
کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری
نمایشنامه کمدی
معرفی کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری
کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری نوشته حسین مهکام و نمایشنامهای کمدی است که نشر قطره آن را منتشر کرده است. این نمایشنامه با بردن ما به زمانهی احمدشاه قاجار، موقعیتی نامعمول را روی صحنه میآورد: سقوط یک خلبان در نزدیکی تهران و ورود او به دربار؛ جایی که سوءتفاهم، هویت پنهان، هوس، ترس و قدرت در هم میآمیزد. پشت این موقعیت خندهآور، تصویری از دربار، مناسبات جنسیتی و بازی تاریخ دیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری اثر حسین مهکام
کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری نوشتهی حسین مهکام و نمایشنامهای کمدی است که در دربار احمدشاه قاجار میگذرد. از صحنههای نخست وارد جهانی میشویم که در آن موسیقی، شوخی، هجو و بازی با تاریخ کنار هم قرار گرفتهاند. ماجرا با سقوط یک هواپیمای روسی در بیرون تهران آغاز میشود. ورود خلبان به دربار، زنجیرهای از سوءتفاهمها و کشمکشها را به راه میاندازد. این نمایشنامه از شخصیتهایی مثل احمدشاه، تلخک، خلبان روس، فیروزه و زنان حرمسرا استفاده میکند تا مناسبات قدرت، میل، ترس و نمایشبودنِ تاریخ را به تصویر بکشد.
نمایشنامه خلبان یک لاقبای پیزوری بخشی از جذابیت خود را از اینجا میگیرد که شخصیتها مدام مرز میان گذشته و حال را به هم میزنند. آنها گاهی از دل فضای قاجاری حرف میزنند و گاه ناگهان به واژهها، رفتارها و اشارههایی میرسند که به زمانهی دیگری تعلق دارد. این جابهجاییها، نمایشنامه را به اثری تبدیل کرده است که هم به سنت نمایشهای شادیآور و روحوضی نزدیک میشود و هم نقدی تند و بازیگوشانه به استبداد، دربار، مناسبات زن و مرد و حتی شیوهی روایت تاریخ وارد میکند. ترانهها، گروه موسیقی و روایتگری تلخک نیز باعث میشود نمایشنامهی حاضر کیفیتی اجرایی و پرتحرک داشته باشد.
این نمایشنامه به مسئلهی هویت و نقش بازیکردن نیز میپردازد. خلبان، فیروزه، تلخک و حتی خود شاه هرکدام در موقعیتی قرار میگیرند که باید چیزی را پنهان کنند، به چیزی وانمود کنند یا از تصویری که دیگران از آنها ساختهاند، فرار کنند. نمایشنامه حرمسرا را فقط پسزمینهی ماجرا ندانسته و به زنان نیز مجال میدهد که در گفتوگوها، رقابتها و همدستیها حضوری مؤثر داشته باشند.
خلبان یک لاقبای پیزوری در هفت تابلو [صحنه] نوشته شده است. بهزاد صدیقی پیشگفتار این اثر را نوشته و این کتاب جزو مجموعهی اینجا از نشر قطره است. شخصیتهای این نمایشنامه عبارتند از:
مردان: احمدشاه، تلخک، پسرک صندلیچی، خلبان روس، میرزاجمالآقا، سربازان، نوازندگان.
زنان: سوگلی، سوسن، مهوش، فیروزه، ندیمهباشی و زنان دیگر.
خلاصه داستان خلبان یک لاقبای پیزوری
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان نمایشنامه را فاش میکند!
هواپیمای روسی نزدیک تهران سقوط میکند. خلبان را به دربار احمدشاه میآورند. نظم کاخ به هم میخورد. تلخک، شاه و زنان حرمسرا هر یک بهنوعی درگیر این غریبه میشوند و ماجرا از یک بازجویی ساده به رشتهای از سوءتفاهمها، دلبستگیها و افشاگریها میرسد. خلبان برای پنهانکردن هویت خود نقشهای مختلفی بازی میکند. فیروزه به یکی از شخصیتهای مهم اثر تبدیل میشود. نمایشنامه هم این ماجرای پررفتوآمد و کمیک را دنبال میکند و هم نشان میدهد که دربار، حرمسرا و حتی روایت رسمی تاریخ تا چه اندازه بر پایهی نقشبازیکردن و فریب استوارند.
چرا باید کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری را بخوانیم؟
دلایل خواندن نمایشنامهی خلبان یک لاقبای پیزوری را میتوان اینطور خلاصه کرد:
- این نمایشنامهی کمدی به هجو تاریخ پرداخته است.
- اثر، تصویری از دربار احمدشاه قاجار میسازد که در آن قدرت، ترس و میل از طریق شوخی و اغراق دیده میشود.
- نمایشنامه به مسئلهی نقش بازیکردن و ساختگیبودن بعضی روایتهای رسمی پرداخته است.
- زنان حرمسرا در حاشیه نیستند و بخشی از کشمکش و طنز نمایش را پیش میبرند.
خواندن کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن نمایشنامهی خلبان یک لاقبای پیزوری به این گروهها پیشنهاد میشود:
- علاقهمندان به نمایشنامههای کمدی ایرانی که به هجو تاریخ و فضای دربار قاجار علاقه دارند.
- دانشجویان و هنرجویان تئاتر که میخواهند نمونهای از گفتوگوهای کمیک بر روی صحنه را مطالعه کنند.
- مخاطبانی که به آثاری با موضوع هویت پنهان، جابهجایی نقشها و افشاشدن تدریجی حقیقت علاقه دارند.
درباره حسین مهکام
حسین مهکام متولد ۲۶ خرداد ۱۳۵۹ در تهران، کارگردان، فیلمنامهنویس، تهیهکننده و نمایشنامهنویسی ایرانی است. او در رشتههای فلسفه و کلام و تئاتر تحصیل کرده و فعالیت سینمایی خویش را از سال ۱۳۸۵ با نگارش فیلمنامهی «آدم» آغاز کرده است. این نویسنده کارنامهی هنری پربار و متنوعی در حوزههای گوناگون دارد.
او در عرصهی سینما فیلمهای متعددی ازجمله «آزادی مشروط»، «بیحسی موضعی»، «آندرانیک»، «احمد به تنهایی» و «عینک قرمز» را کارگردانی، نویسندگی یا تهیهکنندگی کرده و در نگارش فیلمنامههایی مانند «بیست»، «هیچ»، «پدر آن دیگری» و «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» نقش داشته است.
حسین مهکام در حوزهی تئاتر و ادبیات، نگارش و اجرای نمایشنامههایی چون «بانوی پرلاشز» و «آندرانیک»، کارگردانی نمایشهایی نظیر «بی در زمان» و «سکوت»، تألیف مجموعه داستانهایی همچون «عبور از بودن» و «یاختههای مشوش ذهن» و نیز ساخت فیلمهای کوتاه و مستند را در کارنامهی خود ثبت کرده است.
او، افزونبر آثار هنری، مدرس فیلمنامهنویسی و داستاننویسی در مراکزی چون دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی و انجمن سینمای جوان ایران بوده و سابقهی داوری و عضویت در هیئت انتخاب رویدادهایی چون جشن سینمای ایران و جشنوارهی فیلم شهر را داراست.
جوایز و افتخارات نویسنده
حسین مهکام موفق به کسب عناوین و جوایز متعددی شده است؛ ازجمله کسب جایزهی سوم نمایشنامهنویسی جشنوارهی تئاتر فجر در سال ۱۳۸۱ برای نمایشنامهی «آندرانیک»، قرارگرفتن اثرش در میان ۱۰ نمایشنامهی برتر ۳۰ سال پس از انقلاب در ادارهی نمایش صدای رادیو و دریافت جایزهی کتاب فصل پاییز ۱۳۸۶ و جایزهی شهید غنیپور در سال ۱۳۸۷ برای مجموعه داستان «عبور از بودن». او همچنین در سال ۱۳۸۷ برای نگارش فیلمنامهی فیلم «بیست» نامزد دریافت سیمرغ بلورین فیلمنامهنویسی از جشنوارهی فیلم فجر شد.
بخشی از کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری
«حالا که سالن تاریک شده است، دو لکهٔ نور توی تاریکی دیده میشود. در سکوت صحنه، میبینیم که دو لکهٔ نور دو شمعاند در دستان خلبان روس و فیروزه. آنها مثلاً در بیابان به سر میبرند. تنها روشنای سالن، جز شمعهای توی دست اینان، تصویر یک هواپیمای قراضهٔ قدیمی است که روی پردهٔ انتهای سن به چشم میخورد. آندو میرسند جایی میان صحنه و میایستند. بسیار نزدیک هم.
روس: خسته شدی؟
فیروزه: خستگی معنایی در برابر دلتنگی ندارد.
روس: دلتنگ حرامسرا شدهای؟
فیروزه: بله.
روس: خاک بر سرت! من اینهمه سخنرانی کردم. از ترقی زنان و گسترهٔ اجتماع با تو سخن گفتم. تو حالا میگویی دلتنگ همان دنیای اسفناک تیرهوتار شدهای؟
فیروزه: دست خودم نیست. اگر با تو بیایم، یک ماه یا دو ماه بیشتر از زیستن در بلاد فرنگ رضایت نخواهم داشت. باقیاش میماند دلتنگی ندیمهباشی و سوگلی و مهوش و سوسن.
روس: اینها دو صباح دیگر تو را هم به عقد شاه درمیآورند.
فیروزه: نه، هرگز! شاه گفته مرا چونان موجودی فرازمینی بر چشم خواهد نهاد.
روس: همهٔ مردها اولش از این حرفها میزنند. خود من تو را انقدر دوست دارم که الان میتوانم بگویم در برابر زیبایی تو تعظیم میکنم و تو را بر دیده مینهم و بهمحض اینکه پایمان به سنپطرزبورگ رسید، بهترین خانه و لباس زنان روس را برایت فراهم میسازم که خانم خودت باشی.
فیروزه: خودت میگویی مردان. میگویی مردان اولش از این حرفها میزنند و بعدش میخواهند جسم آدم را تملک کنند.
روس: خب بله درست است. منظورم همین است.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خلبان یک لاقبای پیزوری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | خلبان یک لاقبای پیزوری |
|---|---|
| عنوان دیگر | نمایشنامه کمدی |
| موضوع | نمایشنامه |
| نویسنده | حسین مهکام |
| انتشارات | نشر قطره |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۵/۰۵/۱۸ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۱.۸۶ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۳۰۸۲۴۷۴ |
| تعداد صفحهها | ۸۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۵۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب