
کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم)
معرفی کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم)
کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم) ترجمهی عبداللطیف طسوجی تبریزی را نشر باران خرد منتشر کرده است. این جلد ادامهی همان مجموعهی مشهور است که در آن شهرزاد هر شب برای رهایی از مرگ، قصههای تو در تو و پرحادثهای برای ملک جوانبخت روایت میکند. در این مجلد، روایتها در میانهی راه هزار شب قرار دارند و از شب هفتصد و شانزدهم تا حدود شب هفتصد و بیستوپنجم و پس از آن را دربر میگیرند. متن کتاب بر پایهی نثر کهن و آراستهی طسوجی تنظیم شده و خواننده را با جهان عیّاران، ساحران، پادشاهان، بازرگانان و عاشقان در شهرهایی چون بغداد، مصر، شیراز و عراق روبهرو میکند. ساختار کتاب همچنان بر محور شبهای پیاپی است؛ هر شب با جملهی آشنای «چون شب فلان برآمد» آغاز میشود و با طلوع بامداد و خاموششدن لب شهرزاد پایان مییابد. در این جلد، هم ادامهی سرگذشت علی زیبق مصری و دلیلهی محتاله و زینب نصابه روایت شده و هم حکایت تازهای چون داستان اردشیر و حیاتالنفوس آغاز میشود که فضای عاشقانه و ماجراجویانهی دیگری به کتاب میافزاید. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم)
کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم) ادامهی روایتهای پیدرپی شهرزاد است که در آن عبداللطیف طسوجی تبریزی با نثر آمیخته به واژگان و ساختارهای فارسی کهن، فضای قصههای عربی را به زبان فارسی منتقل کرده است. این جلد از جایی آغاز میشود که شمار شبها به حدود هفتصد رسیده و شهرزاد همچنان هر بامداد سخن را ناتمام میگذارد تا زندگی خود را یک شب دیگر به تعویق بیندازد. در بخش نخست این مجلد، محور اصلی داستانها بر ماجراهای علی زیبق مصری، دلیلهی محتاله، زینب نصابه و عیّاران بغداد و مصر میچرخد. خواننده با ساحری یهودی به نام عذره روبهرو میشود که قصرش خشتی از زر و خشتی از سیم دارد و با جادو، آدمیان را به درازگوش، خرس و سگ بدل میکند. در همین بخش، نقش قمر دختر یهودی، سقطی و دخترش و کنیز ساحر نیز پررنگ میشود و شبکهای از حیله، جادو، عشق و عیّاری شکل میگیرد که در نهایت به حضور علی زیبق در دیوان خلیفه و دگرگونی سرنوشت او میانجامد. کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم) در ادامهی همین روایت، پس از فرجام کار عذرهی یهودی و پیوندهای پیدرپی علی زیبق با قمر، زینب، دختر سقطی و کنیز ساحر، به حکایت تازهای میرسد: داستان اردشیر و حیاتالنفوس. در این حکایت، سیف اعظمشاه پادشاه شیراز پس از سالها بیفرزندی، با معجونی که حکیمان میسازند صاحب پسری به نام اردشیر میشود. در عراق نیز پادشاهی به نام عبدالقادر دختری دارد به نام حیاتالنفوس که مردان را ناخوش میدارد و از شنیدن نام ایشان نیز بیزار است. اردشیر شیفتهی آوازهی او میشود و با جامهی بازرگانان و همراهی وزیر خود راهی شهر بیضا و سپس شهر عبدالقادر میشود. در این میان، شهرزاد فصلهای متعددی را در قالب شبهای پیاپی پیش میبرد: از «چون شب هفتصد و بیست و یکم برآمد» تا شبهای پس از آن، که در آنها ماجرای دکان بزازان، آشنایی اردشیر با عجوز واسطه، نامهنگاریهای عاشقانه با حیاتالنفوس، و تدبیر شگفت وزیر برای نقشکردن خواب دختر ملک بر دیوار قصر باغ روایت شده است. این جلد با همین رفتوآمد میان قصرها، بازارها، باغها و خوابها، چهرهی چندگانهی جهان هزار و یک شب را در میانهی مسیر هزار شب نشان میدهد.
خلاصه داستان هزار و یک شب (جلد پنجم)
در این جلد، بخش بزرگی از روایت به ادامهی سرگذشت علی زیبق مصری اختصاص یافته است. علی که در حلقهی عیّاران و در پی ازدواج با زینب نصابه است، باید جامهی قمر دختر عذرهی یهودی را بهعنوان مهر به دست آورد. عذره ساحریست که قصرش در بیرون شهر پنهان است و تنها با افشاندن خاکی افسونشده در هوا نمایان میشود؛ قصری که خشتی از زر و خشتی از سیم دارد و جامهی قمر در طبقی زین و آویخته بر زنجیری زرین در برابر منظرهی قصر آویزان است. عذره هر بار ندا میدهد که هر عیّار و جوانی که این طبق و جامه را ببرد، آن بر او حلال باشد؛ اما هر که به طمع مال نزدیک شده به جادو به بوزینه، خر یا حیوانی دیگر بدل شده است. علی مصری با هشدار دوستانش باز هم راهی قصر میشود. عذره با افسون، دست و پای او را در هوا میبندد، سپس با آب افسونشده او را به درازگوش و بعد به خرس و سگ تبدیل میکند و بارها او را میان قصر و دکان خود میبرد و میآورد. در این رفتوآمدها، علی در صورت حیوان فروکاسته شده اما همچنان میشنود و میفهمد و در پی راهی برای خلاصی است. بازرگانان، سقّا و قصاب هرکدام بهنحوی در سرنوشت او دخیل میشوند تا سرانجام دختر سقطی و کنیز ساحر که شاگرد عذره بودهاند با عزیمت و طاس آب، طلسم را میشکنند و علی را به صورت نخستین بازمیگردانند. در ادامه، قمر دختر یهودی در رؤیا به اسلام دعوت میشود، پدرش را که از اسلام سر باز میزند میکشد، دماغ او و جامههای خود را نزد علی میآورد و خود را مهر کردهی او میداند. علی جامهها را برای مهر زینب میبرد اما در میانهی راه به حیلهی احمد لقیط، حلوایینما و از خویشان زینب، بیهوش میشود و جامهها ربوده میشود. با دخالت حسن شومان و عیّاران، جامهها بازمیگردد و علی در دیوان خلیفه حاضر میشود؛ خلیفه از شجاعت او در کشتن عذرهی ساحر شگفتزده میشود، قمر را به او تزویج میکند، قصر و مال یهودی را به او میبخشد و سپس به فرمان او، زینب، دختر سقطی و کنیز ساحر نیز به عقد علی درمیآیند. علی زیردستان خود را از مصر فرامیخواند و خلیفه برای او خانه و خلعت و جایگاه تازهای در بغداد فراهم میکند و دستور میدهد ماجرای او نوشته و در خزانه نگاه داشته شود. پس از پایان این رشتهی طولانی، شهرزاد حکایت اردشیر و حیاتالنفوس را آغاز میکند. سیف اعظمشاه پادشاه شیراز با معجون حکیمان صاحب پسری میشود به نام اردشیر. در عراق، عبدالقادر پادشاهیست که دختری دارد به نام حیاتالنفوس؛ دختری که مردان را ناخوش میدارد و هر خواستگاری را رد کرده است و حتی تهدید کرده اگر به ازدواج وادار شود خود را خواهد کشت. اردشیر آوازهی او را میشنود و دل در گرو او مینهد. پدرش نخست میخواهد با جنگ به مقصود برسد اما اردشیر او را از این کار بازمیدارد و پیشنهاد میکند خود با جامهی بازرگانان و همراهی وزیر راهی شود. او با زر و گوهر بسیار راه میافتد، در شهر بیضا در کاروانسرا فرود میآید و به پیشنهاد وزیر، در سوق بزازان دکهای میگشاید تا به بهانهی تجارت، راهی به دربار عبدالقادر و دخترش بیابد. در دکان، جمال اردشیر همه را خیره میکند تا اینکه عجوزی با دو کنیزک ماهرو به سراغ او میآید و برای حیاتالنفوس متاعی میخواهد. اردشیر حلهای گرانبها و مرصع را بیقیمت به او میبخشد و در عوض، تنها میخواهد نامهای به دست دختر ملک برساند. از اینجا رشتهای از نامهنگاریهای عاشقانه آغاز میشود: اردشیر در ورقهها شعر و شکایت و سوز دل مینویسد و حیاتالنفوس در پاسخ، او را «پستترین بازرگانان» میخواند، تهدید به دارکردن میکند و از رسوایی و حفظ ناموس سخن میگوید. عجوز میان این دو در رفتوآمد است، گاه خشم دختر را با استدلال فرو مینشاند و گاه اردشیر را به صبر فرامیخواند. در نهایت، حیاتالنفوس که در خواب دیده بود پرندهی مادینه برای نجات نرینه جان میدهد اما نرینه در بازگشت به او وفا نمیکند، مردان را بیوفا میشمارد و از همینرو از ایشان بیزار است. وزیر اردشیر برای شکستن این باور، باغبان باغ کنار قصر را با زر و تعمیر قصر کهنه میخرد و نقاشان را وامیدارد همان خواب را بر دیوار قصر نقش کنند، با این تفاوت که پرندهی نرینه در چنگال شاهین کشته میشود تا حیاتالنفوس روزی که به باغ میآید، بداند نرینه از سر بیوفایی بازنگشته، بلکه در بند قهری بیرونی بوده است. کتاب در این جلد تا جایی پیش میرود که فصل میوهرسیدن و تصمیم حیاتالنفوس برای تفرج در باغ فرامیرسد و زمینهی دیدار او و اردشیر آماده میشود.
چرا باید کتاب هزار و یک شب (جلد پنجم) را بخوانیم؟
این جلد از هزار و یک شب تصویری زنده از جهان قصهگویی شرقی در میانهی مسیر هزار شب به دست میدهد. در بخش علی زیبق، خواننده با ترکیبی از عیّاری، جادو، فریب، عشق و دادگری خلیفه روبهرو میشود؛ جایی که یک جوان مصری میان ساحر یهودی، عیّاران بغداد، دختران زیرک و کنیز ساحر در رفتوآمد است و بارها از مرز مرگ و مسخ شدن میگذرد. این بخش نشان میدهد چگونه حیله در برابر حیله قرار میگیرد و در نهایت، هوش، پایداری و همراهی دیگران سرنوشت قهرمان را دگرگون میکند. در حکایت اردشیر و حیاتالنفوس، کتاب به لایههای دیگری از روابط انسانی نزدیک میشود: سوءظن و بیاعتمادی حیاتالنفوس به مردان، نقش خواب در شکلدادن به باورها، و تلاش اردشیر و وزیرش برای تغییر این نگاه از راه تصویر، صبر و گفتوگو. نامهنگاریهای میان اردشیر و حیاتالنفوس، هم بازی زبانی و شعری دارند و هم کشمکش میان میل و ترس، عشق و آبرو را نشان میدهند. این جلد برای کسانی که میخواهند با نثر کهن فارسی و شیوهی روایتگری طسوجی آشنا شوند، نمونهای پرجزئیات و سرشار از صحنههای بهیادماندنیست: از قصر زر و سیم عذرهی یهودی و مسخشدن علی به حیوانات گوناگون، تا باغ خرم کنار قصر حیاتالنفوس و قصر نقاشیشدهای که خواب یک دختر را به تصویر میکشد. خواندن آن کتاب فرصتیست برای دیدن پیوند میان عشق، سیاست، جادو، خواب و تدبیر در متنی که لایهلایه و پرماجرا پیش میرود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به دوستداران ادبیات کلاسیک فارسی، علاقهمندان به قصههای پرحادثه و تو در تو، کسانی که به جهان عیّاران، خلیفهها و ساحران در متون کهن علاقه دارند و خوانندگانی که میخواهند با نثر ترجمهی طسوجی از هزار و یک شب آشنا شوند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مانند عشق و بیاعتمادی، نقش خواب در سرنوشت شخصیتها و شیوههای ظریف حیله و تدبیر در روایتهای سنتی توجه دارند.
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه