با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بریت ماری این‌جا بود

دانلود و خرید کتاب بریت ماری این‌جا بود

۴٫۰ از ۵۳ نظر
۴٫۰ از ۵۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بریت ماری این‌جا بود  نوشته  سمانه پرهیزکاری  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب بریت ماری این‌جا بود

«بریت ماری این‌جا بود» نوشته فردریک بکمن(-۱۹۸۱)، نویسنده سوئدی است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: چنگال‌ها. کاردها. قاشق‌ها. به ترتیبِ درست. بریت‌ماری مطمئناً از آن آدم‌هایی نیست که دیگران را قضاوت می‌کنند، اصلاً و ابداً، اما خب هیچ آدم متمدنی کشوی کارد و چنگالش را متفاوت از وضعی نمی‌چنید که کشوهای کارد و چنگال باید چیده شوند. ما حیوان نیستیم، هستیم؟ امروز روز دوشنبه‌ای در ماه ژانویه است. او پشت میزی توی دفتر کاریابی نشسته. مسلماً هیچ کارد و چنگالی این‌جا وجود ندارد، هر‌چه هست در مغز اوست؛ خلاصه‌ی تمام اتفاقات ناگواری که اخیراً روی داده. کارد و چنگال‌ها را باید همان‌طوری چید که همیشه چیده‌ شده‌اند؛ چون زندگی باید بدون تغییر پیش برود. زندگیِ معمولی چیزی‌ست که باید تمیز و مرتب به نظر برسد. در زندگیِ معمولی ما آشپزخانه را تمیز می‌کنیم و بالکن را مرتب نگه می‌داریم و از بچه‌های‌مان مراقبت می‌کنیم. کار مشکلی‌ست؛ مشکل‌تر از آن‌چه ممکن است فکر کنید. در زندگیِ معمولی مطمئناً کسی نمی‌رود توی دفتر کاریابی بنشیند. موهای دختری که این‌جا کار می‌کند، به‌شکل حیرت‌انگیزی کوتاه است، مثل موی سرِ مردها؛ این فکری‌ست که از ذهنِ بریت‌ماری می‌گذرد. البته نه این‌که عیبی داشته باشد، نه! اتفاقاً مُد روز است. دختر به کاغذی اشاره می‌کند و لبخند می‌زند. معلوم است که عجله دارد. «لطفاً اسم کامل و مشخصات و آدرس‌تونو این‌جا بنویسید.» بریت‌ماری باید مشخصاتش را بنویسد؛ انگار که مجرم است. انگار آمده شغلی را بدزدد، نه این‌که پیدا کند. دختر در‌حالی‌که توی یک لیوان پلاستیکی قهوه می‌ریزد، می‌پرسد: «شیر و شکر؟» بریت‌ماری هیچ‌کس را قضاوت نمی‌کند، اصلاً و ابداً. اما کی این‌طور رفتار می‌کند؟ لیوان پلاستیکی! مگر دوران جنگ است؟ دلش می‌خواهد همه‌ی این‌ها را به دخترک بگوید، اما چون کِنت همیشه به بریت‌ماری توصیه می‌کند که "درکِ اجتماعیِ بالاتری" داشته باشد، لبخندی تا حد امکان سیاستمدارانه می‌زند و منتظر می‌ماند تا به او یک زیر‌لیوانی تعارف کنند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴۲)
راهی
۱۳۹۸/۱۰/۱۱

آخ که چقدر شیرین بود باهاش میخندی و باهاش حرص میخوری و باهاش یاد میگیری خوشحالم که تجربه ش کردم

.Z.B
۱۳۹۸/۰۶/۲۷

فردریک بکمن در این داستانم مثل مردی بنام اوه شخصیت ها و طنز های خاص خودشو داره.. در این داستانم مثل باقی داستان های بکمن یک روند نزولی و صعودی هست بطوریکه ممکن از خوندن یک فصل خیلی خسته بشین

- بیشتر
Dentist
۱۳۹۵/۱۲/۱۰

حدودا سه و نیم امتیاز برای این کتاب. کتاب کاملا به سبک کتاب قبلی نویسنده یعنی "مردی به نام اوه" نوشته شده. فقط با این تفاوت که این بار قهرمان داستان یه زنه. یه زن وسواسی ، به شدت مقرراتی و

- بیشتر
sarmadi57
۱۳۹۶/۰۱/۲۲

کتاب مردی به نام اوه رو خوندم و با اشتیاق سراغ این کتاب اومدم ولی متاسفانه ترجمه بسیار بد بود و خانم پرهیزکاری اصلا زحمت یه ترجمه سلیس و روان رو به خودشون ندادند . جای آقای بکمن بودم ازش

- بیشتر
❤️درود بر امام خامنه ای و نصرالله❤️
۱۳۹۵/۱۲/۱۲

عااااااالییییی ، محشره ، البته با ترجمه دیگه ای خوندم ، مثل فیلم سینمایی بود

Mâh
۱۳۹۸/۰۷/۱۰

خیلی دوسش داشتم .. در حدی که دوست نداشتم تموم بشه 😍😍 اما حتما باید قبلش کتاب مادربزرگ سلام میرساند و میگوید متاسف است رو بخونید !!

Tina
۱۳۹۸/۱۱/۲۹

کتاب خوبیه ارزش یکبار خواندنو داره.

Faneking
۱۳۹۷/۰۴/۲۷

راسش من این ترجمه رو بیشتر تا ترجمه های دیگه دوست دارم.. نمی دونم چرا ما ایرانی ها انقدر ایراد گیر هستیم از کامنت ها اعصابم خورد میشه ای کاش این نشر روی نوشتار ( املا و کنار هم قرار ندادن

- بیشتر
نیتا
۱۳۹۷/۰۸/۰۱

به خوبی کتاب مردی به نام اوه نبود. اما داستان ساده و جذابی داشت. ظاهرا خصوصیت شخصیت های داستانی این نویسنده اینجوری که اول ازشون بیزار میشی، اما تا آخر کتاب کاملا نظرت عوض میشه و عاشقشون میشی😉

sharareh.ch
۱۳۹۸/۰۱/۲۱

داستان خوبی داره و جالبه که میشه ادامه کار شخصیت بریت ماری در مادربزرگ سلام میرساند و میگوید متاسف هست را تو این کتاب دنبال کرد . تو این کتاب ما خیلی بیشتر بریت ماری درک میکنیم .

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۳)
تقدیم به مادرم، که همیشه خاطر‌جمع می‌شد گرسنه نیستم و کتابی برای خواندن دارم.
_SOMEONE_
در سن خاصی، تمام سؤالاتی که آدم از خودش می‌پرسد، فقط در مورد یک چیز است؛ این‌که چطور باید زندگی کند؟
._.
او و عُمَر برای این‌که قاه‌قاه بزنند زیر خنده، حتا به حرف‌زدن هم نیاز ندارند، فقط کافی‌ست به یکدیگر نگاه کنند.
sogand
. خوشحال است از این‌که جاروبرقی با سروصدایش، تمام چیزهایی را که نباید گفته شود، پنهان می‌کند
Irandokht
این روزها برای آن‌که ثابت کنی آدمیزادی، باید تا حدِ نامعقولی کاغذبازی کنی!
پناه
«اوه! یعنی از اون‌موقع تا حالا کار نکرده‌ین؟» «از اون‌موقع تا حالا هر روز کار کرده‌م. به شوهرم تو رسیدگی به شرکتش کمک کرده‌م.» یک ‌بار دیگر نشانه‌های امیدواری در چهره‌ی دختر ظاهر می‌شود. «چه جور کمکی؟» «مراقب بچه‌ها بوده‌م و سعی‌مو کرده‌م که خونه‌مون همیشه مرتب و تمیز باشه.» دختر لبخند می‌زند تا مأیوس‌شدن‌اش را پنهان کند، مثل همه‌ی آن‌هایی که قادر نیستند فرق بین "خانه" و "جایی برای زندگی" را درک کنند. در‌واقع باملاحظه‌بودن باعث می‌شود بتوانی این تفاوت‌ها را درک کنی. به‌خاطر باملاحظه‌بودن است که خانواده‌ی بریت‌ماری زیر‌لیوانی و فنجان‌های مناسب قهوه و تختخواب‌هایی دارند که صبح‌ها آن‌قدر با دقت مرتب شده‌اند
پناه
زندگی باید بدون تغییر پیش برود. زندگیِ معمولی چیزی‌ست که باید تمیز و مرتب به نظر برسد.
پناه
انگار که زندگی به همین سادگی‌ست!
پناه
تا زمانی‌که کسی به تو احتیاج داشته باشد، تنها نیستی. به‌خاطر همین، بریت‌ماری عاشق این است که گونه‌هایش بوسیده ‌شود
Irandokht
«فقط این‌جا آدرس‌تون‌ام بنویسید.»
زیـنـب🍃🌸

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۲۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۴,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۰/۰۴
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۷-۵‬‬
تعداد صفحات۳۲۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۴,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۱۰/۰۴
شابک‌‫‭۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۵-۸۷-۵‬‬