«جادوگر» مجموعه ۵ داستان کوتاه از شرلی جکسون(۱۹۶۵-۱۹۱۶)، نویسنده آمریکایی است. جکسون در سال ۱۹۶۶ جایزه ادگار آلنپو را در بخش بهترین داستان کوتاه به دست آورد.
در بریدهای از داستان قرعهکشی یا لاتاری از این کتاب که در سال ۱۹۴۹ جایزه ا. هنری را به عنوان بهترین داستان کوتاه برد میخوانیم:
«دخترها کناری ایستاده بودند و باهم صحبت میکردند و گاهی سرشان را برمیگرداندند و به پسرها نگاه میکردند. بچههای خیلی کوچک هم یا در خاک غلت میزدند یا دست خواهر و یا برادر بزرگتر خود را گرفته بودند.
مردها هم خیلی زود دور هم جمع شدند، حواسشان به بچههایشان بود، از کشت و باران، تراکتور و مالیات صحبت میکردند. آنها دور از کپهی سنگ در گوشهی میدان ایستادند، شوخی میکردند و به جای خنده لبخند میزدند. زنان با لباسهای کهنهی خانگی، اندکی بعد از مردان آمدند. و همانطور که به سمت همسرانشان میرفتند با یکدیگر صحبت میکردند و چند کلمهیی غیبت میکردند. حالا زنها کنار شوهرانشان ایستاده بودند، بچهها را صدا میکردند و آنها هم پس از چهار یا پنجبار صدازدن، با اکراه نزد مادرانشان میآمدند. بابی مارتین که دستاش در دست مادرش بود، جاخالی داد و درحالیکه میخندید به سمت کپهی سنگها رفت. پدرش داشت با صدای بلند صحبت میکرد، بابی با سرعت آمد و بین پدر و برادر بزرگترش جا گرفت.
آقای سامرز برگزارکنندهی قرعهکشی بود. او وقت و انرژی کافی داشت تا مدیریت فعالیتهای شهری مثل رقصهای خیابانی، باشگاههای نوجوانان و مراسم هالووین را به عهده بگیرد. مرد خوشرویی بود که چهرهی گردی داشت و در معدن زغالسنگ کار میکرد. مردم برای او احساس تأسف میکردند؛ چون بچه نداشت و همسرش زن عصبی و بدخلقی بود. آقای سامرز با یک جعبهی چوبی سیاهرنگ وارد میدان شد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب جادوگر و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
بعد از تموم شدن لاتاری شروع کردم به گشتن و متوجه شدم که دو کتاب دیگه هم از شرلی جکسن دارم و یکیش مجموعه ای از داستان های کوتاهشه پس با خوشحالی شروع کردم به خوندن و میشه گفت همه...بیشتر
۲
Elise
۱۳۹۸/۰۳/۱۲
کاش شناسهی کتابها رو داخلشون بذارین مثل نمونههای چاپی که آدم بدونه عنوان اصلی کتاب چی بوده.
۰
baharan emam
۱۳۹۵/۰۷/۱۱
کتاب خوبی بود لذت بردم
۰
کاوه
۱۳۹۵/۰۶/۲۹
چند داستان خوب با تم فمینیستی.داستان اول درباره یک خانم که میخواد با اتوبوس طی یک سفر شبانه به شهر دیگه ای بره و با یه آدم جدید آشنا میشه.آخرین داستان کتاب هم دربارخ یه دختره که توی قطار گیر...بیشتر
۳
محمدحسین مهدیقلی
توصیه میکنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۶
لذت بردم
۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
مطمئن نیستم.
۱۴۰۲/۰۳/۲۱
مجموعه چند داستان که از هیچکدومش خوشم نیومد
۰
mohammadshorabi
۱۳۹۵/۰۶/۳۰
کتاب نسبتا خوبی هستش .
منتها سلیقه ای هستش ،شاید کسی بپسنده و یکی نه .
ولی کتاب خواندن حتی کتاب ضعیف ، بازم به آگاهی آدم
۰
یوسف فروغی مقدم
۱۳۹۵/۰۶/۲۸
سلام وخسته نباشیید باید کتاب بخری تا مسابقه شرکت کنی
اخیرا مدرسه بهخاطر تعطیلات تابستانی تعطیل شده بود و حس آزادی در بیشتر آنها بهطرز ناراحتکنندهیی دیده میشد. آنها قصد داشتند تا مدتی آرام و بیصدا دور هم جمع شوند و بعد بازیهای خشن و پر سروصدای خود را شروع کنند. هنوز صحبتهایشان در مورد مدرسه و معلم، کتاب و سرزنشهای معلم بود.
☾Natsuki✶
۱
آن همه صورتهای زیبا آنجا بود چرا یکی از آنها به من تعلق ندارد؟
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بعد از تموم شدن لاتاری شروع کردم به گشتن و متوجه شدم که دو کتاب دیگه هم از شرلی جکسن دارم و یکیش مجموعه ای از داستان های کوتاهشه پس با خوشحالی شروع کردم به خوندن و میشه گفت همه...بیشتر
کاش شناسهی کتابها رو داخلشون بذارین مثل نمونههای چاپی که آدم بدونه عنوان اصلی کتاب چی بوده.
کتاب خوبی بود لذت بردم
چند داستان خوب با تم فمینیستی.داستان اول درباره یک خانم که میخواد با اتوبوس طی یک سفر شبانه به شهر دیگه ای بره و با یه آدم جدید آشنا میشه.آخرین داستان کتاب هم دربارخ یه دختره که توی قطار گیر...بیشتر
لذت بردم
مجموعه چند داستان که از هیچکدومش خوشم نیومد
کتاب نسبتا خوبی هستش . منتها سلیقه ای هستش ،شاید کسی بپسنده و یکی نه . ولی کتاب خواندن حتی کتاب ضعیف ، بازم به آگاهی آدم
سلام وخسته نباشیید باید کتاب بخری تا مسابقه شرکت کنی
کتابه خوبیه داداشم خوندش میگه سلیقه ای هستش