معرفی و دانلود کتاب تسخیر عمارت هیل + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب تسخیر عمارت هیلsubscriptionAvailable

کتاب تسخیر عمارت هیل

نوع کتاب
۲.۸(از ۲۱ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
شرلی جکسن، نیلوفر رحمانیان
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب تسخیر عمارت هیل

کتاب تسخیر عمارت هیل نوشته شرلی جکسن است که با ترجمه نیلوفر رحمانیان است. کتاب در ژانر وحشت نوشته شده است و فضای تاریکی دارد. دنیایی ترسناک که در آن مکان‌های شیطانی از انسان‌ها انتقام می‌گیرند. این اثر کلاسیک که سال ۱۹۵۹ اولین بار منتشر شده است یک داستان کاملا ترسناک است.

چهار نفر به یک عمارت عجیب می‌روند تا درباره آن مکان که شایعات هولناکی درباره آن وجود دارد تحقیق کنند. دکتر مونتاگ ، یک دانشمند امور ماوراالطبیعه، که به دنبال شواهد محکم و حقیقی است. تئودورا، دستیار قابل اعتماد او است. النورا، یک زن جوان تنها و شکننده که با وقایع مذربوط به تسخیر روح آشنا است و لوک، وارث آینده هیل هاوس.

اما هیل هوس چه نقشه‌ای دارد، او می‌خواهد شکار کند.

خواندن کتاب تسخیر عمارت هیل را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی ترسناک پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب تسخیر عمارت هیل

النور ونس سی‌ودوساله بود که به عمارت هیل آمد. حالا که مادرش مرده بود، از بین تمام مردم جهان، به‌راستی فقط از خواهرش متنفر بود. از شوهرخواهر و خواهرزادهٔ پنج‌ساله‌اش هم خوشش نمی‌آمد و هیچ دوستی نداشت. یکی از دلایل اصلی‌اش یازده سالی بود که از مادر ناتوانش مراقبت کرده بود؛ کاری که ارمغانش برای او اندکی مهارت پرستاری و ناتوانی در مواجهه با نور شدید آفتاب، بدون پلک‌زدن مدام بود. به یاد نداشت در این سال‌های بزرگسالی روز خوش دیده باشد و واقعاً احساس خوشبختی کرده باشد. سال‌هایی که با مادرش بود، فداکارانه حول گناهان کوچک و سرزنش‌های کوچک بنا شده بود؛ حول خستگی مدام و ناامیدی بی‌پایان. بی‌آنکه بخواهد خجالتی و محتاط شود، از آنجا که مدتی طولانی تنها زندگی کرده بود و هیچ‌کس را نداشت که دوستش داشته باشد، حرف زدن برایش سخت شده بود، حتی حرف زدن معمولی؛ نمی‌توانست بدون معطوف کردن صددرصدیِ حواسش به حرف زدن چیزی بگوید و به‌طرز عجیبی به‌سختی کلمات موردنیازش را پیدا می‌کرد. اسمش به این دلیل از فهرست دکتر مونتاگ سر درآورده بود که یک روز، وقتی او دوازده‌ساله و خواهرش هجده‌ساله بودند و از مرگ پدرشان هنوز یک ماه هم نگذشته بود، باران سنگ روی خانه‌شان باریدن گرفت؛ بارانی بی‌هوا و بی‌دلیل که از روی سقف با صدایی وحشتناک غلت می‌خورد پایین روی دیوارها؛ پنجره‌ها را می‌شکست و دیوانه‌وار به سقف می‌کوبید. بارش سنگ سه روز به‌صورت متناوب ادامه داشت و هر بار النور و خواهرش بیشتر از اینکه نگران سنگ‌ها باشند، از تجمع همسایه‌ها و تماشاچی‌های هر روزِ جلوی خانه‌شان عصبی می‌شدند، همین‌طور از اصرار عصبی و کورکورانهٔ مادرشان که همهٔ این‌ها را می‌انداخت گردن بدخواهان محل که پشت سرشان حرف می‌زدند و از موقعی که او ساکن آنجا شده بود دست از سرش برنداشته بودند. بعد از سه روز وقتی النور و خواهرش به خانهٔ دوستی فرستاده شدند، بارش سنگ‌ها متوقف شد و دیگر هم نیامد، هرچند النور، خواهر و مادرش برگشتند و در همان خانه زندگی کردند و دشمنی با همسایه‌ها هم هرگز تمام نشد. همه داستان را فراموش کرده بودند، البته جز عده‌ای که دکتر مونتاگ با آن‌ها مشورت کرده بود؛ قطعاً خود النور و خواهرش هم این اتفاق را از یاد برده بودند و آن‌موقع هریک فکر می‌کرد همه‌چیز زیر سر آن یکی است.

النور در نشیب زندگی‌اش، حتی از همان اولین خاطره‌ای که به یاد می‌آورد، منتظر چیزی شبیه عمارت هیل بود. وقتی از مادرش مراقبت می‌کرد، وقتی پیرزن بدعنق را بلند می‌کرد و از صندلی به تختخواب می‌برد، وقتی بی‌شمار سینی سوپ و شوربای جو را آماده می‌کرد، وقتی کفش آهنی می‌پوشید و آمادهٔ شستن لباس‌های چرک می‌شد، عمیقاً باور داشت که یک روز اتفاق می‌افتد. با جواب به همان نامه، دعوت به عمارت هیل را قبول کرده بود و این در حالی بود که شوهرخواهرش تأکید کرده بود به یکی دو نفر تلفن کند و مطمئن شود این شخص، دکتر، نمی‌خواهد النور را به این گروه‌های وحشی معرفی کند که به مسائلی ربط داشتند که خواهر النور آن‌ها را برای یک خانم جوان مجرد نامناسب می‌دانست. شاید خواهر النور در خلوت اتاق زناشویی‌شان زمزمه می‌کرد احتمالاً دکتر مونتاگ، که شاید اسم واقعی‌اش این باشد... از این زن‌ها برای چندین... خب، برای چندین آزمایش استفاده می‌کند. می‌دانی که چه می‌گویم... از آن‌جور آزمایش‌ها! خواهر النور حسابی نگران این‌دست آزمایش‌هایی بود که شنیده بود امثال این دکتر انجام می‌دهند. النور ابداً چنین خیالاتی نداشت یا اگر هم داشت، از آن‌ها نمی‌ترسید. خلاصه اینکه عمارت هر جا که بود، باز النور می‌رفت.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب تسخیر عمارت هیل و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:تسخیر عمارت هیل
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:شرلی جکسن
مترجم:نیلوفر رحمانیان
انتشارات:انتشارات خوب
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۳۶ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۶۵۱۳۷۰۸
تعداد صفحه‌ها:۲۴۸ صفحه
قیمت کتاب:۲۴۰۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتی:خرید کتاب صوتی تسخیر عمارت هیل

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

Shima
مطمئن نیستم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۱

نمیدونم کسی سریال ساخته شده بر اساس این کتاب رو دیده یا نه، ولی این اولین باری هستش که محتوای بصری به نظرم خیلی کشش بیشتری داشت تا کتاب! یا به دلیل سانسور محتوای کتاب ناقص بود یا واقعا فیلمنامه...بیشتر

۲
غزاله بادپا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۰۴

" به سمت آخرین مسیر صاف حرکت کرد و چشم در چشم عمارت هیل شد،بعد کاملا غیر ارادی محکم زد روی ترمز و خیره به تماشای عمارت هیل نشست. خانه منحوس بود.لرزش گرفت و کلمات آزادانه به ذهنش آمدند و...بیشتر

۰
omidg20
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۸

دوست من کتاب بدی نیس ، ولی اگه واقعا دنبال کتاب ترسناکی هستی...... ، اینو توصیه نمیکنم ، فضای کتاب بیشتر روانیه ، تا نصف کتاب کلا چیز ترسناکی دیده نمیشه ، بعد اونم کلا روانیه!!! درضمن کتاب حذفیات داره...بیشتر

۰
کاربر ۱۱۵۸۰۱۳
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۲۴

من حدود یک سوم کتاب رو خوندم اصلا جالب نبود به خودم اومدم دیدم دارم خودمو مجبود می کنم به خودنش ادامه بدم‌.و رهاش کردم.

۰
کاربر 10745237
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۶

اصلا کتاب خوبی نبود و هیچ هیجانی نداشت هم ابتدا و هم انتهای بدی داشت شاید قسمتی از این نارضایتی‌ها بخاطر سانسور بوده باشه اما اگه کتاب سانسور هم نمی شد بازم چیز افتضاحی بود

۰
h hoseini
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۵

ابتدای کتاب تا ۷۰ صفحه اول خیلی کنده و جذاب نیست. بعدش بهتر میشه. انتهاش هم رها هست و جذابیتی نداره. نمیدونم نویسنده چرا از ظرفیت های داستان استفاده نکرده برای پرداخت بهتر. عجیبه!

۰
Sara
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۲۰

ادبیات گاتیک قشنگیه ولی سریالش فوق العاده فوق العاده بهتر از کتاب بود و‌ کتاب میتونست خیلی بهتر باشه.

۰
Z.S
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۱۱/۰۵

روند داستان یه جاهایی هیجان داشت ویه جاهایی واقعا خسته کننده میشد آخر داستان همکه واقعا بد و بی مزه تموم شد. ترجمه هم خیلی چنگی به دل نمیزد . سریالی که با اقتباس ازکتاب ساختن داستان بهتر و هیجان...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

Sara
۲
فکر کرد: مردم از جواب دادن به سؤال‌هایی که دربارهٔ خودشونه خوششون می‌آد؛ چه لذت عجیبی هم هست. من الان حاضرم به هر سؤالی جواب بدم.
Sara
۱
می‌گه عالم هستی هرگز آفریده نشده، بنابراین نمی‌تونه از بین بره
mahsa taha
۰
بازم لذت نابیه که کسی رو پیدا کنی که می‌خواد کارش رو جبران کنه. یه وقت‌هایی اون‌هایی که می‌زننت زمین حتی برنمی‌گردن نگات کنن.