با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب غرب غمزده
۳٫۶
(۶۱)
خواندن نظراتمعرفی کتاب غرب غمزده
«غرب غمزده» نمایشنامهای از مارتین مکدونا(-۱۹۷۰)، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرلندی است.
این نمایشنامه درباره دو برادر است که از کودکی تا کنون که بزرگسال هستند همواره در حال آزار دادن یکدیگر هستند. شخصیتهای نمایش به مراتب از شخصیتهای نمایشهای دیگر مکدونا خشنتر و بیرحمتر هستند.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
«(سرِشب. جلوی دیوارِ سیاه، یک اجاقِ نوی بزرگ نارنجیرنگ جا خوش کرده که شومینه را از دید خارج کرده؛ یک «و» هم سرسری روی اجاق نوشته شده. کُلمَن، عینک به چشم، روی صندلی راحتی سمتِ چپ نشسته و دارد ویمِنزاُن میخواند، لیوانی نوشیدنی کناردستش است. وَلین با کیسهای در دست وارد میشود. آرام و حسابشده میرود دستش را روی چند جای مختلفِ اجاق میگذارد تا ببیند تازگی استفاده شده یا نه. کُلمَن بهحالتِ ابرازِ نفرت رو به وَلین پیفپیفی میکند.)
وَلین: دارم چِک میکنم.
کُلمَن: میبینم داری چِک میکنی.
وَلین: چون تو اینجایی، دوست دارم یه چِکِ کوچولویی بکنم.
کُلمَن: بهترین کاری که بلدی همین چِک کردنه دیگه.
وَلین: فقط یهذره چِک، دوست دارم دیگه. میفهمی منظورم چیه؟ بهنظرِ خودم میآد دوست دارم.
کُلمَن: کِتری هم حوالهم بکنی، من دست به اجاقِ تو نمیزنم.
وَلین: همینه که میگی، اجاقِ من.
کُلمَن: پولِ کوفتی هم بدی، دست به اجاقت نمیزنم.
وَلین: خب من پولِ کوفتی نمیدم که تو دست بزنی به اجاقِ من.
کُلمَن: خودم خوب میدونم پول نمیدی، توی کوفتیای که آب از دستت نمیچکه.
وَلین: اجاقِ من هم درسته. تو سیصد دلار پول دادی؟ تو گازشو درست کردی؟ نه. کی کرد؟ من. پولِ من. پولِ تو بود؟ نه، پولِ من بود.
کُلمَن: خودم خوب میدونم پولِ تو بود.
وَلین: اگه تو هم سهم میذاشتی، میگفتم بفرما استفاده کن از اجاقم، ولی نذاشتی، پس من هم نمیگم.»
مأمورهای اعدام![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مارتین مکدونا
هاروی: کمدی در ۳ پردهمری چیس
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
خدای دوزخ (نمایشنامه در سه پرده)سام شپرد
مراسم قطع دست در اسپوکنمارتین مک دونا
اولئانادیوید ممت
عزادارِ اجیربهرنگ رجبی
گوریل پشمالویوجین اونیل
تئاتر بی حیوانژان میشل ریب
یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاهمارتین مک دونا
انواع مرغابی و سه نمایشنامهی دیگردیوید ممت
تک گویی های مدرن برای مردانکریس سالت
جن زدگانهنریک ایبسن
وقتی ما مردگان سر برداریمهنریک ایبسن
تئاتر مدرن اروپاجیمز ساندرز
جسدهای پستی، مرد برهنه و مرد فراک پوش و مارکولفا خدمتکار خوشبخت!داریو فو
سانست لیمیتدکورمک مککارتی
روسمرسهولمهنریک ایبسن
الکترااوریپید
اثر پرتوهای گاما بر روی گل های همیشه بهار ساکنان کره ماهپل زیندل
مراسم قطع دست در اسپوکن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مارتین مکدونا
مامورهای اعداممارتین مکدونا
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
مراسم قطع دست در اسپوکنمارتین مک دونا
مأمورهای اعداممارتین مکدونا
غرب غمزدهمارتین مکدونا
سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوریمارتین مک دونا
یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاهمارتین مک دونا
جمجمهای در کانهمارامارتین مکدونا
حجم
۶۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۱۷ صفحه
حجم
۶۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۱۷ صفحه
قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
💮بریده ای از کتاب💮 . 📔 گرلین: من کلاً شبا از قبرستون نمی ترسم. اتفاقاً خوشم هم میاد. ولش: چرا؟! چون فکر میکنی گردن کلفتی؟! گرلین: نخیر. اصلاً هم گردن کلفت نیستم. به خاطر اینکه آدم هر چه قدر هم که بدبخت و تنها باشه بازم اوضاعش
اخرین جلد از سه گانه ی "لی نین". نمایشنامه ای با چهار شخصیت. دو برادر که همیشه در حال دعوا و جدل هستن، کشیشی که دوست اون هاست و توی منطقه ی تحت پوشش اون پر از جرم و جنایته
خشونت بی پرده در تمام آثار مک دونا موج میزنه، البته زمانی که خودش میگه اسطورهش تارنتینو هست، جور دیگهای نمیشه توقع داشت ازش اما به نظر من شاهکار این آدم "مرد بالشی" است پیشنهاد میکنم حتما بخونید و هم میتونید تله
در فضای سیاه یک شهر که جنایت کار عجیبی نیست و در نزد برادرانی که روزمرگیشان آزار یکدیگر است، از یک کشیش چه کاری بر میآید؟ مک دونا گروتسکی آفریده و در آن بیرحمانه کشیشی را در این وضعیت قرار
🌿🌸🌿 به نظرم خیلی خوبه. ولی ترجمه یکم یه جوریه.
غرب غمزده داستان آدمهای عاصی و افسرده است. آدمهایی که هیچ امیدی ندارند و خودکشی و خشم دو شاخصه مهم زندگانی آنهاست. کشیشی که کاملا ناامید است و تصورش بر این است که هیچ اثربخشی نداشته و تمام این افسردگی
یه جمله فقط میتونم بگم؛ اگر اهل نمایشنامه خوندن باشید قطعا از نمایشنامه های مک دونا لذت میبرید.
این یکی نمایشنامه هم خیلی خوب بود ولی جمجمه ای در کانهمارا قشنگ تر بود
عالی بود. ازبهترین های مک دونا
داستان جالبی داره و ارزش خوندن داره اما ترجمه به شدت ضعیفه و متاسفانه ترجمه دیگه ای هم نتونستم در طاقچه پیدا کنم!