
فاط
۵۲
زمین زیر پایش و هوایی را که تنفس میکند دوست دارم. هرچیزی را که لمس میکند و هر کلمهای را که به زبان میآورد دوست دارم. نگاهها و حرکاتش را دوست دارم. تمام وجودش را همانطور که هست دوست دارم. خب، بس نیست؟
.Keyta.
۲۶
رنجی که از حضورش در این خانه میبرم بسیار بیشتر از لذتی است که از آزارش نصیبم میشود!»
hoshi
۲۲
تا وقتی به من توجه نداشت او را چون الههای واقعی میدیدم. گرچه هرگز عشقم را به زبان نیاوردم؛ اما اگر نگاهها زبان داشتند، احمقترین افراد هم متوجه عشق آتشینم نسبت به آن دختر میشدند.
زهرا !)
۱۴
چون در نظر من همهچیز به کتی ربط دارد. مگر چیزی هست که مرا یاد او نیندازد؟ هروقت به کف این اتاق نگاه میکنم، چهرهاش روی سنگها نقش بسته! هر ابری، هر درختی، هر چیزی که در طول شب و روز میبینم مرا یاد او میاندازد. هر جا که میروم خیالش محاصرهام میکند! عادیترین چهرهها، چه زن و چه مرد، حتی قیافهٔ خودم مرا یاد او میاندازد. انگار همهٔ آدمها شبیه کتی عزیزم هستند.
Armita
۱۴
آدمهای مغرور برای خودشان ناراحتی درست میکنند.
Aisa
۱۲
چه کسی دوست دارد زنده بماند در حالیکه روحش دفن شده است؟
Aisa
۱۱
علاقهٔ من به او بهخاطر قیافهاش نیست، بهخاطر این است که از خودم به من نزدیکتر است. روح و جان من و هیتکلیف از هرچه که ساخته شده باشد، شبیه هم است
رزمینا
۱۰
خیانت و خشونت مثل نیزهٔ دو سر است. بیش از آنکه به دشمن آسیب بزند، خودت را نابود میکند.»
زهرا !)
۹
نمیتوان اسیران خاک را سرگردان تصور کرد، در حالیکه آنها زیر این زمین خاموش آسوده آرمیدهاند.
Aisa
۸
اگر بیایی نگهات میدارم و نمیگذارم بروی. من تنها در آن قبرستان نمیخوابم! میتوانند مرا دفن کنند و سه چهار متر خاک رویم بریزند، حتی میتوانند ساختمان کلیسا را روی قبرم ویران کنند، اما تا تو پیشم نیایی، راحت نمیشوم... بدون تو هرگز به آرامش نمیرسم!
زهرا !)
۶
نوشتن وصیتنامه دیر نمیشود. باید زنده بمانید و از ظلم و ستمی که کردهاید توبه کنید.
Aisa
۶
تو خودت باعث جدایی ما شدی. من قلب تو را نشکستم، تو خودت آن را شکستی! قلب مرا هم شکستی.
Rozhin
۶
اگر همهٔ دنیا نابود شود و فقط او بماند، من هم هستم؛ اما اگر همه باشند و او نباشد، دنیا برایم غریبه خواهد شد
Aisa
۵
من هیتکلیف هستم! او تا ابد در خاطر من است. نه اینکه بیشتر از خودم باعث شادیام باشد، نه، او خود من است.
Aisa
۵
زمین زیر پایش و هوایی را که تنفس میکند دوست دارم. هرچیزی را که لمس میکند و هر کلمهای را که به زبان میآورد دوست دارم. نگاهها و حرکاتش را دوست دارم. تمام وجودش را همانطور که هست دوست دارم.
مبــینا
۵
کاش روزی زمین از وجودش پاک شود، کاش یادش از خاطرم برود!
لیمو عمانی🍋🟩
۵
اگر همهٔ دنیا نابود شود و فقط او بماند، من هم هستم؛ اما اگر همه باشند و او نباشد، دنیا برایم غریبه خواهد شد و من دیگر جزئی از آن نخواهم بود.
Aram
۴
چنین نگاهی اصلاً مناسب آن چشمان زیبا نبود.
Fatemeh Abdi ☁️
۴
خداوند مثل من از انتقام گرفتن لذت نمیبرد.
meowbina
۴
خدایا! چه کسی دوست دارد زنده بماند در حالیکه روحش دفن شده است؟
وفآ
۴
چه کسی دوست دارد زنده بماند در حالیکه روحش دفن شده است؟
مبــینا
۳
آدمها با قلبشان احساس میکنند. او قلب مرا از بین برده است و من نمیتوانم احساسی نسبت به او داشته باشم.
0117
۳
ما گاهی برای کسانی دلسوزی میکنیم که نه به خودشان رحم میکنند و نه به دیگران.
رزمینا
۳
از این دو دیو سیاه، دو فرشتهٔ بیگناه و بیپروا بساز که به چیزی شک ندارند و همه را دوست خود میدانند، مگر آنکه خلافش ثابت شود.
رزمینا
۳
حالت سگ ولگرد و پستی را نگیر که انگار هر لگدی که میخورد حقش است و از تمام دنیا به اندازهٔ کسی که لگدش میزند متنفر است، چون دنیا باعث درد و رنج اوست.»
Aram
۳
کسی که تا ساعت ده صبح نیمی از کارهای روزانهاش را انجام ندهد، ممکن است نتواند باقی کارهایش را هم تمام کند.
Aram
۳
چرا بیخود سر و صدا راه انداختهاید! برای چه خودتان را سر هیچ و پوچ ناراحت میکنید؟
Aisa
۲
ما گاهی برای کسانی دلسوزی میکنیم که نه به خودشان رحم میکنند و نه به دیگران.
کاربر ۱۰۵۴۹۹۵۸
۲
هر سه خواهر به خوبی میدانستند که جامعه، زنان نویسنده را بهسختی میپذیرد، به همین خاطر تصمیم گرفتند کتابهایشان را با اسمهای مردانه چاپ کنند تا از تعصب و پیشداوری در امان باشند. اسمهای ادبیشان کارر ( شارلوت)، الیس (امیلی) و آکتن ( ان) بل بود. وقتی بلندیهای بادگیر در ۱۸۴۷ چاپ شد، این اسمها باعث سردرگمی منتقدان شدند
مبــینا
۲
ریاکار نفرتانگیز! وقتی اسم جهنم را میبری، نمیترسی که خودت هم به عذاب آن گرفتار شوی؟
