با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب غرب غم‌زده اثر مارتین  مک‌دوناoff

کتاب غرب غم‌زده

نویسنده:مارتین مک‌دونامترجم:بهرنگ رجبیانتشارات:نشر بیدگلسال انتشار:۱۳۹۴تعداد صفحه‌ها:۱۱۷ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۶از ۳۱ رأیخواندن نظرات
انتشاراتنشر بیدگل

سال انتشار۱۳۹۴

تعداد صفحه‌ها۱۱۷ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب غرب غم‌زده

«غرب غم‌زده» نمایشنامه‌ای از مارتین مک‌دونا(-۱۹۷۰)، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرلندی است. این نمایشنامه درباره دو برادر است که از کودکی تا کنون که بزرگسال هستند همواره در حال آزار دادن یکدیگر هستند. شخصیت‌های نمایش به مراتب از شخصیت‌های نمایش‌های دیگر مک‌دونا خشن‌تر و بی‌رحم‌تر هستند. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: «(سرِشب. جلوی دیوارِ سیاه، یک اجاقِ نوی بزرگ نارنجی‌رنگ جا خوش کرده که شومینه را از دید خارج کرده؛ یک «و» هم سرسری روی اجاق نوشته شده. کُلمَن، عینک به چشم، روی صندلی راحتی سمتِ چپ نشسته و دارد ویمِنزاُن می‌خواند، لیوانی نوشیدنی کنار‌دستش است. وَلین با کیسه‌ای در دست وارد می‌شود. آرام و حساب‌شده می‌رود دستش را روی چند جای مختلفِ اجاق می‌گذارد تا ببیند تازگی استفاده شده یا نه. کُلمَن به‌حالتِ ابرازِ نفرت رو به وَلین پیف‌پیفی می‌کند.) وَلین: دارم چِک می‌کنم. کُلمَن: می‌بینم داری چِک می‌کنی. وَلین: چون تو اینجایی، دوست دارم یه چِکِ کوچولویی بکنم. کُلمَن: بهترین کاری که بلدی همین چِک کردنه دیگه. وَلین: فقط یه‌ذره چِک، دوست دارم دیگه. می‌فهمی منظورم چیه؟ به‌نظرِ خودم می‌آد دوست دارم. کُلمَن: کِتری هم حواله‌م بکنی، من دست به اجاقِ تو نمی‌زنم. وَلین: همینه که می‌گی، اجاقِ من. کُلمَن: پولِ کوفتی هم بدی، دست به اجاقت نمی‌زنم. وَلین: خب من پولِ کوفتی نمی‌دم که تو دست بزنی به اجاقِ من. کُلمَن: خودم خوب می‌دونم پول نمی‌دی، توی کوفتی‌ای که آب از دستت نمی‌چکه. وَلین: اجاقِ من هم درسته. تو سیصد دلار پول دادی؟ تو گازشو درست کردی؟ نه. کی کرد؟ من. پولِ من. پولِ تو بود؟ نه، پولِ من بود. کُلمَن: خودم خوب می‌دونم پولِ تو بود. وَلین: اگه تو هم سهم می‌ذاشتی، می‌گفتم بفرما استفاده کن از اجاقم، ولی نذاشتی، پس من هم نمی‌گم.»

نظرات کاربران

Amir_13_Doulabi
۱۳۹۶/۱۲/۲۵

💮بریده ای از کتاب💮 . 📔 گرلین: من کلاً شبا از قبرستون نمی ترسم. اتفاقاً خوشم هم میاد. ولش: چرا؟! چون فکر میکنی گردن کلفتی؟! گرلین: نخیر. اصلاً هم گردن کلفت نیستم. به خاطر اینکه آدم هر چه قدر هم که بدبخت و تنها باشه بازم اوضاعش

- بیشتر
Dentist
۱۳۹۵/۱۱/۱۲

اخرین جلد از سه گانه ی "لی نین". نمایشنامه ای با چهار شخصیت. دو برادر که همیشه در حال دعوا و جدل هستن، کشیشی که دوست اون هاست و توی منطقه ی تحت پوشش اون پر از جرم و جنایته

- بیشتر
علی دائمی
۱۴۰۰/۰۶/۰۳

گاهی تحمل جهان داستانی آثار مک دونا برام سخت میشه؛ رویدادهای گروتسک و خشونت زیاد، لحن تند و فحاشی‌هایی که لابه لای دیالوگ‌ها به وفور میشه دید، بلاهت ناباورانهٔ شخصیت‌ها و عقاید نژادپرستانه‌شون... البته کسی که مارتین مک دونا رو

- بیشتر
Payam
۱۳۹۶/۰۹/۰۵

خشونت بی پرده در تمام آثار مک دونا موج میزنه، البته زمانی که خودش میگه اسطوره‌ش تارنتینو هست، جور دیگه‌ای نمیشه توقع داشت ازش اما به نظر من شاهکار این آدم "مرد بالشی" است پیشنهاد میکنم حتما بخونید و هم میتونید تله

- بیشتر
black butler
۱۴۰۱/۰۴/۱۸

🌿🌸🌿 به نظرم خیلی خوبه. ولی ترجمه یکم یه جوریه.

احسان
۱۴۰۰/۱۰/۲۶

در فضای سیاه یک شهر که جنایت کار عجیبی نیست و در نزد برادرانی که روزمرگیشان آزار یکدیگر است، از یک کشیش چه کاری بر می‌آید؟ مک دونا گروتسکی آفریده و در آن بی‌رحمانه کشیشی را در این وضعیت قرار

- بیشتر
مجتبی
۱۳۹۹/۰۸/۰۹

غرب غمزده داستان آدم‌های عاصی و افسرده است. آدم‌هایی که هیچ امیدی ندارند و خودکشی و خشم دو شاخصه مهم زندگانی آن‌هاست. کشیشی که کاملا ناامید است و تصورش بر این است که هیچ اثربخشی نداشته و تمام این افسردگی

- بیشتر
baktash99
۱۳۹۸/۰۶/۰۶

عالی بود. ازبهترین های مک دونا

Aidin
۱۴۰۱/۰۴/۲۷

از ضعیف های مکدونا

Faezeh
۱۴۰۱/۰۲/۲۳

اولین کار از مک دونا بود که می‌خوندم و برای من هیچ جذابیتی نداشت

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۲۷)
واقعاً عالیه دیگه. می‌تونی یه دوجین آدمو بکُشی، می‌تونی دو دوجین آدمو بکُشی و تا وقتی که بعدش پشیمونی، هنوز می‌تونی بری بهشت. ولی اگه کسی که می‌کُشی خودت باشی، نه. مستقیم می‌ری جهنم.
1976
همیشه بهترین‌هان که می‌رن جهنم. من با اینکه زدم کله‌ی بابای بینوا رو پکوندم، احتمالاً صاف برم بهشت. تا وقتی اعتراف می‌کنی جات تو بهشته. کاتولیک بودن اینش خوبه. می‌تونی با تیر کله‌ی باباتو بزنی و اصلاً هم مهم نباشه.
پرویز
تو واقعاً خوبی آدم‌ها رو می‌بینی کُلمَن. این کاریه که من قراره بکنم، ولی نمی‌کنم. من همیشه سرِ صفم تا سنگِ اولو پَرت کنم بزنم بهشون.
پرویز
من کشیشِ مزخرفی‌اَم، این‌جوری‌اَم دیگه. آدم‌ها که می‌آن یه چیزهایی علیهِ خدا می‌گن، امکان نداره بتونم ازش دفاع کنم و آره دیگه، مگه همین شرطِ اصلی کشیش‌بودن نیست؟
پرویز
واقعاً عالیه دیگه. می‌تونی یه دوجین آدمو بکُشی، می‌تونی دو دوجین آدمو بکُشی و تا وقتی که بعدش پشیمونی، هنوز می‌تونی بری بهشت. ولی اگه کسی که می‌کُشی خودت باشی، نه. مستقیم می‌ری جهنم.
پرویز
واقعاً عالیه دیگه. می‌تونی یه دوجین آدمو بکُشی، می‌تونی دو دوجین آدمو بکُشی و تا وقتی که بعدش پشیمونی، هنوز می‌تونی بری بهشت. ولی اگه کسی که می‌کُشی خودت باشی، نه. مستقیم می‌ری جهنم.
Mohajerino
کُلمَن:      همیشه بهترین‌هان که می‌رن جهنم. من با اینکه زدم کله‌ی بابای بینوا رو پکوندم، احتمالاً صاف برم بهشت. تا وقتی اعتراف می‌کنی جات تو بهشته. کاتولیک بودن اینش خوبه. می‌تونی با تیر کله‌ی باباتو بزنی و اصلاً هم مهم نباشه.
نازنین بنایی
هر زندگی‌ای تیکه‌های خوب داره، حتی اگه این تیکه‌ها فقط... دیدنِ رودخونه‌ها باشه، ‌یا سفر‌رفتن، یا تو تلویزیون فوتبال تماشا کردن... وَلین:      (با سَر تأیید می‌کند) فوتبال، آره... وِلش:      یا امید به اینکه یکی عاشقت بشه.
Mohajerino
وِلش:      وَلین یه‌کم خسیسه تو پول خرج کردن. کُلمَن:      یه‌کم؟ خوکِ سوخته هم ببینه گُهشو می‌دزده
ماراتن
موعظه در گذشته هیچ‌وقت جواب نداده و الآن هم جواب نمی‌دهد.
Mohajerino