
کتاب سرشار زندگی
معرفی کتاب سرشار زندگی
چاپ دوم و سوم کتاب سرشار زندگی (Full of life) نوشته جان فانته و ترجمه محمدرضا شکاری و ویراسته نگین فرهود در سال ۱۴۰۴ توسط نشر افق منتشر شده است. این رمان که بخشی از مجموعهی فانته است، حول زندگی یک نویسنده و همسر باردار او میچرخد و با نگاهی طنزآمیز و گاه تلخ به فرازونشیبهای زندگی خانوادگی، دغدغههای پدرشدن، روابط زناشویی و چالشهای روزمره میپردازد. نویسنده با زبانی صمیمانه و جزئینگرانه تجربههای شخصی و خانوادگی را به تصویر کشیده و به سنتها، باورها و خاطرات خانوادگی نیز پرداخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سرشار زندگی اثر جان فانته
کتاب سرشار زندگی نوشتهی جان فانته رمانی در باب زندگی یک نویسندهی ۳۰ساله و همسر باردار اوست که در خانهای تازهخریداریشده در لسآنجلس زندگی میکنند. رمان با ورود به جزئیات زندگی روزمره، دغدغههای مالی، نگرانیهای پدرشدن و رابطهی پیچیدهی زوج جوان آغاز میشود و بهتدریج به گذشتهی خانوادگی و ریشههای فرهنگی شخصیتها سرک میکشد. این کتاب با زاویهدید اولشخص و طنزی تلخ و نگاهی انتقادی به موضوعاتی چون سنتهای خانوادگی، باورهای خرافی، نقش والدین و چالشهای هویت فردی و جمعی پرداخته است. جان فانته با پرداختن به روابط میاننسلی و تضادهای فرهنگی، تصویری زنده و ملموس از زندگی طبقهی متوسط آمریکایی در میانهی قرن بیستم میلادی ارائه میدهد. رمان سرشار زندگی علاوهبر پرداختن به مسائل خانوادگی، به دغدغههای نویسندگی و بحرانهای شخصی راوی نیز توجه کرده و طنز و تلخی را در هم آمیخته است.
خلاصه داستان سرشار زندگی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
رمان با روایت زندگی نویسندهای جوان و همسر باردارش (جویس) آغاز میشود که بهتازگی خانهای بزرگ در لسآنجلس خریدهاند. زوج جوان با امیدها و رؤیاهای بزرگ وارد خانه میشوند، اما بسیار زود با مشکلاتی مانند خرابی خانه، موریانهها و هزینههای پیشبینینشده روبهرو میشوند. جویس درگیر تغییرات جسمی و روحی بارداری است و راوی با اضطراب پدرشدن، نگرانیهای مالی و بحرانهای هویتی دستوپنجه نرم میکند. رابطهی آنها میان عشق، سوءتفاهم و تنشهای روزمره در نوسان است. رمان به گذشتهی خانوادگی راوی و سفر او به خانهی پدری میپردازد. این بخش با توصیف روابط میاننسلی، باورهای سنتی و خرافات خانوادگی، تصویری از ریشههای فرهنگی و عاطفی شخصیتها ارائه میدهد. پدر راوی، مردی سختگیر و رؤیاپرداز است که آرزو دارد پسرش زمینی در زادگاهش بخرد و خانهای بسازد. مادر با مهر و حساسیت مادرانه، نقش پررنگی در زندگی راوی دارد. رمان به تضاد رؤیاهای نسل قدیم و واقعیتهای نسل جدید میپردازد و دغدغههای نویسندگی، پدرشدن و معنای خانواده را واکاوی میکند.
چرا باید کتاب سرشار زندگی را بخوانیم؟
رمان سرشار زندگی به تجربههای زیستهی یک خانوادهی جوان میپردازد و به دغدغههای عمیقتری چون هویت، سنت، عشق و مسئولیت میرسد. این رمان با پرداختن به روابط میاننسلی، باورهای فرهنگی و چالش پدرشدن، تصویری ملموس و انسانی از زندگی خانوادگی ارائه میدهد. سبک روایت جان فانته با ترکیب طنز و تلخی، امکان همذاتپنداری با شخصیتها را فراهم میکند و خواننده را به تأمل دربارهی نقش خانواده، خاطرات و رؤیاهای شخصی و جمعی وامیدارد. همچنین پرداختن به بحرانهای نویسندگی و دغدغههای خلاقیت، این کتاب را برای علاقهمندان به حوزهی ادبیات و حرفهی نویسندگی خواندنی کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب سرشار زندگی به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی قرن ۲۰ آمریکا و قالب رمان، روایتهای میاننسلی و دغدغهی هویت و روابط انسانی علاقه دارند. همچنین این رمان به کسانی که تجربهی پدر یا مادرشدن، مهاجرت یا مواجهه با سنتهای خانوادگی را داشتهاند و بهدنبال روایتی صمیمی و واقعگرا از زندگی روزمره هستند، توصیه میشود.
درباره جان فانته
جان فانته (John Fante)، ادیب برجستهی آمریکایی، در سال ۱۹۰۹ میلادی در شهر دنور در ایالت کلرادو زاده شد. شهرت اصلی این نویسنده مرهون نگارش رمان «از غبار بپرس» است؛ اثری که در واقع سومین بخش از چهارگانهی مشهور «حماسهی آرتورو باندینی» به شمار میرود و جان فانته آن را با الهام از تجربیات زیستهی خود به رشتهی تحریر درآورده است. این مجموعهی چهارجلدی که با نام «کوارتت باندینی» نیز شناخته میشود، با کتاب «تا بهار صبر کن، باندینی» آغاز میشود، با «جادهی لسآنجلس» تداوم مییابد و در نهایت با رمان «رؤیاهای بانکرهیل» به پایان میرسد. جان فانته افزونبراین منظومه، آثار ارزشمند دیگری خلق کرده است که از میان آنها میتوان به رمانهای «رگ و ریشه»، «۱۹۳۳ سال بدی بود» و «سرشار زندگی» (Full of life) و نیز داستان بلند «غرب رم» و مجموعههای «شراب سالهای جوانی» و «گرسنگی عظیم» اشاره کرد. او با روایتهای گیرای خود به غنای ادبی جهان افزود، اما سرنوشت برایش پایانی دشوار رقم زد؛ جان فانته در میانسالی پی برد که به بیماری دیابت دچار شده است؛ عارضهای که با گذشت زمان، ابتدا قدرت بینایی و سپس انگشتان و پاهایش را از او سلب کرد. این نویسنده با استقامتی ستودنی، ناملایمات زندگی را تا بهار ۱۹۸۳ میلادی تاب آورد و سرانجام در ۷۴سالگی رخت از جهان بربست.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
در سال ۱۹۸۷ جایزهی ویژهی ریاست انجمن پن (PEN) آمریکا پس از مرگ به جان فانته اهدا شد. جن پری بهعنوان عضو شورای شهر لسآنجلس، در ۱۳ اکتبر ۲۰۰۹، طرحی را با حمایت خوزه هویزار ارائه داد که براساس آن، تقاطع خیابان پنجم و بلوار گرند به نام «میدان جان فانته» نامگذاری شد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
- چارلز بوکوفسکی: فانته خدای من بود.
- نیویورک هرالد تریبون: رمان حاضر هوشمندانه، دلفریب، لطیف و بینهایت خندهدار است.
- لسآنجلس تایمز: کتاب سرشار از زندگی نخستینبار در سال ۱۹۵۲ منتشر شد. فانته نویسندهی خوبی بود. این موضوع در تکتک جملات او مشهود است. او قصد داشت حقیقت را بگوید.
mobilemojoman.wordpress.com: تأثیرگذارترین بخش کتاب سرشار زندگی، پایان آن است؛ توصیف کوپر از سالهای طولانی و هولناک زوال جان فانته که بر اثر دیابت به نابینایی و قطع هر دو پایش منجر شد، حتی سنگدلترین خوانندگان را نیز متأثر میکند. در نهایت، کوپر در ترسیم هنر و زندگیِ این شخصیت معماگونه موفق عمل کرده و در حدود ۳۳۰ صفحه درک خوبی از فانته به خواننده میدهد و کتاب را با نکتهای غافلگیرکننده و مثبت به پایان میبرد؛ شرح کوتاهی از تماس شخصی خودِ کوپر با جان فانته در دههی ۱۹۷۰ میلادی. من به این کتاب امتیاز ۸ از ۱۰ را میدهم و مطالعهی آن را توصیه میکنم.
latimes.com: رمان سرشار زندگی در ظاهر داستانی شاد و کمدی - رمانتیکی دربارهی مردی در آستانهی پدرشدن است، اما در باطنْ دنیایی عبوس و تلخ را به تصویر میکشد که ریشه در گذشتی دشوار نویسنده دارد. جان فانته پس از موفقیت در هالیوود کوشید به یک نویسندهی آمریکایی مرفه تبدیل شود. او در این کتاب با همان مضامین قدیم، یعنی فقر و تنهایی و رابطهی متناقض با والدینش دستوپنجه نرم میکند؛ بهطوریکه پدرش از یک موجود خشن در آثار قبلی به یک غول کمدی و مادرش به زنی که برای جلب توجه تظاهر به بیماری میکند، تغییر شکل یافتهاند. جان فانته در این رمان میان تلاش برای جدی گرفتهشدن و بیزاری از ریشههای ایتالیایی خود گرفتار شده و با نوعی خودکمبینی و دوسوگرایی، اثری خلق کرده که اگرچه قصد کمدی داشته، بهدلیل خشم پنهان و نگاه تحقیرآمیز شخصیت اصلی به همسر و والدینش، در نهایت اثری آزاردهنده، غمانگیز و سرشار از استیصال از آب درآمده است.
اقتباسهای کتاب سرشار زندگی
رمان سرشار زندگی در سال ۱۹۵۲ به فیلمی سینمایی تبدیل شد.
درباره محمدرضا شکاری
محمدرضا شکاری در سال ۱۳۶۷ در تهران زاده شده است. او آثاری مانند «جلاد» (نوشتهی شرلی جکسون)، «فیل در باغ» (نوشتهی مایکل مرپورگو)، « صداهای دیگر اتاقهای دیگر» (نوشتهی ترومن کاپوتی)، «دختر خاکستر و هیولای زغالی» (نوشتهی جاناتان آکسییر) و «هدایت بازیگران؛ خلق بازیهای بهیادماندنی در سینما و تلویزیون» (نوشتهی جودیت وستون) را نیز به پارسی برگردانده است.
چه نسخههای دیگری از این کتاب در ایران منتشر شده است؟
کتاب سرشار زندگی با ترجمهی محمدرضا شکاری و ویراستار فرید قدمی توسط نشر اسم و در سال ۱۳۹۸ روانهی بازار کتاب جهان شد.
بخشی از کتاب سرشار زندگی
«برای من زمان عجیبی بود. کنارش مینشستم. نمیتوانستم دعا کنم و به مسیح احساسی نشان بدهم، اما همهچیز یادم آمد؛ خاطرهٔ روزهای قدیم که پسربچهای بیش نبودم و این مکان خنک و غمناک معنای زیادی داشت. جویس از اول هم حدس زده بود که با او برمیگردم. کار درستی به نظر میرسید. هرجوری که بود آن احساس قدیمی سراغم میآمد؛ انگشتهای روحم را دراز میکردم و لذت ناب و فوقالعادهٔ ایمان را میگرفتم. انگار حس میکردم همیشه آنجا بوده است، حس میکردم فقط باید با زمزمهای مشتاق بهسمتش بروم تا من را در آسایش بینهایت بطن خدا بگیرد. آنجا رایحهٔ عود بود و جیرجیر نیمکتها، بازی نور خورشید از بین پنجرههای نقاشیشده، تماس خنک آب مقدس، خندهٔ شمعهای کوچک، بازگشت شگفتانگیز به روزگاران قدیم، درک گیجکنندهٔ این نکته که انسانهای بیشماری پیشاز من اینجا بودهاند و رفتهاند و میلیاردها نفر دیگر در میلیونها فردای دیگر به اینجا میآیند و میروند. وقتی کنار همسرم نشسته بودم، به این چیزها فکر میکردم، به این چیزها و درک تدریجی این نکته که اشتباه میکردم، که برگشتن به کلیسا کار سادهای نیست، که کلیسا بدون هیچ تغییری همیشه آنجا بوده است و این منم که عوض شدهام. گذر سالها، مثل کوهی از ماسه، من را در خود پوشانده بود. پدیدار شدن کار سادهای نبود. ساده نبود که بهآرامی فریاد بزنم و احساس کنم کسی صدایم را میشنود. کنار او نشسته بودم و میدانستم کار بسیار دشواری است. نهخیر، میدانستم تقریباً محال است.»
حجم
۱۴۰٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه
حجم
۱۴۰٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه