معرفی و دانلود کتاب بلندی های بادگیر + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب بلندی های بادگیر

کتاب بلندی های بادگیر

عاشقانه‌های کلاسیک

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۳۲ امتیاز)
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بلندی های بادگیر

کتاب بلندی های بادگیر نوشتهٔ امیلی برونته است و با ترجمهٔ نوشین ابراهیمی در نشر افق منتشر شده است. این کتاب یکی از آثار مجموعه عاشقانه‌های کلاسیک است که برای نوجوانان منتشر شده است. 

درباره کتاب بلندی های بادگیر

این کتاب داستان زندگی و عشق پسر و بی‌سرپناهی به نام هیت کلیف است که آقای ارنشاو او را به سرپرستی گرفته است. او و دختر آقای ارنشاو، کاترین، رابطه‌ٔ صمیمی و عاطفی عمیقی برقرار می‌کنند؛ اما این عشق قرار نیست عاقبت خوبی داشته باشد و انتقام را به همراه دارد.  

موفقیت این رمان تا اندازه‌ای به‌خاطر ابهام و پیچیدگی آن است. برونته شخصیت‌های داستانش را نقد نمی‌کند و قضاوت دربارهٔ خوبی و بدی آن‌ها را بر عهده خواننده می‌گذارد. این خصوصیت باعث شده هر نسل از خوانندگان نظر متفاوتی نسبت به اثر داشته باشد. بدون شک موضوع داستان نیز جذاب و گیراست. نویسنده رابطه پرشور و ویرانگر دو خانواده را به‌خوبی تعریف می‌کند و به منظره بکر خلنگ‌زار مانند یکی از شخصیت‌های داستان جان می‌بخشد. چهارچوب، محل وقوع و عشق آتشین قهرمانان داستان آن را به اثری با قابلیت‌های سینمایی تبدیل کرده که بارها از آن فیلم ساخته‌اند.

خواندن کتاب بلندی های بادگیر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام نوجوانان پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره‌ امیلی برونته

امیلی برونته در سال ۱۸۱۸ در ثورتن یورک‌شر انگلستان متولد شد. او و خواهرانش شارلوت برونته و آن برونته، فرزندان پاتریک برونته بودند که به عنوان پیشوای روحانی در منطقه فعالیت و خدمت می‌کرد. امیلی برونته کتاب مشهورش، بلند‌ی‌های بادگیر با استفاده از تجربیات خودش و افزودن چاشنی تخیل و هنر نویسندگی در سال ۱۸۴۷ منتشر ساخت. ویژگی متمایزکننده این رمان در زمان انتشارش لحن شاعرانه و دراماتیک بیان آن، عدم توضیح از نویسنده و ساختار غیرمعمولش بود. امیلی برونته در ۱۹ دسامبر ۱۸۴۸، یک سال پس از انتشار کتابش و در سن ۳۰سالگی به دلیل ابتلا به بیماری سل از دنیا رفت.

بخشی از کتاب بلندی های بادگیر

جوزف، سن و سال زیادی داشت؛ حتی شاید سالخورده بود، با این‌حال قبراق و قوی به‌نظر می‌آمد. اسبم را تحویل گرفت و با دلخوری غرغر کرد: «خدا به دادمان برسد!» چنان با ترشرویی نگاهم کرد که با خوش‌خیالی گمان کردم برای هضم غذایش احتیاج به یاری خداوند دارد و دعای کوتاهش ربطی به ورود ناگهانی من ندارد.

محل زندگی آقای هیت‌کلیف، وودرینگ هایتز نام دارد. به زبان مردم این منطقه، «وودرینگ» توصیف‌کننده‌ی مکانی است که در آب و هوای ناآرام در معرض بادهای شدید قرار می‌گیرد. واقعا هم این بالا هوا همیشه تمیز است و باد می‌وزد: کاج‌های انتهای محوطه کمر خم کرده و خاربن‌های زشت و نزارش طوری به یک‌سو خمیده‌اند، که انگار از خورشید تقاضای لطف و خیر دارند. با دیدن این منظره خیلی راحت می‌شود قدرت باد شمالی را حدس زد. خوشبختانه سازنده ساختمان دوراندیشی کرده و آن را محکم ساخته است. پنجره‌های باریک داخل دیوارها قرار دارند و سنگ‌های برآمده بزرگ، کناره‌های ساختمان را در برابر باد محافظت می‌‌کنند.

قبل از ورود، مکثی کردم تا از تماشای سنگبری‌های گروتسک سردر ساختمان لذت ببرم. بالای در اصلی، میان گستره‌ی نقش‌های فروریخته‌ی گریفین‌ها و پسربچه‌های برهنه، تاریخ ۱۵۰۰ و اسم هیرتن ارنشاو را تشخیص دادم. دلم می‌خواست از صاحب بدخلق ساختمان تاریخچه‌ی آن را بپرسم و از چگونگی ساختش باخبر شوم، اما میزبانم طوری در آستانه‌ی در ایستاده بود که انگار منتظر بود یا وارد شوم و یا به خانه‌ام برگردم. من هم که نمی‌خواستم پیش از دیدن داخل خانه کاسه‌ی صبرش را لبریز کنم از مطرح کردن این موضوع گذشتم.

معرفی این کتاب در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بلندی های بادگیر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بلندی های بادگیر
عنوان دیگر:عاشقانه‌های کلاسیک
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:امیلی برونته
مترجم:نوشین ابراهیمی
انتشارات:نشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۱/۰۲/۰۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۸۵ مگابایت
شابک:۹۷۸۹۶۴۳۶۹۸۵۰۸
تعداد صفحه‌ها:۶۰۰ صفحه
قیمت کتاب:۲۳۴۰۰۰ تومان
برچسب:مجموعه عاشقانه‌های کلاسیک

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

بوته‌سبزریحان🌱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۲

این کتاب در اوایل خوندنش جوری بود که برام خسته کننده بود و به دلیل تعداد زیاد شخصیت ها و تنوع و پیچیدگی فضاها باعث سردرگمی و خستگی میشد ، اما هرچه که جلوتر بریم جذابیت های داستان خودشونو نشون میدن...بیشتر

۱
negrary
۱۴۰۱/۰۸/۲۱

اوایلش شاید ارتباط برقرار نکنید با داستان یا اینکه حوصلتون سر بره ولی گول اولشو نخورین🥹 قراره کلی از این کتاب لذت ببرین

۱
.Keyta.
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۱۵

درکل داستان جالبی داشت. همش کنجکاو میشدم که: وای.. قراره بعدش چی بشه؟ پیشنهادش میکنم^^

۲
:)
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۹

کتاب زیبایی بود... هرچند که گهگاهی غم در اون موج میزد اما داستان جذابی داشت :)

۰
کاربر ۴۴۰۱۴۰۴
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۵

من این کتابو به اندازه ی جین ایر دوست ندارم ولی قشنگه 👌🏻

۰
majedeh
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۶

اگه به جلد کتاب توجه کنید نوشته عاشقانه های کلاسیک درحالی که برعکس ، کاملاً درباره ی نفرت هست . هیت کلیف که شخصیت اصلی داستان هست یک فرد کینه جو و بی رحمه که حتی به پسرش هم رحم...بیشتر

۰
zahra
۱۴۰۱/۱۰/۰۶

داستان تلخی داره. اصلا به قشنگی جین ایر نیست. همش خشم و نفرت و انتقام. تا نصفه بیشتر نخوندم.

۰
Nazgol
۱۴۰۲/۰۵/۲۰

واقعا کتاب قشنگیه.شاید اولش حوصلتون سر بره ولی اگه ادامش بدین خیلی جذاب میشه.حتما پیشنهادش میکنم✨

۰
Maria barati
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۲/۰۸

قشنگ ترین رمانی که بعد از هشت گانه آنشرلی خوندم همین بود😍😍😍

۲
mahdi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۲۱

کتاب عالیه دارای یک داستان پرکشش و جذاب.

۰
الهام بانوو
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۰/۰۵

علاقه آدمها در خوانش باهم متفاوته،من تعریف این کتابو اینکه خیللللی شاهکاره زیاد شنیدم،ولی نظرم چنین نیس،نویسنده هروقت دلش خواسته یه شخصیتو خوب نشون داده وهر وقت دلش خواسته بد،هیت کلیف اولش فرشته ست ، عشق طرفه اما بعد...هیرتن و...بیشتر

۰
Fatemeh Abdi ☁️
مطمئن نیستم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۱

چند وقت پیش یکی از دوستانم یه تیکه از کتاب رو برام فرستاد با این مضمون:« او هیچ وقت نمی‌فهمید دوستش داشته‌ام! نه به خاطر اینکه خوش قیافه هست یا نیست، موضوع اصلاً این چیزها نیست، به خاطر این است...بیشتر

۰
اسما
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

بلندی های بادگیر عزیرم؛ اولین کتابی که از عاشقانه های کلاسیک مطالعه کردم،این کتاب شمارا از زمان حال جدا می‌کند و با خود میبرد،شما همراه با تمام شخصیت های داستان زندگی می‌کنید. کتاب در ابتدا به کندی پیش می‌رود و ممکن است...بیشتر

۰
saleh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۱

چقدر این کتاب زیبا بود... با اینکه شخصیت ها غرق در خودخواهی و تکبر بودند و کتاب پر از رنج و غم بود اما اینها همه به آدم می آموخت که زیست نیکو چگونه باید باشد و می آموخت که...بیشتر

۰
در جست و جوی او
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۵/۰۳

من این کتاب را بسیار دوست داشتم و زندگی اش کردم شاید ابتدای داستان چندان جذاب نباشد اما آخر داستان شما متعجب می شوید من فضای داستان را پسندیدم باید صد الی دویست صفحه بگذرد که با داستان ارتباط بگیرید...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

فاط
۵۲
زمین زیر پایش و هوایی را که تنفس می‌کند دوست دارم. هرچیزی را که لمس می‌کند و هر کلمه‌ای را که به زبان می‌آورد دوست دارم. نگاه‌ها و حرکاتش را دوست دارم. تمام وجودش را همان‌طور که هست دوست دارم. خب، بس نیست؟
.Keyta.
۲۶
رنجی که از حضورش در این خانه می‌برم بسیار بیش‌تر از لذتی است که از آزارش نصیبم می‌شود!»
hoshi
۲۲
تا وقتی به من توجه نداشت او را چون الهه‌ای واقعی می‌دیدم. گرچه هرگز عشقم را به زبان نیاوردم؛ اما اگر نگاه‌ها زبان داشتند، احمق‌ترین افراد هم متوجه عشق آتشینم نسبت به آن دختر می‌شدند.
زهرا !)
۱۴
چون در نظر من همه‌چیز به کتی ربط دارد. مگر چیزی هست که مرا یاد او نیندازد؟ هروقت به کف این اتاق نگاه می‌کنم، چهره‌اش روی سنگ‌ها نقش بسته! هر ابری، هر درختی، هر چیزی که در طول شب و روز می‌بینم مرا یاد او می‌اندازد. هر جا که می‌روم خیالش محاصره‌ام می‌کند! عادی‌ترین چهره‌ها، چه زن و چه مرد، حتی قیافهٔ خودم مرا یاد او می‌اندازد. انگار همهٔ آدم‌ها شبیه کتی عزیزم هستند.
Armita
۱۴
آدم‌های مغرور برای خودشان ناراحتی درست می‌کنند.
Aisa
۱۲
چه کسی دوست دارد زنده بماند در حالی‌که روحش دفن شده است؟
Aisa
۱۱
علاقهٔ من به او به‌خاطر قیافه‌اش نیست، به‌خاطر این است که از خودم به من نزدیک‌تر است. روح و جان من و هیت‌کلیف از هرچه که ساخته شده باشد، شبیه هم است
رزمینا
۱۰
خیانت و خشونت مثل نیزهٔ دو سر است. بیش از آن‌که به دشمن آسیب بزند، خودت را نابود می‌کند.»
زهرا !)
۹
نمی‌توان اسیران خاک را سرگردان تصور کرد، در حالی‌که آن‌ها زیر این زمین خاموش آسوده آرمیده‌اند.
Aisa
۸
اگر بیایی نگه‌ات می‌دارم و نمی‌گذارم بروی. من تنها در آن قبرستان نمی‌خوابم! می‌توانند مرا دفن کنند و سه چهار متر خاک رویم بریزند، حتی می‌توانند ساختمان کلیسا را روی قبرم ویران کنند، اما تا تو پیشم نیایی، راحت نمی‌شوم... بدون تو هرگز به آرامش نمی‌رسم!