مند هستند؛ به دانشجویان و پژوهشگران ادبیات فارسی و عربی که می‌خواهند با یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های قصه‌پردازی شرقی در قالب ترجمه‌ی طسوجی آشنا شوند؛ به دوست‌داران روایت‌های عاشقانه‌ی پرکشمکش که در آن وفاداری، مکر، صبر و بی‌صبری در کنار هم قرار گرفته است؛ و به خوانندگانی که از نثر آمیخته با شعر و فضاهای پرجزئیات و تصویری لذت می‌برند و می‌خواهند این متن را به‌تدریج و در قالب نسخه‌ی الکترونیکی دنبال کنند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۳۹۱ صفحه

حجم

۱٫۹ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۳۹۱ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
تومان