
دانلود و خرید کتاب صوتی سفر به انتهای شب
معرفی کتاب صوتی سفر به انتهای شب
کتاب صوتی سفر به انتهای شب نوشتهی لویی فردینان سلین با ترجمهی پیمان خاکسار و گویندگی رضا بهبودی یکی از بحثبرانگیزترین و تأثیرگذارترین رمانهای قرن بیستم را به گوش مخاطب فارسیزبان میآورد. نشر چشمه متن فارسی را منتشر کرده و رادیو گوشه نسخهی صوتی آن کتاب را تولید کرده است. این کتاب صوتی شنونده را با صدای پرکشش و چندلایهی گوینده، وارد ذهن فردینان باردامو میکند؛ دانشجوی پزشکی، سرباز، پزشک، ولگرد و ناظر خشمگین و هراسان جهانی که در آن جنگ، استعمار، فقر، بیماری و ریاکاری اجتماعی در هم تنیده شدهاند. سفر به انتهای شب از میدان کلیشی و جوّ میهنپرستی و هیجان جنگ شروع میشود، به جبهههای جنگ جهانی، روستاهای ویران فلاندر، بیمارستانها، آفریقای استعماری، حومههای کارگری پاریس و درنهایت امریکا و کارخانهها و محلههای فقیرنشین میرسد. سلین در آن کتاب با زبانی تند، هجوآمیز و سرشار از خشم، تصویر انسانهایی را نشان داده است که زیر فشار جنگ، فقر، بوروکراسی و تبلیغات وطنپرستانه له میشوند و در عینحال به توهم قهرمانی، شرافت و پیشرفت دل خوش کردهاند. ترجمهی فارسی بر پایهی ترجمهی انگلیسی رالف منهایم و با مقابلهی گسترده با متن فرانسوی و چند ترجمهی دیگر انجام شده و مقدمهی مفصل مترجم و دیباچهی سلین بر چاپ گالیمار نیز در نسخهی صوتی حضور دارد. این ترکیب، شنیدن کتاب صوتی را به مواجههای طولانی، خشن، تلخ و درعینحال خلاقانه با یکی از رادیکالترین صداهای ادبیات اروپا تبدیل کرده است.
درباره کتاب سفر به انتهای شب
کتاب سفر به انتهای شب رمانی است که لویی فردینان سلین در میانهی زندگی حرفهایاش بهعنوان پزشک و کهنهسرباز جنگ جهانی اول نوشت و در آن تجربههای شخصیاش از جنگ، استعمار، طبابت در محلههای فقیرنشین و سرخوردگی سیاسی را به شکلی دگرگونشده وارد داستان کرده است. در مقدمهی مترجم، زندگی پر فرازونشیب سلین از کودکی در حومهی پاریس، حضورش در جبهه، جراحت و جانبازی، سفر به لندن و افریقا، کار در بنیاد راکفلر، طبابت در حومهی کارگرنشین، شهرت ناگهانی پس از انتشار رمان، رسالههای ضدیهود، فرارش به آلمان و دانمارک، محاکمهی غیابی، بازگشت به فرانسه و انزوای سالهای پایانی مرور شده است. همین زندگی پرتنش پشتصحنهی رمانی قرار گرفته که در آن قهرمانش، باردامو، مدام از جایی به جایی دیگر پرتاب میشود و هر بار شکل تازهای از خشونت، حماقت جمعی و ریاکاری را میبیند. در دیباچهی چاپ ۱۹۵۲ که در ابتدای کتاب صوتی آمده، سلین با لحنی عصبی و پرخشم به بازچاپ رمان، نفرتها و اتهامها، و نسبت خودش با سفر اشاره کرده است و آن کتاب را «خبیثترین» اثرش مینامد؛ متنی که بهزعم خودش همیشه دوباره او را در مرکز حملهها قرار میدهد. کتاب سفر به انتهای شب در بدنهی اصلیاش روایت اولشخص طولانی و پیوستهای است که فصلهای متعددی دارد و شنونده را از میدان کلیشی و گفتوگوی باردامو با آرتور گانات دربارهی نژاد فرانسوی و وطنپرستی، به رژهی نظامی، نامنویسی داوطلبانه، جبههی فلاندر، مرگ سرهنگ، کابوسهای شبانه، عقبنشینیها، دژبانها، سرگرد پِنسون، تیمسار دزانتره و کاروانهای آذوقه میبرد. در ادامه، مسیر باردامو به بیمارستانها، سفر دریایی، افریقا، کار در مستعمره، بازگشت به پاریس، حومههای فقیرنشین، و بعد امریکا و کارخانهها کشیده میشود و هر بخش با اپیزودهایی پرجزئیات، گفتوگوهای تند و تصویرهایی از بدنهای زخمی، گرسنگی، ترس و ابتذال روزمره پر شده است. در کنار متن اصلی، مقدمهی مترجم دربارهی ترجمه، نقش رالف منهایم، مقایسهی ترجمههای مختلف، دشواری برگردان آرگو و نامها، و نقلقولهایی از نویسندگانی مثل کرت ونهگات، فیلیپ راث و بوکفسکی، جایگاه این رمان را در سنت ادبیات مدرن و مسئلهی ترجمهی آن به زبانهای دیگر روشن کرده است. این ساختار باعث میشود شنونده هم با خود رمان و هم با حواشی تاریخی، ادبی و ترجمهای آن آشنا شود.
خلاصه کتاب سفر به انتهای شب
در سفر به انتهای شب، فردینان باردامو راوی و قهرمان است؛ جوانی از طبقهی فرودست که در میدان کلیشی، وسط گرمای بعدازظهر، با دوستش آرتور گانات دربارهی نژاد فرانسوی، وطنپرستی و پوچی شعارهای رسمی جروبحث میکند. بحث از روزنامهها و رئیسجمهور شروع میشود و به این ایده میرسد که «نژاد» چیزی نیست جز مجموعهای از آدمهای فراری از فقر و بیماری که در یک نقطه متوقف شدهاند. با عبور یک هنگ سواره، باردامو ناگهان زیر تأثیر جوّ و نمایش قهرمانی، داوطلب جنگ میشود؛ تصمیمی که خودش هم آن را نوعی حماقت آنی میداند. جنگ جهانی اول برای باردامو بهسرعت از رژه و هورا به باتلاقی از گل، خون، ترس و بیمعنایی تبدیل میشود. او زیر آتش توپخانه، در جادهای که دو سرباز آلمانی از دور به آن شلیک میکنند، کنار سرهنگی میایستد که بیاعتنا به مرگ، وسط مسیر گلولهها قدم میزند. باردامو در ذهنش جنگ را «مسخرهبازی بیکران» مینامد و خود را تنها ترسوی واقعی میان میلیونها قهرمان دیوانه میبیند. انفجار یک گلولهی توپ سرهنگ و قاصد لرزان را تکهپاره میکند و همین حادثه بهانهای میشود برای فرار باردامو از خط مقدم؛ فراری که هر بار با سازوکار ارتش، دژبانها، دادگاههای صحرایی و تهدید تیرباران محدود میشود. در فصلهای بعدی، شنونده با عقبنشینیها، شبهای بیپایان، مأموریتهای شناسایی، سرگرد پِنسونِ سادیست، تیمسار دزانترهی آسایشطلب، کاروانهای آذوقه، تقسیم گوشت در دشتهای پر از خون و مگس، و روستاهایی روبهویرانی روبهرو میشود. باردامو در دل این آشوب، به این نتیجه میرسد که مهمترین کار ثبتوضبط سبعیت انسان است تا هنگام مرگ چیزی را فراموش نکرده باشد. او از جنگ به بیمارستان و از آنجا به مأموریتهای بعدی پرتاب میشود، با سربازان ذخیره، محکومان به اعدام، اسیران، و مردمی که زیر بمباران و غارت زندگی میکنند برخورد میکند و هر بار لایهای تازه از ترس، خودفریبی و خشونت را میبیند. در بخشهایی که در متن آورده شده، سفر باردامو هنوز در مرحلهی جنگ و جبهه است؛ جایی که او همزمان از مرگ میترسد و از اینکه چرا دیگران نمیترسند حیرت میکند، از روستاهای سوخته و جنگلهای شعلهور بهعنوان تنها «تماشای شبانه» یاد میکند، و در مأموریتی به شهر نوارسر ـ سور ـ لا ـ لیس، با دختری روبهرو میشود که برادر کوچکش را آلمانیها با نیزه کشتهاند و در عینحال آخرین بطری شراب را به او میفروشند. باردامو در این مسیر با سرباز ذخیرهای به نام روبنسون آشنا میشود که تصمیم گرفته خود را به آلمانیها تسلیم کند، چون جنگ را «چیز مسخرهای» میداند و هیچ دشمنی شخصی با آنها احساس نمیکند. این برخوردها، همراه با مونولوگهای طولانی و هذیانوار باردامو، شاکلهی رمانی را میسازد که در ادامه از جبههی اروپا به افریقا، امریکا و حومههای پاریس کشیده میشود و هر جا همان تاریکی بنیادی را در شکلهای تازه نشان میدهد.
چرا باید کتاب سفر به انتهای شب را بشنویم؟
شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای مواجههی نزدیک با یکی از رادیکالترین روایتهای جنگ و زندگی مدرن از دل زبان فارسی. در سفر به انتهای شب جنگ نه صحنهی قهرمانی که میدان ترس، خستگی، اشتباه، بوروکراسی و بیمعنایی است؛ جایی که یک گلولهی توپ میتواند سلسلهمراتب، شجاعت و نظم ظاهری را در یک لحظه متلاشی کند. شنونده در طول کتاب با ذهن باردامو همراه میشود که مدام در حال سؤالکردن از بدیهیات است: وطن، شرافت، کار، قهرمانی، پیشرفت و حتی خودِ زندگی. این کتاب صوتی همچنین نمونهای کمنظیر از انتقال یک سبک زبانی بسیار خاص به فارسی است. ترجمهی پیمان خاکسار، با تکیه بر ترجمهی رالف منهایم و مقابله با متن فرانسوی و چند زبان دیگر، تلاش کرده است ترکیب آرگو، فحش، اصطلاحات پزشکی و نظامی و ریتم سکتهدار نثر سلین را به فارسی منتقل کند. مقدمهی مفصل مترجم دربارهی زندگی سلین، جایگاه رمان، مسئلهی یهودستیزی نویسنده و دشواریهای ترجمه، به شنونده کمک میکند متن را در بستر تاریخی و اخلاقیاش ببیند و نسبت خود را با آن روشن کند. گویندگی رضا بهبودی نیز با تأکید بر لحن عصبی، خشمگین و گاهی هذیانوار باردامو، تجربهی شنیدن را به چیزی نزدیک به یک مونولوگ طولانی نمایشی تبدیل کرده است؛ مونولوگی که در آن طنز سیاه، تصویرهای خشن و تأملهای فلسفی درهمتنیدهاند. برای کسانی که به ادبیات جنگ، نقد استعمار، تصویر حومههای فقیرنشین، و پرسش از خشونت ساختاری علاقهمندند، این کتاب صوتی امکان میدهد از زاویهای تند و بیرحم به این موضوعها نگاه کنند. درعینحال، شنیدن آن کتاب میتواند برای کسانی که به خودِ زبان و فرم علاقه دارند، نمونهای از این باشد که چگونه میتوان با نقطهگذاری، تکرار، سهنقطه و جابهجایی ریتم، نوعی «موسیقی شخصی» در نثر ساخت و آن را به گوش مخاطب رساند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به ادبیات جنگ و ضدجنگ، روایتهای تیره و طنزآلود از زندگی مدرن، و نقد استعمار و نژادپرستی علاقهمندند. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان ادبیات فرانسه، مطالعات ترجمه و تاریخ اندیشهی قرن بیستم پیشنهاد میشود که بهدنبال نمونهای افراطی از نوآوری زبانی و روایی هستند. مخاطبانی که حوصلهی متنهای بلند، تلخ، پر از خشونت کلامی و تصویرهای خشن را دارند و میخواهند با یکی از جنجالیترین صداهای ادبیات اروپا روبهرو شوند، از این کتاب صوتی بهرهی بیشتری میبرند.
بخشی از کتاب سفر به انتهای شب
«سفر به انتهای شب ماجرا از اینجا شروع شد. من هیچی نگفته بودم. دریغ از یک کلمه. آرتور گانات نطقم را باز کرد. آرتور در دانشکدهٔ پزشکی همکلاس و رفیقم بود. در میدان کلیشی به هم برخوردیم. بعد از ناهار بود. میخواست حرف بزند که من گوش کنم. گفت «اینجا نه، بیا بریم تو.» رفتیم تو. گفت «این بالکن مال خرپولهای پرافادهست، از این طرف بیا.» دیدیم به خاطر گرما هیچ بنیبشری توی خیابان نیست؛ نه حتی یک اتومبیل، هیچی. هوا سرد هم بشود باز همین آش است و همین کاسه، پرنده در خیابان پر نمیزند. الآن یادم افتاد، آرتور بود که به من گفت «پاریسیها انگاری سرشون همیشه شلوغه، ولی واقعیتش صبح تا شب فقط دارن تو خیابونها ول میگردن؛ میدونی رو چه حسابی میگم؟ چون وقتی هوا واسه قدم زدن مساعد نیست، وقتی خیلی سرده یا خیلی گرم محاله احدی رو تو خیابون ببینی، همه میچپن تو خونههاشون و قهوه و آبجو زهرمار میکنن. اینه داستان! میگن قرن سرعت! ولی با این سرعت رو به کجا؟ جواب میدن تغییرات بزرگ! کدوم تغییر؟ هیچی تغییر نکرده. فقط قربون قدوبالای خودشون میرن، همین. تازه این هم جدید نیست. کلمات. حتی کلمات هم تغییر چندانی نکردهن. فوقش دو سهتا دونه اینجا و اونجا…» مغرور از گفتن این حقایقِ سودمند، نشستیم و نگاهی انداختیم به زنهایی که پشت میزهای کافه نشسته بودند. بعد از مدتی حرفمان کشید به رئیسجمهور پوانکاره، که دقیقاً همان روز صبح یک نمایشگاه سگهای فسقلی را افتتاح کرده بود، و بعد به روزنامهٔ لو تان، که خبر مذکور را در آن خوانده بودم. تا اسم لو تان از دهانم درآمد آرتور گانات سربهسرم گذاشت. گفت «عجب روزنامهٔ محشری! پای دفاع از نژاد فرانسوی که بیاد وسط، رقیب نداره.» برای اینکه اطلاعاتم را به رخش بکشم تندوتیز جوابش را دادم: «خیلی هم باید از نژاد فرانسه دفاع کرد، چون اصلاً همچین چیزی وجود نداره!» گفت «چرا اتفاقاً، وجود داره! خوب نژادی هم هست! بهترین نژاد دنیا! هر کی خلافش رو بگه از سگ کمتره!» و بعد تا توانست لیچار بارم کرد. طبیعتاً کوتاه نیامدم. «اشتباه میکنی! چیزی که تو بهش میگی نژاد، مجموعهایه از اراذلواوباشی شبیه من. یه مشت نکبت شپشوی بدترکیب که تا مغز استخونشون از سرما میلرزه؛ یه مشت فلکزده که از ترس گرسنگی و طاعون و سرطان و سرما از چهار گوشهٔ عالم فرار کردن و رسیدن اینجا و یکهو دریا جلوشون سبز شد و دیگه نتونستن جلوتر برن و مجبور شدن همین جا بمونن. این فرانسهست و این هم فرانسویجماعت.»»
زمان
۲۰ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۲ گیگابایت, ۷۴۶٫۷ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲۰ ساعت و ۲۱ دقیقه
حجم
۲ گیگابایت, ۷۴۶٫۷ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
نظرات کاربران
رکورد طولانی ترین زمان مطالعه را ازم گرفت. حدود ۸ ماه . پیش نمیرفت. بارها آرزو کردم کاش صوتی اش بود که آن زمان نبود . کتاب عمیقی است