امی هارمن
بیوگرافی امی هارمن
امی هارمن، نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز، یواِساِی تودی و والاستریت ژورنال، یکی از برجستهترین چهرههای ادبیات داستانی معاصر است. او در کودکی، در میان مزارع گندم و دور از تلویزیون بزرگ شد؛ جایی که کتابها، موسیقی و همراهی خواهر و برادرهایش تخیل او را ساختند. همین تنهایی پربار به او شناختی عمیق از عناصر یک داستان موفق بخشید.
هارمن تاکنون ۲۰ رمان منتشر کرده که بسیاری از آنها در فهرست پرفروشترینها قرار گرفتهاند؛ از جمله پرنده و شمشیر، و تنها باد میداند، از خاک و خاکستر و... آثار او به بیش از ۲۵ زبان ترجمه شده و میلیونها خواننده در سراسر جهان دارد.
امی هارمن برای نوشتن رمانهای تاریخی خود ماهها تحقیق عمیق انجام میداد؛ دربارهی جزئیات پوشاک، شرایط آبوهوایی، جنگ، فرهنگها، ادیان، موسیقی و حتی نقصهای جسمانی شخصیتها. برای رمان از خاک و خاکستر تقریباً هر خط نیازمند پژوهش بود. به گفتهی خودش، بعضی روزها فشار کاری او را به توقف وامیداشت، اما معمولاً پس از آغاز یک پروژه، تا پایان آن دست از کار نمیکشید. برای نوشتن این رمان حدود شش ماه فشرده کار کرد و سختترین کتاب دوران نویسندگیاش بود؛ کتابی که از نظر احساسی او را خسته و فرسوده کرد، اما بعدها به یکی از محبوبترین آثارش تبدیل شد. نوشتن این رمان برایش مانند فتح اورست شخصی بود. او آموخت که میتواند کاری بهظاهر غیرممکن را به پایان برساند و همین تجربه دیدگاهش را دربارهی تواناییهایش تغییر داد.
هارمن اغلب در شخصیتها بخشی از خود را میبیند. او اعتراف میکند که در کتابِ از خاک و خاکستر، بیش از همه به شخصیت آنجلو احساس نزدیکی کرده است، زیرا پرسشهای او دربارهی ایمان، معنویت و هدف زندگی دغدغههای شخصی خودش هستند. او باور دارد که ادبیات تاریخی تنها بازتاب گذشته نیست، بلکه راهی برای شناخت انسان امروز است. از نظر هارمن، قضاوت کلی دربارهی ملتها یا دورههای تاریخی، ما را از درسهای ارزشمند گذشته محروم میکند. او امیدوار است خوانندگانش علاوهبر لذتبردن از داستان، به خودشناسی بیشتری نیز برسند.
بخشهایی از رمان Where the Lost Wander بر اساس شجرهنامهی خانوادگی همسر او شکل گرفته است. شخصیت جان لاوری برگرفته از نیاکان واقعی خانوادهی همسرش است؛ مردی دورگه که بهخاطر پوست روشنش در جامعهی سفیدپوستان پذیرفته میشد. همین اطلاعات اندک نقطهی آغاز خلق یکی از پیچیدهترین شخصیتهای او شد.
هارمن پیش از نوشتن، همیشه طرح اولیهای از شخصیتها، هدفها و چالشهایشان در ذهن دارد، اما مسیر دقیق داستان را از قبل نمینویسد. او میگوید: «همهی مواد لازم را آماده میکنم، اما هنگام پختْ داستان خودش شکل میگیرد.»
او معتقد است تاریخ سرشار از پیچیدگیها و تراژدیهایی است که نمیتوان آنها را تنها با نگاه امروزی قضاوت کرد؛ بهویژه دربارهی قبایل بومی آمریکا که پس از جنگ داخلی آمریکا دوران بسیار دشواری را پشت سر گذاشتند. هارمن با مطالعهی تاریخ نیاکانش، از جمله سربازی که از نبرد لیتل بیگهورن جان سالم به در برده بود، این غم تاریخی را عمیقاً لمس کرده است.
دختری به نام سامسون، زیبای گمشده، و تنها باد میداند، پرسه در سرگشتگی و از خاک و خاکستر کتابهای ترجمهشده از او به فارسی هستند.
