معرفی و دانلود کتاب خانه تاماریس + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب خانه تاماریسsubscriptionAvailable

کتاب خانه تاماریس

نوع کتاب
۴.۵(از ۳۳ امتیاز)
انتشارات: 
انتشارات خوب

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب خانه تاماریس

کتاب خانه تاماریس نوشته ویژینی گریمالدی است که با ترجمه فرزانه مهری منتشر شده است. این کتاب روایتی از گذراندن رنج و عشق و زندگی است.

ژولیا روان‌شناس جوانی است که به تازگی نزدیک‌ترین افراد خانواده‌اش را از دست داده است، او برای تغییر زندگی شهر خود را عوض می کند و به شهری دیگر می‌آيد تا در یک خانه سالمندان به نام خانه تاماریس کار کند، در این خانه ۲۱ سالمند زندگی می‌کنند و هر چند نفر سوئیت‌های خودشان را دارند. فقط یک زوج هستند که سوئیت مستقل دارند.

این کتاب روایت روبه‌رویی ژولیا با آدم‌هایی است که معنای شادی و خوشحالی و محبت برایشان تغییر کرده‌ است و کوله‌باری از تجربه را پشت سر گذاشته‌اند. این کتاب عشق و جوانی و گذر عمر را کنار هم قرار می‌دهد و داستانی زیبا خلق می‌کند.

ژولیا که در ابتدای داستان با خودش فکر می‌کند تا کسی متوجهش نیست فرار کند در این خانه ماندگار می‌شود و دنیایش تغییر می کند.

خواندن کتاب خانه تاماریس را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم

بخشی از کتاب خانه تاماریس

توی آینهٔ مقابلم، تصویرم از ریخت افتاد و صدایی وحشی از گلویم خارج شد. سپس صدایی دیگر. سپس صداهای فراوان دیگر. توی آن حمام کوچک زانو زدم و بی‌وقفه فریاد زدم، آن‌قدر که نفسم بند آمد.

یک فکر بیشتر در سر نداشتم: پیش خانواده‌ام بروم، خودم را توی آغوش مادرم بیندازم، خواهرم را محکم بغل کنم، نزدیک پدرم باشم. اما من در پاریس بودم و آن‌ها در بیاریتز بودند، باید تا روز بعد صبر می‌کردم تا سوار اولین قطار شوم. آن شب با غم آشنا شدم.

گاهی پیش می‌آمد که چند ثانیه به چیز دیگری فکر کنم و فراموش کنم که چه اتفاقی افتاده است. اما بعد، ناگهان واقعیت میخکوبم می‌کرد. پدرم مرده بود. با آرامش روی شن‌ها دراز کشیده بودم و ناگهان موجی با تمام قدرت روی سرم فرود آمد. ماه‌های پیشِ رو مجموعه‌ای از در هم شکستن امواج بودند. پدرم، نامزدم، مادربزرگم. داشتم غرق می‌شدم. در نتیجه، هفتهٔ گذشته با خواندن آن آگهی استخدام، انگار حلقهٔ نجاتی یافته بودم. یک خانهٔ سالمندان در بیاریتز، فوراً به روانشناسی متخصص نیاز داشت. امکان سکونت در محل وجود داشت. چشم‌انداز کار کردن با افراد سالمند به اندازهٔ در آغوش گرفتن یک عنکبوت برایم جالب بود، اما مسئلهٔ مرگ و زندگی بود.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب خانه تاماریس و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:خانه تاماریس
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:ویرژینی گریمالدی
مترجم:فرزانه مهری
انتشارات:انتشارات خوب
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۹۸/۰۱/۲۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۳.۲۱ مگابایت
شابک:۹۷۸-۶۲۲-۶۹۸۳-۰۹-۹
تعداد صفحه‌ها:۳۹۶ صفحه
قیمت کتاب:۱۷۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

نــے‌آیش🐋
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۵/۲۲

👵🏻🏡👴🏻"خانه تاماریس" محل‌کارِ جدیدِ ژولیا، روان‌شناسیه که تجربه‌ی زیادی از کار با سالمندان نداره و میشه گفت از روی ناچاری رو به این گزینه آورده. خانه‌ی سالمندانی که برای یه‌دخترِ جوون، به‌جز محیطِ سرسبز و منظره‌ی قشنگی که از پنجره‌ی...بیشتر

۳
بهنوش
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۶

عالی بود پر از تجربه بود .پر از امید به زندگی. خیلی عالی بود یه داستان زندگی باورپذیر با شخصیت های عمیق.

۰
SARA
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۲/۲۰

خیلی جذاب و دلنشین بود.پر از حس خوب و البته آموزنده بود.

۰
زی زی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۹

مثل خوردن کیک شکلاتی و چای، خوندنش لذت بخش بود :)

۰
greenavin
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۵

۵ ستاره محکم برای یکی از بهترین تجربه‌های کتابخوانی زندگیم این کتاب و خوندنش یه تجربه‌ی دل‌انگیز بود برام. تک تک جملات کتاب قلبم رو نوازش می‌کردند داستان در مورد ژولیاست، دختری که بعد از چندتا تجربه سوگ پشت هم تصمیم می‌گیره مدتی...بیشتر

۰
shaghayegh.kh
۱۴۰۳/۰۵/۱۷

خوندن این کتاب بهترین حسیه که میتونین به خودتون هدیه بدین . اصلا دلم نمیخواست تموم شه دلم میخواست تا همیشه داستانشون رو بدونم ‌ خیلی قشنگ بود

۰
سمانه انصاف جو
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۰۳

زیبا بود😍

۰
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۸

تجربه جدیدی از کتابخوانی بود با ترجمه ی عالی با این کتاب خندیدم و گریه کردم کاش خانه های سالمندان ایران هم پر از شور و شادی بود....

۰
mahfam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۰/۲۱

داستانی خاص و جدید و پر از پند های جالب و زیبا.. تلفیق جوانی و پیری ، مرگ و امید به زندگی و در اخر پایان خیلی خوبی که برای کتاب نوشته شده بود.

۰
maedeh
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۱۴

یکی از زیباترین رمان هایی که میشه خوند 😍👌🏻 ژولیا، روانشناسیه که برای راحت تر سپری کردن یکی از دوره های حساس زندگیش، تصمیم میگیره بره و توی یه آسایشگاه سالمندان کار کنه، جایی که نمیدونه قراره چقدر درس زندگی یاد...بیشتر

۰
Ala Musavi
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۱

عاااالی بود عاااالی🥺💞 بارها با این کتاب خندیدم یا اشک ریختم، خیلی کتاب لطیف و نازیه. خوش به حال ژولیا که مدتی تو تاماریس کار می کرد...

۰
sahoje
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۱۷

کتاب درباره دختریست که در آسایشگاه سالمندان مشغول میشود کتابی آرام از جریان زندگی..برای من کمی کسل کننده بود چون تو کتابها بیشتر دنبال هیجان و اتفاق عجیبم ولی خیلیا این سبکهارو میپسندن

۰
کاربر ۱۹۰۷۶۱۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۰۷

خیلی قشنگ بود

۰
کیان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۲۸

خیلی شیرین بود، جملاتش گاهی کاملا تکان دهنده بود و علی رغم ساده بودن داستان ؛معانی عمیق ونگاهی فلسفی به زندگی داشت وامیدوار کننده بود

۰
کاربر ۱۴۲۰۶۰۹
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۵

ژوایا دختر روانشناسی که در اثر فوت پدر و بیماری مادر بزرگ که عمیقا به هردو از نظر عاطفی وابسته بوده دچار آسیب روحی شده کار در یک آسایشگاهو میپذیره،اوایل فکر میکرد کار کسل کننده ای باشه وشاید نتونه ادامه...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

هانیه
۴۱
از همان لحظاتی که وقتی داری زندگی‌شان می‌کنی، معمولی‌اند و وقتی بهشان فکر می‌کنی، جادویی‌اند.
سیّد جواد
۱۳
بزرگ‌ترین فضیلت ما این نیست که هرگز زمین نخوریم، بلکه این است که هر بار دوباره برخیزیم.
SARA
۱۱
«اگه پیری رو می‌شد راحت زندگی کرد، هیچ‌کس دلش نمی‌خواست که تموم بشه. اینکه این‌قدر دشواره زندگی رو از چشم آدم می‌ندازه. پیری اختراع شده تا از زندگی دست بکشیم.»
سیّد جواد
۷
همه‌چیز در عصر یک روز شنبه فرو ریخت. همان شنبه‌ای که پدرم مرد.
مبــی‌نا
۷
آن‌قدر منتظر آن لحظه بودیم که چند ماه، هر دقیقه‌ای که با هم نبودیم، یک دقیقهٔ تلف‌شده به حساب می‌آمد.
هانیه
۶
اما بعضی زخم‌ها قوی‌تر از بوسه‌های جادویی‌اند.
SARA
۶
بدون شک راز خوشبختی رو: زندگی همین الانه. اینجا و حالا. از دیروز فقط باید بخش مثبتش رو نگه داشت. از فردا نباید هیچ انتظاری داشت. گذشته رو نمی‌شه تغییر داد، آینده رو نمی‌شه پیش‌بینی کرد.
مبــی‌نا
۶
زندگی هرقدر هم که طولانی باشه، به نظر کوتاه می‌آد.
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
۶
«ما دو زندگی داریم. دومین زندگی هنگامی آغاز می‌شود که بفهمیم فقط یک زندگی داریم.»
بهنوش
۵
«من خیلی شانس دارم؛ هشتادوچهار سالمه، هنوز صدای جیک‌جیک پرنده‌ها رو می‌شنوم، با یه عینک معمولی می‌تونم کتاب بخونم، هنوز چندتا از دندون‌هام مال خودمن