
کتاب جام زرین
معرفی کتاب جام زرین
کتاب جام زرین نوشتهی جان استاین بک با ترجمهی ثمین نبیپور، روایتی داستانی از زندگی سرهنری مورگان، دزد دریایی مشهور، است که با ارجاعهایی به تاریخ و افسانههای ولز و کارائیب، تصویری چندوجهی از شخصیت و دوران او ارائه میدهد. این اثر که در مجموعه ادبیات امروز و مجموعه میراث استاینبک توسط نشر افق منتشر شده، با نگاهی روایی و گاه شاعرانه، به ریشههای خانوادگی، کشمکشهای درونی و انگیزههای سفر و ماجراجویی شخصیت اصلی میپردازد. استاین بک در این کتاب، علاوهبر بازآفرینی فضای تاریخی و اجتماعی قرون گذشته، به دغدغههای انسانی و جهانی چون میل به رهایی، جستوجوی هویت و تقابل سنت و نوگرایی توجه نشان داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جام زرین
کتاب جام زرین اثر جان استاین بک، داستانی است که با محوریت زندگی سرهنری مورگان، دزد دریایی ولزی، شکل گرفته و در بستری تاریخی و اسطورهای روایت میشود. استاین بک با بهرهگیری از عناصر فولکلور ولز، افسانههای محلی و ارجاع به تاریخ بریتانیا و کارائیب، فضایی چندلایه و پرجزئیات خلق کرده است. روایت کتاب از خانهای روستایی در ولز آغاز میشود و با معرفی اعضای خانواده مورگان، بهویژه هنری جوان، به تدریج زمینههای روانی و اجتماعی مهاجرت و ماجراجویی را میکاود. ساختار کتاب به گونهای است که ابتدا با توصیف زندگی روزمره، روابط خانوادگی و کشمکشهای درونی شخصیتها، خواننده را با فضای ذهنی و عاطفی آنان آشنا میکند و سپس با ورود شخصیتهایی چون دافید و مرلین، افقهای تازهای از تجربه و رؤیا را پیش روی هنری میگشاید. در ادامه، کتاب با عبور از فضای روستایی به شهر و سپس به بندر و کشتی، مسیر سفر و دگرگونی شخصیت اصلی را دنبال میکند. استاین بک در این اثر، علاوهبر روایت ماجراهای تاریخی، به لایههای روانشناختی و فلسفی شخصیتها نیز توجه داشته و دغدغههایی چون هویت، تعلق، رؤیا و واقعیت را در بستر داستانی پرکشش به تصویر کشیده است.
خلاصه داستان جام زرین
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان جام زرین با توصیف زمستانی سرد و خاکستری در ولز آغاز میشود؛ جایی که خانواده مورگان در خانهای سنگی و قدیمی زندگی میکنند. هنری جوان، پسر خانواده، درگیر حسرتها و آرزوهایی است که او را از زندگی روزمره و تکراری روستا جدا میکند. ورود دافید، دریانوردی که سالها پیش خانه را ترک کرده، با روایتهایی از کارائیب و ماجراهای دریایی، اشتیاق هنری به سفر و کشف جهان را شعلهورتر میکند. کشمکش میان میل به رفتن و وابستگی به خانواده، در گفتوگوهای هنری با پدر، مادر و مادربزرگش بازتاب مییابد. پدر با درک رؤیاهای پسر، او را به دیدار مرلین، پیرمردی افسانهای و خردمند، میفرستد تا شاید سخنان او هنری را از رفتن بازدارد یا دستکم به او بینشی تازه ببخشد. مرلین اما با روایتهایی از گذشته و افسانههای بومی، هنری را به تأمل درباره هویت و سرزمینش دعوت میکند، اما میل به سفر در هنری چنان نیرومند است که تصمیم به ترک خانه میگیرد. پس از خداحافظی تلخ و پرتنش با خانواده، هنری راهی کاردیف میشود تا از آنجا به کارائیب برود. روایت با عبور هنری از روستاها، مواجهه با شهر و بارانداز، و آشنایی با ملوانان و جاشوها ادامه مییابد و زمینه را برای ورود او به دنیای جدید و ناشناخته فراهم میکند. در کنار روایت زندگی هنری، کتاب به تاریخ استعمار، مهاجرت و شکلگیری مستعمرات بریتانیا در کارائیب نیز میپردازد و تصویری از جهان پرتلاطم قرون گذشته ارائه میدهد.
چرا باید کتاب جام زرین را بخوانیم؟
جام زرین با ترکیب روایت داستانی و ارجاعهای تاریخی، تجربهای متفاوت از زندگی و ماجراجویی را پیش روی خواننده میگذارد. استاین بک در این اثر، نهتنها به ماجراهای پرهیجان دزدان دریایی و سفرهای دوردست میپردازد، بلکه لایههایی از دغدغههای انسانی چون جستوجوی هویت، کشمکش میان تعلق و رهایی، و مواجهه با رؤیا و واقعیت را نیز برجسته میکند. زبان توصیفی و فضاسازی دقیق، امکان همذاتپنداری با شخصیتها و لمس فضای تاریخی و اسطورهای را فراهم آورده است. خواندن این کتاب فرصتی است برای تجربهی سفر از دل روستاهای ولز تا سواحل کارائیب و آشنایی با پیچیدگیهای روانی و اجتماعی شخصیتهایی که میان گذشته و آینده، سنت و تغییر، در نوساناند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به داستانهای تاریخی، دوستداران روایتهای ماجراجویانه و کسانی که دغدغه هویت، مهاجرت و کشف جهانهای تازه را دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به ادبیات کلاسیک و آثار جان استاین بک علاقه دارند، این کتاب تجربهای متفاوت ارائه میدهد.
بخشی از کتاب جام زرین
«تمام بعدازظهر، باد در دل میانکوههای سیاه ولزی سرند میکرد و زاریکنان از سُریدن زمستان از قطب شمال و رسیدنش به جهان خبر میداد و از سمت رودخانه صدای نالهٔ خفیف یخ شنیده میشد. روزی غمبار بود، روز بلوا و آشوبی خاکستری، روز ناخشنودی. هوا بهآهستگی جابهجا میشد، انگار برای از دست رفتن شادمانی مرثیهای نرم و لطیف سر داده بود. اما در دشتها اسبهای بزرگ کاری با نگرانی سُم بر زمین میکوفتند و در سراسر زمینهای روستایی پرندگان کوچک قهوهایرنگ، در دستههای چهار و پنجتایی، آوازخوانْ از این درخت به آن درخت میپریدند و همرزمانشان را برای سفر به جنوب فرامیخواندند. چند بز بهتقلا تا بالای کوههایی تکافتاده پیش میرفتند و با چشمان کهرباییشان به انتهای راه خیره بودند و آسمان را بو میکشیدند. بعدازظهر بهکُندی سپری شد و شبهنگام، مثل مراسم عزا، فرارسید. بر پاشنههای شب بادی هیجانزده وزیدن گرفت، علفهای خشک را به خشخش انداخت و شیونکنان از بالای دشتها گریخت و رفت. شب مثل خرقهای سیاه دامن گستراند و انقلاب زمستانی، و در زمانهٔ مقدس تولد مسیح، پیک پیامآور خود را رهسپار ولز کرد. کنار جادهٔ اصلی، که دورتادور دره میپیچید، میان شکافی که تا بالای تپهها میرسید، خانهٔ دهقانیِ فرسودهٔ سنگی با بامی گالیپوش، آنگونه تکافتاده در جهان پیرامون خود، قد علم کرده بود. مورگانهایی که خانه را ساخته بودند به نبرد زمانه رفته و کمابیش پیروز بازگشته بودند.»
حجم
۲۵۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه
حجم
۲۵۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۰۴ صفحه