
کتاب دلهره
معرفی کتاب دلهره
کتاب دلهره (The Premonition) نوشته بنانا یوشیموتو، ترجمه مهدی غبرایی، ویراسته حسین صوفیان و ثمین نبی پور و رمانی است که نشر افق چاپ دوم و سوم آن را در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. این رمان از ژاپن با محوریت زندگی یایویی، دختر ۱۹سالهای که در خانوادهای بهظاهر شاد و متوسط زندگی میکند، روایت میشود. پشت این ظاهر آرام، فقدان خاطرات کودکی و حس دلهرهای عمیق، او را به جستوجوی گذشته و هویت واقعیاش میکشاند. حضور خالهی نامتعارف او (یوکینو) که تنها زندگی میکند، نقطهی عطفی در زندگی یایویی میشود و او را به سفری درونی و بیرونی برای کشف رازهای پنهان خانواده و خود سوق میدهد. رمان حاضر با نگاهی دقیق به روابط خانوادگی، خاطرات فراموششده و تجربههای فراطبیعی، فضایی پر از رمزوراز و احساسات متناقض خلق کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دلهره اثر بنانا یوشیموتو
کتاب دلهره به قلم بنانا یوشیموتو، رمانی معاصر با لایههایی از رمزوراز و جستوجوی هویت است که از زبان یایویی، دختری ۱۹ساله، روایت میشود. این رمان در بستری از زندگی روزمرهی یک خانوادهی ژاپنیِ طبقهی متوسط شکل میگیرد و با ظرافت به پیچیدگیهای روابط خانوادگی، خاطرات گمشده و تأثیر گذشته بر حال میپردازد. یایویی که هیچ خاطرهای از کودکی خود ندارد، با حس دلهره و نشانههایی از شهود و رؤیاهای عجیب، بهتدریج به کشف رازهایی دربارهی خانواده و هویت خود نزدیک میشود. شخصیت خاله یوکینو، زنی مستقل و متفاوت، نقشی کلیدی در این مسیر دارد. حضور او باعث میشود یایویی خانه را ترک و بهسوی کشف حقیقت حرکت کند. این کتاب با زاویهدید اولشخص و با بازگویی خاطرات و احساسات یایویی نوشته شده است. نویسنده با توصیفهای دقیق فضاها، روابط و جزئیات زندگی روزمره، فضایی ملموس و درعینحال رازآلود آفریده است. بنانا یوشیموتو در این رمان با بهرهگیری از عناصر فراطبیعی و روانشناختی، تصویری از بلوغ فکری و عاطفی شخصیت اصلی ارائه داده است که در نهایت به نوعی تزکیه و پذیرش خود منتهی میشود.
خلاصه داستان دلهره
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
یایویی، دختری ۱۹ساله است که در خانوادهای بهظاهر شاد و بیدغدغه زندگی میکند، اما هیچ خاطرهای از کودکی خود ندارد. او با پدر، مادر و برادر کوچکترش روزگار میگذراند. همهچیز در ظاهر عادی و خوشایند است. اما حس گمگشتگی و دلهرهای مبهم، یایویی را به جستوجوی گذشته و هویت واقعیاش سوق میدهد. نقطهی عطف رمان، رابطهی او با خاله یوکینو است؛ زنی ۳۱ساله، معلم موسیقی و مستقل که زندگی متفاوتی دارد. یایویی پس از مدتی کشمکش درونی، خانه را ترک میکند و به خانهی خالهاش پناه میبرد. این تصمیم آغاز سفری است برای کنار هم چیدن تکههای فراموششدهی گذشته. در این مسیر رؤیاها، شهود و خاطرات پراکنده بهتدریج به هم متصل میشوند و رازهای خانوادگی آشکار میگردد. یایویی درمییابد که او و خالهاش در واقع خواهرند و والدین واقعیشان را در کودکی از دست دادهاند. این کشف نهتنها هویت او را بازتعریف میکند، بلکه رابطهاش با اعضای خانوادهی فعلی و گذشته را نیز دگرگون میسازد. رمان با تأکید بر پذیرش فقدان، پیوندهای عاطفی و معنای خانواده، به بلوغ فکری و احساسی یایویی منتهی میشود.
چرا باید کتاب دلهره را بخوانیم؟
رمان دلهره تجربهی مواجهه با گذشته، هویت و روابط خانوادگی را بهشکلی ملموس و تأثیرگذار به تصویر کشیده است. این رمان با پرداختن به احساسات پیچیده، خاطرات گمشده و جستوجوی حقیقت، فرصتی برای تأمل دربارهی معنای خانواده، فقدان و رشد شخصی فراهم میکند. حضور عناصر فراطبیعی و شهود در کنار واقعیتهای روزمره، فضایی خاص و متفاوت ایجاد کرده است که خواننده را به درک عمیقتری از روان شخصیتها و دنیای درونی آنها میرساند. همچنین شخصیتپردازی و فضاسازی اثر، امکان همذاتپنداری با دغدغهها و دلهرههای یایویی را فراهم میکند و تجربهای احساسی و تفکربرانگیز رقم میزند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای قرن ۲۰ ژاپن که به جستوجوی هویت و روابط پیچیده پرداختهاند و نیز به روایتهایی با لایههای روانشناختی و رمزآلود علاقه دارند. همچنین رمان حاضر میتواند برای افرادی که دغدغهی پذیرش فقدان، خاطرات گمشده یا بلوغ عاطفی دارند، الهامبخش باشد.
درباره بنانا یوشیموتو
بنانا یوشیموتو (Banana Yoshimoto) با نام اصلی ماهوکو یوشیموتو در ۲۴ جولای ۱۹۶۴ در توکیو و خانوادهای فرهنگی و پیشرو دیده به جهان گشود. او یکی از برجستهترین و پرفروشترین نویسندگان معاصر ژاپن بوده است که با سبک ساده، صمیمی و عمیق خود، جایگاهی ویژه در ادبیات جهان کسب کرده است. این نویسنده در رشتهی ادبیات از دانشکدهی هنر دانشگاه نیهون فارغالتحصیل شد و فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۹۸۷، درحالیکه بهعنوان پیشخدمت در رستوران یک کلوپ گلف کار میکرد، آغازید. او نام مستعار بنانا را بهدلیل علاقهی شخصیاش به گلهای درخت موز و همچنین به این دلیل که نامی بامزه و بدون تفکیک جنسیتی است، برای خود برگزید. نخستین اثر جدی این نویسنده رمان بلند آشپزخانه (Kitchen) بود که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. آشپزخانه بهطور انفجاری به موفقیت دست یافت و تنها در ژاپن بیش از ۶۰ بار تجدید چاپ شد و جوایز معتبری دریافت کرد. داستان بلند «سایهی مهتاب» اثر دیگری به قلم بنانا یوشیموتو است که در بیشتر نسخههای کتاب آشپزخانه، ضمیمه شده و شهرت او را به اروپا و آمریکا رسانده است.
کارنامهی ادبی بنانا یوشیموتو شامل بیش از ده رمان و چندین مجموعهمقاله (ازجمله پودینگ آناناس و ترانهای از بنانا) بوده است. از دیگر آثار شاخص او میتوان به رمانهای «خداحافظ تسوگومی»، «جانسخت و کمشانس»، «دریاچه»، «ان. پی»، «خفته»، «مارمولک»، «دلهره» و «آرمیتا» اشاره کرد. این نویسنده در آثارش به بررسی روابط انسانی، قدرت خانه و خانواده و تأثیر فقدان بر روح بشر میپردازد. او تمهای اصلی نوشتههایش را خستگی و فرسودگی نسل جوان در ژاپن معاصر و تأثیر تجربیات تلخ در شکلدهی به زندگی افراد معرفی کرده است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
بنانا یوشیموتو در سال ۱۹۸۷ برای کتاب «آشپزخانه» برندهی جایزهی نویسندگان نوظهور کایئن شد. او در سال ۱۹۸۸ شانزدهمین جایزهی ادبی ایزومی کیوکا را برای داستان بلند «سایهی مهتاب» دریافت کرد. سال بعد هم موفق به کسب دو افتخار دیگر شد؛ جایزهی ۳۹ هنرآموزیِ وزیر آموزش برای هنرمندان نوپا (برای سال مالی ۱۹۸۸) بابت کتابهای «آشپزخانه» و «حباب/ پناهگاه» و دومین جایزهی یاماموتو شوگورو برای کتاب «خداحافظ تسوگومی». او در سال ۱۹۹۵ پنجمین جایزهی موراساکی شیکیبو را برای کتاب «آرمیتا» که اولین رمان بلندش بود، از آن خود کرد. همچنین این نویسنده در سال ۲۰۰۰ دهمین جایزهی ادبی بونکامورا دو مگو را برای کتاب «فورین تو نامبی» (مجموعه داستانی که در آمریکای جنوبی روایت میشود) دریافت کرد. بنانا یوشیموتو در خارج از ژاپن نیز در کشور ایتالیا جوایزی را کسب کرده است؛ جایزهی ادبی اسکانو در سال ۱۹۹۳، جایزهی ادبی فندیسیمه در سال ۱۹۹۶، جایزهی ادبی ماسکرا دارجنتو در سال ۱۹۹۹ و جایزهی کاپری در سال ۲۰۱۱. رمان «دریاچه» نوشتهی بنانا یوشیموتو در لیست نامزدهای اولیهی جایزهی ادبی من بوکر آسیا در سال ۲۰۱۱ قرار گرفت.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
ونیتی فِر (Vanity Fair): رمانهای بنانا یوشیموتو مانند جعبههای جواهر هستند.
دیلی میل (Daily Mail): رمان دلهره صیقلخورده، موجز و از نظر عاطفیْ غنی است.
نقد کتاب نیویورک تایمز (The New York Times Book Review): بنانا یوشیموتو بهشکلی زیبا علیه سنتها و قراردادها طغیان میکند.
jacquiwine.wordpress.com: رمان دلهره (The Premonition) که در سال ۱۹۸۸ و همزمان با کتاب مشهور «آشپزخانه» از بنانا یوشیموتو منتشر شد، روایتی است اثیری، رؤیاگونه و لبریز از نوستالژی که بهشکلی ظریف به موضوعاتی همچون هویت، حافظه و پیوندهای پیچیدهی خانوادگی میپردازد. این کتاب داستانی است دربارهی اینکه چگونه تجربههای دردناک گذشته، شخصیت حال حاضر ما را شکل میدهد و چرا برای حرکت بهسوی آینده، ناگزیر به بازخوانیِ دلهرههای مدفون در اعماق خاطراتمان هستیم.
درباره مهدی غبرایی
مهدی غبرایی، مترجم نامدار معاصر ایران، در دومین روز از مرداد ۱۳۲۴ در شهر لنگرود متولد شد. این چهرهی ادبی که در خانوادهای اهل فرهنگ و در کنار برادران مترجمش، فرهاد و هادی غبرایی، پرورش یافته، دوران مدرسهی خود را در گیلان سپری کرد. در سال ۱۳۴۷ در رشتهی علوم سیاسی از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و از آغاز دههی ۱۳۶۰، مسیر حرفهای خود را در حوزهی ترجمهی آثار ادبی بهطور جدی پی گرفت. یکی از چالشبرانگیزترین اقدامات او در این عرصه، ترجمهی مجدد رمانهای «خاکستر و خاک» و «هزارخانهی خواب و اختناق» به قلم عتیق رحیمی از متن انگلیسی بود. با وجود اینکه این آثار در اصل به زبان فارسی دری نگاشته شده و پیشتر در ایران و فرانسه به چاپ رسیده بود، مهدی غبرایی دشواریِ درک اصطلاحات دری برای خوانندگان ایرانی را دلیل این بازگردانی دانست. این رویکرد با واکنش تند مدیریت انتشارات خاوران مواجه شد؛ تاجاییکه او تهدید کرد اگر این ترجمهها از بازار جمعآوری نشوند، نسخههای اصلی کتاب را بهرایگان در فضای مجازی در دسترس همگان قرار خواهد داد.
کارنامهی هنری مهدی غبرایی با برگرداندن آثار نویسندگان بزرگی گره خورده است. او رمانهای محبوب هاروکی موراکامی نظیر «کافکا در کرانه»، «چوب نروژی»، «سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا» و مجموعهی «چاقوی شکاری» را به فارسی برگردانده است. همچنین برگردان رمانهای پرفروش خالد حسینی، یعنی «بادبادکباز»، «هزار خورشید تابان» و «ندای کوهستان» و اثر مشهور ژوزه ساراماگو، «کوری»، در شمار فعالیتهای اوست. مهدی غبرایی شاهکارهای کلاسیکی همچون «بلندیهای بادگیر» اثر امیلی برونته و «الیور توئیست» نوشتهی چارلز دیکنز را نیز به فارسی ترجمه کرده است. فهرست طولانیِ ترجمههای او، طیف وسیعی از نویسندگان جهانی ازجمله ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف، کازئو ایشیگورو، جک لندن، دوریس لسینگ، ر.ک. نارایان و و.اس. نایپل را در بر گرفته است.
بخشی از کتاب دلهره
«مست به تختخواب رفتم، بنابراین خوابم بهطرزی غیرمعمول سبک و بیرؤیا بود. اما چون از اضطراب ندانستن خلاص شده بودم، سرشار از نوری نرم بود. پساز مدتها برای اولین بار حس میکردم آرامشی ملایم دارم، انگار که در پرتو آفتاب نشسته باشم و تماشا کنم که نور خورشید بر ابرهای دوردست میپاشد. مدتی بود اصلاً خوب نمیخوابیدم. بعد، درحالیکه داشت خوابم میبرد، نوای پیانو را شنیدم. طنین نوایش چنان دلکش بود که احساس کردم اشکهای گرمم رواناند. نوای پیانو رؤیایم را بارهاوبارها مالامال کرد، پیشاز آنکه با درخششی در اعماق وجودم ناپدید شود.
میدانم صدای در جلوی خانه را که پشتسر خالهام بسته شد شنیدم. از پنجره به شبی که داشت جای خود را به سپیدهدم میداد نگاهی انداختم. صدای گامهایش زیر آسمانی که رنگ گلبهی غریبی داشت طنین انداخت. این صداها را بهوضوح میشنیدم، چون اتاق طبقهٔ بالایی، که در آن میخوابیدم، درست بالای در ورودی هال بود. صدای گامهایش، که رفتهرفته دور میشدند، بهروشنی یادم مانده.»
حجم
۹۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه
حجم
۹۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۶۸ صفحه