با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
همچون یک خانه به دوش

دانلود و خرید کتاب همچون یک خانه به دوش

۳٫۸ از ۱۰ نظر
۳٫۸ از ۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب همچون یک خانه به دوش  نوشته  باب دیلن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب همچون یک خانه به دوش

«همچون یک خانه به دوش» مجموعه‌ای از تأثیرگذارترین ترانه‌های باب دیلن(-۱۹۴۱)، ترانه‌سرای آمریکایی برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۶ است. این کتاب دربردانده نزدیک به ۳۰ ترانه ماندگار از باب دیلن به همراه ترجمه فارسی آنها است. در یکی از ترانه‌های آمده در این کتاب به نام «همچون یک زن» می‌خوانیم: کسی درد و رنجی ندارد امشب که من زیر باران ایستاده‌ام، همه می‌دانیم که آن دلربا، جامه‌ی نویی بر تن خواهد کرد اما چندی پیش دیدم که گل سر و طره‌ی موهایش چونان آبشار به پایین تاب خورده بودند درست همچون یک زن بود اما مثل دختری کوچک، زود می‌رنجید

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
صادوکاف
۱۳۹۹/۰۵/۰۱

ترانه ها که عالی بودند ولی ترجمه خیلی خوب نبود و سانسور داشت!

rosa
۱۳۹۹/۰۱/۰۶

بسیار زیبا و تاثیرگذار.

Farzaneh Parsinejad
۱۳۹۹/۰۱/۰۹

برای منی که هیچ شناختی از باب دیلن نداشتم، این کتاب زمینه خوبی برای آشنایی فراهم کرد؛ اما به نظرم ترجمه چندان خوب نبود و می توانست بهتر باشد. این سه ستاره هم بیشتر به خاطر لذتی است که گوش

- بیشتر
بنیامین نوری
۱۳۹۹/۰۵/۱۲

از اونجایی که چندان روی زبان انگلیسی تسلط ندارم، درباره‌ی ترجمه نمی تونم حرفی بزنم ولی برای آشنایی با ترانه های فردی که نوبل ادبیات دریافت کرده، خیلی خوب و مفید هستش.

farshad
۱۳۹۹/۰۹/۲۲

ترجمه‌‌ خیلی بد بود

Amiralii Dor
۱۳۹۹/۰۱/۱۲

باسلام کتاب عامه پسند نیست

مسیح
۱۳۹۷/۰۸/۱۱

درود بر باب دیلن کبیر👑💪

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۲)
درخیابان‌ها قدم می‌زنم، خیابان‌هایی که مُرده‌اند
یاش
در روزی که بَس تنها بودم، نامه‌ای به دستم رسید نامه‌ای از کشتی‌اش که به آن سوی آب‌ها می‌رفت و می‌گفت هیچ نمی‌دانم چه وقت باز خواهم گشت،
Mr.Carten
و چندین گوش آدمی باید داشته باشد تا گریه‌ی مردم را بشنود؟ و چند مرگ باید رخ بدهد تا آدمی دریابد چندین نفر مُرده است؟
MoonRiver
همه‌چیز روشن است، اینکه هرگز از خاطرم نمی‌روی
Mr.Carten
در جهانی سیاست زده روزگار سپری می‌کنیم که عشق را در آن منزلی نیست. در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که آدمیان چه جنایت‌ها که نمی‌کنند و جنایت، خود چهره‌ای بر صورت ندارد. در جهانی سیاسی روزگار به سر می‌بریم جهانی که قندیل بسته است زنگوله‌های سور عروسی به صدا در می‌آیند فرشتگان سرود می‌خوانند و ابرها، زمین را می‌پوشانند در دنیایی سیاسی روزگار سپری می‌کنیم جهانی که خِرَد در آن در بند است آگاهی در سلول می‌پوسد به دوزخش می‌بَرَند و ردّی از آن به جای نمی‌ماند
Mr.Carten
آیا چیزی هست که گذر زمان را برایت آسوده‌تر سازد؟
یاش
ده هزار انسان برای اندکی زر و سیم با بیل و کلنگ به جان زمین افتاده‌اند
Mr.Carten
و مرگ، خود را بر پلکانِ نزدیک‌ترین بانک پنهان می‌کند
Mr.Carten
آدمی چقدر باید گام نهد تا او را «آدم» صدا زنند؟
Arezuwishi
درخیابان‌ها قدم می‌زنم، خیابان‌هایی که مُرده‌اند قدم می‌زنم، با خیال تو در سرم با پاهایی خسته و ذهنی تسخیر شده و ابرهایی که اشک می‌ریزند
vahid

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۴ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۲/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۲۱۱-۶۴-۸‬
تعداد صفحات۱۴۴صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۲/۰۱
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۸۲۱۱-۶۴-۸‬