معرفی و دانلود کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی
off
٪۶۰

کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی

نوع کتاب
۳.۴(از ۳۴ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
متیو سالیوان، حسن افشار
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی

کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی نوشتهٔ متیو سالیوان و ترجمهٔ حسن افشار است و نشر مرکز آن را منتشر کرده است. اگر فکر می‌کنید با کتابی دربارهٔ کتاب و کتاب‌‌فروشی طرف هستید، اشتباه می‌کنید. این کتاب می‌خواهد پرده از راز قتل‌ بیست سال پیش بردارد.

درباره کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی

لیدیا دختری است که در کتاب‌فروشی افکار نورانی کار می‌کند. او سال‌هاست با پدرش قطع رابطه کرده است. تااینکه یک نفر خودش را در کتاب‌‌فروشی دار می‌زند و وسایلش را برای لیدیا به عنوان ارثیه می‌گذارد. لیدیا سعی می‌کند از جریان این خودکشی سر در بیاورد. این معما او را به قتلی در بیست سال پیش وصل می‌کند.

«شب از نیمه‌ گذشته بود و کتاب‌فروشی را داشتند می‌بستند. آخرین مشتری‌ها حساب می‌کردند و می‌رفتند. لیدیا پای صندوق تنها بود و مشغول اسکن کردن بارکدهای یک دسته کتاب جلدنرم آموزش بچه‌داری که دختر نوجوانی می‌خواست بخرد. دخترک آبله‌رو بود و لب‌هایش پوسته پوسته شده بودند. پول نقد داد و لیدیا لبخند زد، ولی چیزی نگفت. نپرسید آن دیروقتِ شبِ جمعه یک دختر تنها در کتاب‌فروشی چه می‌کند.»

خواندن کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های جنایی و معمایی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی

«لیدیا از دور صدای تِپ‌تِپ بال‌های کاغذی اولین کتابی را که از روی قفسه‌ها افتاد شنید. سرش را یک‌وری از روی صندوق بلند کرد. فکر کرد دوباره گنجشکی از پنجرهٔ باز آمده تو، در طبقات دل‌باز بالا چرخ می‌زند تا راه دررویی پیدا کند.

چند ثانیه بعد، کتاب دیگری افتاد. این یکی گرمب صدا داد و او یقین کرد کار پرنده‌ای نبوده.

شب از نیمه گذشته بود و کتاب‌فروشی را داشتند می‌بستند. آخرین مشتری‌ها حساب می‌کردند و می‌رفتند. لیدیا پای صندوق تنها بود و مشغول اسکن کردن بارکدهای یک دسته کتاب جلدنرم آموزش بچه‌داری که دختر نوجوانی می‌خواست بخرد. دخترک آبله‌رو بود و لب‌هایش پوسته پوسته شده بودند. پول نقد داد و لیدیا لبخند زد، ولی چیزی نگفت. نپرسید آن دیروقتِ شبِ جمعه یک دختر تنها در کتاب‌فروشی چه می‌کند. حتی نپرسید چقدر تا زایمانش مانده. دختر بقیهٔ پولش را گرفت، لحظه‌ای به چشم‌های لیدیا نگاه کرد، و بدون این که از لاکتابی‌ها چند تایی بردارد از فروشگاه بیرون زد.

یک کتاب دیگر هم افتاد. حتماً کسی بالا بود.

ارنست، یک همکار لیدیا، که موهایش کم‌کم داشت می‌ریخت و مثل عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی راه می‌رفت، ولی همیشه غمگین به نظر می‌رسید، کنار درِ جلو ایستاده بود و آخرین مشتری‌ها را به داخل «لوئر داون‌تاون» هدایت می‌کرد.

لیدیا از آن سر فروشگاه گفت «صدا را شنیدی؟» ولی صدای خودش زیادی آهسته بود و ارنست هم حواس‌اش به او نبود. لیدیا نگاهش کرد که دری را که تازه قفل کرده بود دوباره باز کرد تا زوج شب‌زنده‌داری که انگار مست هم بودند بیایند تو.

ارنست برای لیدیا شانه‌ای بالا انداخت و گفت «دست‌شویی دارند.»

بیرون، چند بوک‌فراگ ژولیده در پیاده‌روِ سنگ‌فرش پرسه می‌زدند. زیپ کوله‌پشتی‌ها و کیسه‌خواب‌هایشان را باز و بسته می‌کردند، یا از قمقمه‌های آبی که در دست‌شویی پر کرده بودند آب می‌خوردند. یکی‌شان کتاب جنایی کاهی‌ای توی جیب پشت شلوارش چپانده بود. یکی دیگرشان مدادی را با نخ به کمر شلوارش آویزان کرده بود. با هم ایستاده بودند ولی با هم حرف نمی‌زدند. کم‌کم تک‌تک به طرف مرکز شهر راه افتادند تا در زیرزمین نموری در «کاپیتول هیل» یا روی نیمکتی در «یونیون استیشن» یا در سرمای استخوان‌سوز کوچه‌ای از کوچه‌های دنور سرشان را زمین بگذارند.

لیدیا صدای تپ‌تپ ضعیف دیگری شنید. لابد کتاب دیگری افتاده بود. بعدش چند صدای دیگر، پشت سر هم: تپ‌تپ‌تپ. غیر از این صدا فروشگاه سوت و کور بود.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:نیمه شب در کتاب فروشی افکار نورانی
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:متیو سالیوان
مترجم:حسن افشار
انتشارات:نشر مرکز
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۷/۱۱/۰۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳۶.۴۱ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۲۱۳۳۹۷۰
تعداد صفحه‌ها:۳۵۲ صفحه
قیمت کتاب:۷۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۲۰۷۲۸۱۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۸/۲۷

کتاب اولش یکم روند کندی داشت اما اروم اروم معمای داستان شروع میشه و بعد ذهن ادم رو درگیر میکنه من علاوه بر معمای داستان که به نظرم خوب و قابل قبول بود و غیرقابل حدس زدن بود(حداقل برای من)...بیشتر

۰
محسن
۱۴۰۲/۰۳/۱۷

لیدیا شخصیت اصلی داستان در دوران کودکی‌اش درگیر یک ماجرای جنایی می‌شود و شب‌ها کابوس مرد درشت هیکلی را می‌بیند که با چکش‌خون‌آلودی به سمتش نزدیک می‌شود. بعد از این ماجراها لیدیا همراه پدرش محل زندگی‌شان را ترک می‌کنند. وقتی...بیشتر

۰
پیام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۵

اگر یک رمان خوب، با داستانی قوی، شخصیت‌پردازی عمیق و با فضایی آمیخته با کتاب و معما می‌خواهید، کتاب «نیمه‌شب در کتاب‌فروشی افکار نورانی» انتخاب بسیار خوبی است. ترجمه کتاب هم بسیار عالی است. دیدم عده‌ای از ترجمه کتاب ایراد گرفته‌اند...بیشتر

۰
Sharareh Haghgooei
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۱۷

داستانی جذاب در مورد دختری که در یک کتابخانه خاص کار می کند و پس از خودکشی یک نفر کرم کتاب درگیر ماجرای او شده و رازهای بیشتری برایش حل می شود.داستان بسیار خواندنی و تا حدودی غیر قابل پیش...بیشتر

۰
منصوره یوردکان
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۱۰

ضمن عرض ادب واحترام برای مترجم محترم.متاسفانه ترجمه اصلا روان نیست و با این ترجمه از جذابیت کتاب کاسته شده.

۱
shinobi33
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۹/۱۱

در طول خوندن کتاب داستان به آرامی پیش میره و همین برای تصویر سازی که میکردم خوب بود ولی دوست داشتم دارک تموم بشه چون آخرش سریع تموم شد... در کل برای کسایی که دوست دارن کتاب‌خونی رو شروع کنن پیشنهاد...بیشتر

۰
داتیس
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۰۹

داستان معمایی خوبی بود که ذهن را مشغول میکرد ،ترجمه بد نبود،خیلی شلوغ نبود برای همین ممکنه.برای بعضی قاتل حدس زدنی باشه..

۰
کاربر 7551141
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۱

داستان محتوای جالب و پر پیچ و خمی داشت و نمره ی خوبی می‌گرفت اگر مترجم کتاب تمام تلاششو برای خراب کردن متن داستان نمی‌کرد!! ترجمه متن بسیار ضعیف است و کاملا مبتدی برگردانده شده. گاهی برای فهم درست یک پاراگراف...بیشتر

۰
کاربر ۳۰۳۱۷۷۸
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۲

داستان جاذبه ویژه ای برام داشت از پیگیری کردنش لذت می بردم اگر چه مقداری هم دلهره آور بود .... موقع خواندن کتاب چند حدسی زدم که بیشترش درست بود

۰
کاربر 8676964
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۳/۰۴/۱۱

من خیلی خوشم نیومد

۰
کاربر 8881009
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

کلا خیلی کتاب تلخ و دردناکی بود اون قسمت معمایی و اونجایی که همه چیز بهم مرتبط میشه جالب بود ولی من انقدر موقع خوندن کتاب دلم به حال شخصیت ها میسوخت که این جذابیت به چشم نمی اومد همه...بیشتر

۰
کاربر ۵۹۶۱۰۶
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۹/۰۳

ترجمه اش افتضاحه

۰

بریده‌هایی از کتاب

محسن
۱۱
کتاب‌خانه باید پاتوقی برای همه باشد نه فقط برای آدم‌های ترتمیز و درآمددار.
محسن
۱۱
واژه‌ها همه نقاب‌اند؛ و هرچه بیشتر زیبا باشند، بیشترْ قصدشان پنهان‌کاری است.
محسن
۸
جوئی آرام با نوک انگشت به کتاب بین‌شان زد. گفت «اینها زندگی مرا نجات دادند، تقریباً بی‌سروصدا. این چیز کمی نیست.»
n re
۳
قول بده امروز دوروبر آدم‌های غصه‌خور نچرخی
rozhinism
۲
«بخواهی یا نخواهی، لیدیای کتاب‌فروش، پسرک تو را انتخاب کرد.»
rozhinism
۲
از قدیم گفته‌اند جواب توی کوه‌هاست
rozhinism
۲
«شاید فقط می‌خوای آرامش پیدا کنی. این را به دست نمی‌آری، ولی معنی‌اش این نیست که نمی‌ارزه دنبالش بری. من هرچه دارم تقدیمت می‌کنم. بعد می‌ری پی کارَت.»
rozhinism
۲
«گوش کن. فکر می‌کنم می‌خوام بگم وجود تو روی زمین خیلی لازمه، درست؟»
rozhinism
۱
«می‌خواهی من بمانم؟ از خدا می‌خواهم که بمانم. تو فقط بگو بمان.»
کاربر ۱۱۸۰۸۱۰
۰
واژه‌ها همه نقاب‌اند؛ و هرچه بیشتر زیبا باشند، بیشترْ قصدشان پنهان‌کاری است.