معرفی و دانلود کتاب پروژه رزی + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب پروژه رزی

کتاب پروژه رزی

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
گرام سیمسیون، مهدی نسرین
انتشارات: 
نشر مرکز
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب پروژه رزی

کتاب پروژه رزی نوشتهٔ گرام سیمسیون و ترجمهٔ مهدی نسرین است. نشر مرکز این رمان استرالیایی را روانهٔ بازار کرده است.

درباره کتاب پروژه رزی

کتاب پروژه رزی، رمانی است که قهرمان آن، «دان تیلمن» نام دارد؛ پروفسور ژنتیکی که ذهنی تحلیلگر و دقیق دارد و هر گاه در زندگی با معضلی روبه‌رو می‌شود، پروژه‌ای را برای تحلیل و حل آن کلید می‌زند. با وجود هوش علمی سرشار این شخصبت، او در زمینهٔ ارتباطات اجتماعی آن‌قدرها هم زبردست نیست و به‌قول خودش مرتب مرتکب «سوتی معاشرتی» می‌شود! این امر باعث شده است که جمع کل دوستان او ۴ نفر باشند و تلاش‌هایش برای یافتن شریک زندگی مرتب نقش بر آب شود. «دان تیلمن» که برای حل مشکل پیداکردن شریک زندگی مناسب، پروژهٔ همسریابی را شروع کرده، به نکته‌ای پی می‌برد و فکر می‌کند معما دیگر حل شده است، اما حل این معضل، «دان تیلمن» را با معضلات دیگری روبه‌رو می‌کند که لازم است برای حل هر کدام پروژه‌ای دیگر را کلید بزند.

نویسندهٔ این رمان، گرام سیمسیون است؛ نویسنده‌ای استرالیایی که تا پیش از آنکه در سال ۲۰۱۳ میلادی اولین رمانش را منتشر کند، در حوزهٔ اطلاعات و مدل‌سازی داده‌ها کار می‌کرد. در این سال او رمان «پروژهٔ رُزی» را نوشت که بیش از یک میلیون نسخه‌اش فروش رفت و برای سیمسیون در عالم نویسندگی شهرت جهانی به‌بار ‌آورد.

خواندن کتاب پروژه رزی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر استرالیا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب پروژه رزی

«شرابمان را در رستوران تمام نکرده بودیم. برای جبران کمبود الکل یک شات تکیلا برای خودم ریختم. تلویزیون را روشن کردم و کامپیوترم را راه انداختم و برای بار آخر کازابلانکا را زدم جلو. آن صحنه‌ای را دیدم که شخصیت همفری بوگارت از استعارهٔ نخود لوبیا استفاده می‌کند تا بی‌اهمیت بودن رابطه‌اش با شخصیت اینگرید برگمن را در یک جهان پهناور بیان کند و شرافت و منطق را بر هوس‌های احساسی و خودخواهانه‌اش مقدم شمارد. آن‌چه فیلم را این‌قدر گیرا کرده بود، سرگشتگی و تصمیم‌گیری در پی آن بود. اما تماشاچی برای چیز دیگری اشک می‌ریزد. آن‌ها عاشق هم بودند و نمی‌توانستند با هم باشند. این جمله را برای خودم تکرار کردم، به امید بروز واکنشی احساسی. چیزی برون نیامد. برایم مهم نبود. خودم به‌قدر کافی مشکل داشتم.

زنگ در به صدا در آمد، برای لحظه‌ای گفتم شاید رزی باشد، اما همین‌که آیفون تصویری را فشار دادم چهرهٔ کلودیا ظاهر شد.

کلودیا گفت: «حالت خوب است، دان؟ می‌شود بیایم بالا؟»

«خیلی دیر است.»

صدای کلودیا وحشت‌زده بود. «دان؟ چه‌کار کرده‌ای؟»

گفتم: «ساعت ۱۰:۳۱ است. برای مهمان خیلی دیر است.»

کلودیا دوباره گفت: «حالت خوب است؟»

«خوبم. تجربهٔ بسیار مفیدی بود. مهارت‌های اجتماعی تازه‌ای یاد گرفتم. و پروژهٔ همسریابی را برای همیشه فیصله دادم. مثل روز روشن است که من به درد زن‌ها نمی‌خورم.»

چهرهٔ جین هم پشت آیفون پیدا شد. «دان، می‌شود بیاییم بالا چیزی بنوشیم؟»

«فکر الکل را از سرت بیرون کن.» هنوز نصف لیوان تکیلا دستم بود. مؤدبانه داشتم دروغ می‌بافتم تا از معاشرت پرهیز کنم. آیفون را خاموش کردم.

چراغ پیغام‌گیر تلفن خانه‌ام چشمک می‌زد. والدین و برادرم بودند که برایم تبریک تولد گذاشته بودند. دو روز پیش که مادرم به عادت یکشنبه عصرش تماس گرفته بود با او حرف زده بودم. این سه‌هفتهٔ اخیر، دلم می‌خواست خبری از خودم بدهم، اما ذکری از رزی به میان نیاورده بودم. بااستفاده از دکمهٔ اسپیکرفون همه با هم آهنگ «تولدت مبارک» را برایم خوانده بودندیا دست‌کم مادرم خوانده بود و از دو عضو دیگر خانواده‌ام عاجزانه تقاضا کرده بود مشارکت کنند.

مادرم پیغام گذاشته بود: «اگر قبل از ۱۰:۳۰ برگشتی خانه، زنگ بزن،» ساعت ۱۰:۳۸ بود، اما بر آن شدم که مته به خشاش نگذارم.

مادرم گفت: «ساعت ۱۰:۳۹ است. تعجب کردم زنگ زدی.» معلوم بود که انتظار مته به خشخاش نگذاشتن از من نداشته، که البته مسبوق به سابقه است، اما به هر حال از اینکه زنگ زده بودم خشنود به‌نظر می‌رسید.

مادرم گفت: «هی. خواهر گری پارکینسون تو را در فیس‌بوک دیده است. دختر موقرمزی که باهات بود کیست؟»

«دختری که می‌دیدمش.»»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب پروژه رزی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابپروژه رزی
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهگرام سیمسیون
مترجممهدی نسرین
انتشاراتنشر مرکز
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۰/۰۳/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۴.۱۸ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۲۱۳۳۱۰۹
تعداد صفحه‌ها۳۰۴ صفحه
قیمت کتاب۱۵۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سمیه
۱۴۰۲/۱۲/۰۸

محتوای کتاب خیلی سرگرم کننده و جذابه اما جلدش یه بی سلیقگی افتضاحه حال بهم زنه اصلا همخوانی نداره با محتوای کتاب

۰
Atena MP
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۲۹

برای من کتاب جالبی بود خوندنش مثل دنبال کردن یه سریال بود کامل می‌شد تصویر سازی کرد، من حتی بازیگرای این سریال رو هم تو ذهنم انتخاب کردم و نقش اول قطعا بندیکت کامبربچ هست😁

۰
پریسا همانی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۰

کتاب جذاب و گیرا بود متن کتاب روان هست و انتخاب جلد کتاب یک بی سلیقگی کم سابقه.داستان ته مایه طنز هم دارد اسپویل🧨 داستان در مورد مردی ۴۰ ساله است که هنوز مجرد است و به اقتضای شغلش می‌خواهد از...بیشتر

۰
Monaaa♡
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۱/۱۷

دان تیلمن ، پروفسور ژنتیکی که بیشتر زندگیشو با قواعد خشک علمی و به دور از روابط اجتماعی منعطف زندگی کرده ، به مرور به دام عشق رُزی میوفته ... قدرت عشق بی‌نهایت زیباست ، وقتی تورو به شخص بهتری تبدیل...بیشتر

۰
Jila
۱۴۰۳/۱۱/۲۰

دوست داشتنی جذاب خیلی خیلی جل‌الخالق به قول شخصیت داستان بخونید عشق کنید..

۰
hoda.family
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۲

عشق، منطق نمیشناسه واقعا. داستان قشنگی بود، دوستش داشتم

۰
mhshid
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۷

این کتاب خط داستانی جالبی ولی نتونستم خیلی باهاش ارتباط بگیرم البته که تا آخرش خوندم ولی واقعا اونقدر نتونست منو جذب کنه اصلا با کلمات و زبان داتشان ارتباط نگرفتم و واقعا بعضی قستماش رو نمیفهمیدم نمیدونم بخاطر مترجم...بیشتر

۰
شازده 🪐
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

خوب بود ولی خیلی یهویی تموم شد!

۰
احسان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۵

کتاب فوق العاده ای بود. نمیدونم دو یا سه روز طول کشید اما جذابیت شخصیت اصلی داستان، روند پر اتفاق و غیر کسل کننده ی داستان و نزدیکی داستان یه دنیای واقعی منو مجذوب کرد. یک داستان عاشقانه که جزئیات...بیشتر

۰
sibsabz88
۱۴۰۴/۱۰/۰۱

کتابیه که دلم میخواست یکدفعه تا آخرش بخونم! دان رو دوست داشتم و باهاش همراه شدم که بیشتر و بیشتر دنیاشو بهم نشون بده…

۰
monir
۱۴۰۳/۱۱/۱۴

اصلا دوستش نداشتم. البته از ناشر دیگه ای کتاب رو خوندم که ترجمه افتضاح واقعی بود ولی در مجموع داستان مورد پسند من نبود

۰

بریده‌هایی از کتاب

پریسا همانی
۵
پیش‌فرضم این است که آدم‌ها صادقند.
پریسا همانی
۴
هر تصمیمی بهتر از زمین‌گیر شدن در تلهٔ افسردگی بود.
شراره
۱
«اگر واقعاً عاشق کسی هستی، باید حاضر باشی او را همان‌جور که هست بپذیری. می‌توان امیدوار بود که او هم روزی از خواب غفلت بیدار شود و بنا به دلایل خودش تغییر کند.»