
کتاب راز رخشید برملا شد
معرفی کتاب راز رخشید برملا شد
کتاب راز رخشید برملا شد نوشته علی سلطانی روایتی شهری و معاصر از عشق، خانواده، مهاجرت و طبقهی متوسط است که نشر نیماژ آن را منتشر کرده است. این کتاب با تمرکز بر زندگی علی، مهندس مکانیکی که در آلمان کار میکند و در عینحال درگیر گذشته و عشقش رُخشید است، میان تهران و اروپا در رفتوآمد است. روایت با جزئیات فراوان از فضاهای شهری، روابط خانوادگی، کارگری و جهان تئاتر و سینما شکل گرفته و شخصیتها در بستر همین جزئیات ساخته شدهاند. لحن اثر سرشار از گفتوگو، خاطره و مونولوگ درونی است و خواننده را وارد ذهن آشفته و پر از رؤیای راوی میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب راز رخشید برملا شد
کتاب راز رخشید برملا شد داستان علی است؛ پسری از طبقهی متوسط تهران که با هزار امید مهندسی مکانیک خوانده، اما بعد از فارغالتحصیلی خود را شاگرد لولهکش برادرش بهمن میبیند. علی سلطانی در این کتاب، مسیر علی را از روزهای بیکاری و تحقیرهای پنهان خانوادگی تا کارگری در خانههای مردم، آشنایی با آدمهای مختلف و در نهایت مهاجرت کاری به آلمان دنبال کرده است. در این میان، رُخشید بهعنوان عشق و نقطهی ثقل زندگی علی، حضوری پررنگ اما پرابهام دارد؛ زنی که در فضای تئاتر و سینما کار میکند و جهان درونیاش با موسیقی، نمایشنامه و رؤیا گره خورده است.
کتاب راز رخشید برملا شد از همان فصلهای ابتدایی، دو خط زمانی را کنار هم پیش میبرد: پرواز علی از دوسلدورف به تهران برای غافلگیر کردن رُخشید در تولدش و خاطرات طولانی و تودرتویی که از دل یک پیامک سادهی بهمن، برادرش، بیرون میریزد و او را به کوچهها و خانههای قدیمی تهران برمیگرداند. در این رفتوبرگشتها، کتاب راز رخشید برملا شد بهجز رابطهی عاشقانهی علی و رُخشید، به روابط خانوادگی با بابامنصور و مامانزری، فاصلهی طبقاتی، رؤیاهای شغلی بر بادرفته، تجربهی کار یدی و زیست روزمره در محلههایی مثل نوفللوشاتو، چهارراه ولیعصر و شهرکغرب پرداخته است. حضور شخصیتهایی مثل بهمن، موتاجان، آقای کاتوزیان، آگاته و حسینآقا، لایههای دیگری از تنهایی، خاطره، مهاجرت و فرسودگی را به این روایت شهری اضافه کرده است.
خلاصه داستان راز رخشید برملا شد
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان از جایی شروع میشود که علی بعد از یک سال و دو ماه کار سخت در آلمان، غیرمنتظره مرخصی میگیرد تا یک ماه زودتر به ایران برگردد و رُخشید را در روز تولدش غافلگیر کند. در پرواز دوسلدورف تا تهران، تنها چیزی که ذهنش را رها نمیکند، بیخبری چندساعتهی رُخشید و شوق دیدار اوست. اما دیدن یک پیامک قدیمی از بهمن، او را به گذشته پرت میکند؛ به روزهایی که تازه از سربازی برگشته، بیکار بوده و از طریق یک مؤسسهی کاریابی، ناگهان سر از شاگردی برادر لولهکش خود درمیآورد. روایت، مسیر علی را در خانههای مختلف دنبال میکند: از برجهای هرمزان و آشنایی با موتاجان و شروین، تا خانهی آقای کاتوزیان و دخترش آگاته و بعد ساختمان قدیمی کوچهی گوهرشاد و نخستین دیدار با رُخشید؛ دختری که در اتاق گریم تئاتر، با شال آبی و سیدیهای «موسیقی با چشمهای بسته»، جهان علی را زیرورو میکند. کتاب، همزمان با پیش رفتن پرواز، لایهلایه گذشتهی علی، شکلگیری عشقش به رُخشید، کشمکشهای طبقاتی و شغلی و رابطهی پیچیدهاش با خانواده و برادرش را باز میکند، بیآنکه زود دست از رازهای رُخشید بردارد.
چرا باید کتاب راز رخشید برملا شد را بخوانیم؟
این کتاب تصویری زنده و جزئینگر از تهران، طبقهی متوسط خسته و جوانیای ارائه میدهد که میان رؤیای مهندسشدن، کار یدی، مهاجرت و عشق معلق مانده است. خواننده در راز رخشید برملا شد با شخصیتهایی روبهرو میشود که همزمان خندهدار، تلخ، متناقض و آشنا هستند و از خلال گفتوگوها و خاطراتشان میتوان فشارهای اقتصادی، خانوادگی و عاطفی یک نسل را لمس کرد.
خواندن کتاب راز رخشید برملا شد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شهری معاصر، روایتهای شخصیتمحور و قصههایی دربارهی مهاجرت، کار، خانواده و عشق در بستر تهران علاقهمندند. همچنین به مخاطبانی که از نثر پرجزئیات و گفتوگوهای طولانی و زنده لذت میبرند.
بخشی از کتاب راز رخشید برملا شد
«از دوسلدورف تا تهران تقریباً شش ساعت پرواز داشتم و تنها چیزی که مضطربم میکرد بیخبریِ رُخشید از من توی آن شش ساعت بود. در تمام طول آن یک سال و دو ماه، بیشترین زمانی که از من بیخبر مانده بود به دو ساعتِ متوالی نمیرسید. این مدام در ارتباط بودنمان دلیل خیلی عجیبی نداشت؛ انگار چیزی شبیه حسگرهایی که هنگام آتشسوزی فعال میشوند توی دلم کار گذاشته شده بود که یک سرش وصل بود به مغزم، به فکرم، به ذهنم، و به هر چیزی که باعث میشد تصویر رُخشید لحظهای از خاطرم بیرون نرود، تصویری که همچون صحنهٔ آهستهٔ یک پلانِ بهیادماندنی در یک فیلم دراماتیک و فاخر بود و شخصیت اصلیِ این سینمای کلاسیک را رُخشید بهعهده داشت. من این سینما را، این قصه را، این موسیقیِ روانِ رازآلود را با تکتک سلولهایم، با هر دو نیمکرهٔ مغزم، و با تمام حواسم ازبر بودم. کتاب میدیدم یاد نحوهٔ کتاب خواندنش میافتادم، فنجان میدیدم یاد طرز قهوه نوشیدنش، قدم میزدم یاد راه رفتنش، و ساز که میدیدم یاد موسیقی گوش دادنش با چشمهای بسته. رُخشید در ابتدا برای من دنیایی از ابهام بود و من مانند مسافری نابلد برای کشف این جزیرهٔ ناشناخته. برای شناختن این جغرافیای ناشناس پا در پُرپیچوتابترین مسیری گذاشتم که تا آن روز در هیچ جهانی تجربهاش نکرده بودم. من برای پیدا کردن حسی که درونم ریشه دوانده بود گم شدم. تکیه دادم به صندلی و از شیشهٔ هواپیما بیرون را تماشا کردم. تقریباً ده دقیقه به پریدن هواپیما مانده بود. در واتساپ برای رُخشید نوشتم: «عزیزم تا چند ساعت به گوشی دسترسی ندارم.» انگار که دستبهچانه و نگران زل زده باشد به گوشی و منتظر پیامم باشد بلافاصله جواب داد: «از صبح انگار توی دلم رخت میشورن علی. تو خوبی؟ رُخشیدِ دلت خوبه؟ عاشقی؟» از اینهمه بیپناهیاش بغضم گرفت. در جوابش نوشتم: «از علیِ دلت بپرس.» بعد هم قبل از اینکه چیزی بنویسد، گوشی را در حالت پرواز گذاشتم، چون اگر دو جملهٔ دیگر بیقراریاش را ادامه میداد قطعاً همهچیز را لو میدادم.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب راز رخشید برملا شد و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | راز رخشید برملا شد |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | علی سلطانی |
| انتشارات | نشر نیماژ |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۸/۰۹/۲۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۹۹ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۰۰۳۶۷۵۳۳۹ |
| تعداد صفحهها | ۱۹۲ صفحه |
| قیمت کتاب | ۸۰۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
کتاب قشنگی بود... از خوندنش لذت بردم داستانش رو دوست داشتم، غیرقابل پیش بینی بود و قشنگ تموم شد... خلاصه که پیشنهادش میکنم بخونید...
کتابو دوست داشتم. توصیفات عاشقانهش واقعاً عالی بود، اما داستان اصلی، میتونست بهتر باشه.
خواندنش را توصیه نمیکنم یک عاشقانه زیر متوسط
قلم نویسنده خوب بود و کشش لازم برای مخاطب را داشت
کتاب چاپیش رو دارم و خوندم کتاب قشنگی بود…ساده و روان ولی احساسات عمیق و به زیبایی توصیف شده بود…نگارش نویسنده رو دوست داشتم…گزافه گویی نداشت… ✾آدم به دو جا باید زیاد سر بزند: یکی قبرستان و یکی شهربازی. از روابط بچه ها...بیشتر
کتاب رو خیلی زود تموم کردم از اون عاشقانه هاست که هم دلت رو آشوب میکنه هم قلبت رو گرم، پارادوکس عجیبی داشت برام. قلم آقای سلطانی سالهاست که موردعلاقهی منه، پیشنهاد میکنم بخونید پشیمون نمیشید.
یکی از قشنگ ترین کتاب های بود که توی عمرم خوندم و باهاش زندگی کردم
بسیار گیرا و متفاوت
کتاب قشنگیه
باتشکر از نویسنده داستان عالی بود غیر قابل پیشبینی روان از همه نظر عالی ممنون از نویسنده
تو سبک خودش خوب و خواندنی
عالی ❤❤❤❤
واقعا کتاب زیبا و جذابی بود من قلم نویسنده رو هم خیلی دوست داشتم از اون دسته کتابهایی که که تا تموم نشه نمیخوای زمین بذاریش.