
Dot
۲۵۷
کسانی که احساس تنهایی میکنند بیشتر خودشان دلشان میخواهد که تنها باشند چون حاضر نیستند هزینههای روحی و روانی آمیختن با بقیه آدمها را بپردازند. آنها نوعی حساسیت به افراد دیگر دارند و بیش از اندازه از دیگران متأثر میشوند.
Colorful Dark ( starr )
۱۵۰
درد وقتی شدید میشود جهان و زبان ما را ویران میکند. درد کلام را خرد میکند و آدم حتی از گفتن آن هم عاجز میشود.
Colorful Dark ( starr )
۱۲۲
یک دوگانگی یا تضاد در وجود ما هست که ما را، هم بهسوی دیگران میکشاند، چون نیازمندشان هستیم و هم ما را پس میراند چون نیازمند حفظ فاصله از دیگران هستیم و میخواهیم به حال خودمان باشیم.
مهدی
۱۱۲
تنهایی، چه از نظر منطقی چه از نظر تجربی، ربطی به تنها بودن ندارد. آنچه درباره تنهایی مهم است شمار افرادی نیست که دوروبر آدم هستند، بلکه احساسی است که فرد از رابطهاش با دیگران دارد.
hadi_mn97
۸۳
تنهایی ما را به نحوی معنادار و اثربخش از دیگران جدا نگه میدارد، اما درست بههمینترتیب ما را از خودمان هم جدا میاندازد، از آن جنبههایی از وجود خودمان که فقط در ارتباط و پیوند با دیگران است که هستی مییابد و رشد میکند. استندال مینویسد: «در خلوت و انزوا به هر چیزی میتوان دست یافت غیر از شخصیت».
پروا
۸۰
در خلوت و انزوا نمیشود «انسان» شد.
me
۵۶
تنهایی، حالی است که در آن «کمتر از همیشه تنها هستیم
Ahmad
۵۵
ما در خلوتِ خودمان نگاهِ «متفاوتی» به هستی و زندگی پیدا میکنیم، اما نه لزومآ نگاهی حقیقیتر.
niloufar.dh
۵۱
درواقع خلوت و انزوا بدون کتاب تبعید است، زندان است، و شکنجه.
hadi_mn97
۴۵
ما برخی احساسات را شرمآور میدانیم و دلمان نمیخواهد پیش دیگران اعتراف کنیم که چنین احساسی داریم. غالبآ این احساسات را حتی از خودمان هم پنهان میکنیم. تنهایی ازجمله همین احساسات است که شرمآور دانسته میشوند.
Hikarira
۴۱
اساسآ در خلوت و انزوا نمیشود «انسان» شد. خود انسانیت ما حاصل ارتباطات ما با دیگران و تجربیات ما به همراه آنهاست همانطور که سی.اس.لوییس مینویسد: «درست زمانی که به آگاهی تمام دست مییابیم تنهایی را کشف میکنیم. ما از نظر جسمی، احساسی و فکری نیازمند دیگرانیم؛ اگر قرار است اصلا بتوانیم چیزی را بشناسیم، حتی خودمان را، نیازمند دیگرانیم.»
mahsa
۳۷
همیشه میگویند زمان همهچیز را عوض میکند، اما عملا این خودِ ما هستیم که باید همهچیز را عوض کنیم.
اندی وارهول
amir.yegane
۳۷
تنهایی پدیدهای ذهنی است. ما وقتی احساس تنهایی میکنیم که روابط رضایتبخشی با دیگران نداریم
юля
۳۲
شدیدترین احساس تنهایی در موقعیتهایی ظهور و بروز پیدا میکند که فرد در میان جمع است.
hadi_mn97
۲۲
برای آنکه فرد را بتوان در زمره افرادِ «تنها» به حساب آورد، خود آن فرد باید تنهاییاش را، که یک احساس معین است، احساس کند. این احساس نوعی احساس غم است. ما ممکن است گمان کنیم تنهاییم بیآنکه واقعآ تنها باشیم، اما اگر واقعآ نباشیم احساس تنهایی نمیکنیم. میزانِ احساس تنهایی افراد مطلقآ بستگی به حس و حالتِ عاطفی افراد دارد، و مطلقآ مستقل از همه دیگر عوامل عینی نظیرِ انزوای اجتماعی یا داشتن دوستان و خویشان معتمد و نزدیک است.
hadi_mn97
۲۱
فقط کسی که قدرت دوست داشتن و عشق ورزیدن دارد میتواند احساس تنهایی کند. از سوی دیگر، شاید پربیراه نباشد که بگوییم فقط کسی که میتواند احساس تنهایی کند میتواند عشق بورزد یا دوست کسی باشد.
mehrnaz
۲۱
هایدگر میگوید این حرفِ چرندی است که عشق ما را کور میکند، بلکه بهعکس، عشق ما را وامیدارد چیزهایی را ببینیم که وقتی عاشق نبودیم نمیتوانستیم ببینیم.
hadi_mn97
۲۰
عشق حقیقی نوعی همزیستی است، نوعی یگانگی بین دو تن، اما نوعی از یگانگی که بههیچروی بیشکاف و گسست نیست ولی درعینحال وحدتی است که تفاوتها را میتواند در دل خودش جای دهد.
hadi_mn97
۱۹
کسانی که احساس تنهایی میکنند بیشتر خودشان دلشان میخواهد که تنها باشند چون حاضر نیستند هزینههای روحی و روانی آمیختن با بقیه آدمها را بپردازند. آنها نوعی حساسیت به افراد دیگر دارند و بیش از اندازه از دیگران متأثر میشوند.
دیوید فاستر والاس
Ahmad
۱۹
«بلوغ فراتر از هر چیزی ظرفیتِ تحملِ تنهایی و انزواجویی است.»
raheleh ahmadi
۱۹
یکی از عوامل اصلی در میزان احساس تنهایی افراد، کشوری است که در آن زیست میکنند.
Jack
۱۷
در چنین جامعهای بسیار حیاتی است که از خودت به دیگران چیز زیادی نگویی. حتی موقع حرف زدن باید بینهایت مراقب انتخاب کلمات میبودی، حتی در موقعیتهای آشکارا بیخطر، و حتی باید مراقب بیان احساسات شخصیات میبودی. ایمنترین راه در چنین موقعیتی این بود که ارتباطات شخصیات را به حداقل برسانی.
mahiro sama
۱۷
ما تنها زاده میشویم، تنها زندگی میکنیم، و تنها میمیریم
*sunnǭ
۱۷
همه افراد در درک و تجربه جهان تنهایند
Bahar
۱۶
چنان غرق در تنهایی وحشتناکی بودم که به فکر خودکشی افتادم. تنها چیزی که جلویم را گرفت این فکر بود که هیچکس، مطلقآ هیچکس، از مرگ من متأثر نخواهد شد، و در مرگم حتی بیش از زندگیام تنها خواهم بود.
farzanepoursoleiman
۱۶
ما محتاج نگاه دیگران هستیم که به ما دوخته شود. در فلسفه دوران روشنگری بریتانیایی بر جنبه تیره و ویرانگر تنهایی مصرّانه تأکید میشود. انتونی اشلی کوپر، سومین ارلِ شفتسبری، مینویسد انسانها در برابر تنهایی عاجزتر از همه موجودات دیگر هستند.
hadi_mn97
۱۵
افرادی که احساس تنهایی میکنند احساس حقارت نیز دارند و خودشان را کمتر جذاب و از نظر اجتماعی نالایق میدانند. در آنها، در قیاس با افراد غیرتنها، شکاف عمیقتری میان آنچه هستند و آنچه میخواهند باشند وجود دارد.
hadi_mn97
۱۵
ما در زندگیمان نیازمندِ دوستی و عشق هستیم. ما نیاز داریم نگرانِ کسی باشیم، و کسی هم نگرانِ ما باشد. وقتی نگرانِ کسی هستیم دنیا برایمان معنا پیدا میکند. این نگرانی نسبت درمورد دیگران است که به ما شخصیت میدهد.
°DEHGHAN°
۱۵
همهشان درنهایت از تنهایی است که مینالند.
Ahmad
۱۳
ما هرگز نمیتوانیم مستقلِ از محیط و دوروبَرمان، مستقلِ از همه آنهایی که پیش از ما به ما شکل دادهاند خودمان را تعریف کنیم.