معرفی و دانلود کتاب همسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرها + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب همسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرهاsubscriptionAvailable

کتاب همسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرها

کتاب اول

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۳۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
گری گیزلین، عاطفه حق‌وردی
انتشارات: 
نشر صاد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرها

رمان همسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرها نوشته گری گیزلین داستان‌نویس فرانسوی- اسپانیایی است. او مجموعه چندجلدی همسایه بغلی را برای نوجوانان نوشته است و کتاب یک شب شوم برای بچه قلدرها جلد اول این مجموعه است.

درباره کتاب یک شب شوم برای بچه قلدرها

هارولد بل دوازده ساله است. او در یک شهر ساحلی آرام زندگی می‌کند و به کتاب خواندن و پیاده‌روی خیلی علاقه دارد. او روی صندلی چرخدار می‌نشیند و متاسفانه برایش مقدور نیست که در مقابل شرارت کسی مثل الکس، پسرک قلدر محله و نوچه‌هایش مقاومت کند. وقتی فرانک گولز، نویسنده رمان‌های ترسناک و دخترهایش به خانه بغلی آنها نقل مکان می‌کنند، همه چیز تغییر می‌کند. هارولد خیلی زود متوجه می‌شود که زندگی همسایه‌شان هیچوقت آرام و طبیعی نیست و فرانک داستان‌هایش را بر اساس ماجراهای ماورایی واقعی می‌نویسد. خانه آنها عجیب است. چراغ‌ها در آن خود به خود روشن و خاموش می‌شوند و اشیاء خودشان حرکت می‌کنند حتی در اتاق زیر شیروانی ارواحی ظاهر می‌شوند. چه رازی در این خانواده وجود دارد؟

خواندن کتاب یک شب شوم برای بچه قلدرها را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

نوجوانان علاقه‌مند به داستان‌های ترسناک را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 درباره گری گیزلین

گری گیزلین مدرک ادبیات خود را از دانشگاه پاریس گرفته و تاکنون داستان‌های زیادی برای کودکان و نوجوانان نوشته است. سری داستان‌های همسایه بغلی او مورد تحسین منتقدان بوده و جوایز مخاطبان را به خود اختصاص داده است. کتاب حاضر اولین جلد از ماجراهای همسایه بغلی گیزلین است.

بخشی از کتاب یک شب شوم برای بچه قلدرها

دوشنبه از راه رسید و مجبور بودم که توی مدرسه با الکس هویت روبه‌رو شوم. کوله‌ام را پشت ویلچرم آویزان کردم، با این حس که قرار است به‌زودی یک چیز ناخوشایند اتّفاق بیفتد. تنها دلیلی که باعث می‌شد تصمیم بگیرم به مدرسه بروم، این بود که امکان داشت دخترهای گولز را در راه ببینم. آن روز رؤیایم به حقیقت پیوست. ایلونا با یک کوله‌پشتی در کنارش، روی ایوان خانه‌شان نشسته بود. وقتی من را دید، از جایش بلند شد. ایلونا گفت:

«کم‌کم داشتم فکر می‌کردم نکنه زودتر رفتی.»

قلبم به تپش افتاد.

«بعدشم فکر کردم شاید اصلاً تو، توی خونه درس می‌خونی و خودم باید تنهایی برم مدرسه.»

من گفتم:

«به نظر دبیرستانی می‌آی. باید با اتوبوس بری «نیوتون های»۱۹؛ خیلی دوره از اینجا.»

«من کلاس هفتمم.»

گفتم:

«منم همین‌طور. هر دوتامون تو یه کلاسیم. الکس هم تو کلاس ماست. چهارده سالشه؛ اما وقتی بحث چیز یادگرفتن توی کلاس پیش می‌آد، الکس قانون خودش رو داره.»

«الکس کیه؟»

«اونی که از اسکله پرتش کردی پایین.»

«اوه! اون یارو؟ اصلاً محلش نده.»

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم موجود خبیثی مثل الکس را بشود ندیده گرفت. اما ازاینکه ایلونا همچین چیزی گفت، خیلی خوشم آمد. پرسیدم:

«سوزی کجاست؟»

«تو خونه پیش پدر مونده. وانمود می‌کنه که اونم مریضه. این کار همیشه‌شه؛ برایِ‌اینکه از مدرسه قسر در بره.»

پرسیدم:

«پدرت چطوره؟»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرها و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابهمسایه بغلی؛ یک شب شوم برای بچه قلدرها
عنوان دیگرکتاب اول
موضوعرمان، داستان خارجی، داستان کودک و نوجوانان، وحشت
نویسندهگری گیزلین
مترجمعاطفه حق‌وردی
انتشاراتنشر صاد
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۹/۱۰/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۸۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۴۵۹۱۷۳
تعداد صفحه‌ها۲۱۶ صفحه
قیمت کتاب۶۶۰۰۰ تومان
برچسبمجموعه پرفروش‌های نیویورک تایمز، مجموعه پرفروش‌های آمازون، مجموعه همسایه بغلی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Hana
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۲

یه تجربه ترسناک دیگه😁 خب راستش اونقدر ها هم ترسناک نبود مگر اینکه توی شب بخونیدش که بیشتر حال میده، مخصوصا با چراغ‌قوه وقتی همه خوابن!😅 داستان درباره پسری به نام هارولد بود که از ویلچر استفاده میکنه. به تازگی نویسنده...بیشتر

۸
toranj
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۹

داستان درباره هارولد پسر ویلچری هست که عاشق کتابای ترسناکه و حالا نویسنده مورد علاقه‌اش به همسایگی‌اش نقل مکان می‌کنه. خب واقعا جالبه که نویسنده مورد علاقه‌ات به همسایگی‌ات بیاد! ایده خیلی خوبی برای تعریف کردن داستانه! مخصوصا وقتی در...بیشتر

۰
ف.ن
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

متن داستان روانه و اولین کتاب دی‌ماه من بود که خوندم. دوستش داشتم و اگر جلد‌های دیگه هم داره دوست دارم بخونم. اما از زندگی شخصی هارولد یکم بیشتر می‌خوندیم به‌نظرم بهتر بود. خوندن داستان رو پیشنهاد می‌کنم.

۱
دانش‌آموز گم شده‌ی هاگوارتز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۷

کتاب خیلی قشنگی بود😇 داستان در مورد پسری به اسم هارولد بود نویسنده موردعلاقه هارولد به همراه دو دخترش به همسایگی هارولد و مادرش میان و زندگی خسته کننده و یکنواخت هارولد رو از یکنواختی در میارن و پرشور و هیجان می‌کنن... کتاب...بیشتر

۰
شلاله
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۴

کمتر کتابی هست که من رو تا این وقت شب بیدار نگه میداره. اگه دوست دارید یک داستان هیجان انگیز و جنایی و در عین حال با رگه های از طنز بخونید, این کتاب رو پیشنهاد می کنم. داستان هایی...بیشتر

۰
☀️J.S.Kinglee🍂
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۸

عالیه از مترجم درخواست می کنم جلد بعدی این کتاب رو ترجمه کنین. اسمش:(The Mallow Marsh Monster)

۳
کاربر ۳۲۴۶۵۲۲
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۱۰/۲۰

پسری که در هشت سالگی از درخت الو میوفته پایین و فلج میشه . با دختر های همسایه ی عجیبی دوست میشه و یه ماجرای هیجان انگیز پیش میاد این کتاب هیجان انگیز بود و من در یک روز همه...بیشتر

۲
Dr.Kimiya
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۶/۲۲

خیلی قشنگ و ترسناک بود حتما بخونید.

۰
melika
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۲۶

_همسایه بغلی یک کتاب بسار زیبا و هیجان انگیز که درمورد یه پسر به نام هارولد است که نویسنده مورد علاقش و دختراش به تازه گی آمدن خانه ی بغلشون رو گرفتن این داستان کلی ماجرا ها داره که باید...بیشتر

۰
A
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۳/۰۳

کیف کردم

۰
کرم کتابخوان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۱

اول از همه باید از ترجمه خوب و روان این کتاب تشکر و تقدیر کنم. در ادامه اینکه کتاب بسیار خوب و دلپذیر جلو میره و نکته مهم، عدم کسالت و خستگی خواننده است. نوع و سبک نوشتار باعث میشه...بیشتر

۰
eloohii
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۱۳

من عاشق ژانر وحشتم و این کتاب هم موضوع خیلی جذاب و خوندنی داره 👌😍

۰
Mahdis Hojati
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۰/۰۶

واقعا چی میتونه جذاب تر از این باشه که یک نویسنده بیاد و همسایه‌ات بشه؟ اون هم وقتی نویسنده مورد علاقه‌ات باشه دیگه فوق العاده اس😍🥺واقعا دلم خواست تجربه کنم چنین چیزی رو😁 روایت داستان عالیه از اتفاقات مختلف و حتی این...بیشتر

۰
ارغوان صادق
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۳

بااینکه کتاب نوجوانانه ولی واقعا قشنگ بود دوسش داشتم. جلد دوم هم داره اونم قشنگه حتما بخونین

۰
luigi
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۲/۱۶

حجم کتاب کم بود. اونقدر ترسناک نبود. خیلی هم پایان مرتبط با شروع داستان نداشت. یه روایت مثلا ترسناک با پایان باز که یعنی این اتفاق ادامه دارد. برای نوجوان ها شاید مناسب و ترسناک باشه.

۰

بریده‌هایی از کتاب

rozhin
۷
خیلی سخت است که تظاهر کنی اصلاً به انجام کاری علاقه‌ای نداری، درحالی‌که آن کار واقعاً برایت مهم باشد
شلاله
۵
هیچ هیجانی تو زندگی اتّفاق نمی‌افته، مگر اینکه آدم ریسک اون خطر رو بپذیره.
شلاله
۴
معجزه از بین رفته بود. من دوباره به دنیای واقعی برگشتم و واقعیت همه‌جوره مزخرف بود.
شلاله
۲
ایلونا گفت: «من اعتقادی به عشق ندارم. آدما موقعی که عاشق می‌شن، احمق به نظر می‌رسن. تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟» انگار یک‌دفعه از یک بلندی به پایین پرت شدم. گفتم: «چرا، کاملاً درست می‌گی.» ایلونا با اشتیاق به من نگاه کرد و گفت: «نمی‌خوام ذهنم درگیر احساسات بی‌فایده باشه. دلم می‌خواد با آدما به‌خاطرِ اون چیزی که واقعاً هستن، رابطه برقرار کنم. تو رو خیلی خوب نمی‌شناسم؛ ولی از این چیزی که هستی، خوشم می‌آد هارولد بل.» در جوابش گفتم: «من هم از تو به‌خاطرِ همین چیزی که هستی، خوشم می‌آد ایلونا گولز.»
شلاله
۲
چشمانش را باز کرد و انگشتش را به نشانهٔ تهدید به‌سمتِ فرانک گولز گرفت: «تو!» «بله؟» «هر اتّفاقی برای پسرم بیفته، هرچی، طرف‌دارات نویسندهٔ موردعلاقه‌شون رو از دست می‌دن. فهمیدی؟»
luigi
۲
«هارولد عزیز، هیچ هیجانی تو زندگی اتّفاق نمی‌افته، مگر اینکه آدم ریسک اون خطر رو بپذیره.»
luigi
۲
گفتم: «من حالم خوبه.» ولی حالم هیچ خوش نبود. واقعاً احساس می‌کردم دارم مثل جنازه می‌شوم.
luigi
۲
«تو هیچ‌وقت توی زندگی من مشکل نبودی، تو همیشه راه‌حلی. این رو می‌فهمی؟»
•●فاطمه✍●•
۲
خب، شماها می‌دونین که من همیشه می‌گم اگه آدم چیزی رو بشناسه، راحت‌تر می‌تونه نابودش کنه.
شلاله
۱
آه ای مردمان ساکن ستاره‌ها! من انسانی‌ام در کرانهٔ رود، خیره به آسمان ستاره‌ها چگونه در آن ارتفاع می‌لرزند و نورها چگونه تا دوردست‌ها می‌آیند که من می‌بینمشان و چه چیزهای نهانی با خود دارند؟ «کتاب مردگان مصری»