با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
فلسفه تنهایی

دانلود و خرید کتاب فلسفه تنهایی

۳٫۸ از ۵ نظر
۳٫۸ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب فلسفه تنهایی  نوشته  لارس اسوندسن  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه

معرفی کتاب فلسفه تنهایی

کتاب فلسفه تنهایی اثری از لارس اسونسن با ترجمه خشایار دیهیمی است. این کتاب به شما کمک می‌کند تا ماهیت تنهایی را بشناسید و با واقعیت خودتان روبه‌رو شوید. واقعیتی که به اندیشیدن و شناختن دوباره خودتان و گسترش درکتان از مفهوم تنهایی منجر می‌شود. 

درباره کتاب فلسفه تنهایی

تنهایی چیست؟ چه کسانی به آن مبتلا می‌شوند؟ چرا حس تنهایی بروز پیدا می‌کند و پدیدار می‌شود جا خوش می‌کند و بعد ناپدید می‌شود؟ آیا تنهایی به همان ترسناکی و دردآوری است که رسانه‌ها نشان می‌دهند؟ احساس تنهایی که وحشتناک و دردناک است، با خود تنهایی متفاوت است؟ یا می‌توان آن را و شناخت آن را دلچسب دانست؟ از این جهت که ما را به شناخت از خودمان برساند و به ما کمک کند تا به جایگاه خودمان در جهان هستی پی ببریم؟ 

لارس اسونسن در کتاب فلسفه تنهایی درباره این مفاهیم صحبت می‌کند. او تنهایی و تفسیر غلطی را که از آن داشته است، اینطور تعبیر می‌کند که «تقریبآ هرآنچه گمان می‌بردم درباره تنهایی می‌دانم خلاف از آب درآمد. گمان می‌بردم مردها تنهاتر از زن‌ها هستند، گمان می‌بردم آدم‌هایی که احساس تنهایی می‌کنند منزوی‌تر از بقیه آدم‌ها هستند. فکر می‌کردم رسانه‌های اجتماعی چون جایگزین معاشرت‌های عادی شده‌اند آدم‌ها را تنهاتر کرده‌اند. و البته فکر می‌کردم احساس تنهایی را، با آنکه پدیده‌ای ذهنی است، در بستر محیط اجتماعی بهتر می‌توان درک کرد تا با پرداختن به خصلت‌های فردی. علاوه بر این، فکر می‌کردم این افزایش ربط مستقیمی به فردگرایی مدرن متأخر دارد و در جوامع فردگرا نرخ تنهایی بالاتر از جوامع جمع‌گرا است.»

اما پس از اینکه به این پژوهش مشغول شد، تنهایی به مفهوم دیگری بدل شد که البته نتیجه‌اش را می‌توان در این کتاب خواند. در حقیقت هرچند احساس تنهایی می‌تواند به مساله‌ای حاد و جدی بدل شود که تاثیرات بسیاری بر زندگی افراد دارد، اما در عین حال تنهایی به خودی خود می‌تواند باعث شود تا به درک و دریافت جدیدی از جهان برسیم. 

کتاب فلسفه تنهایی را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

فلسفه تنهایی اثری جالب و خواندنی است که به مخاطبان در شناخت این پدیده کمک می‌کند. علاقه‌مندان به مطالعات فلسفی و مطالعات مربوط به زندگی را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم. 

درباره لارس اسونسن 

لارس اسونسن (Lars Svendsen) در سال۱۹۷۰ در نروژ متولد شد. او فیلسوف و استاد دپارتمان فلسفه در دانشگاه برگن (University of Bergen) است. کتاب‌ها و مقاله فلسفی او تا به حال به ۲۲ زبان دنیا ترجمه شده‌اند و از میان آن‌ها می‌توان به کتاب‌های فلسفه تنهایی، فلسفه ترس، فلسفه ملال و کار اشاره کرد. 

درباره خشایار دیهیمی 

خشایار دیهیمی ۲۰ آبان‌ ۱۳۳۴ در تبریز متولد شد. پدر او، نصرالله دیهیمی، دانش‌آموخته تعلیم و تربیت و استاد دانشگاه و مترجم بود. برادرش، ایرج دیهیمی، پزشک است. او با رویا رضوانی که مترجم است ازداوج کرد و دخترشان، نازنین دیهیمی، هم مترجم و ویراستار بود. نازنین دیهیمی در سال ۱۳۹۶ از دنیا رفت. 

خشایار دیهیمی بیش از ‌صد و بیست ترجمه و ویراستاری انجام داده است. او فلسفه سیاسی تدریس می‌کند و با نشریات و مجله‌ها همکاری مستمر و نزدیک دارد. دیهیمی عضو کانون نویسندگان ایران است و به فعالیت‌های مدنی و اجتماعی مشغول است. در چهارمین جشن ملی مترجمان، دیهیمی از سوی مخاطب‌های فلسفه و ادبیات به عنوان مترجم محبوب معرفی شد.

بخشی از کتاب فلسفه تنهایی

از تنهایی تعاریف گوناگونی به‌دست داده‌اند، اما یک چیز در همه این تعاریف مشترک است: حس درد یا اندوه از جدا یا تنها ماندن و احساس عدم نزدیکی به دیگران. اکثر تعاریف گونه‌هایی از همین ویژگی‌های اساسی هستند. اما در چنین تعاریفی گفته نمی‌شود که احساس تنهایی علتی درونی دارد یا بیرونی و آیا این احساس ناشی از سرشت خود فرد است یا محصول شرایطی که در آن زندگی می‌کند. در نقطه مقابل هم، هیچ فایده‌ای ندارد که از تنهایی تعریفی براساس فقدان حمایت اجتماعی و این‌قبیل چیزها به‌دست داده شود، چون خیلی‌ها هستند که از حمایت اجتماعی لازم، یا همان درکی که ما از آن داریم، برخوردارند، اما از تنهایی مزمنی رنج می‌برند. از طرف دیگر، عده زیادی هستند که از حمایت اجتماعی کافی بهره‌ای ندارند ولی درعین‌حال گرفتار تنهایی هم نیستند. بله، رابطه‌ای آماری میان حمایت اجتماعی و تنهایی برقرار هست، اما این رابطه‌ای ضروری نیست، و بنابراین باید از تنهایی تعریفی مبتنی بر تجربه‌ای ذهنی به‌دست داد و نه مبتنی بر متغیرهای عینی نظیر فقدان حمایت اجتماعی و غیره.

اگر بخواهیم نوعآ بگوییم، افرادی هستند که همه اوقاتشان را در «تنها» یی به‌سر می‌برند بی‌آنکه احساس «تنهایی» کنند و از آن رنج ببرند، و دیگرانی هستند که سخت احساس «تنهایی» می‌کنند هرچند اکثر اوقات در احاطه دوستان و خویشانشان هستند. درواقع، یک شخص معمولی تقریبآ هشتاددرصد اوقات بیداری‌اش را در کنار دیگران سپری می‌کند.  این مطلب حتی در مورد افرادی هم که احساس تنهایی می‌کنند صادق است. اگر آن گروهی را که در نظرسنجی‌های گوناگون می‌گویند «اغلب» یا «اکثر اوقات» احساس تنهایی می‌کنند با گروهی مقایسه کنیم که در نظرسنجی‌ها می‌گویند اصلا احساس تنهایی نمی‌کنند می‌بینیم فرقی بین این دو گروه از نظر زمان‌هایی که تنها هستند وجود ندارد. یکی از پژوهشگران با بررسی چهارصد مقاله‌ای که درباره تجربه تنهایی نوشته شده‌اند به این نتیجه رسیده است که هیچ ارتباطی میان میزان تنهایی فیزیکی و شدت احساس تنهایی وجود ندارد. به همین دلیل، می‌توان گفت شمار آدم‌هایی که فرد را احاطه کرده‌اند هیچ ربطی به احساس تنهایی ندارد. اما بنا بر برخی شاخص‌ها شدیدترین احساس تنهایی در موقعیت‌هایی ظهور و بروز پیدا می‌کند که فرد در میان جمع است. تنها بودن و تنهایی چه از نظر منطقی و چه از نظر تجربی ربطی به هم ندارند.

در گزارش‌های خبری درباره تنهایی، خصوصآ در ایام تعطیلات، مثلا کریسمس و ایستر بیشتر افرادی را مطرح می‌کنند که هم تنها هستند و هم احساس تنهایی می‌کنند. همین باعث می‌شود این حس در ما به‌وجود بیاید که این افراد به این دلیل احساس تنهایی می‌کنند که تنها هستند. درواقع این مطلب به‌نظر منطقی می‌آید. بی‌تردید وقتی پای سالخوردگانی در میان است که همسرشان را از دست داده‌اند به‌نظر کاملا روشن و واضح می‌آید که احساس تنهایی آنها عمدتآ مربوط به تنهاماندنشان است. بااین‌همه، این نتیجه‌گیری که افرادی که هم تنها هستند و هم احساس تنهایی می‌کنند به دلیل تنهاماندنشان است که احساس تنهایی می‌کنند عجولانه است. درواقع، شاید در بسیاری از موارد برعکسش به حقیقت نزدیک‌تر باشد. چنان‌که خواهیم دید، افرادی که احساس تنهایی می‌کنند ویژگی‌هایی شخصیتی دارند که بر توانایی‌شان برای برقرار کردن ارتباط با دیگران اثر می‌گذارد. بنابراین، نمی‌توان براساس شمار افرادی که در دوروبر فرد هستند درباره احساس تنهایی آن فرد گمانه‌زنی کرد، بلکه به‌عکس گمانه‌زنی ما باید بر این اساس باشد که آیا دادوستدهای اجتماعی فرد میل او به برقرار کردن ارتباط با دیگران را ارضا می‌کند یا خیر؛ یعنی آیا فرد دادوستدهای اجتماعی‌اش را معنادار می‌انگارد یا نه. تنهایی پدیده‌ای ذهنی است. ما وقتی احساس تنهایی می‌کنیم که روابط رضایت‌بخشی با دیگران نداریم، حال چه به این دلیل که روابطمان اندک است چه به این دلیل که روابط فعلی‌مان عاری از آن نزدیکی مطلوبمان است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۲)
Amin D
۱۳۹۹/۱۱/۲۶

چه اتفاق ناخوشایندی که آقای دیهیمی مدیریت پروژه یک مجموعه کتاب را در نشری می‌پذیرند و بعد از مدتی آن پروژه را با ناشر دیگری ادامه می‌دهند و حال می‌بینیم که یک عنوان کتاب را هر دو ناشر در همین

- بیشتر
نرگس
۱۳۹۹/۱۲/۰۷

این ترجمه و ترجمه ی دیگری که از این کتاب در طاقچه هست رو مقایسه کردم و پیشنهاد میکنم این ترجمه رو بخونید چون به مراتب روان تر و شیوا تر هست. درمورد خود کتاب هم باید بگم هنوز هنوز کتاب

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۳۰)
ما برخی احساسات را شرم‌آور می‌دانیم و دلمان نمی‌خواهد پیش دیگران اعتراف کنیم که چنین احساسی داریم. غالبآ این احساسات را حتی از خودمان هم پنهان می‌کنیم. تنهایی ازجمله همین احساسات است که شرم‌آور دانسته می‌شوند.
hadi_mn97
تنهایی ما را به نحوی معنادار و اثربخش از دیگران جدا نگه می‌دارد، اما درست به‌همین‌ترتیب ما را از خودمان هم جدا می‌اندازد، از آن جنبه‌هایی از وجود خودمان که فقط در ارتباط و پیوند با دیگران است که هستی می‌یابد و رشد می‌کند. استندال می‌نویسد: «در خلوت و انزوا به هر چیزی می‌توان دست یافت غیر از شخصیت».
hadi_mn97
در خلوت و انزوا نمی‌شود «انسان» شد.
پروا
فقط کسی که قدرت دوست داشتن و عشق ورزیدن دارد می‌تواند احساس تنهایی کند. از سوی دیگر، شاید پربیراه نباشد که بگوییم فقط کسی که می‌تواند احساس تنهایی کند می‌تواند عشق بورزد یا دوست کسی باشد.
hadi_mn97
برای آنکه فرد را بتوان در زمره افرادِ «تنها» به حساب آورد، خود آن فرد باید تنهایی‌اش را، که یک احساس معین است، احساس کند. این احساس نوعی احساس غم است. ما ممکن است گمان کنیم تنهاییم بی‌آنکه واقعآ تنها باشیم، اما اگر واقعآ نباشیم احساس تنهایی نمی‌کنیم. میزانِ احساس تنهایی افراد مطلقآ بستگی به حس و حالتِ عاطفی افراد دارد، و مطلقآ مستقل از همه دیگر عوامل عینی نظیرِ انزوای اجتماعی یا داشتن دوستان و خویشان معتمد و نزدیک است.
hadi_mn97
افرادی که احساس تنهایی می‌کنند احساس حقارت نیز دارند و خودشان را کمتر جذاب و از نظر اجتماعی نالایق می‌دانند. در آنها، در قیاس با افراد غیرتنها، شکاف عمیق‌تری میان آنچه هستند و آنچه می‌خواهند باشند وجود دارد.
hadi_mn97
در نروژ و دانمارک، اکثریت قابل توجهی از شهروندان معتقدند که می‌توان به اکثر آدم‌ها اعتماد کرد، حال‌آنکه در برزیل و ترکیه یک نفر از ده نفر به چنین چیزی اعتقاد دارد.
hadi_mn97
تنهایی، یعنی درواقع احساس تنهایی، حاکی از این است که ما روابطِ اجتماعی ارضاکننده‌ای نداریم و این حس دردناک وقتی دردناک‌تر می‌شود که برای دیگران هم بیان شود. تنهایی احساسی است که ما پنهانش می‌کنیم. ما می‌توانیم این احساس را حتی از خودمان هم پنهان کنیم.
hadi_mn97
هانا آرنت در تحلیل خویش از توتالیتاریسم سیاسی سخنی هم از تنهایی به میان می‌آورد. توتالیتاریسم فضای تعامل آزادانه میان افراد را از میان می‌برد. توتالیتاریسم فضای اجتماعی و معاشرتی را ویران می‌کند و بنابراین تمایز میان فضاهای خصوصی را هم نابود می‌کند. این نوعی از تنهایی سازمان‌یافته است.
hadi_mn97
یکی از عوامل اصلی در میزان احساس تنهایی افراد، کشوری است که در آن زیست می‌کنند. این مسئله تأثیری بیش از مسئله سن در احساس تنهایی دارد. در اروپا، شهروندان اروپای شرقی آشکارا تنهاتر از بقیه هستند، حال‌آنکه مردمان اروپای شمالی بسیار کمتر از بقیه احساس تنهایی می‌کنند. (۱۲) همچنین، درصد احساس تنهایی در میان مردمان اروپای جنوبی، نظیر مردمان ایتالیا، یونان و پرتغال بسیار بالاتر] از کشورهای اسکاندیناوی[است. مردمان کشورهای اسکاندیناوی در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی از نظر احساس تنهایی بسیار متمایز هستند و شیوع تنهایی در میان آنان بسیار کمتر است و البته دامنه تغییر آن در میان گروه‌های سنی مختلفِ مردمان این کشورها نیز بسیار محدودتر است.
hadi_mn97

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۴۰ صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۱/۱۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۹۰-۰۷۹-۹
تعداد صفحات۲۴۰صفحه
قیمت نسخه چاپی۴۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۱/۱۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۴۹۰-۰۷۹-۹