معرفی کتاب خاطرات باب دیلن، وقتی حالت بده کسی سراغت رو نمیگیره
باب دیلن را میتوان برجستهترین و تأثیرگذارترین ترانهسرای نیمقرن اخیر آمریکا دانست، او زبان و صدای تازهای را به جریان بیحال و فرتوت موسیقی همهپسند دهه شصت آمریکا هدیه داد.
ترانههای دیلن حاصل تفکر و ذهنیت شخصیاش بودند، اما مردم فکر میکردند او از اعماق دل آنها میخواند. برای همین لقبهایی مانند «صدای نسل نو» به او نسبت داده میشد. اهمیت او تا انجایی است که یافتن گاهشماری جامع از وقایع دهه شصت میلادی که نامی از دیلن در آن برده نشده باشد، کار آسانی نیست. او موسیقی فولک آمریکا را از انحصار عدهای خاص که بیشتر به شکل سنتی راجع به ملوانها و سربازها میخواندند در آورد، سبک فولک-راک را ابداع نمود، آهنگهای طولانی را باب کرد، جوانان را دوباره به شعر علاقهمند ساخت، علاوه بر موسیقی در نقاشی، نویسندگی و فیلمسازی هم تجربه کسب کرد و در طول زندگی هنری خود توانست افتخارات زیادی از جمله دریافت جوایز اسکار و گلدن گلوب را کسب کند.
باب دیلن در این کتاب تنها از خود و خاطراتش نمیگوید. او با زبان خاص خود، که در ترجمه سعی در حفظ آن شده است، حالوهوای جامعهای که در آن میزیسته و شکوفا شده، اخبار روز و شرایط سیاسی را شرح میدهد و از این راه تصویری واضح از فضای روز جامعه آمریکا به دست میدهد.
دربخشی از جلد اول «خاطرات باب دیلن: وقتی حالت بده کسی سراغت رو نمیگیره» میخوانید:
من تو بهار سال ۱۹۴۱ به دنیا اومدم. جنگ جهانی دوم تو اروپا راه افتاده بود و قرار بود آمریکا هم به زودی واردش بشه. دنیا داشت از هم میپاشید و هرجومرج با مشت از صورت تازهواردها پذیرایی میکرد. اگه توی اون بازه زمانی به دنیا میاومدی یا اینکه زنده بودی و زندگی میکردی، رفتن دنیای قدیمی و شروع شدن دنیای جدید رو میتونستی احساس کنی. انگار زمان رو برگردونده بودن عقب به وقتی که پیش از میلاد شده بود پس از میلاد. هم سنوسالهای من بخشی از هر دوتا بودن. هیتلر، چرچیل، موسولینی، استالین، روزولت - اشخاص بااهمیتی که دنیا دیگه به خودش ندید، کسایی که به تصمیمگیری خودشون متکی بودن، همهشون آماده بودن که تنهایی وارد عمل بشن، بیتوجه به تایید دیگران - بیتوجه به ثروت یا محبت، در حالیکه سرنوشت بشریت توی دستهاشون بود ...
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خاطرات باب دیلن، وقتی حالت بده کسی سراغت رو نمیگیره و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
نام کتاب
خاطرات باب دیلن، وقتی حالت بده کسی سراغت رو نمیگیره
نکته مهم که باید توجه کرد اینه که یه خواننده فقط یه خوانندس اگرچه راجع به رویدادهای اجتماعی-فرهنگی ,جنبش های سیاسی میخونه یا نظر میده تو شبکه های اجتماعی ,ولی هرگز نمیتونه مثل یک فیلسوف,تحلیلگر سیاسی,استاد دانشگاه,جامعه شناس مسائل رو...بیشتر
۵
آزاد
توصیه میکنم.
۱۳۹۹/۰۷/۱۶
ترجمه عالی بود!
یه فرهنگ لغت کامل از موزیک دهه ی ۵۰ و ۶۰ آمریکا!
۰
Ghazm
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۲/۳۱
ایشون یه هنرمند واقعین و به نظرم کتابشونم ارزش خوندن رو واقعا داشت.
۰
کاربر 3727201
توصیه میکنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
همیشه برام جالب بود که یه نفر چطور هم میتونه بخونه و هم گیتار و سازدهنی بزنه، من عاشق باب دیلن و آهنگهاش هستم و این کتاب هم یه جورایی میتونه مثل یه فرهنگ موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ باشه
۰
شزا
۱۳۹۹/۱۰/۱۴
به نظر من، این که کتاب به صورت زبان محاوره ترجمه شده، زیاد جالب نیست و منِ خواننده رو خسته میکنه.
یه بار بهم گفت که جادهای نیست که به خوشبختی ختم بشه، بلکه خوشبختی خود اون جادهست.
sam b
۶
اما یه جورایی میدونستم، که اگه بخوام به کار موسیقی ادامه بدم، باید صاحب بخش بزرگتری از خودم بشم. باید از خیلی چیزها میگذشتم -خیلی چیزهایی که اتفاقا به توجه نیاز داشتن- اما اشکالی نداشت، دست خودم نبود. نقشه راه رو بلد بودم و اگه میخواستم میتونستم همهش رو از حفظ بکشم، اما حالا فهمیده بودم که باید بندازمش دور. نه امروز، نه امشب، اما به زودی.
۱۸۹۶۸۸۶
۵
انقدر جذب اجراش شده بودم که دیگه حواسم به خودم نبود. چیزهایی که من باید روشون کار میکردم رو مایک توی ژنهاش داشت. حتی قبل از اینکه به دنیا بیاد، این موسیقی تو خونش بوده. این چیزها یادگرفتنی نبودن، و من به این نتیجه رسیدم که انگار بایستی الگوهای تفکرهای درونیم رو تغییر بدم... که باید به امکانهایی باور داشته باشم که تا قبل از این بهشون اجازه بروز نمیدادم، که خلاقیتم رو به یه میزان خیلی کم و قابل کنترل محدود کرده بودم... که به تکرار رسیده بودم و باید خودم رو گم میکردم.
sam b
۳
کلازویتز به نظر منسوخ میاومد، ولی کلی چیز هم توش هست که حقیقته، و با خوندش میشه خیلی راجع به زندگی مرسوم و فشارهای محیط فهمید. وقتی ادعا میکنه که سیاست جای اخلاق رو گرفته و سیاست، قدرت بیمنطقه، شوخی نمیکنه. باید باور کنی. باید دقیقا همون کاری رو بکنی که بهت دیکته میشه، حالا هرکی میخوای باش. باید سرت رو بندازی پایین و هر کاری میگن بکنی وگرنه سر بهنیست میشی. واسهم از امید و عدالت هم نگین.
yazdaan
۳
آمریکا خیلی چیزها داشت عوض میشد. جامعهشناسها میگفتن که تلویزیون داره تاثیرات خیلی بدی میذاره و داره ذهن و تخیلات جوونها رو خراب میکنه - که دیگه نمیتونن برای یه مدت طولانی به چیزی توجه داشته باشن. شاید اونها راست میگفتن
yazdaan
۳
ری بهم گفته بود که آثار فاکنر رو بخونم. میگفت «کاری که فاکنر میکنه خیلی سخته، سخته بتونی احساسات عمیق رو به صورت کلمات دربیاری. نوشتن سرمایه راحتتره».
yazdaan
۲
ولی نباهاس از اینکه محکم کسی رو بزنی بترسی.»
yazdaan
۲
حالا دیگه خبری از اون حرفها نبود و من توی نیویورک بودم، چه کمونیستها بودن، چه نبودن. احتمالا اون دور و برها زیاد بودن، فاشیستها هم همینطور. یه عالمه آدم که اگه ولشون میکردی یا دیکتاتور دست چپی میشدن یا دیکتاتور دست راستی. همهجور تندرویی پیدا میشد. میگفتن جنگ جهانی دوم دیگه نسخه عصر روشنگری رو پیچیده، ولی من متوجهش نبودم. من هنوز توش بودم. هنوز نوری که مربوط به اون بود رو یادم میاومد و احساسش میکردم. راجع بهش میخوندم. ولتر، روسو، جان لاک، مونتسکیو، مارتین لوتر - آیندهنگرها، انقلابیها... انگار این آدمها رو میشناختم، انگار توی یه خونه زندگی میکردیم.
yazdaan
۲
فقط فکر میکردم فرهنگ عامه خیلی مسخرهست و به نظرم مثل یه حقه بزرگ میاومد. مثل برف دستنخوردهای بود که باید با کفشهای عجیب و ناراحت روش راه میرفتی. من نه میدونستم در کدوم عصر از تاریخ بودیم و نه میدونستم که حقیقت چیه. کسی اهمیت نمیداد.
yazdaan
۲
«من ولگردم، من قماربازم، از خونهم خیلی دورم». این شرح حال من بود.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
نکته مهم که باید توجه کرد اینه که یه خواننده فقط یه خوانندس اگرچه راجع به رویدادهای اجتماعی-فرهنگی ,جنبش های سیاسی میخونه یا نظر میده تو شبکه های اجتماعی ,ولی هرگز نمیتونه مثل یک فیلسوف,تحلیلگر سیاسی,استاد دانشگاه,جامعه شناس مسائل رو...بیشتر
ترجمه عالی بود! یه فرهنگ لغت کامل از موزیک دهه ی ۵۰ و ۶۰ آمریکا!
ایشون یه هنرمند واقعین و به نظرم کتابشونم ارزش خوندن رو واقعا داشت.
همیشه برام جالب بود که یه نفر چطور هم میتونه بخونه و هم گیتار و سازدهنی بزنه، من عاشق باب دیلن و آهنگهاش هستم و این کتاب هم یه جورایی میتونه مثل یه فرهنگ موسیقی دهه ۵۰ و ۶۰ باشه
به نظر من، این که کتاب به صورت زبان محاوره ترجمه شده، زیاد جالب نیست و منِ خواننده رو خسته میکنه.