با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بعد از من

دانلود و خرید کتاب صوتی بعد از من

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی بعد از من  نوشته  امیلی بلیکر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب صوتی بعد از من

کتاب صوتی بعد از من داستان جذابی از امیلی بلیکر است که پس از انتشار به فروش فوق‌العاده‌ای دست یافت. این داستان درباره رمزورازهای یک زندگی خانوادگی است که بعد از مرگ یکی از اعضا برملا می‌شود و تغییراتی عمیق در همه چیز ایجاد می‌کند. باورها، آنچه تا امروز ساخته‌اند و ...

نشر صوتی آوانامه این داستان را با ترجمه سوما زمانی و صدای امید تقوی منتشر کرده است. 

درباره کتاب صوتی بعد از من

بعد از من، داستانی از یک زندگی است که به مرور و با کمک زمان و البته برملا شدن رازهایی، به طور کامل زیر سوال می‌رود. 

لوک، همسرش، ناتالی ریچاردسون را از دست داده است. ناتالی بعد از مبارزه‌ای طولانی با سرطان از دنیا رفت و حالا لوک باید وظیفه و مسئولیت خاصی را علاوه بر وظایف دیگرش، قبول کند: زندگی با فرزندان کوچکش و اداره کردن زندگی بدون همسرش. بهرحال وقتی لوک از مراسم خاکسپاری همسرش به خانه برمی‌گردد در غم و اندوه عمیقی غرق شده است و بچه‌هایش نیز ناراحتند. اما لوک با نامه‌ای روبه‌رو می‌شود که ناتالی برای او نوشته است. نامه‌ای که روز اول بیماری‌اش نوشته است. 

لوک هر روز نامه‌ای پیدا می‌کند و این نامه‌ها اوایل کمک خیلی بزرگی به او هستند. اما کم‌کم و با گذر زمان چیزهایی که در نامه‌ها می‌خواند متعجبش می‌کند. به نظر می‌رسد رازهایی که او در نامه‌هایش نوشته است، تمام آن چیزی را که لوک و ناتالی درکنار هم ساخته‌اند، زیر سوال می‌برد... 

کتاب صوتی بعد از من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

شنیدن کتاب صوتی بعد از من را به تمام دوست‌داران دنیای ادبیات داستانی پیشنهاد می‌کنیم. 

درباره امیلی بیکر 

امیلی بلیکر یکی از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز است که با نوشتن کتاب بعد از من، به شدت مشهور و محبوب شد. او همراه با اعضای خانواده‌اش در حومه شیکاگو زندگی می‌کند و کارهای مختلفی مانند گیتار نواختن و آواز خواندن در رادیو را دوست دارد. کتاب دیگر امیلی بلیکر، آتش نامیرا نام دارد. 

بخشی از کتاب صوتی بعد از من

دو هفته طول کشید تا لوک آمادگی پیدا کند که به دختر دانشجو، جسی، اجازه دهد به خانه‌اش بیاید.

لوک از اینکه اجازه دهد کلایتون پس از یک نیم‌روز کاری در تختخواب با او استراحت کند و بچه‌های بزرگ‌تر خودشان را با پیتزاهای یخ‌زده و میوه سیر کنند، مشکلی‌نداشت. این چیزی نبود که ناتالی می‌خواست، اما چرا نباید لوک به روش خودش سوگواری کند، حتی اگر نمود این سوگواری خوردن غذاهای فراوری‌شده و اسنک‌هایی با طعم میوه باشد؟

این نوع سوگواری ادامه داشت تا اینکه یک روز، نامه‌ای چاپ‌شده به دستش رسید. این نامه بر روی یک قطعه کاغذ سخت چاپ شده بود و احساس غریبی از دریافت آن داشت. این‌بار او به جای خوشحالی از دریافت نامه، احساس وحشت کرد. آیا این زمانی است که ارسال نامه‌ها بالاخره به پایان می‌رسند؟ آیا در ورودی خانه فردا صبح نامه‌ای نخواهد بود؟ او انگشتان خود را بر روی کلمات تایپ‌شده کشید. این کلمات در جایی از نامه با یک قطره آب ـ یا شاید یک قطره اشک ـ پخش شده بودند.

روز ۳۴

لوک عزیزم

این نامه مثل نامه‌های قبلی نیست. دیگه برای نوشتن با دست خیلی انرژی ندارم. الان دیگه حقیقت رو می‌دونم. قرار نیست خیلی زنده بمونم. تو نمی‌خوای اینو باور کنی، که البته به نظرم یکم عجیب می‌آد، چون تو به معجزه اعتقاد نداری.

می‌تونم احساسش کنم. برای همین، الان وقتشه یه کارایی بکنم که بعد از رفتن من، زندگیت رو آسون‌تر کنه. نمی‌تونم امروز در مورد همه‌شون باهات حرف بزنم ـ کارهای زیادی هست. ولی یه کسی هست که باید بیشتر در موردش باهات حرف بزنم ـ جسی فراگا۳۰.

امیدوارم تا حالا حداقل با اسمش و نظرم در مورد جسی آشنا شده باشی. نمی‌دونی چه حسی داره که ببینی داری بچه‌هاتو بدون اینکه بخوای ترک می‌کنی. تنها چیزی که می‌تونه خیالتو یکم راحت کنه اینه که بدونی آدمایی هستن که می‌خوان بهت کمک کنن شکاف‌هایی که بعد از تو می‌مونن، پُر بشه. جسی، یکی از این آدم‌هاست.

من اونو تقریباً یک سال پیش وقتی برای ادامه تحصیل برگشتم دانشگاه دیدم. دانشجوی لیسانس آموزش دوره ابتدایی بود. الانم هست. ما عادت داشتیم باهم روی یکی از نیمکت‌های خوشه‌ای دانشگاه مطالعه کنیم. هیچ‌وقت اونو بدون هدفون و یک تیشرت مدل برادوی ندیدم. فکر می‌کردم دانشجوی رشته تئاتره، تا اینکه یک روز کتاب‌های ریاضیشو دیدم و ازش پرسیدم اون هم تو رشته من تحصیل می‌کنه یا نه. همین برای آشنایی‌مون کافی بود. خیلی زود باهم دوست شدیم.

جسی، از خیلی جهات یک دختر ۲۱ ساله معمولیه، اما اون زندگی سختی داشته و باهاش جنگیده. خدا رو شکر بیماریش سرطان نیست، اما اون می‌دونه چه حسی داره که بدنت خودش رو تخریب کنه. مشکل جسی، کلیه‌هاشه. اون از بچگی با بیماری مزمن کلیه زندگی کرده. من فکر می‌کنم جسی می‌تونه یک نماد عالی از استقامت برای بچه‌ها باشه.

من چیزای بیشتری باید درباره جسی بهت بگم، ولی الان کافیه همینو بدون که اون خیلی برای من مهمه. اون واسه تکالیف بچه‌ها و درست کردن شام بهت کمک می‌کنه. لطفاً، اگر قراره فقط به یکی از درخواست‌هایی که ازت دارم عمل کنی، جسی رو استخدام کن. اون خیلی خاصه. دوستت دارم. خیلی متأسفم که همه‌چی این‌طور تموم شد. این انصاف نیست.

با عشق،

ناتالی

نظری برای کتاب ثبت نشده است

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۱۵ ساعت و ۵۶ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۳۱۵٫۷ مگابایت
زمان۱۵ ساعت و ۵۶ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۱۳۱۵٫۷ مگابایت