معرفی و دانلود کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه

نوع کتاب
۳.۷(از ۲۸ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
سارا دسن، محمدرضا قاسمی
انتشارات: 
نشر نون

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه

کتاب الکترونیکی «به من بگو ابدیت یعنی چه» نوشتهٔ سارا دسن با ترجمهٔ محمدرضا قاسمی در نشر نون چاپ شده است. سارا دسن رمان نویس آمریکایی را با رمان های موفق می شناسند. او تاکنون سیزده رمان نوشته که همه در لیست پرمخاطب های بازار کتاب آمریکا جای دارند. رمان های او روایتگر دنیای جوانان و دغدغه هایشان و فاصله های حسی در خانواده هاست. در به من بگو ابدیت یعنی چه با دنیای میسی دختر جوانی روبه‌رو هستیم که تابستان به دقت برنامه ریزی شده پیش روی او کش می آید. "سارا دسن" رمانی را ارائه می‌دهد که در آن ، همزمان که خوانندگان را به تماشای یک دختر با قلبی شکسته اما مقاوم نشانده که قطعات زندگی خود را جمع می‌کند و آن‌ها را به هم می‌چسباند ، مخاطب را سوار چرخ و فلکی از انکار‌، اندوه‌، آسایش و عشق می‌کند.

درباره کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه

میسی روزها را با کاری خسته‌کننده در کتابخانه سپری می‌کند، عصرها را نیز با تمرین واژگان برای آزمون SAT می‌گذراند و اوقات فراغتش در حالی با مادرش سپری می‌شود که هر دوی آن ها در سکوت، غم و اندوه از دست دادن پدر میسی را با هم شریک هستند. او همچنین بخشی از زمانش را برای کمک به مادرش در ارتباط با کارهای افتتاح بخش بزرگ شهرک‌سازی لوکس او اختصاص می‌دهد.

اما گاهی اتفاقات غیر‌منتظره‌ای رخ می‌دهد از قبیل کار پذیرایی در "ویش" با خدمهٔ سرگرم‌کننده و شلوغ و پلوغش یا پروژهٔ خواهرش برای نوسازی خانهٔ ساحلی فراموش‌شده که خاطرات دفن شدهٔ گذشته را بیدار می‌کند. خاطراتی مانند ملاقات با «وس» پسری با خاطراتی از گذشته‌، کسی که روراست است و استعداد شگفت‌انگیز هنری دارد و از آن مدل پسرهایی است که می‌تواند دنیای هر دختری را وارونه کند‌. در نهایت "میسی" از پوسته خود بیرون می‌رود و شروع به زیر سوال بردن زندگی محافظه‌کار خود می‌کند.

کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

 این کتاب به علاقه‌مندان به رمان‌هایی با مفاهیم و نگاهی متفاوت پیشنهاد می‌شود.

کتاب‌های مشابه

اگر این رمان خوانده‌اید و دوست داشته‌اید و به دنبال آثاری با حال‌وهوای مشابه و شخصیت‌های نوجوان می‌گردید، مطالعه این عناوین را به شما پیشنهاد می‌کنیم: در جست‌وجوی آلاسکا اثر جان گرین، پنج قدم فاصله اثر ریچل لیپینکات، النور و پارک اثر رینبو راول و یکی از ما دروغ می‌گوید اثر کارن ام مک منس.

بخشی از کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه

این موضوع به بعد از رخ دادن تمام ماجراها برمی‌گردد و من آن موقع، زیاد حوصلهٔ حرف زدن نداشتم. کلمات به‌خوبی به ذهنم نمی‌رسیدند. در واقع، حتی بعضی اوقات، در شناختشان مشکل داشتم، انگار که جملات به‌کل از زبانی دیگر ساخته شده و زمانی که چشمم از آن‌ها می‌گذشت، انگار وارونه بودند. چند روز پیش از آن، وقتی فقط داشتم نامم را روی بالای برگه‌ای چاپ می‌کردم، دوباره حروف و ترتیبشان را بررسی کردم، حتی دیگر از آن هم اطمینان نداشتم.

پس، مشخصاً مکبث مرا گیج کرده بود. تمام آخر هفته، با زبان عهد دقیانوسی و اسامی عجیب شخصیت‌ها کلنجار می‌رفتم، حتی نمی‌توانستم پایه‌ای‌ترین جنبه‌های داستان را متوجه شوم. کتاب را باز کردم. به خطوط دیالوگ‌ها زل زدم: "چه خوش روزگاری به سر برده بودم، اگر ساعتی پیش از این ماجرا مرده بودم. زیرا از این دم، دیگر چه سود از زیستن در این جهان فانی. با مرگِ نکونامی و نیک‌مردی، همه چیز دیگر جز بازیچه نیست."

پیش خودم فکر کردم: "نچ، هیچی."

از شانس خوب من، جیسون که نمی‌خواست نمره‌اش را در گروی تلاش شخص دیگری بگذارد، معمولاً کنترل کارهای گروهی را بر عهده می‌گرفت. بنابراین، صفحهٔ سفیدی از دفترش باز کرد، خودکاری در دست گرفت و درش را برداشت. به من گفت: "اول، بذار با مضمون‌های پایه‌ای نمایش شروع کنیم. بعدش، می‌تونیم به نتیجه برسیم چی بنویسیم."

به‌تأیید، سر تکان دادم. فقط می‌توانستم صدای وراجی هم‌کلاسی‌هایمان و صدای خستهٔ آقای سانِنبرگ، معلممان، را بشنوم که مجدداً به ما می‌گفت آرام باشیم.

جیسون چند سطری از صفحه را رد کرد، تماشایش کردم که نوشت: "قتل." دستخطش تمیز و پیوسته بود. خیلی سریع، به صفحهٔ روبه‌رو رفت. "قدرت. ازدواج. انتقام. پیشگویی. سیاست." به نظر می‌رسید می‌تواند تا ابد ادامه دهد، اما بعد، مکث کرد و نگاهی به من انداخت، پرسید: "دیگه چی؟"

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب به من بگو ابدیت یعنی چه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:به من بگو ابدیت یعنی چه
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:سارا دسن
مترجم:محمدرضا قاسمی
انتشارات:نشر نون
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۹/۲۷
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱۵.۱۶ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۰۰-۸۷۴۰-۴۴-۵
تعداد صفحه‌ها:۳۶۰ صفحه
قیمت کتاب:۳۶۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه منظومه داستان ترجمه

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

دختر کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۱

کتاب درمورد دختر جوانی هست که به تازگی پدرشو از دست میده اما به دوست پسرش پناه میبره. تا اینکه دوست پسرش تصمیم میگیره به کمپ نابغه ها بپیونده و مدتی ازش فاصله بگیره ...🥲 همه چیز برای دختر سخت و...بیشتر

۰
ghazal
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۰۲

من نسخه چاپی کتاب را خوندم و باید بگم به خودی خود می‌تونه کتاب خوبی باشه اما به شخصه فقط گوش کن را بیشتر دوست داشتم، به نظرم احساسات سارا دسن در کتاب فقط گوش کن بیشتر قابل درک بود. به...بیشتر

۰
nazanin z
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۳

نسخه چاپی رو دارم و این کتاب رو خیلی دوست داشتم. مثل یه نسیم خنک بهاری بود که وزید و من رو خوشحال کرد. هم ادبیاته و هم یکجورهایی شبیه فیکشن‌ هست. برای من هر چقدر بیشتر می‌خوندم جذاب‌تر می‌شد...بیشتر

۰
seyedeh Hananeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۲

این داستان، در واقع میخواد نشون بده که لذت زندگی واقعی، تو کنترل کردن همه چیز و بی تقص بودن نیست؛ شاید بشه لذت زندگی رو تو هرج و مرج پیدا کرد. گاهی بی برنامه بودن خوبه. استقبال کردن از...بیشتر

۰
T@
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ترجمه واقعا افتضاح بود انگار متن زبان اصلی با گوگل ترنسلیت به صورت ناشیانه ای ترجمه شده باشه، داستان هم یه ریتم معمولی داشت و ماجرای زیاد هیجان انگیزی نداشت که مخاطب تا آخر با اشتیاق کتابو ادامه بده

۰
نسیم دریا
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۶

کتاب طولانی بی هدف بدون فراز و فرود

۰
کاربر ۱۹۶۶۹۹۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۲۳

کتاب خوبیه دوسش داشتم

۰
Dark Lady
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۱۰/۱۳

خیلی بد بود، نه داستانی نه هیجانی نه اتفاقی به درد پونزده ساله ها می خوره. شک دارم اونا هم خوششون بیاد

۰
mojde
۱۴۰۱/۰۷/۲۴

قشنگ بود دوسش داشتم ترجمه تقریبا خوب بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

یك رهگذر
۱۳
اگر چیزی واقعاً اهمیت داشته باشد، سرنوشت ترتیبی می‌دهد که آن چیز نزد شما برگردد و به شما فرصت مجددی بدهد.
زهره
۱۰
چون هر کی باعث می‌شه نسبت به خودت حس بدی پیدا کنی سمّیه. می‌دونی چی می‌گم؟"
یك رهگذر
۶
اینکه آدم مجبور باشد عوض شدنِ عزیزی را جلوی چشمان خودش ببیند، چقدر سخت است. این مسئله نه‌تنها ترسناک است، بلکه تعادلتان را هم بر هم می‌زند.
لیلی
۶
اندوه می‌تواند باری روی دوش باشد، اما همچنین می‌تواند در نقش یک لنگر ظاهر شود. به وزنش عادت می‌کنیم
sama
۴
می‌خواستم عصای دستش باشم، نه اینکه بار روی دوشش را سنگین‌تر کنم
یك رهگذر
۴
"من فکر می‌کردم حالش خوب می‌شه. هرگز اصلاً به ذهنم خطور هم نکرد که اون دیگه... نباشه. می‌فهمی چی می‌گم؟"
میم الف
۳
خیلی وقت پیش، یاد گرفته بودم که در خداحافظی‌ها، زیاد سخت‌گیری نکنم. آن‌ها تضمین‌شده یا مقرر نبودند. اگر خداحافظی نصیبتان می‌شد، فردی خوش‌شانس بودید.
زهره
۳
دیلیا ثانیه‌ای فکر کرد و گفت: "این‌طوری نیست که باور نداشته باشم هر اتفاقی یه دلیلی داره، فقط... فقط فکر می‌کنم مقدره که بعضی چیزها خراب باشن، ناقص باشن، نابسامان باشن. دنیا این‌طوری تفاوت رو ارائه می‌ده، می‌دونی؟ جاده باید چند تایی چاله داشته باشه. زندگی همین‌طوریه."
کاپوچینو
۳
ابدیت با تمام معانی‌اش، هرگز نمی‌توانست به اندازهٔ پایان حقیقی و تضمین‌شدهٔ دنیا، این‌چنین واضح و قطعی باشد.
لیلی
۳
می‌توانستم تنهایی ناگهانی را مثل یک مشت در دلم، حس کنم و روی صندلی‌ام لم دادم. دستانم از روی صفحه‌کلید پایین افتادند. حالا، برایم مشخص بود که این اتاق، خانه، محله و دنیا برایم خالی است. مثل قرار گرفتن در سوی دیگر قاب و تماشای عقب رفتن دوربین بود، دوربینی که کوچک‌تر شدنم را نشان می‌داد. کوچک‌تر، کوچک‌تر، کوچک‌تر و کوچک‌تر شدم تا اینکه تنها نقطه‌ای بودم و بعد، محو شدم.