با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
غرب غم‌زده

دانلود و خرید کتاب غرب غم‌زده

۳٫۹ از ۱۵ نظر
۳٫۹ از ۱۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب غرب غم‌زده  نوشته  مارتین  مک‌دونا  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب غرب غم‌زده

«غرب غم‌زده» نمایشنامه‌ای از مارتین مک‌دونا(-۱۹۷۰)، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرلندی است. این نمایشنامه درباره دو برادر است که از کودکی تا کنون که بزرگسال هستند همواره در حال آزار دادن یکدیگر هستند. شخصیت‌های نمایش به مراتب از شخصیت‌های نمایش‌های دیگر مک‌دونا خشن‌تر و بی‌رحم‌تر هستند. در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم: «(سرِشب. جلوی دیوارِ سیاه، یک اجاقِ نوی بزرگ نارنجی‌رنگ جا خوش کرده که شومینه را از دید خارج کرده؛ یک «و» هم سرسری روی اجاق نوشته شده. کُلمَن، عینک به چشم، روی صندلی راحتی سمتِ چپ نشسته و دارد ویمِنزاُن می‌خواند، لیوانی نوشیدنی کنار‌دستش است. وَلین با کیسه‌ای در دست وارد می‌شود. آرام و حساب‌شده می‌رود دستش را روی چند جای مختلفِ اجاق می‌گذارد تا ببیند تازگی استفاده شده یا نه. کُلمَن به‌حالتِ ابرازِ نفرت رو به وَلین پیف‌پیفی می‌کند.) وَلین: دارم چِک می‌کنم. کُلمَن: می‌بینم داری چِک می‌کنی. وَلین: چون تو اینجایی، دوست دارم یه چِکِ کوچولویی بکنم. کُلمَن: بهترین کاری که بلدی همین چِک کردنه دیگه. وَلین: فقط یه‌ذره چِک، دوست دارم دیگه. می‌فهمی منظورم چیه؟ به‌نظرِ خودم می‌آد دوست دارم. کُلمَن: کِتری هم حواله‌م بکنی، من دست به اجاقِ تو نمی‌زنم. وَلین: همینه که می‌گی، اجاقِ من. کُلمَن: پولِ کوفتی هم بدی، دست به اجاقت نمی‌زنم. وَلین: خب من پولِ کوفتی نمی‌دم که تو دست بزنی به اجاقِ من. کُلمَن: خودم خوب می‌دونم پول نمی‌دی، توی کوفتی‌ای که آب از دستت نمی‌چکه. وَلین: اجاقِ من هم درسته. تو سیصد دلار پول دادی؟ تو گازشو درست کردی؟ نه. کی کرد؟ من. پولِ من. پولِ تو بود؟ نه، پولِ من بود. کُلمَن: خودم خوب می‌دونم پولِ تو بود. وَلین: اگه تو هم سهم می‌ذاشتی، می‌گفتم بفرما استفاده کن از اجاقم، ولی نذاشتی، پس من هم نمی‌گم.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۷)
Amir_13_Doulabi
۱۳۹۶/۱۲/۲۵

💮بریده ای از کتاب💮 . 📔 گرلین: من کلاً شبا از قبرستون نمی ترسم. اتفاقاً خوشم هم میاد. ولش: چرا؟! چون فکر میکنی گردن کلفتی؟! گرلین: نخیر. اصلاً هم گردن کلفت نیستم. به خاطر اینکه آدم هر چه قدر هم که بدبخت و تنها باشه بازم اوضاعش

- بیشتر
Dentist
۱۳۹۵/۱۱/۱۲

اخرین جلد از سه گانه ی "لی نین". نمایشنامه ای با چهار شخصیت. دو برادر که همیشه در حال دعوا و جدل هستن، کشیشی که دوست اون هاست و توی منطقه ی تحت پوشش اون پر از جرم و جنایته

- بیشتر
Lord Anti
۱۳۹۸/۰۶/۰۶

عالی بود. ازبهترین های مک دونا

Shahab Abroshan
۱۳۹۸/۰۷/۲۵

ملکه زیبایی لینین، در سه گانه‌ی لی‌نین از دو اثر دیگر اسکلت محکم‌تری داشت. «جمجمه‌ای در کانه‌مارا» باز از «غرب غم‌زده» بهتر بود.

مجتبی
۱۳۹۹/۰۸/۰۹

غرب غمزده داستان آدم‌های عاصی و افسرده است. آدم‌هایی که هیچ امیدی ندارند و خودکشی و خشم دو شاخصه مهم زندگانی آن‌هاست. کشیشی که کاملا ناامید است و تصورش بر این است که هیچ اثربخشی نداشته و تمام این افسردگی

- بیشتر
Aidin Nikoo
۱۳۹۹/۰۷/۲۸

یاد شب های برره افتادم، یه آدم نرمال توی یه شهر عجیب. به نظرم نسبت به سایر کار های مکدونا، ضعیف تر بود

Payam
۱۳۹۶/۰۹/۰۵

خشونت بی پرده در تمام آثار مک دونا موج میزنه، البته زمانی که خودش میگه اسطوره‌ش تارنتینو هست، جور دیگه‌ای نمیشه توقع داشت ازش اما به نظر من شاهکار این آدم "مرد بالشی" است پیشنهاد میکنم حتما بخونید و هم میتونید تله

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۳)
واقعاً عالیه دیگه. می‌تونی یه دوجین آدمو بکُشی، می‌تونی دو دوجین آدمو بکُشی و تا وقتی که بعدش پشیمونی، هنوز می‌تونی بری بهشت. ولی اگه کسی که می‌کُشی خودت باشی، نه. مستقیم می‌ری جهنم.
1976
همیشه بهترین‌هان که می‌رن جهنم. من با اینکه زدم کله‌ی بابای بینوا رو پکوندم، احتمالاً صاف برم بهشت. تا وقتی اعتراف می‌کنی جات تو بهشته. کاتولیک بودن اینش خوبه. می‌تونی با تیر کله‌ی باباتو بزنی و اصلاً هم مهم نباشه.
پرویز
من کشیشِ مزخرفی‌اَم، این‌جوری‌اَم دیگه. آدم‌ها که می‌آن یه چیزهایی علیهِ خدا می‌گن، امکان نداره بتونم ازش دفاع کنم و آره دیگه، مگه همین شرطِ اصلی کشیش‌بودن نیست؟
پرویز
تو واقعاً خوبی آدم‌ها رو می‌بینی کُلمَن. این کاریه که من قراره بکنم، ولی نمی‌کنم. من همیشه سرِ صفم تا سنگِ اولو پَرت کنم بزنم بهشون.
پرویز
واقعاً عالیه دیگه. می‌تونی یه دوجین آدمو بکُشی، می‌تونی دو دوجین آدمو بکُشی و تا وقتی که بعدش پشیمونی، هنوز می‌تونی بری بهشت. ولی اگه کسی که می‌کُشی خودت باشی، نه. مستقیم می‌ری جهنم.
پرویز
کُلمَن:      همیشه بهترین‌هان که می‌رن جهنم. من با اینکه زدم کله‌ی بابای بینوا رو پکوندم، احتمالاً صاف برم بهشت. تا وقتی اعتراف می‌کنی جات تو بهشته. کاتولیک بودن اینش خوبه. می‌تونی با تیر کله‌ی باباتو بزنی و اصلاً هم مهم نباشه.
نازنین بنایی
وِلش:      وَلین یه‌کم خسیسه تو پول خرج کردن. کُلمَن:      یه‌کم؟ خوکِ سوخته هم ببینه گُهشو می‌دزده
ماراتن
کُلمَن:      همیشه بهترین‌هان که می‌رن جهنم. من با اینکه زدم کله‌ی بابای بینوا رو پکوندم، احتمالاً صاف برم بهشت. تا وقتی اعتراف می‌کنی جات تو بهشته. کاتولیک بودن اینش خوبه. می‌تونی با تیر کله‌ی باباتو بزنی و اصلاً هم مهم نباشه.
ماراتن
وِلش:      من تا قبلِ اینکه بیام این منطقه دستم هم به این چیزها نخورده بود. این منطقه کاری می‌کنه آدم بیفته به الکل. کُلمَن:      گمونم آره، فقط بعضی آدم‌ها به‌اندازه‌ی بقیه کاری کردن نمی‌خوان. بعضی‌ها فقط یه‌هُل کوچولو لازم دارن.
نازنین بنایی
نه اصلاً. من آدمِ محکمی‌ نیستم. دلیلش اینه که... حتی اگه آدمِ غمگینی چیزی باشی، یا آدمِ تنهایی چیزی باشی، باز هم وضعت خیلی بهتر از اون‌هاییه که زیرِ زمین یا تو دریاچه گم شده‌ن، چون... دست‌کم تو امکانشو داری که خوشحال بشی و حتی اگه امکانش خیلی هم کم باشه، بیشتر از امکانیه که اون مُرده‌ها دارن. قضیه هم این نیست که بگی «هَه، من از تو بهترم»، نه، چون تو بلند مدت ممکنه معلوم شه نهایتاً زندگی تو خیلی بدتر از همه‌ی اون‌ها بوده و بهتر بود تو هم عینِ اون‌ها مُرده بودی، درجا. ولی وقتی هنوز اینجایی دست‌کم احتمالِ خوشبختی هست و انگاری اون مُرده‌ها هم اینو می‌دونن و خوشحال‌اَن برات که این امکانو داری. می‌گن «بخت یارت باشه.» (آهسته) به‌هرحال من که ماجرا رو این‌شکلی می‌بینم.
نازنین بنایی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۷ صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۰۶-۵۰-۰
تعداد صفحات۱۱۷صفحه
قیمت نسخه چاپی۲۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۷/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۰۶-۵۰-۰