معرفی و دانلود کتاب لالایی برای دختر مرده + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب لالایی برای دختر مرده

کتاب لالایی برای دختر مرده

نوع کتاب
۴.۲(از ۳۷ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
حمیدرضا شاه آبادی
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب لالایی برای دختر مرده

کتاب «لالایی برای دختر مرده» نوشتۀ حمیدرضا شاه آبادی است و نشر افق آن را منتشر کرده است. لالایی برای دختر مرده قصۀ دخترهای گم شده و فراموش‌شده است.

درباره کتاب لالایی برای دختر مرده

کتاب لالایی برای دختر مرده رمانی جذاب و خواندنی است که به یاد دختران قوچان نوشته شده است. دخترانی که داستانشان در میان تاریخ گم شد. در دوره‌ای از تاریخ زمانی که قحطی و خشکسالی گریبان مردم قوچان را گرفته بود و آن‌ها توانایی دادن مالیات به دولت را نداشتند، حاکم خراسان مردم را مجبور کرده بود که دخترانشان را به ترکمن‌ها بفروشند. حالا این واقعۀ تاریخیِ کمتر شناخته‌شده با عصر حاضر گره می‌خورد و قصۀ جذاب  لالایی برای دختر مرده شکل می‌گیرد.

داستان لالایی برای دختر مرده با ادعای دختر نوجوانی آغاز می‌شود که می‌گوید دختری را دیده که موهایی خاکستری دارد، دست‌هایش از آرنج به پایین سوخته و از همه مهم‌تر ۱۰۰سال پیش مرده است! کسی حرف او را باور نمی‌کند تا جایی که حتی او را دیوانه فرض می‌کنند و پیش روان‌پزشک و حتی فالگیر می‌برند. زهره دختری است که ۴ برادر بزرگ‌تر دارد و همیشه احساس می‌کند که وجودش در خانه بی‌اهمیت است. او همچنین پدرش را با خودش غریبه می‌داند و مجبور است رفتارهای برادرانش را تحمل کند.

داستان چند راوی دارد. اولین راوی همان زهره است که حکیمه را می‌بیند اما کسی باورش نمی‌کند. راوی بعدی مینا دوست زهره است که پدرش شرکت انتشاراتی راه انداخته است و  از دخترش می‌خواهد رونوشتی از یک دست‌نویس خطی را غلط‌گیری کند. دست‌نویس خطی متعلق به راوی سوم داستان است. راوی چهارم کسی است که خواننده را به دل تاریخ می‌برد. همان کسی که استاد دانشگاه است و می‌خواهد از سرنوشت دختران قوچان بداند.

رمان لالایی برای دختر مرده روایت خطی ندارد و مدام از حال به گذشته می‌رود. ازآنجاکه داستان ۴ راوی دارد چندصدایی در رمان حاکم است و خواننده از زوایای مختلف داستان را بررسی می‌کند و می تواند ارتباط بهتری با داستان بگیرد و به خوبی موضوعات مهمی که در کتاب به آن اشاره شده است را تحلیل کند.

رمان لالایی برای دختر مرده برندۀ لوح زرین و دیپلم افتخار جشنواره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، اثر ویژۀ شورای کتاب کودک، رمان برگزیده جایزه شهید غنی‌پور و بهترین رمان نوجوان فارسی دهۀ هشتاد به انتخاب ۲۶ نویسنده و منتقد ادبیات نوجوان شده است. این کتاب همچنین در سال ۲۰۰۸ در فهرست کتاب‌های خواندنی کتابخانه مونیخ (فهرست کلاغ سفید سال ۲۰۰۸) قرار گرفت.

 خواندن کتاب لالایی برای دختر مرده را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران رمان‌های تاریخی، دختران، نوجوانان و حتی بزرگسالان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره حمیدرضا شاه آبادی

حمیدرضا شاه‌آبادی، نویسنده و پژوهشگر ۳ خرداد ۱۳۴۶ در تهران به دنیا آمد و دارای مدرک کارشناسی ارشد تاریخ است و پژوهش های تاریخی زیادی انجام داده است. او ۲ بورس مطالعاتی را هم در کتابخانۀ بین المللی مونیخ با موضوع ادبیات کودک گذرانده است. ۲ کتاب اولش به ترتیب «قبل از باران» و «دایره زنگی» نام دارد. حمید رضا شاه آبادی کتاب‌های متعددی هم در حوزۀ نوکوان و بزرگسال نوشته است. از میان کتاب‌های نوجوان او می توان به « اعترافات غلامان»، « وقتی مژی گم شد»، « هیچ‌کس جرئتش را ندارد»، « دروازه‌ی مردگان» و « افسانه‌ی تیرانداز جوان» اشاره کرد. و کتاب‌های بزرگسال این نویسنده عبارت است از: «دیلماج»، «کافۀ خیابان گوته»، « تاریخ آغازین فراماسونری در ایران»، « نهضت مشروطه» و « حکایت مرد تنها».

بخشی از کتاب لالایی برای دختر مرده

«چسبیدم به دیوار می‌خواستم جیغ بکشم ولی نمی‌شد. نگاه کردم به دست‌هایش که کتاب را گرفته بودند. پوست دست‌هایش چروک بود و پر از رگه‌های قرمز و صورتی به‌هم‌پیچیده. دست‌هایش سوخته بودند. باز نگاهم کرد؛ با چشم‌های به رنگ آبش و خندید. به ترسیدنم می‌خندید. کتاب را روی زمین انداخت. بلند شد و رفت کنار پنجره. دوباره خندید و از پنجره بیرون پرید من جیغ کشیدم و رفتم کنار پنجره. روبه پایین خم شدم و جیغ کشیدم. هیچ چیز نبود. نه روی زمین و نه در هوا. غیب شده بود. مادرم شانه‌هایم را گرفت و عقب کشید. من جیغ می‌کشیدم و گریه می‌کردم. مامان تکانم می‌داد. من صدایش را می‌شنیدم و نمی‌شنیدم. صورتش را از میان لایه‌های اشک محو می‌دیدم. شانه‌هایم را تکان داد و بعد هل داد که بنشینم روی زمین. «آبروریزی نکن!» این آخرین جمله‌اش بود. قبلش چه گفته بود نمی‌دانم. نگاه کردم به کتاب‌هایم که روی زمین پخش بود و کتابی که او برداشته بود. کتابی پر از عکس‌های رنگارنگ.»


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب لالایی برای دختر مرده و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:لالایی برای دختر مرده
موضوع:رمان، داستان ایرانی
نویسنده:حمیدرضا شاه آبادی
انتشارات:نشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۰/۰۷/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۷.۲۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۳۵۳۲۴۸۹
تعداد صفحه‌ها:۱۲۰ صفحه
قیمت کتاب:۹۳۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه رمان نوجوان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

sara
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۱۶

ماجرای دخترهای قوچان توی تاریخ هست که توی یه داستان فانتزی به زمان حال کشیده شده.برای خوندن کتاب های آقای شاه آبادی هیچ وقت شک نکنید

۰
کاربر ۳۶۸۶۵۹۶
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۹/۲۶

توی دوران نوجوانی و راهنمایی خوندم. یه روایت تاریخی که با تخیل و یه زندگی توی این سال ها ترکیب شده. قشنگ بود...

۰
بوته‌سبزریحان🌱
۱۴۰۴/۰۴/۰۴

خیلی کوچیک بودم که این کتابو خوندم ، بعد از سالها بع یادم افتاد که بیام و اینجا ازش بنویسم.. روایت دختران قوچان به خودی خود روایت تلخی هست اما با خوندن این کتاب خواهید فهمید که این روایت تنها مختص اون...بیشتر

۰
کاربر 7414065
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۸/۱۳

وقتی ابتدایی بودم خوندمش ازش درک زیادی نداشتم ولی در کل قشنگه

۰
roza
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۶

عجب کتابی عجب نکته بینی و عجب وصل قشنگی ماجرای ظلم به دختران از گذشته بوده و حالا رنگ عوض کرده لذت بردم و اندوه فروخوردم ازاین کتاب...

۰
sepher
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۰۸

جدا از داستان نویسی روان و قابل فهم، عجیب فهمیدن اینکه چطور ماجرای پیچیده و بزرگ در ۱۳۱ صفحه جا شده، چندین داستان و زندگی و سرگذشت یک کتاب چنین ارزشمند رو خلق کردند، هرکسی چه بزرگ و چه کوچک...بیشتر

۰
انتها
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۲۹

داستان شلختگی داره، که یعنی ممکنه دوست نداشته باشید! اما در عین حال یه هارمونی داره، که به شخصه خیلی خیلی خوشم اومد. (بنظرم خواننده های خانم بهتر ارتباط می گیرن)

۰
کتابخور★
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۲/۲۷

من این کتاب و خوندم و دوسش داشتم اما چندتا ایراد توش دیدم. این کتاب راجب دوتا دوسته که روح دختری رو میبینن که یکیشون بیشتر این روح روح حکیمه رو میبینه اما ایراد داستان کجاست؟ یه فصل مینا حرف میزد فصل بعدش...بیشتر

۱
امین انصاری
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۴

باتشکر از جناب شاه آبادی که بُعد دهی به داستان را به نحوی جالب پیش بردند و تو گویی، عین سریالهای تلویزیون، داستان، از چند وجه و چند دوربین، به تصویر کشیده شده که در نوع خود، جالب بود اما نه در...بیشتر

۰
جذاب و زیبا
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

اصلا خوب نبود. ابتدایی و بچگانه. برخلاف نظراتی که نوشته بودند خوب بود اصلاااا خوب نبود

۰
Mel
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

یکم کمتر از بقیه چیزایی که از آقای شاه آبادی خوندم دوستش داشتم ولی ایده‌ی داستان واقعا جالب و در عین حال به شدت غم انگیز بود. علت این که کمتر دوستش داشتم این بود که شباهت‌های زیادی داشت به یه...بیشتر

۰
انوشه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۸

بسیار کتاب خوبی بود، از غم اینکه چه بر سر مردم این سرزمین در تاریخ اومده و وصل کردنش با حال نشان دادن اینکه ظلم به دختر در بعضی خانواده ها هنوز ادامه داره و فقط رنگ و مدلش فرق...بیشتر

۰
کاربر 3886779
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۰۸

قشنگه

۰
فهیمه حسینی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۰۷

اینکه شخصیت‌های مختلف داستان رو روایت میکردن و خود موضوعِ کتاب که خیلی جدید بود، جذابیت داشت برای من....نمیدونم نوجوانان واقعا با این کتاب ارتباط میگیرن یا نه؛ من رو به عنوان یه بزرگسال تحت تأثیر قرار داد

۰

بریده‌هایی از کتاب

Sophie
۱۶
در شگفتم از صبر پروردگار که چگونه با این همه ظلم و جور بندگانش، زمین و زمان را درهم نمی‌پیچد؟! به زلزله و صاعقه‌ای از میان برنمی‌داردمان و یا حجتش را بر ما حاضر نمی‌کند که ریشهٔ ستم را یکسره برکند؟! همچنان ایستاده و می‌نگرد تا ببیند این نامردمی را تا کجا ادامه خواهیم داد. اما مگر شقاوت انسان پایان هم دارد؟
Sophie
۸
قصه‌ها همه همین‌طورند. درست است که ما آن‌ها را در ذهن خودمان خلق می‌کنیم، اما یک پای آن‌ها در دنیای واقعیت است.
Sophie
۵
«ما برای آنکه درست جلو برویم باید پشت سرمان را بشناسیم.
k.hashemzade
۳
در شگفتم از صبر پروردگار که چگونه با این همه ظلم و جور بندگانش، زمین و زمان را درهم نمی‌پیچد؟! به زلزله و صاعقه‌ای از میان برنمی‌داردمان و یا حجتش را بر ما حاضر نمی‌کند که ریشهٔ ستم را یکسره برکند؟! همچنان ایستاده و می‌نگرد تا ببیند این نامردمی را تا کجا ادامه خواهیم داد. اما مگر شقاوت انسان پایان هم دارد؟
fereshteh
۳
گاهی قرار گرفتن اتفاقی بعضی چیزها در کنار هم زندگی ما را تغییر می‌دهد.
روژینا
۳
«دنیا دیگر به کامش نمی‌شود کسی که یک روز حال این بیچارگان را نظاره کند
روژینا
۳
گفتم: «از یاری تو ممنونم. مشکلمان با کمک تو مرتفع شد. حتم داشته باش که ما با هم به شما کمک می‌کنیم. ما برایتان عدالت آورده‌ایم.» مرد که نگاهش آرام شده بود در جواب من گفت: «نان هم دارید؟»
fereshteh
۲
این خلق درمانده بیش از آنکه محتاج عدل باشند، محتاج نان‌اند. کاش به جای وعدهٔ عدل و دادخواهی، خورجینی نان برایشان آورده بودم تا شکم خود را سیر کنند
روژینا
۲
اهالی همه غم‌زده و عزلت‌گزیده، از ترس یورش مجدد مأموران دولت و یا سواران ترکمان جرئت بیرون آمدن از خانه را ندارند. اگر کسی را در کوچه‌ها بیابیم نمی‌ایستد تا سؤالمان را جواب بدهد. مانده‌ام چطور به این نفوس درمانده حالی کنیم که ما نه برای غارت که از برای دادخواهی ایشان آمده‌ایم. این جماعت کی توانسته‌اند به یاری حاکمان و مأموران دولت امید ببندند که حال بتوانند.
روژینا
۲
این خلق درمانده بیش از آنکه محتاج عدل باشند، محتاج نان‌اند. کاش به جای وعدهٔ عدل و دادخواهی، خورجینی نان برایشان آورده بودم تا شکم خود را سیر کنند.