
دانلود و خرید کتاب صوتی بالادست
معرفی کتاب صوتی بالادست
کتاب بالادست (حل مشکلات پیش از آنکه رخ دهند) نوشتهی دن هیث با ترجمهی میثم کاشیپور و گویندگی سلمان ظاهری، اثری است که به موضوع تفکر سیستمی و حل ریشهای مشکلات میپردازد. این کتاب صوتی توسط نشر آوانامه منتشر شده و تلاش میکند با مثالها و روایتهای متنوع، شنونده را با اهمیت پیشگیری و حل مسائل از سرچشمه آشنا کند. دن هیث، نویسندهی شناختهشده در حوزهی مدیریت و تغییر، در این اثر با زبانی روشن و کاربردی، به بررسی موانع ذهنی و ساختاری میپردازد که مانع از پرداختن به ریشهی مشکلات میشوند. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بالادست
کتاب بالادست نوشتهی دن هیث، اثری است که به بررسی عمیق رویکردهای پیشگیرانه در مواجهه با مشکلات فردی، سازمانی و اجتماعی میپردازد. این کتاب با بهرهگیری از داستانها و مثالهای واقعی از حوزههای مختلف، از سلامت عمومی تا کسبوکار و آموزش، نشان میدهد که چرا اغلب افراد و سازمانها به جای حل ریشهای مسائل، به واکنشهای سریع و سطحی بسنده میکنند. دن هیث در این کتاب، سه مانع اصلی بر سر راه تفکر بالادستی را معرفی میکند: ندیدن یا نادیدهگرفتن مشکل، فقدان احساس مسئولیت نسبت به حل آن و غرقشدن در روزمرگیها. ساختار کتاب به گونهای است که ابتدا موانع ذهنی و ساختاری را شرح میدهد و سپس با طرح پرسشهای کلیدی و ارائهی نمونههای موفق، راهکارهایی برای تغییر این رویکرد ارائه میدهد. بالادست با تکیهبر پژوهشهای گسترده و مصاحبههای متعدد، تصویری ملموس از اهمیت پیشگیری و تفکر سیستمی در حل مسائل ارائه میدهد و شنونده را به بازنگری در شیوهی مواجهه با مشکلات دعوت میکند.
خلاصه کتاب بالادست
کتاب بالادست با محوریت ایدهی پیشگیری و حل ریشهای مشکلات، شنونده را به سفری فکری دعوت میکند که در آن به جای واکنشهای سریع و کوتاهمدت، به دنبال شناسایی و رفع عوامل اصلی بروز مسائل میرویم. دن هیث با روایت داستانهایی از حوزههای مختلف، از جمله سلامت عمومی، آموزش، کسبوکار و حتی زندگی روزمره، نشان میدهد که چگونه تمرکز صرف بر حل پیامدها، ما را در چرخهای از واکنشهای تکراری و بینتیجه گرفتار میکند. در این کتاب، سه مانع اصلی بر سر راه تفکر بالادستی معرفی شده است: نخست، ندیدن یا نادیدهگرفتن مشکل و عادیانگاری آن؛ دوم، فقدان احساس مسئولیت و مالکیت نسبت به حل مشکل؛ و سوم، غرقشدن در کارهای روزمره و بیتوجهی به ریشهی مسائل. نویسنده با مثالهایی از شرکتها، مدارس و نظام سلامت، نشان میدهد که چگونه تغییر نگرش و ساختار میتواند به کاهش چشمگیر مشکلات منجر شود. همچنین، با طرح پرسشهایی مانند «چگونه میتوان موفقیت را در پیشگیری سنجید؟» یا «چه کسی باید مسئولیت حل مشکل را بر عهده بگیرد؟»، شنونده را به تفکر و اقدام فعالانه دعوت میکند. در نهایت، کتاب تأکید میکند که پیشگیری و حل ریشهای مشکلات نهتنها در سطح سازمانی و اجتماعی، بلکه در زندگی فردی نیز قابل اجراست و هر فرد میتواند با تغییر نگاه خود، سهمی در بهبود شرایط پیرامونش داشته باشد.
چرا باید کتاب بالادست را بشنویم؟
کتاب بالادست با ارائهی نمونههای واقعی و ملموس، به شنونده کمک میکند تا به جای واکنشهای فوری و سطحی، به دنبال راهحلهای ریشهای برای مشکلات باشد. این کتاب با طرح موانع ذهنی و ساختاری، نشان میدهد که چرا اغلب افراد و سازمانها به جای پیشگیری، به درمان پیامدها بسنده میکنند و چگونه میتوان این چرخه را شکست. شنونده با شنیدن این کتاب، با مفاهیمی مانند تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری و اهمیت همکاری جمعی آشنا میشود و میآموزد که چگونه میتوان با تغییر نگرش و ساختار، از بروز مشکلات جلوگیری کرد. همچنین، مثالهای متنوع از حوزههای مختلف، کاربردپذیری ایدههای کتاب را در زندگی روزمره و حرفهای بهخوبی نشان میدهد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی حل ریشهای مشکلات در زندگی شخصی، سازمانی یا اجتماعی دارند؛ به مدیران، سیاستگذاران، فعالان اجتماعی، معلمان و هر فردی که به دنبال پیشگیری از مسائل و بهبود پایدار است.
بخشی از کتاب بالادست
«شما و رفیقتان به گلگشت رفته و کنار رودخانهای اتراق کردهاید. ناگهان در مسیر آب فریادی میشنوید؛ کودکی دارد غرق میشود. هر دو نفرتان، درجا، در آب شیرجه میزنید، کودک را میگیرید و بهسمت کنارهٔ رودخانه شنا میکنید. هنوز نفس تازه نکردهاید که فریاد کمکخواهی کودک دیگری را میشنوید. دوباره دونفری در آب شیرجه میزنید تا او را هم نجات دهید. سپس کودک دیگری را میبینید که در آب دست و پا میزند... و همینطور کودکی دیگر... و بازهم کودکی دیگر. هردو از نفس افتادهاید. یکدفعه، میبینید دوستتان از آب بیرون زده و انگار دارد جمع میکند که برود. میپرسید، «کجا؟» پاسخ میدهد، «به بالای رودخانه میروم تا حساب این یارو را که دارد بچهها را در آب میاندازد کف دستش بگذارم.» این حکایت دربارهٔ سلامت عمومی است و برگرفته از ماجرایی که عموماً اصل آن را به اروینگ زولا نسبت میدهند. سال ۲۰۱۲ بود و رایان اونیل، رئیس گروه تجربهٔ مشتری وبسایت مسافرتی اکسپیدیا، مشغول بررسی دادههای مرکز تماس شرکت بود. یکی از آمارهایی که محاسبه کرده بود چنان پرت میزد که در کَتش نمیرفت. از هر ۱۰۰ نفر مشتریای که از طریق وبسایت اکسپیدیا سفر خود را رزرو کرده بودند، ۵۸ نفر برای دریافت خدمات پسازفروش به مرکز تماس زنگ زده بودند...
زمان
۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۱۴۹٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۰ ساعت و ۳۹ دقیقه
حجم
۱ گیگابایت, ۱۴۹٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
ندارد