با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
چرا شد محو از یاد تو نامم؟

دانلود و خرید کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟

۴٫۱ از ۷ نظر
۴٫۱ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟  نوشته  افسانه نجم‌آبادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟

کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟ اثری از افسانه نجم آبادی با ترجمه شیرین کریمی است. در این کتاب مجموعه مقالاتی را می‌خوانیم که نویسنده در طول سال‌ها در نشریات مختلف فارسی و انگلیسی منتشر کرده است و همگی آنان به نوعی به زنان می‌پردازد.

درباره کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟

کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟ مجموعه مقالاتی از افسانه نجم آبادی، پژوهشگر حوزه مطالعات زنان است که در طی سال‌ها در نشریات مختلف فارسی و انگلیسی منتشر شده است. 

مقالات این کتاب را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: دسته اول بررسی تاریخ از دیدگاهی متفاوت است: دیدگاهی که زن در آن حاشیه نشین و غایب نیست، بلکه حضور فعال و نقش پررنگی دارد. برای این کار او به سراغ منابع تاریخی معاصر مانند جنبش مشروطه رفته با بررسی اسناد و مدارک به جا مانده، نقش زنان را بازخوانی می‌کند. 

دسته دوم مقالات بررسی روایت‌هایی محبوب و مشهور مانند هزار و یک شب، یوسف و زلیخا و بامداد خمار است. نجم آبادی درباره این داستان‌ها اینطور می‌گوید: مضامینی که در این کتاب‌ها به نگارش درآمده است، بیش از آنکه به میل زن توجه داشته باشند، از مکر زنان نوشته‌اند و این نوعی خیال بافی کهن مردانه است.

کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

خواندن کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟ را به تمام دوست‌داران مطالعات زنان و جامعه‌شناسی پیشنهاد می‌کنیم.

درباره افسانه نجم آبادی 

افسانه نجم آبادی در دی‌ماه سال ۱۳۲۵ در تهران به دنیا آمد. او نوه شیخ هادی نجم آبادی روحانی تجددخواهی است که در جنبش مشروطه نقش داشته است. افسانه نجم آبادی در حال حاضر نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه هاروارد در رشته مطالعات زنان، جنسیت و تاریخ (به ویژه مطالعات تاریخی در قرن نوزدهم میلادی در ایران) است.

از میان آثار او می‌توان به کتاب‌های حکایت دختران قوچان، زنان سیبیلو و مردان بی‌ریش، چرا شد محو از یاد تو نامم؟ و  زن‌های چهارفصل اشاره کرد. 

بخشی از کتاب چرا شد محو از یاد تو نامم؟

با آغاز قرن بیستم هنگامی که نسل بعد به مسئله عشق، میل جنسی و ازدواج توجه نشان داد، دو ژانر  بیش از دیگر  سبک‌های ادبی محبوبیت یافت: اول، داستان‌های عاشقانه «پاک» (بدون اشاره به روابط جنسی) که با تعهد به الزامات اصلاحی، سیاسی و ملی و با چنین انگیزه‌های نوشته می‌شدند؛ و دوم، داستان‌هایی اخلاقی با مؤلفه‌های جنسی که در مورد فساد شهری و مردان سودجو هشدار می‌دادند، مردانی که در بستر اجتماعی جدید که مبتنی بود بر روابط زنان و مردان غریبه از زنان جوان و خام (زنانی که اغلب از مهاجران روستایی بودند) سوءاستفاده می‌کردند. این نوع داستان‌ها در بسیاری از جراید نوظهور به‌شکل دنباله‌دار منتشر می‌شد و همان‌گونه که کامرون امین به‌درستی استدلال می‌کند، هر دو ژانر در سنت ادبیِ تعلیمی ایرانی‌اسلامی وجود داشته است. این‌گونه داستان‌ها در صدر داستان‌های عبرت‌آمیز، خواه سیاسی یا اخلاقی، بوده‌اند.

منطق رواییِ هر دو ژانر بر پایه داستان‌های عشقی تراژیک بود. در داستان‌های سیاسی‌فرهنگی، مثل عروسی مهرانگیز و داستان رقت‌انگیز، عشق رمانتیک در قالب تراژدی دست‌مایه نقدی مدرن قرار می‌گرفت که در آن نویسندگانِ تجددخواه، با آوردن شواهد سیاسی و فرهنگی، احتمالِ پایانی خوش را برای عشق رمانتیک بعید می‌دانستند و موانعی را بر سر راه پیوند زن و مرد متجدد ایدئال برمی‌شمردند. این موانع عبارت بودند از تصورات کلی موجود درباره ازدواج، نظارت والدین بر انتخاب همسر، روابط و انتظارات میان زن و مرد، فقدان آموزش مدرن برای زنان و اختیارات نامعقولی که دین و حکومت به مردان می‌دادند، که همه از شیوه‌های حکومت‌های خودکامه برای اعمال سلطه‌شان بود. بدین‌ترتیب ناکامی در میل جنسی در این متون در خدمت برانگیختن نوع متفاوتی از میل در خواننده به کار گرفته می‌شد: میل به تغییرات و دگرگونی‌های فرهنگی و سیاسی. نویسندگان در تحریک‌های تجددخواهانه‌شان با پایان‌های تراژیکِ این داستان‌ها فرجام‌هایی خوش را در آینده پیش‌بینی می‌کردند. در صورت برکناری حکومت مستبد، اصلاح نظام آموزشی و حقوقی یا تحولات فرهنگی در حوزه جنسیت و تمایلات جنسی می‌شد این داستان را با پایانی خوش از نو نوشت. از این  رو این پایان‌های تراژیک امکان خوشبختی را نیز در دل خود داشتند.

در ژانر دوم، یعنی رمان‌های اخلاقی، مردهایی سنگدل با هدف برقراری رابطه جنسیِ نامشروع از اشتیاق زنان جوان ساده‌لوح برای داشتن رابطه عاشقانه سوءاستفاده می‌کردند. یکی از اولین داستان‌هایی که در این ژانر نوشته شد داستان عروسی مهرانگیز به قلم یحیی میرزا اسکندری بود. داستان عشق دروغین، و چنان‌که خود نویسنده می‌گوید، تراژدی در چهار مجلس، در سال ۱۲۸۸ شمسی نوشته شد و در سال ۱۳۰۲ شمسی، پس از مرگ نویسنده، در مجله جمعیت نسوان وطن‌خواه در قالب داستان دنباله‌دار منتشر شد. این داستان، که گویا در نوبت اول با عنوان درخورِ توجه ازدواج اجباری منتشر شده بود، برای دومین  بار منتشر می‌شد. اسکندری در مقدمه می‌نویسد که تنها هدفش از نوشتن این نمایشنامه «نشان  دادن ظلم و ستم‌هایی است که مردهای شهوت‌ران بر زنان این کشور روا می‌دارند، زنانی که معلم‌های کودکان وطن و پایه‌گذار تمدن هستند.» در همین مجله، داستانی کوتاه از نویسنده‌ای به نام ساسان کیا آرش به اسم «سوگواری دختر بدبخت» منتشر شد. در این داستان دختر جوان زیبایی عاشق مرد جوان شهوت‌رانی می‌شود و با او ازدواج می‌کند. مرد پس از شش ماه دختر را ترک می‌کند، اکنون دختر طلاق گرفته است و از خود می‌پرسد حالا که او تنها هدیه طبیعت، یعنی بکارتش، را از دست داده است آیا زندگی ارزش زیستن دارد. تصمیم در مورد ارزش زندگی دختر  بر عهده نویسنده است: داستان با خودکشی دختر به پایان می‌رسد...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
فاطمه
۱۴۰۰/۰۳/۲۶

یکی از بهترین کتاب هایی که در زمینه ی تحلیل گفتمان و فمنیسم خوندم عالی بود خیلی از پیش فرض های تثبیت شده راجع به زنان را به چالش می کشه

Tara
۱۳۹۹/۱۲/۲۴

کد پنجاه درصد تخفیف اشتراک بینهایت S99EASTJBR8M6

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۵)
از اول عمر تا حال بسیار در بَر و بحرِ ممالک اتفاق افتاده بود برای بنده، ولی بدنِ بنده به لرزه نیامد و امروز به لرزه آمد، اشکال بر کمسیون (که پیش‌نویس طرح پیشنهادیِ قانون انتخابات را تهیه کرده بود) اینکه اولاً نباید اسم نسوان را در منتخبین برد، که از کسانی که حق انتخاب ندارند نسوان هستند، مثل اینکه بگویند از دیوانه‌ها نیستند، سُفَها نیستند، این اشکال است بر کمسیون... برهان این است که امروز ما هر چه تأمل می‌کنیم می‌بینیم خداوند قابلیت در اینها قرار نداده است که لیاقت حق انتخاب را داشته باشند. مستضعفین و مستضعفات و آنها از آن نمره‌اند که عقول آنها استعداد ندارد و گذشته از اینکه در حقیقت نسوان در مذهبِ اسلامِ ما در تحتِ قیمومیت‌اند، الرجالُ قوامونَ علی النساء، در تحت قیمومیت رجال هستند و مذهب رسمی ما اسلام است، آنها در تحت قیمومیت‌اند. ابداً حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن‌ها را بکنند. (۱۲)
pedygonzales
«مگر  نشنیدید که دولت و ثروت و قدرت و حرمت ملی از دست رفته؟... مگر  نمی‌شنوید فریاد مظلومان را از دست حُکّام ظالم؟ مگر نمی‌دانید امسال پانصد نفر  دختر  ایرانی به ترکمان فروخته شده؟ مگر خبر ندارید که هرساله کرورها مردم ایران به روسیه و عثمانی و هند می‌روند و رعیّتِ خارجه می‌شوند؟»(۵)
zsmirghasmy
بنا  به روایت عین‌السلطنه، در روضه‌خوانی‌ها و تعزیه‌های ماه‌های محرم و صفر همواره جمعیت زنان بیشتر بود، چون «مردها کار دارند». عین‌السلطنه در شرح تعزیه‌های ماه رمضان نیز می‌نویسد: همهٔ شب هم تعزیه می‌خوانند. اما اغلب به مضحکه نزدیک‌تر است تا تعزیه. نمی‌دانم طهران چقدر زن دارد. تمام این مساجد و بازارها و خانه‌ها مملو از زن است. بعضی‌ها روزی دوسه جا می‌روند. می‌گویند شب تعزیه بیشترِ  جمعیت زن است. اصل بنای تعزیه هم محض تماشای زن‌هاست.
pedygonzales
ترکیب دخترفروشی با خصومت شیعه و سُنی (در این غائله قبایل ترکمان سُنی‌مذهب بودند و بخش زیادی از جماعت دهقانان قوچان شیعه بودند)(۱۸)، همچنین با کشمکش‌های میان روستاییان یکجانشین و قبایل غارتگر، با تمایز میان قوم فارس و اقوام غیرفارس، و بردن دختران به آن‌سوی مرز و فروش آنها به ارامنه، که غیرمسلمان بودند. با گرد  آمدن همهٔ این مضامین در کنار هم، دختران قوچان به «دختران ایرانی» تبدیل شدند و از ناموس خانوادگی، آنچه متعلق به پدر و برادر و همسر بود، به «ناموس ملی»، آنچه متعلق به «برادران وطنی» بود.
fuzzy
این تنزل، که در  پی آن زلیخا بدل به ابژهٔ میل یوسف می‌شود، در واقع به‌درستی به ما یادآوری می‌کند که در تمام نسخه‌های متنوع موجود از این داستان، از جمله نسخهٔ جامی، زلیخا ساخته‌وپرداختهٔ میل دگرجنس‌خواه مردانه و خیال‌پردازی مردانه است. عاملیت زلیخا عاملیت زنی است که ساخته‌وپرداختهٔ خیال و قلم مرد است. با همهٔ اینها، کدام مرد دگرجنس‌خواه است که میل نداشته باشد محبوب زنی قدرتمند، ثروتمند، زیبا و جوان مانند زلیخا باشد و بیشتر از آن، محبوب تمام زنان شهر که به‌محض دیدنش او را فرشته بخوانند و دست را از ترنج بازنشناسند و تک‌به‌تک تلاش کنند او را اغوا کنند؟ این موضوع دلیل دیگری است برای آنکه در تفسیر بوحدیبه با شک و تردید بنگریم. داستانِ یوسف و زلیخا به هیچ روی دربارهٔ میل جنسی زنانه نیست، بلکه دربارهٔ میل جنسی زنانه‌ای است که مطلوب میل مرد دگرجنس‌گراست، مطابق با تصورات او.
fuzzy
علاوه  بر این وطن مفهومی تنانه پیدا کرد: به‌ویژه در بدن زنانه تجسم یافت، سوژهٔ میل جنسی در ادبیات کهن در باب عشق، همچون معشوقی که می‌شود به او عشق ورزید و از او محافظت کرد و به دفاع از او برخاست و در راهش جنگید و جان داد. (۱۴) این امر به رواج مفاهیم جدید «وطن‌پرستی» و «وطن‌دوستی» منجر شد و همچنین کل گفتمان محافظت از زن، به‌منزلهٔ بدنی که در برابرِ توطئه‌ها، نفوذ و تعدی عوامل خارجی نیاز به محافظت دارد، و همچنین مفهوم دفاع از ناموس در خدمت میهن‌پرستی درآمد. این «بی  آبرویی» مردانی را در  پی داشت که نتوانستند از ناموسشان، بدن زنانهٔ وطن، دفاع کنند (۱۵). بنابراین در این بستر میهن‌پرستانه، وطن‌فروشی بارِ جنسیتی نیرومندی پیدا کرد و به فروش زنانی که بنا بود تحت حمایت مردان باشند، زنان و دخترانِ مردان، پیوند خورد.
fuzzy
عمل لذت  بردن و متأثر شدن از متن عملی همگانی و غیرجنسیتی و غیرزمانمند نیست. چنین لذتی به‌طور ضمنی با دلالت‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی همراه است؛ و اینجا این پرسش طرح می‌شود که چه‌چیزی به لذت خواندن شکل می‌بخشد، چه چیزی باعث می‌شود خوانندگانِ زن مختلف، خوانندگانی از طبقات مختلف از متنی لذت ببرند و مورد پسندشان واقع شود. وقتی ازدواج شما با شکست مواجه می‌شود انتخاب اینکه همسر دوم باشید یا به معلمی روی بیاورید یا دیگر مشاغل تنها یکی از انواعِ میراث‌های مدرن است.
fuzzy
به  تاراج  رفتن دختران قوچان از دامان خانوادهٔ پدری و از آغوش مادر وطن هرگز جبران نشد، که شاید تصادفی نبود؛ این موضوع جبران‌ناپذیر بود. در فرهنگ غالب آن زمان (و شاید هنوز هم)، به یک معنا «ناموس از دست رفته»، آبروی ناموسی، بازیافتنی نیست؛ چون آبِ رفته که به جوی بازگشتنی نیست. شاید از همین رو، اگرچه پیگیری ماجرای دختران قوچان از لحاظ تشخیص مقصر اهمیتی ملی و کم‌نظیر یافت، به نتیجه نرسیدن این پیگیری بی‌ارتباط با این معضل فرهنگی نبوده باشد. دختران ازدست‌رفته «پس‌گرفتنی» نبودند. شاید بتوان گفت که «آمال پنهانی»، حتی پنهان از خودِ خانواده‌های آنان، و «آرزوی قلبی ملت» نیافتن آنان بود. شاید از  یاد  بردن «دختران» (و حکایت آنان) پیوندی با این بار متضاد فرهنگی «ناموس از دست رفته» داشت؛ پیگیری این ماجرا و تلاش برای یافتن مقصران نهایت غیرت ملی بود؛ ولی با دخترانِ بازیافته (اگر باز می‌یافتندشان) ملت چه می‌توانست کرد؟ در بازگشت، آنان نماد «بی‌آبرویی ملی» می‌شدند
fuzzy
در خوانش تمثیلی او، درون‌مایهٔ اصلی رمان که داستانِ عشقی پرشور و ناهم‌کُفو  بودن به‌لحاظ اجتماعی است به داستانی متفاوت بدل می‌شود، داستانی دربارهٔ عشق پرشور نسلی از ایرانیان مدرن که می‌خواهد تمایلات مدرنیستی‌شان را با اسلام‌گرایی درآمیزند. در این خوانش، انقلاب سال ۱۳۵۷ ازدواجی ناممکن و گناه‌آلود است که مقدر بود به ناکامی و سرخوردگی بینجامد. همان‌طور که محبوبه از شور و اشتیاقش می‌گوید: «اگر بشود کاغذ را با پارچه پیوند زد می‌توان خون اشرافی پدرم را نیز با خون عامیانهٔ رحیمِ نجار مخلوط کرد. فکرش هم گناه بود. فکرش هم جنون بود.» علی فردوسی انقلاب را همچون تلاشی گناه‌آلود و دیوانه‌وار برای در کنار هم قرار دادن دو جهانِ فرهنگیِ جمع‌ناشدنی و متمایزِ سنت و مدرنیته در نظر می‌گیرد، دو جهانی که بیش از یک قرن است در ایران با یکدیگر در کشمکش و جدال‌اند. به تعبیر علی فردوسی، بامداد خمار این دوگانگی فرهنگی را نشان می‌دهد و بر بیهودگی تلاش‌ها در  جهت پروژهٔ اتوپیایی وحدت ملی صحه می‌گذارد
fuzzy
سید علی شوشتری که بیشتر به‌دلیل مخالفتش با مدارس دخترانه در سال‌های مشروطه شهرت یافته بود در دههٔ بعد نیز در موعظه‌های خود در ذمّ مدارس و وضعیت زنان نیز  نطق می‌کرد: از مدرسه‌ها گفت. بچه می‌گوید آ، ب. مثل بره که صدا کند درس می‌خواند و صدا می‌کند. مردم خنده کردند. آن‌وقت رفت توی کوک زن‌ها که خانم‌ها اول جوراب سیاه به‌جای چاقچور پوشیدند، بعد یواش‌یواش گلی شد، زرد شد، آبی شد، سینه‌ها باز شد، دست‌ها بالا رفت، طوری‌که من پیرمرد هم آنها را می‌بینم یک چیزیم می‌شود. شهر نو درست کردند. آزاد، خواب، راحت. مردم خیلی خنده کردند. (۳۹)
محمد طاهر پسران افشاریان

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۷۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۸۹,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۹/۳۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۶۳-۱۲-۴
تعداد صفحات۳۷۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۸۹,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۰۹/۳۰
شابک۹۷۸-۶۲۲-۶۸۶۳-۱۲-۴