معرفی و دانلود کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت

رمان

نوع کتاب
۲.۹(از ۳۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
منا ون پراگ، فاطمه خسروی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت

کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت نوشتهٔ منا ون پراگ و ترجمهٔ فاطمه خسروی است. نشر نون این رمان عاشقانه را روانهٔ بازار کرده است. این اثر جلد ۲۱۵ از مجموعهٔ «منظومهٔ داستان ترجمه» است.

درباره کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت

کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت رمانی است که در ۲۶ فصل نوشته شده است. این رمان که فریبنده و شیطنت‌آمیز توصیف شده، درمورد امید و خردمندی زنانه است. «آلبا»، جوان‌ترین دانشجوی دکتری دانشگاه کمبریج است که از بدترین اتفاق زندگی‌اش رنج می‌کشد. او بدون آنکه بداند کجاست، خودش را مقابل خانه‌ای در انتهای «هوپ استریت» می‌یابد. زن مسن زیبایی به نام «پِگی» او را به یک شرط دعوت به ماندن در خانه می‌کند و آن اینکه او فقط می‌تواند ۹۹ شب آنجا بماند و نه بیشتر؛ تا زمانی که به زندگی‌اش سروسامانی بدهد. آلبا خیلی زود درمی‌یابد خانهٔ هوپ استریت یک خانهٔ معمولی نیست؛ خانه‌ای جادویی است که روزگاری چهره‌هایی فراموش‌ناشدنی همچون ویرجینیا وولف، دوروتی پارکر و آگاتا کریستی در اوج ناامیدی در آن زندگی کرده‌اند. آلبا با کمک ساکنان پیشین خانهٔ هوپ استریت شروع به کنار هم گذاشتن تکه‌پاره‌های زندگی‌اش می‌کند و راهی را در پیش می‌گیرد تا شاید زندگی‌اش را نجات دهد.

منا ون پراگ، نویسندهٔ این رمان، آثاری به سبک رئالیسم جادویی می‌نویسد. این رمان از جایی آغاز می‌شود که راوی دارد از خانهٔ هوپ استریت برایمان می‌گوید. این خانه نزدیک به ۲۰۰ سال در انتهای هوپ‌استریت بوده است؛ با برجک‌ها و دودکش‌هایی که سر به فلک کشیده‌اند. یک باغ در جلوی خانه است که پر از گیاهان خودرو است. این خانه در شب مانند یتیم‌خانهٔ عصر ویکتوریایی است که ۱۰۰ کودکِ ناامید را در خود جای داده، اما وقتی ابرها از هم باز می‌شوند و نورِ مهتاب به آن می‌تابد، گویی با خانه‌ای جادوشده روبه‌رو هستید. این توصیف راوی از این خانه است.

رمان «خانه ای در انتهای هوپ استریت» با بخشی به نام «راهنمای زنان هوپ‌استریت» به پایان رسیده است.

خواندن کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر انگلستان و قالب رمان عاشقانه پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت

«آلبا دست مادرش را می‌گیرد و آن‌ها با یکدیگر روی پشت‌بام‌های کینگز کالج قدم می‌زنند. چهاردست‌وپا از دودکش‌ها بالا می‌روند و روی سفال‌های لَق قدم می‌گذارند. آن‌ها زیر نور خورشید حرف می‌زنند. ابتدا حرارت خورشید در صورت‌هایشان هویدا می‌شود تا اینکه خورشید غروب می‌کند و لبه‌های سرمناره‌های سنگی را، که اطراف آن‌ها سر به فلک کشیده، نورانی می‌کند. آلبا و الیزابت می‌نشینند و بر چمنزاری مشرف‌اند که دانشجوها در رودخانهٔ مجاورش بلم‌رانی می‌کنند و وقتی با یکدیگر برخورد می‌کنند، به حباب‌های شامپاین می‌خندند. پشت‌سرشان زمین‌های درخت بلوط دیده می‌شود که پُر از غاز هستند. هاله‌های نور ملایم اطراف درختان را تار می‌کنند و به‌تدریج ناپدید می‌شوند؛ و سپس همه‌چیز رو به تاریکی می‌گذارد.

الیزابت دستش را روی شانهٔ دخترش می‌گذارد. آلبا به گزگزِ روی پوستش و گرمایی که به‌آرامی وجودش را فرامی‌گیرد لبخند می‌زند. امیدوار است وقتی بیدار می‌شود، بتواند این حالت را حس کند.

الیزابت می‌گوید: «خب، دختر عزیزم. یه حرفی دارم که باید به پدرت بگی.»

وقتی آلبا چشم‌هایش را باز می‌کند، برای اولین‌بار هر کلمه‌ای را که مادرش گفته بود به خاطر می‌آورد. یک ساعت بعد، پس از تلاشی بیهوده برای فراموش کردن دوباره‌اش، به آلبرت تلفن می‌کند. دو ساعت بعد، او با پدرش پشت کافهٔ کوچکی در کینگز پرید نشسته و از لحظهٔ فاش کردن راز مادرش می‌ترسد و میان اینکه آلبرت حرفش را باور می‌کند یا نه گیر کرده است. این انتخاب بین نابود شدن آلبرت یا دیوانه بودن اوست. او هیچ‌کدام را نمی‌خواهد. او با کلوچهٔ دارچینی جلوش بازی می‌کند، کشمش‌ها را درمی‌آورد و آن‌ها را دور بشقاب پخش‌وپلا می‌کند. آلبرت تماشا می‌کند. خیلی دلش می‌خواهد او هم یک کلوچهٔ دارچینی داشته باشد تا با آن بازی کند و از حدتِ خونسردی‌اش بکاهد.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خانه ای در انتهای هوپ استریت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خانه ای در انتهای هوپ استریت
عنوان دیگر:رمان
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:منا ون پراگ
مترجم:فاطمه خسروی
انتشارات:نشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۱/۱۲/۰۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۵.۹۴ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۶۶۵۲۳۸۴
تعداد صفحه‌ها:۳۲۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۹۷۰۰ تومان
برچسب:مجموعه منظومه داستان ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

baaraan
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۵/۲۲

با توجه به بیوگرافی کتاب که در بخش توضیحات آمده، رمان جالبی به نظر می امد که باعث شد تهیه اش کنم. در کل داستان بدی نیست ولی با عرض پوزش از مترجم، ترجمه خیلی بدی دارد. با ترحمه بهتر میتونست کتاب...بیشتر

۰
sani_sh
۱۴۰۲/۱۰/۱۷

نتونستم بیشتر از چند صفحه به خوندنش ادامه بدم ترجمه بدی داشت.

۰
کاربر ۳۵۶۶۰۹۳
۱۴۰۳/۱۲/۱۵

به نظرم چرند اومد نمیدونم واقعا چه درسی باید بگیرم

۰
imaedeh.yousefi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۳۰

داستان در ابتدا ممکنه سیر خوبی داشته باشه ، اما در کل شخصیت ها و روایت و صحنه ها فقط تلفیق هنجار شکنی فاحش و رنگ های مبتذله. اصلا خواندنش رو پیشنهاد نمیکنم و متعجبم چطور این کتاب تونسته اجازه...بیشتر

۰
°•sara_hp•°
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۱/۲۰

این کتاب رو تا نصفه خوندم و با این حال بازم دلگرم نشدم که بقیشو ادامه بدم. خیلی از هم گسیختست . اصلا سرو ته نداره. فضای کتاب سرده و آدم رو جذب نمیکنه. با این‌که کتاب به نصف رسیده هنوز...بیشتر

۰
*~*Hobi*~*
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۲/۱۲

ایده کتاب فوق العاده جذاب بود برام، جمله به جمله و خط به خط کتاب سرشار از احساسات و زیبایی بود، کتابیه که واقعا رنگ های طبیعت رو به رختون می‌کشه ، احساس سبکی، گرما و صمیمیت میکنید با خوندنش. بخوام...بیشتر

۰
f.emami
۱۴۰۲/۰۹/۰۶

وسطای کتاب هستم بااین حال یه بند خوندمش و عاشقشم عجیبه برام که چرا نظر زیادی نگرفته کتاب فوق العاده باحالیه

۰
motahareh Molaie
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

کتابی معمولی، با داستان قابل پیش‌بینی که برای سرگرمی و پر کردن وقت خوب است

۰
سرود سکوت
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۳۱

متاسفانه کتاب خوبی نبود، رئالیسم جادویی اش هم زیادی کودکانه بود. بی هیچ عمق و معنا و محتوایی.

۰
ماتیلدا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۶/۲۹

ماجرا از جایی شروع میشه که آلبا بعد از شکست در مسیر تحصیلش در مقطع دکتری خودش رو تو خونه ای پیدا میکنه که در انتهای هوپ استریت قرار داره و هیچوقت قبلا اون رو ندیده بوده و زندگیش از...بیشتر

۰
mehri
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۲۸

این کتاب برای کسانیست که در مسیر خود گم شده اند ...

۰

بریده‌هایی از کتاب

n re
۲۴
تجربهٔ زندگی بهم می‌گه چیزی که ما می‌خوایم همیشه اون چیزی نیست که خوشحالمون می‌کنه، ولی باز هم می‌ریم سراغش.
آلی
۱۰
یکی از مزایای بازیگر بودن این است که می‌تواند پشت نقاب‌ها قایم شود. می‌تواند بخش‌هایی از خودش را که نمی‌خواهد کسی دیگر راجع‌به آن چیزی بداند پنهان کند.
n re
۶
امید زنان زیادی تقریباً به فنا رفته است؛
یك رهگذر
۵
دوستت دارم. می‌دانم که هرگز این را نگفتم، ولی الان می‌گویم. امیدوارم همیشه یادت بماند.
n re
۴
باید بگم آدم هر سال از خودش جلو می‌زنه.»
آلی
۳
کنار میز، روی کوهی از کتاب، تکه‌کاغذ سفیدی قرار دارد. وقتی آلبا آن را برمی‌دارد و می‌خواند، یاد آلیس در سرزمین عجایب می‌افتد: یک نفر هوایت را دارد.
آنی در جست و جوی اینگلساید
۳
شجاعت تسلط بر ترس است ــ نه فقدان ترس. مارک تواین
یك رهگذر
۲
هیچ راه برگشتی توی زندگی وجود نداره. هیچ راه برگشتی. هیچ فرصت دومی وجود نداره. وقتی روزهات رو تلف می‌کنی، اون‌ها واسه همیشه به باد می‌رن. پس با چیزهایی که واقعاً می‌خوای روراست باش و انجامشون بده، اهمیتی هم نداره چقدر ممکنه نگران باشی.
Lavin D
۱
چیزی که ما می‌خوایم همیشه اون چیزی نیست که خوشحالمون می‌کنه، ولی باز هم می‌ریم سراغش
آلی
۱
کنار میز، روی کوهی از کتاب، تکه‌کاغذ سفیدی قرار دارد. وقتی آلبا آن را برمی‌دارد و می‌خواند، یاد آلیس در سرزمین عجایب می‌افتد: یک نفر هوایت را دارد.