
کتاب بلندیهای بادگیر
معرفی کتاب بلندیهای بادگیر
«بلندیهای بادگیر» اولین و آخرین رمان امیلی برونته است که هرچند در زمان انتشارش از آن استقبال چندانی نشد؛ اما بعدها ظرافت، زیباییها و توصیفات فوقالعادهی این اثر توجه همگان را به خود جلب کرد و به مرور زمان این کتاب یکی از شاهکارهای بینظیر ادبیات کلاسیک شد. داستان از آنجایی آغاز میشود که آقای لاکوود عمارت تراشکراس گرینج را اجاره میکند تا یک سالی را به دور از هیاهوی شهری سپری کند. اما وقتی برای ملاقات صاحبخانهاش، آقای هیثکلیف، به عمارت واترینگ هایتز میرود، زندگی این مرد مرموز و عبوس و دیگر اهالی کجخلق آن خانه برایش جذاب میشود و در پی حوادثی که آنجا برایش اتفاق میافتد، بعد از بازگشت به خانه از خدمتکار خود، نلی دین، تقاضا میکند سرگذشت هیثکلیف و دیگر افراد ساکن در واترینگ هایتز را برایش شرح دهد. داستان دو راوی دارد، آقای لاکوود و نلی دین. شخصیتها و فضای داستان امیلی برونته الهام گرفته از زندگی شخصی او و اعضای خانوادهاش است. امیلی که هیچگاه پرسهزنیهای ایام کودکیاش را در خلنگزارهای اطراف خانهاش از یاد نبرده بود، به وفور از این فضا در داستانش استفاده کرد.

نظرات کاربران
گفتم: " پسرم، اگر سیاهِ سیاه هم بودی دل پاک بالاتر از قیافه ی قشنگ بود. دل اگر پاک نباشد، قشنگ ترین قیافه ها هم زشت به نظر می رسند. بلندی های بادگیر / امیلی برونته من با ترجمه ی رضا
بلندی های بادگیر داستان عشقی نافرجام و البته متفاوت با همه داستان های رمانتیک هست که تا بحال خوندین . داستان از جایی شروع میشه که یک تاجر بنام آقای ارنشاو به یک سفر میره و در طول سفر پسر بچه
برای کسانیکه نکات ریز و جزییات یک داستان براشون جالب و به نوعی توی کتاب غرق میشن این کتاب به این سبک هست به نوعی قلم این نویسنده خیلی نزدیک به قلم چخوف هست.
کتاب رو به صورت فیزیکی داشتم و نسخه الکترونیک رو تهیه کردم برای زمان هایی که خود کتاب رو نمیتونم بخونم . با تشکر از ناشر به شکل روانی نوشته شده بود . از زیبایی کتاب هم که هر چقدر گفته بشه
هزاربار هم بهونم بازم برام جذابه و تکراری نمیشه
زیبا بود
این کتاب را در 14 سالگی با همین ترجمه خواندم. برای آشنایی نوجوان ها با ادبیات کلاسیک و شروع کتابخوانی پیشنهاد می کنم وگرنه برای دیگران کتاب های مهم تر و بهتری برای خواندن هست که مقدم اند.